این اتاقک ها که کاهگلی هستن، اینا پولی بود و کولر دار. اون یکیا که شبیه چادر هست کولر نداشتن .😁
کولردارها رزرو کردنی بود. ما چون بلد نبودیم و بار اول بود میرفتیم از اون بی کولرها داشتیم. بسی پختیم، اما دیدن دوستامون بعد مدتهای طوووولانی، بازی بچه ها با هم زورش میچربید به گرما.😁
@aznobato_ir
#چالش_۳۰روزه_زندگی_عشقولانه
#روز_دوازدهم
امروز دو دقیقه همدیگه رو در آغوش بگیرید، محبت لمسی خیلی وقتا نادیده گرفته میشه، مخصوصا بعد تولد بچه ها. اما یکی از مهمترین جنبه های صمیمیت هست و باید بهش توجه کنیم . پس امروز دو دقیقه همو بغل کنید.😊☺️
@aznobato_ir
نتیجه نظرسنجی هم نشون میده که شما به همسرداری بیشتر نیاز دارید.☺️
ان شالله پنجم مهرماه ثبت نام کارگاه همسرداری خونه سبز با آپدیت جدید.☺️
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 برم یه نظمی به آشپزخونه بدم میام راجع به پیامایی که به بچه ها میدیم حرف میزنیم.😉 @aznobato_ir
🌿🌿🌿
قرار بود راجع به پیامهایی که به بچه هامون میدیم حرف بزنیم این دو روز نشد🙆♀
الان براتون نوشتم.😉
🌿🌿🌿
#تجربه_های_شنیدنی
کیس اول:
وقتی بچه بودم تا میومدم حرف بزنم مامانم میگفت اه چقد حرف میزنی، بعد من تا عمه ها رو میدیدم میومدم باهاشون تعریف کنم باز مامان میگفت خودشیرین تا عمه هاش رو میبینه پر حرفی میکنه، بذار عمه هات راحت باشن، کم کم این احساس بهم دست داد که من مزاحمم. انگار هیچکس دوست نداشت با من حرف بزنه با من دوست باشه. 😔
الانم تا بهم میگن به یکی زنگ بزن یا پیام بده هزارتا فکر میاد تو سرم که نکنه مزاحمش بشم. نکنه زوری منو بشنوه. واسه همین همیشه شبیه مرده هام تو جمع.🤦♀🤦♀
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
کیس دوم:
بابام هیچوقت راضی نبود از ما، همیشه با دختر خاله هام مقایسه میشدیم،بچه فلانی رو ببین باباش دماغشو نمیتونه بگیره بعد بچه هاش فلان کارو میکنن. 😐😐
انقد مقایسه شدم که الان هم همش خودمو با بقیه مقایسه میکنم. هیچوقت فک نمیکنم کافی باشم، به جاریم، به خواهرم، به همه حساسم. انگار تمام زندگیم میخواستم مثل بقیه باشم. اصلا خودم کیام؟ چی دوست دارم؟!🤦♀
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
کیس سوم:
مامان همیشه میگفت اذیت کنی ولت میکنم میرم، یه وقتا هم لباس تن میکرد میرفت دم در برمیگشت اما من تو همون پنج دقیقه انقد زجه میزدم و فکر میکردم که مامان دیگه بر نمیگرده که جون برام نمیموند. بعدم برمیگشت میگفت اینبار به خاطر بابات برگشتم میبخشمت دفعه بعد برنمیگردم. 😕😳😱
حالا من با یه بچه همیشه نگرانم زنم بذاره بره، همیشه نگرانم دوستام منو ترک کنن. ترس از رهاشدگی مثل یه خوره داره میخورم.😢
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
کیس چهارم:
یادم اومد بچه که بودم وقتی گریه میکردم مامانم دست میذاشت رو دهنم میگفت حق نداری گریه کنی، بغضم رو خفه میکردم. الان ناراحتم اما میرم میرقصم ، اشکام نمیاد. وقتی میگید احساسِت چیه احساس ضعف میکنم. دوس ندارم بهش فکر کنم.😐🤦♀
بلد نیستم به درون خودم وصل بشم.😔
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
کیس پنجم:
مامان بابام دعوام نمیکردن وقتی نمره کم میگرفتم. اما یه طور برخورد میکردن که احساس سرخوردگی میکردم. مثلا تو مسابقه نقاشی استانی رتبه دوم آوردم اما بابام گفت اشکال نداره غصه نخوریا دفعه بعد اول میشی،و منی که خوشحالم بودم یهو غم عالم اومد سراغم.😐😢
اونجا فهمیدم اول نباشم یعنی شکست خوردم و الانم تو زندگیم هیچکاری نمیکنم مگر اینکه مطمئن باشم اول میشم. من به شدت کمالگرا شدم.🤦♀🤦♀
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
خوندی پیاما رو ؟! حرفا و پیامهایی که برای بچه هامون به ارث میذاریم تمااااامش آینده اونا رو شکل میده. از خودت بپرس میخوام ارثیهام برای بچه ام چی باشه؟!
احساس دوست داشتنی نبودن؟!
کمالگرایی؟! 🤦♀
احساس رهاشدگی؟! 😢
احساس ناکافی بودن؟! 🤦♀
چیه ارث شما؟!🤔
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
🙋♀سلام از یه آمنه که صبحش رو با دندونپزشکی شروع کرد.😀
صبح یه پیام دریافت که حسابی منو قضاوت کرده بود. هیچی نگفتم، فقط ازش پرسیدم هدفت از گفتن این حرف چی بود؟! چه کمکی بهت کرد؟! 😊
💚حالا میخوام خودم این نیت رو بردارم! قبل از اینکه حرفی بزنم از خودم بپرس این حرف رو برای چی میخوام بگم؟!خدمتی به من یا اون فرد میکنه؟! اگه خدمتی نمیکنه، اگه باعث دلشکستگی میشه اصلا نگم اون حرفو!😊
هستی با من؟!
@aznobato_ir
#چالش_۳۰روزه_زندگی_عشقولانه
#روز_سیزدهم
خاطرهبازی کنید.
امروز یکی از خاطرات جذاب دوران نامزدی یا عقد رو برای همسرتون تعریف کنید و با هم بخندید.😉😍
پ.ن: دقت نمایید که گفتم جذاب، نرید بگید مامانت روزای عقدمو فلان کرد، خواهرت عروسیمو خراب کرد و...😁
@aznobato_ir