🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
نگاه کردم به پاهام،خونه سرده و نوک پام یخ زده. جورابم رو پوشیدم و به ایلیا گفتم ایلیا مامان بیا جوراب پات کنم سردت میشه!!!😊
چقد خوبه که این احساس سرما رو پذیرفتم، نگاش کردم ، دیدم نیاز دارم به گرما و براش قدم برداشتم.😉
از خودم میپرسم چقد با احساسات دیگهات( مخصوصا روان شناختی مثل غم) این مدلی هستی؟! احساسات خوشایند و ناخوشایند؟! چقد نگاشون میکنی، میپذیریشون و برای نیاز پشتش قدم برمیداری؟! 🤔
امروز میخوام به احساسات مختلفم توجه کنم، ببینمشون و بغلشون کنم چه خوشایند باشن چه نباشن.🙂
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
دیروز بسی حرص خوردم.اونم نه یکبار!! چندین بار هر بارم سر یه موضوع تکراری! 😕😫😫
حالا میام براتون مینویسم چرا!!🤦♀🤦♀
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 دیروز بسی حرص خوردم.اونم نه یکبار!! چندین بار هر بارم سر یه موضوع تکراری! 😕😫😫 حالا میام براتو
#خاطرات_یک_نو_مامان
آقا ایلیا صبح گفتن صبحانه شیر میخوان با عسل. براشون آوردم آخر صبحانه بهم نگاه کرد و لیوان شیر رو برگردوند توی سفره.☹️
گفتم مامان جان این چه کاریه؟! بعد سریع مکث کردم که متوجه حرص خوردنم نشه. آخه بچه های این سنی وقتی بفهمن رو یه موضوع متفاوت واکنش نشون میدی براشون جذابه و دوباره تکرارش میکنن.☹️☹️
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
بماند که تا دیدن من نفس عمیق میکشم ایشونم نفس عمیق کشیدن که آرامش پیدا کنن.😂
زمان ناهار شد دوباره لیوان آب رو ریخت تو سفره. من خیلی حرصم گرفت گفتم ایلیا این کارو دوس ندارم ،آب رو میخوریم نمیریزیم تو سفره.😡
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
گذشت رسیدیم به غروب. براش یه سفره انداختم و برنج آوردم که ناهار کم خورده حالا با غذاش بازی کنه و بخوره.😐
من نمازم رو خوندم نگاه کردم دیدم دوباره آب رو ریخت رو سفره ، اومدم بگم این چه کاریه امروز! واقعا عصبی شدم، باز مکث کردم، نگاش کردم دیدم بدو بدو رفت دستمای کاغذی آورد آبها رو خشک میکرد و دستمالا رو مینداخت تو لیوان فشار میداد. 🤦♀🤦♀
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
یه لحظه یادم اومد دیروز که ناخواسته آب رو ریخته بود من همچین حرکتی زدم. سریع آب رو خشک کردم و دستمالا رو ریختم تو لیوان که ببرم آشپزخونه. و این آقا ازصبح داشت کار من رو تقلید میکرد و الگو میگرفت.🙆♀🙆♀
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
میدونی جریان چیه؟! بچه های تو سن ایلیا تقلید رو یاد گرفتن و با تقلید یاد میگیرن. وقتی هم یه کار جدید رو ببینن انقد تکرارش میکنن تا اون کار براشون روون و ساده بشه.😅
و پسر منم داشت جمع کردن آب رو تمرین میکرد، هنوزم خیلی کفری ام ! اما توجه به این نکته باعث شد آرامش رو حفظ کنم و کمکش کنم آب رو جمع کنه. موقع شامم دیگه تو فلاسک بهش آب دادم نتونه برگردونه.والا😅
@aznobato_ir
#چالش۳۰روزه_قرارعاشقانه
🌺روز بیست و دوم
امشب با هم کوپن عاشقانه درست کنید. میتونید از کوپن عاشقانه ما هم استفاده کنید. کافیه بزنید اینجا و دانلودش کنید.🥰
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
با سرماخوردگی و بدن درد از خواب بیدار شدم، یه عالمه برنامه و مشاوره هم امروز دارم.😐
رفتم تو دنیای غر زدن که وای الان مگه میشه سرماخورد، برنامههات بهم میریزه! 🤦♀
یه لحظه مکث کردم گفتم این چه رفتاریه! خب سرما خوردی! خب برنامه بهم بریزه! تو آدمی و حق داری گاهی طبق برنامه پیش نری! تو آدمی و حق داری مریض بشی! پس نیت امروزم رو برداشتم! محدودیتهای انسان بودنت رو بپذیر آمنه!😁🤕🤒
@aznobato_ir
#چالش۳۰روزه_قرارعاشقانه
🌺روز بیست و سوم
امروز برای هم یه نامه عاشقانه و قدردانی بنویسید.
مدل بودن و زندگی ما طوریه که به منفیها بیشتر توجه میکنیم. چی میشه اگه نقاط مثبت و داراییهامون رو ببینیم؟! 🥰
حالا فک کن از همسرت بابت کسی که هست، بابت نقاطه مثبتش قدردانی کنی؟! به نظرت چقد میتونه موثر باشه؟ چقد احساس مهم بودن بهش میدی؟ چقد احساس میکنه دیده میشه؟! چقد رفتار مثبتش تقویت میشه و تلاش میکنه بهتر بشه؟😍
امروز یه نامه عاشقانه براش بنویس و از خوبیهاش قدردانی کن.🙂
@aznobato_ir