eitaa logo
دانلود
مثلا شاید این اتفاقاتی که خانم فرید در طول روز براش میوفته و فوری می‌نویستشون، واسه من در طول یک ماه
ولی خب همه چیز به دیدن برمی‌گرده. زمانی که بیشتر با دوربین لحظه ها رو ثبت می‌کردم هر لحظه برام یه اتفاق بود. گاهی میخواستم وسط خیابون گریه کنم که چرا الان چیزی دم دستم نیست تا مثلا این لحظه رو ثبتش کنم:))
* و فکر می‌کنم به این روز ها که دیگه تکرار نمی‌شن و خاطرات خوشی که گذشته؛ به نوجوونی که به زور می‌خوام نگهش دارم و قبول نکنم که تموم شده. به هجرت و به اتفاقاتی که هنوز نیومده. به دوستی هایی که هنوز شکل نگرفته به احساس مادرانه ای که باید روزی تجربه اش کنم همه اینها برای بقا و اهمیّتش.
-