خونه سبز برام مثل یه نهال هست که کم کم میوه داده. خدا رو شکر که فرصت خدمت دارم.😊
#کارگاه_خونه_سبز
سلام من برگشتم از سفر با کلی تجربه همسرداری و فرزندپروری.😎😎
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
نیت امروزم انتقال تجربه و استراحت بعد یه سفر فشرده.🥰
@aznobato_ir
#خاطرات_یک_نو_مامان
دلم خواست خوش بگذره بهش. هر روز تو حرم رفتیم آب بازی. نتیجه این شد که حتی تو شهر مشهد گنبد آقا جان رو میدید میگفت آب به. و میخواست بره حرم. 😅😁
نگم از رواق امام خمینی که شبیه مهد کودک بود و ایلیا هر شب با گریه اومد هتل. هر چند دقیقه با یه نی نی دوست میشد و آخر بارم با فرستادن بوس باهاشون خداحافظی میکرد. تو این دوستیهای چند دقیقهای پسرکم یاد گرفت با اشتراک اسباب بازی میتونه با بچه ها دوست بشه. خب یه چیزای نامناسبم یاد گرفت.
مثلا از آرین سه ساله یاد گرفت بینیش رو با دستمال بگیره و ول کن بینی نبود
#تجربه_سفر
@aznobato_ir
#خاطرات_یک_نو_مامان
و اما تجربه های نابتری داشتیم🥰. رفتم سرویس بهداشتی. داشتم وضو میگرفتم که دیدم یه دختر بچه حدود چهار ساله داره به مامانش میگه: مامان مامان منم وضو.🙆♀
مامانش اول انگار کلافه شد اما گفت باشه دخترم. بعد کمکش کرد تو اون سرویس بهداشتی شلوغ آستینش رو بالا زد، جورابشو درآورد و خلاصه آماده وضو شد. حالا این وسط باید بهش یادم میداد چیکار کنه.😅🙆♀
و اما بقیه!! 😐
خانم یک:ایبابا بچه تو رو چه به وضو، مامانتو خسته کردی.😕
خانم دو: بزرگ میشی تو سرما و گرما انقد وضو میگیری که خسته میشی،بیا برو.😐
مامان بچه: به این خانوما لبخند زد اما با حوصله کمک کرد بچه وضو گرفت. در نهایت بچه چشماش قلب قلبی بود و به دختر بزرگتری که از اقوامشون بود گویا گفت ببین منم وضو گرفتم.🤩
خانم یک و دو مامان رو سرزنش کردن که چه حوصله ای داری، و باز مامان خندید. 🙂
و اما من با قلبم براش دعا کردم. که این حرفا، این سرزنشا اونو از مادری با تمام وجودش دور نکنه. که لبخند و چشمای خندون بچه اش همیشه انتخابش باشه نه رضایت آدمای اطراف. که رد بشه از جمله سمی و معروف مردم چی میگن!!!😊☺️
و این خاطره برای من شد بهترین تجربه سرویس بهداشتی عمومی.😁
@aznobato_ir
توجه توجه😁
لطفا اگه میخواید واسه مشاوره پول واریز کنید قبلش با من چک کنید. من تا دو هفته آینده تایم مشاوره ام پر هست.🙆♀
#آمنه_نوشت
مهدی میدونه یه تایمی رو نیاز دارم تنها باشم، تو حرم هم دوست دارم این تنهایی رو. برم یه کنج پیدا کنم و گریه کنم و حرف بزنم و دعا کنم. و بعد این تایم تبدیل میشم به یه همسر،یه مامان که صد درصد شارژ شده. 😁
تمام این مدت یه تایمی ایلیا رو نگه داشت تا من برم خلوت کنم و من قدردانشم.😍
راستش مدتها طول کشید تا تونستم واضح و شفاف بگم این نیاز به تنهایی در طول روز برام به اندازه غذا مهمه و بخاطر داشتن این تایم حاضرم شبها بیدار بمونم و از سکوت خونه لذت ببرم.😉☺️
@aznobato_ir
دارم فکر میکنم ما زن و شوهرا چقد بلدیم همدیگه رو؟؟چقد سعی کردیم یاد بگیریم حرف زدن درست رو ، اینکه بگیم از هم چی میخوایم!!
@aznobato_ir
بلدیم به جای قهر کردن حرف بزنیم؟! به جای متهم کردن و سرزنش کردن بگیم چی میخوایم؟! اصلا پشت رفتارای ما چی پنهانه؟!
@aznobato_ir
اون زمانایی که میشیم قاضی و رای میدیم به محاکمه و تنبیه همسر تهش چی میخوایم؟!
@aznobato_ir
یا اصلا بلدیم چجوری حرف بزنیم که همسر بشنوه؟!! چجوری انتقاد کنیم که همسر فک نکنه بهش توهین شده؟!
@aznobato_ir
توی خونه سبز این مهارتها و کلی مهارت همسرداری دیگه رو یادت میدم، راستشو بخواید خونه سبز نه سیاست دلبری و همسرداریه!! نه کلاس زنِ زندگی بودن !!؟😁
@aznobato_ir