🌿🌿🌿
کار جهادی و خدمت به خلق خوبه، اما کاش یه کم حدیثم راجع به اهمیت تربیت فرزند بخونیم! 😐
بچه ها هدیه های الهی هستن! 🤦♀
رسول خدا فرمود: كودكان خود را دوست بداريد و با آنان مهربان باشيد، وقتي به آنها وعدهاي ميدهيد حتماً وفا كنيد زيرا كودكان، شما را رازق خود ميپندارند.
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
مادری یه شغل مقدس و تمام وقته. میتونه مثل عسل شیرین باشه و میتونه به سختی و تلخی زهر باشه.
و به نظر من اونجایی که تحمل میکنیم و سعی میکنیم به زور همه چی رو قبول کنیم برامون سخته. توی اون نقطه حالمون با مادری بده و بچه به هر نحوی میره اولویت آخر.😔
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
اما اونجایی که میپذیریم زندگی با بچه ها متفاوت از قبله، میپذیریم شغل مادری رو و بر اساس اون نقشهای دیگه رو قبول میکنیم برامون شیرین میشه.😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
من نمیگم خدمت به خلق نکنیم، اما تا وقتی خانوادمون رو نساختیم چطور میتونیم بچه های دیگران رو تربیت کنیم؟! تا وقتی من آمنه با بچه خودم بازی نکنم چطور میتونم به مادرای دیگه بازی با کودک یاد بدم؟!😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
کاش بدونیم کم گذاشتن برای بچه ها باعث شکل گیری کلی تله شخصیتی برای کودکمون میشه، خیلی وقتا بچه های بی اعتماد بنفس نتیجه مادران و پدرانی هستن که وقت کافی برای بچه نمیذارن.🤦♀
بچه های حسود، بچه های کمالگرا و و و . پس لازمه توجه کافی رو به فرزندمون داشته باشیم تا بعدها که بزرگ شد پر از خشم نسبت به ما نباشه.🤦♀
ان شالله با محبت به بچه ها خدا هم از ما راضی باشه.😊
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
وقتی یه کارایی رو انجام ندادی و مونده شبیه یه قفل بزرگ میشه تو زندگی. انگار دیگه نمیشه رفت سمتش! اونقد سخت و گِل میشه که همش دنبال دلیلی تا انجامش ندی! 😊
ولی همین حال تو رو بد میکنه! انرژی روانیت رو میگیره. پس امروز میخوام حتما دو تا از کارای مهمی که مونده و ذهنم رو درگیر کرده انجام بدم. 😊
با نیتم همراهی؟!😉
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 نحوه ثبت نام در #چالش_سی_روزه_فرزندپروری 💟لطفا مبلغ ۴۸۰ هزار تومان رو به شماره کارت زیر 504
🌿🌿🌿
بچه ها کارگاه فرزندپروری چند نفر باز ظرفیت باز کردم. کسایی که پرسیدید میشه پرداخت کنم یا نه. فرصت دارید.😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
خیلی پرسیدید کربلا به شما چه گذشت.😁
میخوام براتون سفرنامه کربلا رو بنویسم. اگه دوست دارید یه ❤️برام بفرستید اینجا👇
@ameneh_habibi
🌿🌿🌿
خیلی طالب بودید و منم شروع کردم به نوشتن. از اولش😁
@aznobato_ir
#سفرنامه_کربلا
سال ۹۸ آخرین باری بود که اربعین رفتیم کربلا. یه سفر پر از ماجرا. توی اون سفر دانشجویی همه چی خوب پیش رفت تا ورودی کربلا که من سخت مریض شدم و وقتی برگشتیم بیمارستان بستری شدم.
بعدم کرونا اومد و دیگه اربعین کنسل شد. از همونجا من پام کربلا جا موند. رو به روی حرم امام حسین ایستادم و گفتم آقاجان انگار منو نخواستی حالم خوب بود رسیدم کربلا نفس کشیدنم برام دشوار شد.😭
سال ۱۴۰۰ هم مامان بابا شدیم. دلمون میخواست ایلیا رو ببریم کربلا اما خب نمیشد. یا شرایط مالی جور نمیشد یا به هر حال طلبیده نمیشدیم. 🙆♀
تا اینکه امسال من خیلی بی قرار شدم. چند باری هم مهدی گفت بریم اما خب شرایط کاریش جور نشد. حتی یه بارم ثبت نام اولیه انجام دادیم اما نشد که نشد.😔
به قول شاعر :
در بزم وصالش همه کس طالب دیدار
تا یار کرا خواهد و میلش به که باشد
بین خودمون باشه بار آخری که نشد من از مهدی هم خیلی ناراحت شدم. چون شرایط کاریش جور نشد. اما خب بنده خدا تقصیری نداشت.😥
خلاصه که من همش کربلا کربلا میگفتم و نمیشد که یهو...😢
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
یهو مهدی یکشنبه بهم پیام داد و گفت آمنه بریم کربلا؟! منم گفتم بریم. اما تو ذهنم بود ای بابا بازم نمیشه!😕
اما یکساعت بعدش بهم زنگ زد گفت میتونی به این شماره پول واریز کنی؟! خودش جلسه داشت. ☺️
تا آخر شب ثبت ناممون قطعی شد و ما دو روز وقت داشتیم آماده بشیم برای کربلا. من تو این دو روز در حد شمال رفتن میتونستم آماده بشم نه یهو کربلا😅.
اما خدا خواست طلبیده شدیم و باید وسیله جمع میکردیم. تو این دو روز بدو بدو برای ایلیا چند دست لباس خنک خریدیم، دارو خریدیم کلی، یعنی من داروخانه اطفال بودم تو سفر. 😂
ساک جمع کردیم، با اقوام خداحافظی کردیم و چهارشنبه صبح زود رفتیم فرودگاه.🥺
دم رفتن مهدی گفت کفش ایلیا رو برداشتی گفتم خوب شد گفتی نه بر داریم و تو ماشین فهمیدیم ای بابا کفش جامونده. 😱😅
خلاصه که ایلیا ابتدای سفر بی کفش بود.😂
#سفرنامه_کربلا
@aznobato_ir