eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
21.8هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
419 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
نتیجه نظرسنجی هم نشون میده که شما به همسرداری بیشتر نیاز دارید.☺️ ان شالله پنجم مهرماه ثبت نام کارگاه همسرداری خونه سبز با آپدیت جدید.☺️ @aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 برم یه نظمی به آشپزخونه بدم میام راجع به پیامایی که به بچه ها میدیم حرف میزنیم.😉 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 قرار بود راجع به پیام‌هایی که به بچه هامون میدیم حرف بزنیم این دو روز نشد🙆‍♀ الان براتون نوشتم.😉
🌿🌿🌿 کیس اول: وقتی بچه بودم تا میومدم حرف بزنم مامانم میگفت اه چقد حرف میزنی، بعد من تا عمه ها رو میدیدم میومدم باهاشون تعریف کنم باز مامان میگفت خودشیرین تا عمه هاش رو میبینه پر حرفی میکنه، بذار عمه هات راحت باشن، کم کم این احساس بهم دست داد که من مزاحمم. انگار هیچکس دوست نداشت با من حرف بزنه با من دوست باشه. 😔 الانم تا بهم میگن به یکی زنگ بزن یا پیام بده هزارتا فکر میاد تو سرم که نکنه مزاحمش بشم. نکنه زوری منو بشنوه. واسه همین همیشه شبیه مرده هام تو جمع.🤦‍♀🤦‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 کیس دوم: بابام هیچوقت راضی نبود از ما، همیشه با دختر خاله هام مقایسه میشدیم،بچه فلانی رو ببین باباش دماغشو نمیتونه بگیره بعد بچه هاش فلان کارو میکنن. 😐😐 انقد مقایسه شدم که الان هم همش خودمو با بقیه مقایسه میکنم. هیچوقت فک نمیکنم کافی باشم، به جاریم، به خواهرم، به همه حساسم. انگار تمام زندگیم میخواستم مثل بقیه باشم. اصلا خودم کی‌ام؟ چی دوست دارم؟!🤦‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 کیس سوم: مامان همیشه میگفت اذیت کنی ولت میکنم میرم، یه وقتا هم لباس تن میکرد میرفت دم در برمیگشت اما من تو همون پنج دقیقه انقد زجه میزدم و فکر میکردم که مامان دیگه بر نمیگرده که جون برام نمی‌موند. بعدم برمیگشت میگفت اینبار به خاطر بابات برگشتم میبخشمت دفعه بعد برنمیگردم. 😕😳😱 حالا من با یه بچه همیشه نگرانم زنم بذاره بره، همیشه نگرانم دوستام منو ترک کنن. ترس از رهاشدگی مثل یه خوره داره میخورم.😢 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 کیس چهارم: یادم اومد بچه که بودم وقتی گریه میکردم مامانم دست میذاشت رو دهنم میگفت حق نداری گریه کنی، بغضم رو خفه میکردم. الان ناراحتم اما میرم میرقصم ، اشکام نمیاد. وقتی میگید احساسِت چیه احساس ضعف میکنم. دوس ندارم بهش فکر کنم.😐🤦‍♀ بلد نیستم به درون خودم وصل بشم.😔 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 کیس پنجم: مامان بابام دعوام نمی‌کردن وقتی نمره کم میگرفتم. اما یه طور برخورد میکردن که احساس سرخوردگی میکردم. مثلا تو مسابقه نقاشی استانی رتبه دوم آوردم اما بابام گفت اشکال نداره غصه نخوریا دفعه بعد اول میشی،و منی که خوشحالم بودم یهو غم عالم اومد سراغم.😐😢 اونجا فهمیدم اول نباشم یعنی شکست خوردم و الانم تو زندگیم هیچکاری نمیکنم مگر اینکه مطمئن باشم اول میشم. من به شدت کمالگرا شدم.🤦‍♀🤦‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 خوندی پیاما رو ؟! حرفا و پیام‌هایی که برای بچه هامون به ارث میذاریم تمااااامش آینده اونا رو شکل میده. از خودت بپرس میخوام ارثیه‌ام برای بچه ام چی باشه؟! احساس دوست داشتنی نبودن؟! کمالگرایی؟! 🤦‍♀ احساس رهاشدگی؟! 😢 احساس ناکافی بودن؟! 🤦‍♀ چیه ارث شما؟!🤔 @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: 🙋‍♀سلام از یه آمنه که صبحش رو با دندونپزشکی شروع کرد.😀 صبح یه پیام دریافت که حسابی منو قضاوت کرده بود. هیچی نگفتم، فقط ازش پرسیدم هدفت از گفتن این حرف چی بود؟! چه کمکی بهت کرد؟! 😊 💚حالا میخوام خودم این نیت رو بردارم! قبل از اینکه حرفی بزنم از خودم بپرس این حرف رو برای چی میخوام بگم؟!خدمتی به من یا اون فرد میکنه؟! اگه خدمتی نمیکنه، اگه باعث دلشکستگی میشه اصلا نگم اون حرفو!😊 هستی با من؟! @aznobato_ir
خاطره‌بازی کنید. امروز یکی از خاطرات جذاب دوران نامزدی یا عقد رو برای همسرتون تعریف کنید و با هم بخندید.😉😍 پ.ن: دقت نمایید که گفتم جذاب، نرید بگید مامانت روزای عقدمو فلان کرد، خواهرت عروسیمو خراب کرد و...😁 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 امروز با ایلیا رفتیم دندانپزشکی. دکتر اس دی اف تراپی براش انجام داد. این مدلیه که یه ماده میزنن به دندون قسمتهای پوسیده سیاه میشه، اما به جاش جلوی پیشرفت پوسیدگی رو می‌گیره. با این روش سعی میشه سن بچه بره بالاتر تا برای درمان پوسیدگی همکاری کنه و نیاز به بیهوشی نباشه.😊 برای اینکه همکاری کنه تو دندونپزشکی از دو روز داریم با ایلیا دکتر بازی می‌کنیم. من خانم دکترم ایشون آقا پسر. بعد خانم دکتر دندوناش رو مسواک میزد.😁 امروز تو مطب وقتی رفتیم اول رفت کلی با وسایل بازی مطب بازی کرد. بعد که رفتیم داخل گفتم ایلیا دکتر بازی کنیم؟! خندید، بعد گفتم چیکار میکردی تو این بازی؟! 😁 دهنش رو باز کرد گفت آاااا، دکترم اپل با یه پد پنبه ای دندوناش رو تمیز کرد و بعدم ماده رو با یه چیزی شبیه فرچه میخواست بزنه.😅 اینجا ایلیا شروع کرد به مقاومت، بهش گفتم ایلیا دکتر داره دندونات رو نقاشی میکنه با آبرنگ، دکترم گفت بله دارم لاک میزنم به دندوناش‌.😁 دیگه نشست و با کمترین مقاومت انجام شد کار. میدونم دندوناش کم کن سیاه میشه، با همه هماهنگ کردم که بهش بگیم چقد دندونش قشنگ شده،چه لاک مشکی قشنگی دکتر براش زده، تا بچه با دیدن دندونای سیاه یهو احساس بدی پیدا نکنه و اعتماد بنفسش پایین نیاد.😊 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 ادامه.... راستش برای خودم مشکل دندون ایلیا خیلی حس بدی داره، امروز وقتی بهش فکر کردم دیدم بزرگترین دلیلش اینه که اکثرا همه بهم گفتن چون شیر شب خورده اینطور شده.😔 و ناخودآگاه خودم رو مقصر دونستم انگار. اما دکتر ابراهیمی میگفت یه مشکل توی مینای دندان بوده. ربطی به من نداشته. از طرفی دلم برای بچه میسوخت که تو این سن باید مشکلات دندون رو تحمل کنه.😔 بعد که فکر کردم دیدم رنج‌های ما از بدو تولد شروع میشه.همون موقع که از رحم گرم مادر ، از همزیستی با مادر ناخواسته خارج میشیم، بعد از شیر گرفته میشیم، و این رنج ها ما رو برای مشکلات بزرگسالی آماده میکنن.😊 پسرکم امیدوارم این رنج‌ها از تو یه پسر قوی بسازه برای روزهای آینده. 😢 @aznobato_ir