eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
22هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
420 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 حدود دو هفته پیشرفتم آزمایش دادم تو ازمایشم کلسترولم بالا بود، قندم لب مرز بود و دفع پروتئین داشتم😕. یعنی یه جوری این آزمایش بد بود که دکتر هنگ کرد گفت یه بار دیگه برو آزمایش بده.😂 من رفتم یه آزمایشگاه دیگه آزمایشم رو تکرار کردم. و الحمدلله نتیجه خوب بود و معلوم نبود چرا آزمایشگاه اول قصد داشت منو بکشه.😂 اما نکته چیه؟! اینکه من تا اومده جواب آزمایش دوم بیاد واقعا ناراحت بودم از کلسترول بالا و ... . در حدی که هر روز صبح احساس تنگی نفس داشتم. بعد غذا فکر میکردم سنگین شدم و چربیم زده بالا😂. امروز که جواب آزمایش دوم اومد همه علائم من خوب شد‌.😂 میدونی چرا؟! چون فکرم داشت منو مدیریت می‌کرد. چون قدرت ذهن اونقد زیاده که من داشتم با نوع تفکرم کلسترول بالا رو زندگی میکردم. 🤦‍♀🙆‍♀ میخوام بگم وقتی کنترل زندگی رو میدیم دست افکارمون ممکنه به سرطان هم مبتلا بشیم.😕😕 @aznobato_ir
🌺روز هفدهم امروز یه فضای عاشقانه خلق کنید و یه گفت و گوی رومانتیک داشته باشید. میتونید این سوالات رو از همدیگه بپرسید: -چرا فکر میکنی ما خیلی بهم میایم؟ -چه چیزی رو بیشتر در مورد من ستایش میکنی؟ -من چطوری میتونم یه روز هیجان انگیز به یاد موندی برات خلق کنم؟ -کی متوجه شدی که عاشق من شدی؟ @aznobato_ir
امروز من نبودم چون ایلیا نخواست که باشم.😐 از صبح درگیر همیم😂. جاتون خالی همین الانم از شدت عصبانیت سپردمش به بابای گرامی که یه وقت منفجر نشم. 😡 اینو گفتم که بدونید منم ممکنه روز سمی داشته باشم. 😐😅 ✅اما تو این مواقع همین که احساس میکنم کم کم تپش قلبم داره میره بالا متوجه میشم که دارم به سمت عصبانیت پیش میرم. پس اگه بابا باشه بچه رو میسپرم به بابا، اگه نباشه میرم دستشویی که چند دقیقه تنها باشم.😂چون هرجای دیگه برم ایشونم میخواد باهام بیاد‌😂 خلاصه که خدا به ما مامانا صبر جمیل بده. @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: دیشب با سردرد و کلی چالش ایلیا رو خوابوندیم. خوابش میومد اما حاضر نبود بخوابه. صبح ساعت هفت و نیم بیدار شد و قبل صبحانه با ماژیک مشکی مبل رو نقاشی کرد. منم فردا مهمان دارم. 😩😩 اونقد عصبانی و خسته بودم که بغض داشتم. بهش گفتم مامان جان برو پیش بابا. چون احساس میکردم خیلی عصبی‌ام.😡 الان که ایلیا رفته و به مبل نگاه میکنم میبینم آره خیلی ناراحتم. غم دارم. اما!!! بپذیر دیگه آمنه. بچه است. داره کشف میکنه و تو وقتی تصمیم گرفتی مادر بشی میدونستی شرایط سخته!!😱🤨 بعد هم فک کردم دیدم ما دیشب بهش ماژیک دادیم و امروز مراقب نبودیم و ایشونم ماژیک رو برداشته. پس قصدش اذیت من نیست. فقط کیف کردن و تجربه میخواد.🤦‍♀🤦‍♀ نیت امروزم پذیرشه. و الان غم هم دارم اما میدونم این غمم باید بپذیرم.😊 @aznobato_ir
برگزاری دوره مدیریت خشم برام یه عمل معنویه واقعا. 🥺 اینکه با سی روز تمرین بتونی خشمت رو نصف کنی فوق العاده است. دمتون گرم که عمل میکنید. 🥰
🌺روز هجدهم امروز جنگ کنید! جنگ بالشتی! این کار آدرنالین و دوپامین شما رو افزایش می ده که شبیه احساس عاشق شدنه! میتونید انواع مختلف دیگه جنگ رو هم امتحان کنید.🤪 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 این صفحه رو خوندم کلی کیف کردم. دیدم پیامبرمون چقد زیبا عملی عشق به کودک رو نشون میدادن . پس دیگه نپرسیم لوس نمیشه!؟ پررو نمیشه؟! نه عزیزم فقط محبت کافی دریافت میکنه کودکت و هزارتا گره شخصیتی براش ایجاد نمیشه.😊 ✍کتاب فاطمه علی است @aznobato_ir
سلام از یه آمنه خسته🥴 من غروب روضه دارم. از صبح دارم حلوا قیف میزنم و خونه تمیز میکنم و از این کارا😅. خلاصه که هستما اما نیستم یه کم😅. 😬🙄🤔
روضه شروع شد و خیلی خلوت بود. مهمونام نیومده بودن !زیاد‌ تو آپارتمان جدید کسی ما رو نمیشناخت. دو ماه نیست که ساکن این خونه شدیم.😔 خلاصه که سخنران میخواست شروع کنه و من دلم گرفته بود. همش به خودم میگفتم مگه به تعداد آدماست. رزق هر کی باشه میاد‌😔. اما خب دله دیگه میگیره. و چمیدونستم رزق من از این روضه قراره چی باشه؟! و چمیدونستم قراره خونم چه مهمون گرانبهایی داشته باشه!!!🥺 میدونی چیشد؟! یه خانوم که نمیشناختم اومد به روضه و ایشون پرچم گنبد امام حسین رو آوردن تو مراسم ما.🥺 گفتن نمیخواستن بیان، اما یهو به دلشون افتاده و اومدن. رزق از این بیشتر؟! من دیگه چی بخوام از خدا؟! پرچم امام حسین(ع) مهمون خونم شد.😭😭 خلاصه که روضه خیلی کوچک ما با پرچم امام حسین متبرک شد. و ناخواسته گفتم حسین جان مدتهاست نتونستیم بیایم دیدارت اما برام پرچمت رو فرستادی که تو هوات نفس بکشم.😭😭 حال غریبی بود. روز غریب‌تری. دعاگوی تک تکون بودم.😢 @aznobato_ir
عکس خوب نتونستم بگیرم. اما دلم نیومدم همین هم نفرستم.😊
🌺نیت امروزم: دارم میرم به یه جلسه با نوجوان‌ها. هم شوق دارم هم نگرانم. یکی از گروه‌های سنی حساس نوجوان‌ها هستن و دنیای عجیب و غریب و پر از شگفتی و بامزگی و همین قدر پر پارادکسشون.😁 یه کم که به خودم وصل شدم نیتم رو برداشتم. آمنه خودت باش. قرار نیست نقش بازی کنی تو ارتباطات. برو کیف کن برگرد.😁😍 @aznobato_ir