☑️مشاور ترامپ: بعد از ۴۱ سال مطالعه فهمیدم ایران مقابل آمریکا پیروز شده است
🔹#ولیدفارِس، #مشاورسیاست_خارجی_ترامپ:
🔻من از هنگام انتشار اولین کتابم در بیروت درباره راهبردهای ایران ۴۱ سال را به پیگیری سیر تحولی حکومت ایران و ژئوپولتیک این کشور اختصاص دادهام.
🔻بعد از سالها مطالعه بر روی حکومت ایران از آغاز شکلگیریاش تا کنون جمعبندی من در مقطع کنونی این است که #نظام_ایران_پیروز شده است.
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اینجا دانشگاه بیرزیت در رام الله است
پرچمهای حماس درحال اهتزاز و شعارهای ما مردان محمد ضیفیم
این ویدئو بدجور به صهیونیست ها فشار آورده
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
11.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☑️تجمع عظیم دهه نودی ها برای سلام به فرمانده در مشهد مقدس
خداوند اینگونه معادلات دشمن را به هم میریزد
ماشاءالله
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
4_5774108729427365316.mp3
16.52M
«سلام فرمانده» آذری ها به زبان ترکی چه زیبا و دلنشین می شه😍👌
#سلامفرمانده
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
امضاء کنید ؛
اعلام حمایت همه جانبه ملت از رئیس جمهور انقلابی جمهوری اسلامی ایران در خصوص هدفمند سازی یارانه ها و جراحی اقتصادی کشور
#سیدابراهیم_رئیسی
#دولت_انقلابی
#ایران_قوی
#مردم_همراه
https://www.karzar.net/40966
#نشر_حداکثری
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👌🎥 به اندازه دو ساعت سخنرانی تاثیر داشت 👏
حتما ببینید
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
*خاطراتی از رفتار آیت الله فاطمی نیا در خانواده از زبان پسر ایشان*
★هیچگاه ندیدم پدر، بدون پسوند یا پیشوند محبتآمیز، مادرمان را صدا کند. مانند عزیزم، جانم و... ایشان وقتی مادر وارد مجلسی میشوند، محال است تمام قامت بلند نشوند. وقتی میخواهند ایشان را به کسی یا جمعی معرفی کنند، حتماً با اکرام مادر را معرفی میکنند.
👈 من بارها دیدهام وقتی در روز، مادرم خواب هستند ایشان مطالعهشان را در جایی انجام میدهند که مراقب باشند اگر کسی وارد میشود و نمیداند مادر خواب است، به او بفهماند که با صدای بلند صحبت نکند مبادا مادر بیدار شوند.
👈 پدر هیچوقت در خانه فرمان صادر نمیکنند، حتی برای آوردن یک چای. بارها شده که خسته از در بیرون آمده و چای دم کردهاند و خودشان برای همه چای میریزند و همه دور هم نوش جان میکنیم و چقدر هم دلچسب است.
👈 ایشان از انجام کار خانه ابایی ندارند. بارها آقایان همسایه به ما میگویند که از وقتی حاج آقا آمدهاند در این ساختمان، همسرانمان به ما معترض شدهاند که چرا شما ظرف نمیشویید چون اغلب بعد از ناهار و شام متوجه میشوند که حاج آقا در آشپزخانه ایستادهاند و ظرف میشویند.
👈 روزی با پدر میخواستیم برویم به یک مجلس مهم؛ وقتی آمدند بیرون خانه، دیدم بدون عبا هستند. گفتم عبایتان کجاست؟ گفتند مادرتان خوابیده و عبا را رویشان کشیدهام. به ایشان گفتم بدون عبا رفتن آبروریزی است؛ ایشان گفتند اگر آبروی من در گروی این عباست و این عبا هم به بهای از خواب پریدن مادرتان است، نه آن عبارا میخواهم نه آن آبرو را.
👈 یکبار ایشان گفتند مواظب دلها باش، اگر یک دل را بشکنی گاهی باید هفتاد سال دنبالش بدوی. یعنی هفتاد سال عقب میمانی، هفتاد سال نگهت میدارند که یک قدم جلو نروی.
👈 زمانی که ازدواج کردم کادوی ازدواجم تابلویی بود که پدر با دست خود به عربی نوشته بودند با این مضمون که: بپرهیز از ظلم به کسی که یاوری جز خدا ندارد. این جملهای است که اباعبدالله(ع) در لحظه آخر زندگی بر لب آوردند. یکی از علما وقتی این تابلو را دیدند، گفتند این را حاج آقا به خاطر همسرشان نوشتهاند که همیشه در ذهنشان باشد چون یک زن در منزل شوهر همه داشتهاش را میآورد و باید بدانیم جز خدا پناهی ندارد و نباید به این زن بگوییم بالای چشمت ابروست و اگرنه، مستقیم وارد جنگ با خدا شدهایم.
🌷 یک بار پدر مشغول مطالعه بودند و نوه ایشان دست پدر را گرفتند و بردند جلوی تلویزیون تا همراه پدربزرگ کارتون تماشا کنند. پدر هم با سعه صدر در حالی که کتاب در دستشان بود، رفتند و نشستند و کاملاً هم همراهی میکردند. گفتم پدر شما به مطالعهتان برسید. در جواب گفتند این بچه دلخوشیاش این است که من با او کارتون ببینم. مواظب دلها بودن یعنی این.
روحشون قرین رحمت الهی🖤🖤
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 انگلیسیها بین دوراهی گرسنگی و سرما ماندهاند ‼️
🔻 نیویورک تایمز: با افزایش ۳۴ درصد قیمت مواد غذایی در انگلیس، ۴۰ درصد مردم این کشور قدرت خرید از فروشگاهها را ندارند
🔺 برخی از مردم برای کاهش هزینهها و تامین موادغذایی مجبور شدهاند برق و گاز منزل خود را قطع کنند!
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
13.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 درمان اصولی اقتصاد
🍃دریافت با کیفیت اصلی👇
https://basirat.ir/fa/news/337498
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
21.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌✅واقعیت دروغ پراکنی جاهلان و معاندین چیست؟
❌وترفند همیشگی آنان در مخاتفت با نظام برای زودباوران فضای مجازی
#به_عشق_مهدی
#جهاد_تبیین
#ظهور
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
هدایت شده از این عمار
#رمانی_از_عاشقانه_های_شهدا
#شهید_مدافع_حرم
#رمان_رویای_بیداری
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
💕💞💕💞💕💞💕💞
💞💕
#رؤیـــــــای_بیـــــدارے
#پارت_نوزده
🔶آن روزها نزدیک خانه مان یک برکه بزرگ بود پر از آب ، به آقامصطفی گفته بودم از آواز جیرجیرکها و غورغور قورباغهها 🐸خوشم میآید. برای همین صبح خیلی زود معمولاً بعد از نماز میرفتیم لب برکه، چون وقتی خورشید🌞 بالا میآمد این صداها در هیاهوی مردمی که به دنبال روزی بودند، گم میشد. روی سنگهای لخت کنار آب مینشستیم. آقامصطفی میگفت: «چشمات رو ببند زینب، بانگ خروس🐓رو گوش کن ببین چه با احساس میخونه، آوای نسیم رو میشنوی؟ چه دلنشینه😊، حالا به این فکر کن اگه نعمت شنواییات رو از دست بدی چقدر سخته! اگه نتونی زیباییهای طبیعت رو ببینی چقدر حسرت میخوری! به همین دلیل ما باید همیشه به خاطر نعمتهای پروردگار شکرگزار باشیم. وقتی دربارۀ هر موهبتی فکر کنی، آخرش به خداشناسی میرسی» یک بار پرسیدم: «جیرجیرک چهطوری آواز میخونه؟» گفت: «در واقع نمیخونه، کمانچه میزنه»😊😊
خندیدم: «کمانچه؟» گفت: «خالقش یک زائدۀ برجسته زیر بال جلوش قرار داده که اون با ساییدن این زائده به بال زبر و دندانهدار دیگهاش، تولید صدا کنه.»
🔸خانۀ پدرم وسط باغ تعبیه شده بود و اطرافش موزاییک بود. صبحها که بیدار میشدیم روی سطح موزاییکها پر از برگ و گرد و خاک بود. من و ربابه هر روز قبل از رفتن به مدرسه حیاط را جارو میزدیم.🌾🌾 چند روزی که آقامصطفی بود اجازه نمیداد ما جارو کنیم میگفت: «شما با خیال راحت صبحونهتون رو بخورین و برین مدرسه من جارو میکنم.»😊
🔸یک روز که از مدرسه آمدم خانه، آقامصطفی نبود. گفتند رفته خانۀ برادرم تا کولرشان را سرویس کند. بعد از ناهار کتابم را باز کردم اما همۀ هوش و حواسم پیش او بود. 🧐نزدیک غروب صدای پای آقامصطفی را شنیدم که باعجله و نفسنفس زنان میآمد. مادرم روی ایوان ایستاده بود به مادرم گفت: «زنعمو، زینب خانم کجاست؟»
مادرم جواب داد: «داره درس میخونه چطور مگه؟ چیزی شده؟»🤔
آقامصطفی گفت: «آره، بهش قول داده بودم ببرمش لب برکه صدای جیرجیرک گوش کنه!»
🔸من آمده بودم کنار پنجره و از پشت پرده نگاه میکردم. مادرم قاهقاه خندیدو صدا زد: «زینب بیا ببین چی به روز بچۀ مردم آوردی!»😊
خطاب به آقامصطفی ادامه داد: «خدا کنه تا آخر همینطور عاشق 💞بمونین حالا بیا تو، تازه چای دم کردم. بیا خستگی بگیر، ول کن این لوسبازیها رو، زینب هنوز بچهاس یه وقت دیدی نصف شب گفت بیا بریم ستارهها رو بشمریم!»😁
آقامصطفی گفت: «من عاشق همین روحیاتشام!»
آقامصطفی آمد داخل، برایش چای آوردم. گفت: «ببخشید دیر شد، نمیشد کار رو نصفه رها کنم.»💞💞
🔺بهروایتهمسرشهید
خانوم زهرا عارفی
🌷#شهید_مدافعحرم_مصطفی_عارفی
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─