روز بیست و هفتم #چالش۳۰روزعاشقانه
امروز یه سلفی دونفره بگیرید .
بعد برید چاپش کنید و بزنید روی یخچال.
این عکس رو با کلی جنگولک بازی و خنده بگیرید یه عکس که پشتش کلی خاطره خوب پنهون شده، تا هر وقت میبینیدش لبخند بیاد رو لباتون.🤗
#همسرداری
#چالش_باتو
@aznobato_ir
#خاطرات_یک_نو_مامان
سزارین بهتره یا زایمان طبیعی؟؟🤔
من کلی ورزش کردم توی بارداریم. با وجود ویار شدیدی که تا اواسط ماه پنجم ادامه داشت و کمر دردی که از ماه چهارم وجود داشت. 😔
چه ورزشها که نکردم!!! ماه آخر پله نوردی میکردم چهار طبقه رو میرفتم بالا.بعد میومد پایین با آسانسور و دوباره...
چرا؟! چون فقط میخواستم زایمانم طبیعی باشه. از سزارین و بخیه های زشتش متنفر بودم. دلم میخواست همه این سختی ها یه شبه تموم بشه. تو ناخودآگاهم بود که با زایمان طبیعی آدم بیشتر مامان میشه. 😐 با اینکه در ظاهر میگفتم فرقی نداره که😐اما یه نیروی قوی تو ذهنم فقط طبیعی رو قبول داشت.
هفته ۳۸ آخرین سونو رو که رفتم تشخیص دادن که مایع آمنیوتیک (همون کیسه آب) کدر هست و خلاصه معنیش این بود که فسقل خان پی پی کرده.
یعنی تمام ورزشایی که کردی رو مدرک بگیر بچسبون به دیوار. یعنی زایمان طبیعی پر. خلاصه بستری شدم بیمارستان و دائم ضربان قلب ایلیا رو میگرفتن. خیلی سخت بود و پر استرس.
فرداش دیگه قطعی تصمیم دکتر به سزارین شد و من...
لحظات سختی بود. حس نمیکردم بترسم اما تمام وجودم میلرزید. هرچقدر سعی میکردن آرومم کنن نمیشد. دندونام محکم بهم میخورد . بهم آرامبخش زدن فایده نداشت. خلاصه با هزار سختی بدنم آروم شد و ایلیا بدنیا اومد.
نگم براتون از اولین دیدارمون. انگار تکه ای از بهشت رو بهم هدیه دادن. آنچنان حس نابی رو تجربه کردم که غرق لذت بودم. وقتی پسرمو دیدم انگار آرامبخش اثر کرد و به خواب رفتم.
و من فهمیدم مامان شدم به اندازه همه کسایی که زایمان طبیعی داشتن. 😊
تجربه شما از زایمان چی بود؟
#آمنه_نوشت
@aznobato_ir
روزبیست و هشتم #چالش۳۰روزعاشقانه
امروز یه متن جذاب برای همسرت بنویس و بهش بگو چقد برات مهمه.
پر رو میشه؟؟؟ نه اصلا، فقط میفهمه واست مهمه، انگیزه میگیره، براش یه شخص امن میشی ،کنارت خود واقعیشه.
عزت نفس میگیره.
دلایلی که گفتم کمه؟؟؟😉پس بدو برو انجامش بده😁
منتظر نتیجه هستم.
عکس نوشته هاتون رو برامون بفرستید.خدا رو چه دیدی شاید جایزه هم دادیم به فعال های چالشیمون😎😎
#همسرداری
#چالش_باتو
@aznobato_ir
#آمنه_نوشت
وقتی عروس شدم ،تو دوران عقد که انقد مهمه رابطه خوبی با خانواده همسر شکل بگیره یه فامیل رده دهم داشتیم، یه روز بهم گفت:
اوشون: آمنه به مادرشوهرت گفتم عروست پسرتو کشیده سمت خودش. فقط میرن مهمونیای فامیلای خودش.
من:😑خیلی ممنون از نظری که دادید.
اوشون:ناراحت شدی؟؟ راس میگم دیگه ناراحتی نداره.
من:واقعیتش واسم مهم نیست حرفی که زدید🤨.
چند سال بعد:
اوشون هنوزم فامیله ماست و همیشه هم هست و افرادی دیگه هم هستن که فامیل ما هستن و همه از این فامیلا دارن.😅
اوشون: وا بچه رو چرا رو پا میخوابونی عادت میکنه.
من: چه جالب.
یکساعت بعد
اوشون: وا چرا بچه رو بغل کردی بغلی میشه.
من: که اینطور. چه جالب.
بازم یک ساعت بعد
اوشون: ای بابا چرا با بچه حرف میزنی بعدا باید یکسره باهاش حرف بزنیا
من: اِ راس میگید.
یکساعت بعد
اوشون:چرا این مدلی به بچه شیر میدی بچه میفهمه ناآرومی بد شیر میخوره این مدلی که من میگم شیر بده.
من: واقعا؟!پسر من این مدلی دلش میخواد شیر بخوره.
اوشون:وااا از الان لوسش نکن
من:باش.
(این جانب کار خودمو میکنم و با گفتن عبارتی مثل چه جالب بحث رو خاتمه میدم.😅).
@aznobato_ir
این داستان همیشه وجود داره.
همیشه هستن افرادی که تو همه چی نظر میدن و حتی اگه طرفین عاقل نباشن گاهی آتیش بیار رابطه عروس و خانواده همسرش میشن.
میخوام بگم این مساله برا همه هست. مهم نحوه برخورد شماست. حق دارید ناراحت بشید گاهی. اما مگه میشه دیگران رو تغییر داد؟
اما میشه به شیوه خودمون زندگی کنیم.
میشه بدون اهمیت دادن به این جمله های سمی طوری که دوس داریم زندگی کنیم. اگه گاهی دلتون شکست ناراحت شدید از این حرفا بازم حق دارید. اما زندگی رو به کام خودتون زهرِمار نکنید.
فقط میتونیم از خودمون بپرسیم تو چجوری میخوای باشی تا بقیه بهت نگن فامیل سمی!!!😉🤗
#آمنه_نوشت
@aznobato_ir
روز بیست و نهم #چالش۳۰روزعاشقانه
امروز بی دلیل همدیگه روبغل کنید
در آغوش گرفتن باعث ترشح هورمون اکسی توسین میشه که خودش باعث شادیه و صمیمیت بیشتری ایجاد میکنه.
ارزونتر از اینم میشه شاد بود؟؟؟ 🤗😉
#همسرداری
#چالش_باتو
@aznobato_ir
نتیجه مشاوره امروزم.
الان حسم اینطوریه: آخیش موثر بودم😍
✍آمنه حبیبی
@aznobato_ir
#خاطرات_یک_نو_مامان
مدتیه ایلیا زیاد جیغ میزنه. انگار اعصاب نداره.
امروز سر سفره جیغ میزد و اشاره میکرد به یه چیزی که نمیدونستم چیه، همش میگفت این، این و من هر چی رو نشون میدادم بیشتر حیغ میزد. تا اینکه فهمیدم پیازچه میخواد. وقتی بهش پیازچه رو دادم یه خنده عمیقی کرد که دلم قنج رفت. 🤗
با خودم گفتم چقد سخته که نمیتونه حرف بزنه.
یه کودک یکساله خیلی از کلمات رو میتونه درک کنه اما توان گفتاریش هنوز زیاد رشد نکرده و چندتا کلمه محدود رو میگه. همین باعث میشه عصبی بشه، غر بزنه و گاهی مثل ایلیا جیغ بزنه. 😕
گاهی تو ذهنمون میاد نکنه بهش توجه میکنم جیغ میزنه ،یاد بگیره دائم جیغ بزنه؟!😐
اما وقتی هم قدش بشیم و خودمون رو بذاریم جاش میفهمیم طفلی هدفش زورگویی نیست!! فقط داره حرص میخوره که نمیتونه حرف بزنه و وقتی ما بتونیم کشف کنیم منظورش چیه؟ و چه نیازی داره این جیغ ها تموم میشه.
فک کنید به جیغ ها بی توجهی کنیم چی میشه؟« تو ذهنش میاد که مامان من بهم اهمیت نمیده. نیاز من برآورده نمیشه،من مهم نیستم و دنیا جای نا امنیه🥺»
من انتخابم اینه که منبع امنیت کودکم باشم. 🤗
راستی شما هم از این تجربه ها دارید؟ برام اینجا بنویسید.👇
@aznobato_admin
✍️آمنه حبیبی
#فرزندپروری
@aznobato_ir
سلام به همه مامانای گل. همه مامانایی که دارن گذشت کردن و بخشندگی رو زندگی میکنن. فداکاری رو معنا میبخشن.
میخوام بگم با همه اینا هممون گاهی گند میزنیم. چون انسانیم. این به معنای مامان بدی بودن نیست. مهم اینه ترمیم بلد باشیم. معذرت خواهی بلد باشیم. بازی با کودک بلد باشیم و سعی کنیم بهترینِ خودمون باشیم. اگه کنترل خشم نداریم خب یاد بگیریم. یادمون باشه ما آینه کودک هستیم و قراره اعمال ما رو زندگی کنه و بشه بخشی از شخصیتش.😊