🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
#شب_نوشت
از مهدی ناراحت بودم، دیدم حضور ایلیا نمیذاره درست حرف بزنیم و دلم نمیخواد درگیر چالشهای بزرگترا بشه.😔
موقعیتی هم پیش نیومده بود که بخوایم دوتایی حرف بزنیم. پس نشستم یه پیام نوشتم،خیلی با دقت. چون معمولا تو پیام سو تفاهم ها بیشتر میشه!😐
نیازهای خودم رو لیست کردم و موضوع ناراحتیم رو گفتم و در نهایتم انتظارم رو! متهمش نکردم. از خودم . خواسته هام گفتم.😔
مهدی هم پیامم رو جواب داد و یه سری از سوتفاهم ها حل شد برای هر دو مون.😊
الان دارم میبینم چقد آرامش دارم، یاد یه بیت از شعر حافظ افتادم:🍂
دردم از یــار است و درمــان نیز هـم🌹
دل فـدای او شد و جــان نیز هـم❤️🩹
همسر فقط یه واژه معمولی نیست! همدم فقط یه کلمه نیست. ما آدما با محبت، با عشق زندگانی میکنیم. 😊
و به نظر من اگه همو دوست نداشته باشیم، هیچوقت بحثم نمیکنیم. 🙃
اگه داریم بحث میکنیم، اگه ناراحتی پیش میاد یعنی قلبمون برای هم میتپه، یعنی این رابطه برامون مهمه. 😊
یعنی رابطه ما زنده است، فقط سرما خورده و باید قبل اینکه عفونت بزنه به قلبش درمانش کنیم...☺️
شبت بخیر رفیقی که بیدارمیمونی تا من پیام آخرم رو بذارم و بگم شبت بخیر.😃
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
خودتم در نظر بگیر!
امروز با سرماخوردگی و گلو درد بیدار شدم، میخوام امروز تو فضای رهایی باشم و به خودم سخت نگیرم، میدونی چالش ما با بچه ها کی شروع میشه؟!
اون موقعی که خودمون رو اصلا و ابدا در نظر نمیگیریم و نتیجه این میشه که کلافه میشیم، غر میزنیم، حالمون بد میشه!
ولی وقتی شرایط خودتم ببینی، خودتم در نظر بگیری، شاید یه روز اصلا توان بازی دویدنی با بچه نداشته باشی، شاید یه روز تخم مرغ ناهارتون باشه! اما در عوض محبت جاری باشه، چون برای خودت مهمی.😊
هستی با نیتم؟!
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
حال الانم سردرد ، گلودرد، بی حالی و گیجی هست.
میخواستم نرم سر کلاسم، اما فکر کردم که مگه نمیشه با سرماخوردگی یاد گرفت؟!
دیدم میشه، مهدی هم اومد پیش ایلیا و من اومدم سر کلاس.😊
@aznobato_ir
به نظرتون چطور این موارد رو بگیم که استرس ایجاد نشه؟! و اینکه داستان رو خراب نکنید. کار از کار گذشته و دکتر بازی کردن. الان چیکار میکنید😂
@aznobato_ir
#چالش_۳۰روزه_زندگی_عشقولانه
#روز_بیست_و_پنجم
یه جمله رمزی ایجاد کنید. 🙊😎
⁉️یعنی چی؟! مثلا تو جمع خانواده همسر هستید و احساس تنهایی میکنید و میخواید بیاد کنارتون همسر، میتونید بگید هوا سرد شده!
اینجور جمله های رمزی میتونه کمکتون کنه تو جمع هم بتونید احساستون رو به هم منتقل کنید و با هم بدون اینکه بقیه بفهمن حرف بزنید.
خیلی لاکچری و اختصاصی نیست؟!🤪
جمله هاتون رو تو گروه تعامل بگید.🥰
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
خب بریم سراغ بحث دکتر بازی بچه ها.🙆♀
پرسیدم اگه یهو رفتید تو اتاق و دیدید بچه شما با یه بچه دیگه دارن دکتر بازی میکنن چیکار میکنید؟!!😱😱
جواب من: در لحظه اول آرامشتون رو حفظ کنید و خیلی خونسرد یه بهونه پیدا کنید برای خارج کردن بچه ها از اون موقعیت. 😊
مثلا بریم سیب بخوریم. بیاید عصرونه داریم! 😅
و صبر کنید تا آرامشتون رو به دست بیارید !!! تو اون موقعیت و فضا دلیلی نداره حرفی بزنید،واکنش تندی نشون بدید!😢
بعدش که مهمون رفت و حالا شما خودتون رو پیدا کردید. یه قصه بسازید در مورد حرمت تن! اینکه بعضی قسمتهای بدن خصوصیه. 😊
قصه لطفا مثبت باشه، مثلا یه سنجاب کوچولو که یه پسر شجاع هست همیشه وقتی میخواد لباس عوض کنه میره توی اتاقش و....😊
نیاید قضیه رو فاجعه کنید مثلا بگید فیل کوچولو دکتر بازی کرد بعد غول اومد بردمش و از این حرفا😂
در واقع با قصه سعی میکنیم بهش بگیم بعضی قسمتای بدن خصوصیه و نباید بقیه دست بزنن. این اتفاق معمولا تو سن چهار پنج سالگی بچه ها میفته چون کنجکاون ، همین!! نه جنبه لذت جنسی داره، نه جنبه گرایش جنسی ، هیچی ،فقط هدف کنجکاویه.🤦♀
کاری هم به اون یکی بچه نداریم. اینکه تقصیر اون بوده و... هم بذارید کنار. شما وظیفتونه به بچه خودتون حرمت تن رو یاد بدید. اونم بچه است. 😃
حالا اگه اونا بزرگ هستن و بچه شما کوچیکتر. دیگه اجازه نمیدید با بچتون برن بازی تو فضای خلوت. و کلا پیشنهادم اینه بچه های کوچیک( زیر شش سال) رو بدون نظارت تو اتاق در بسته نذارید.😅
یا خطر دعواست، یا دکتر بازی، یا خرابکاری. منظورم کنترل دائم نیست. اما درب اتاق بسته نباشه خوبه. 😅
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
البته که یه نکته مهم رو فراموش نکنید حرمت تن رو ما از بدو تولد همون زمان که پوشک رو جلوی بقیه عوض نمیکنیم داریم یاد میدیم.
مورد داشتیم خاله و عمه و.. جمع شدن از لخت بچه عکس یادگاری بگیرن.😕
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
همون موقع که خودمون تو اتاق لباس عوض میکنیم.😊
همون زمان که بچه رو میبریم دستشویی تو دستشویی شلوار پاش میکنیم یا حداقل جلوی در دستشویی به دور از چشم بقیه
داریم حرمت تن یاد میدیم.🌺
مورد داشتیم وسط حال شلوار بچه رو در میارن میگن بدو برو دستشویی🙆♀.
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
اما اگه غیر مستقیم یاد ندادید و دکتر بازی پیش اومد بعد با قصه و کتاب یاد بدید.😊
تربیت جنسی تو سنین پایین یعنی همین
@aznobato_ir
میدونی رفیق سخت معتقدم خیلی از چالشهای ما با بچه ها بخاطر اینه که بلد نیستیم چطور با این وروجکها برخورد کنیم. وقتی ما درست رفتار میکنیم بچه ها هم کم کم درست رفتار میکنن.😊
تو #چالش_سی_روزه_فرزندپروری دقیقا داریم همین مهارتها رو کسب میکنیم. 😉
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
حواست به تُن، لحن صدا و فرم بدنتون باشه موقع ارتباط.
خیلی وقتا میگیم من که چیزی نگفتم! اما فرم بدن و تن صدا داره میگه جنگ داری، جنگ!🤪😲
همراهی با من؟!😉
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
یادداشتهای یک ذهن شلوغ
امروز حالم خوش نبود، با خودم گفتم امروزو بیخیال آمنه استراحت کن! همین که پتو رو کشیدم رو سرم ایلیا گفت مامان پاشو، صبح شده.🙆♀
گفتم مامان جان سرماخوردم حال ندارم، گفت مامان تو یخچال چیزی نبود بخوری برا همین سرماخوردی؟! 😂
بلند شدم و یه لبخند زدم به سوالش. بعدم روزمون شروع شد. با خودم گفتم امروز کمتر سخت بگیر آمنه! 🥴
اما یادم اومدم درست همین امروز که من دارم به بهم ریختگی خونه نگاه میکنم و میگم حالم خوب نیست، یه آدمایی تو یه قطعه از یه سرزمین مقدس حدود دو هفته است بی خانمان و آواره شدن و در حسرت خونه به هم ریختشون.( آه از جنگ)😔
بلند شدم و بسم الله گفتم و خونه رو تمیز کردم، ایلیا هم مسئولیت میگرفت و همکاری میکرد. مثلا کمک من جارو برقی رو هل میداد. اسباب بازی ها رو میبرد تو اتاق و ...😊
مهدی نه شب اومد خونه و شام خوردیم. هر دو خوابیدن و من یه سیب به خودم جایزه دادم. چون که حالم اونقدرم بد نبود و گول فکرام رو نخوردم. 😃
فکر من میگه وقتی سرما میخوری باید استراحت کنی، راست میگه، اما سرماخوردگی داریم تا سرماخوردگی! من امروز اونقدر بد نبودم! 😅
فکر من میگه ولش کن بخواب و غر بزن و حمایت بگیر! اما واقعیت اینه که زندگی جریان داره حتی وقتی سرما بخوری، انتخاب خودت چیه؟! یه روز سمی و غُری یا یه روز پر انرژی که آخرش بگی آخیش!😃
از خودم راضیم، چون بیشتر کارام تیک خورد و حالمم خوبه. خداروشکر...🙃
@aznobato_ir