ما رفته بودیم خمین😁.اینجا هم خونه امام خمینی هست.☺️
الانم تو مسیر برگشتیم. دیدن اقوام پدری کلی بهم انرژی داد.فقط حیف که کوتاه بود سفر.😁
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
اگه تو ماشین نشستی و داری میوه پوست میکنی واسه همسرت دمت گرم، این یعنی آدم زندگی مشترکی!😉☺️
حتما میپرسی واسه یه میوه پوست کندن؟! 😕🤔
میدونی رفیق اون میوه پوست کندن اصلا مهم نیست. مهم اون کاریه که داری واسه همسرت انجام میدی.☺️
گاهی فک میکنیم برای نجات زندگی مشترکمون باید کلی کارهای سخت انجام بدیم، اما نیاز نیست! 😅
همین کارهای کوچولو کوچولو مثل درصدهای شارژ واسه ازدواج هستن. مثلا
💟لبخند موقع ورود همسر به خونه یه درصد شارژ.☺️
💟جارو زدن خونه بدون درخواست کمک خانوم یه درصد.😊😇
💟پیامک دوستت دارم یه درصد و و و.☺️
همین کارهای کوچولو گرما و انرژی میاره تو رابطه.
قرار نیست منتظر بمونی تا روزی که بتونی یه سرویس برلیان به همسرت هدیه بدی.😅
کافیه همین الان بلند بشی یه چای با عطر گلاب بریزی و با لبخند کنار هم نوش جان کنید🙃☺️
@aznobato_ir
نکات کلیدی جزء شانزدهم
خداوند اگر چیزی را از مومنی گرفت، بهتر از آن را به او میدهد.«کهف/۸۱»
راستش این آیه برای من از سختترین و دلنشینترین آیه هاست. آخه مگه میشه تو اوح سختیها یادت باشه خدا بهترش رو بهت میده. یادت باشه بعد سختی آسونی میاد.
اما پذیرش رنجها تو رو قوی میکنه، برات امید میاره و کمک میکنه عبور کنی از سختی.😊
نیت امروزم پذیرش هست. بپذیرم شرایط زندگی رو و شکر کنم.
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
بابا مهدی عاشق بازیهای فکریه و یه کلکسیون از بازیها داره. 😅
امروز یه بازی رو ایلیا آورد بازی کنم باهاش.اسمش پانیک لب هست. راجع یه یکسری میکروب که از آزمایشگاه فرار کردن.😁
منم شروع کردم داستان میکروبایی رو گفتم که رفتن تو بدن ایلیا. گفتم ایلیا این میکروب آبی باعث شد بینیت آبریزش داشته باشه اگه دارو بخوری شکست پیدا میکنه.😁
میکروب نارنجی رو اگه سوپ بخوریم شکست پیدا میکنه.🙆♀
و این بازیطور کردن روند بیماری انگار باعث شد درک کنه چرا حالش خوب نیست😅.
داروهاش رو خیلی راحت خورد و بهم نشون داد کدوم رو شکست داده. الانم منتظره سوپ بخوره.😅
میخوام بگم بچه ها درکشون هم از بازی و چیزایی که میبینن بیشتره و مسائل رو با بازی بهتر درک میکنن.😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
هیچکس به من نگفت....💔
بعد تولد ایلیا داشتم از پا در میومدم. شرایط خانواده ها طوری بود که خیلی نمیتونستم اون زمان حمایت بگیرم. 🙂
مامان درگیر خواهرم بود که اون زمان یه کسالتی براش پیش اومده بود. و مادر همسرم درگیر خواهرشوهرم که با فاصله کمی از من فسقلیش به دنیا اومد.😁
مامان روز دهم زایمانم رفت و بعد بهم سر میزد. اما خب شرایط جدید برای من سخت بود.🙆♀
مجبور شدم خیلی زود رو پای خودم بیستم! طوری که روز دهم وقتی رفتم پیش دکترم بهم گفت چیکار کردی با خودت چرا بخیههات این مدلیه؟! 😐
حتما زیاد راه رفتی خونریزی کرده؟! من با وجود سزارین از توی بیمارستان سرپا شدم. چون میدونستم خیلی زود باید خودم از پس شرایط بر بیام و یاد بگیرم. 😢
کلی دوره رفته بودم، کلی کلاس فرزندپروری ، کلی با مهدی حرف زده بودم که چطور باید پدر و مادر خوبی باشیم!😅
اما هیچکس به من نگفت مهمترین اصل در مادری مراقبت از خودمه!!! 😔
من اشک میریختم، غصه میخوردم و مادری میکردم! و توی اون روزای سخت نهایت تلاشم فقط این بود که نکنه ایلیا آسیب ببینه!😐
سختیهای بعد زایمان و دست تنها بودن به کنار، از خودت دست کشیدن بیشتر زجرم میداد. منِ آمنهِ فعال و پر مشغله تمام تایمم شده بود رسیدگی به ایلیا. 😔
و ایلیایی که یکساعت طول میکشید بخوابونمش ، یه چرت ده دقیقه ای میزد سرحال بیدار میشد. برعکس خیلی از بچه ها خواب طولانی مدت نداشت، در آرزوی این بودم نیم ساعت بخوابه که منم بتونم بخوابم کنارش.😅
تو اون روزای سخت ضعیف شدم، خیلی! حتی الان که مینویسم ازش اشکام میاد...😔
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
ادامه...
اون روزا تمام توجه ام به ایلیا بود. حتی وقتی خسته میشدم تو تنهایی اشک میریختم ، زمانایی که ایلیا خواب بود که نکنه یه وقت بچه اشکای منو ببینه.🥺
تنها نکته مثبت حمایت همسرم بود. مهدی کمک میکرد وقتی خونه بود. شبها توی آروم کردن ایلیا وقتی دل درد داشت مهدی کمکم میکرد.اما خب بازم من استراحت نداشتم. روزا هیچ کاری نمیتونستم بکنم. 🤦♀
حتی ظرف رو هم وقتی مهدی میومد ایلیا رو میدادم بهش و میرفتم میشستم یا غذا میپختم.😐
طول کشید خیلی زیاد! تقریبا پنج ماه طول کشید تا فهمیدم بزرگترین لطفی که میتونم به فرزندم بکنم اینه که مراقب خودم باشم.😢
فهمیدم اینکه خودم رو قوی نشون بدم اینکه نذارم غمهام رو ببینه ،اینکه باهاش بازی کنم عالیه! 😊
اما بچه بزرگ میشه فرق آرامش واقعی و ظاهری رو میفهمه، فرق یه مامان شاد با مامانی که وانمود میکنه حالش خوبه معلومه.😢
توی پنج ماهگی ایلیا تو کلاس تسهیلگری وقتی از خودمراقبتی حرف میزدن فهمیدم من اصلا خودم رو فراموش کردم!🙆♀
اونجا بود که شروع کردم برای خودم هم یه قدمهای کوچیکی برداشتم، اصلا همون تسهیلگری خودش برای آمنهِ همیشه فعال خود مراقبتی بود.😊
اونجا بود که یاد گرفتم کمک بگیرم، خجالت نکشم از کمک خواستن، فک نکنم دارم زحمت میدم!😊
راستش یه مقدار زیادی از اذیتهایی که شدم واسه همین بود. من از مامانم کمک نمیخواستم که با توجه به شرایطش نکنه زحمت بشم براش!😔
اما الان راحت کمک میگیرم، از همه کسایی که میدونم مشتاقن با ایلیا باشن. ☺️
اگه خسته باشم از مهدی کمک میگیرم میخوابم! و این استراحت کردن، کمک گرفتن، قدمهای کوچیک حال خوب کن برای من و مسیر مادریم کیفیت آورده. 😍
اینا رو گفتم چون خیلیاتون فکر میکردید برای من همه چی گل و بلبل بوده. من برای کار کردن هم خیلی وقتا از خوابم زدم، الان بیشتر کمک میگیرم اما اون گل و بلبل نیست.😅
گل و بلبل رو ما ایجاد میکنیم.🦜🌈🕊
@aznobato_ir
🌈🌈🌈
از بچه داری که بگذریم بیاید بگید ببینم
سال ۱۴۰۲ چقد برای غنی کردن زندگی مشترکت برنامه داشتی؟! از یک تا ده چند نمره پیشرفت کردید کنار هم؟!☺️
مثلا چند بار نشستید با هم حرف زدید و تهش گفتید آخیش کیف داد این گفتگو، چند بار به همدیگه عشق دادید؟! 🤪
چندبار خدمت کردید به هم؟! 🧐
چقد همسرتون رو برای رسیدن به اهدافش حمایت کردید و چقد حمایت گرفتید؟! 😊
برنامهات واسه سال ۱۴۰۳ چیه؟!☺️
یه مژده هم به کسایی که چندماهه منتظرن و دائم میپرسن بدم. ما میخوایم دور جدید کارگاه خونه سبز رو برگزار کنیم.
🛎ان شالله ۱۹ فروردین ثبت نام دور پنجم این کارگاهه.
🎁یه عیدی خوبم بهتون میدم تو این روز . 🤩
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
میفهمم چقد سخته بخوای مشکلت رو به همسرت بگی اما اون چیزی که میخوای رو نشنوه. احساس کنی درک نمیشی!!🥺
بعد حالا فک کن شما دو تا حرف میزنید و بچه هم داره الگو میگیره! یعنی تو نتونی درست منظورت رو بگی بچه هم یاد نمیگیره!😞
و این مدلی اون آرامشه که خدا گفت زن و مرد رو آفریدم تا آرامش هم باشن تبدیل میشه به آینه دق هم بودن!☹️☹️
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
میدونی میخوام چی بگم؟!
اینکه تصمیم با توئه! اگه واقعا با بیخیال همسر و زندگی مشترک شدن احساس آرامش میکنی،نیازت به محبت و عشق برطرف میشه، همین مدلی ادامه بده!😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
اما منم زنم، میدونم که نمیشه! هر بار که میگی اصن همه چی به جهنم من برا خودم زندگی میکنم اونم هر کاری میخواد بکنه، انگار داری با یه بغض عمیق خودت رو خفه میکنی! 🤦♀
ته این به جهنم ، یعنی همه امیدهام به جهنم، خوشبختیم به جهنم، بچه هام به جهنم! معلومه که حالت خوب نمیشه با بیخیالی!!😐
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
ما نیاز داریم به همسر، نیاز به عشق و آرامش داریم، حتی نیاز به رابطه جنسی، به آغوش، به حمایت و همه اینا در کنار همسر محقق میشه، پس نمیشه بگیم به جهنم!😐
@aznobato_ir