از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
#زندگی_مهرو_و_علی #پارت_دوم 🧽🧼لکه های سفت و سخت چربی رو از روی اجاق گاز پاک میکنم.🚿 پیس پیس… اس
رفقا این روایت جذاب رو از دست ندید. چند قسمت دیگه داره. هر شب میذارمش تا تموم بشه😍
کلی نکته توش گنجونده شده.
و کپی از مطالب جایز نیست بدون ذکر نام کانال و لینک کانال
578.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
دانشگاه هاروارد یه تحقیق طوللللانی راجع به خوشحالی انجام داد، و دیدن پول و ثروت عامل خوشحالی آدما نیست!!
اون چیزی که باعث خوشحالی آدماست ارتباط خوب و قوی با خانواده است.😍
و یکی از کارایی که باعث میشه ارتباطه نابود بشه . حتی به فنا بره غر زدن هست.
غر هم برای غر زننده، هم غر گیرنده اثر روانی داره و ناراحتی عمیق ایجاد میکنه.
پس امروز رو بیاید دقت کنیم پشت اون غر زدن چه نیازیه؟! شاید توجه میخوای یا کمک ، به جای غر اون نیاز رو بگو و محیط خونه رو امن کن. و ارتباط رو قوی.😍
غُر ممنوع! نیت امروزمون. هستی با من؟!
@aznobato_ir
🙋♀سلوم علیکم
من از صبح کتاب میخوندم بعد یه دوش گرفتم سرحال شدم دارم میرم مهمونی!
کجا ؟! خونه دوست مامانم.😁
مهمونی زنونه است. برم بیام براتون مینویسم.😍
دیرم دارم میرم طبق معمول! احتمالا با چپ چپ نگاه کردنای مامانم رو به رو بشم و با یه قربون صدقه حلش کنم بره.😂
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
بغضم رو قورت میدم و روی استکانهایی که دارم میسابم حرصمو خالی میکنم. 😟
یه لحظه مکث میکنم و میگم آمنه فکرت چیه؟!🤔
نگاه میکنم به فکرام! تو مامان بدی هستی که ایلیا با باباش رفته شرکت! تو برای اینکه به کارات برسی بچه رو فرستادی رفته! میخواستی از سرت بازش کنی! 😲😥
از خودم میپرسم ، این فکرا درستن؟!!!🤔
یادم میاد دیشب که کلی با هم بازی کردیم و کتاب خوندیم، یادم میاد وقتی به ایلیا گفتم ایلیا میخوای با بابا نری، گفت میخوام برم! دوس دارم اونجا رو. 😊
یادم اومد مهدی میگه تو شرکت همه دوسش دارن و کلی با مدیر شرکت آب بازی کرده و لذت برده.😅
یاد میاد روزایی که وقتی میخوام با بچه ها بازی کنه میریم اون سر شهر مهد کودک تا ایلیا تو یه فضای امن بازی کنه. 😊
یادم میاد چقد برام مهمه غذای مفید بخوره و هر روز دارم براش غذای تازه و گرم میپزم.😊
بعد از خودم میپرسم آمنه چند بار در هفته ایلیا میره شرکت؟! 🤔
جوابم اینه که شاید دو هفته یکبار. گاهی ماهی یکبار! 😊
پس این فکرا از کجا میاد؟! میبینم اکثرا خانومای اطراف من خونه دار هستن و شاغل نیستن. انگار یه باور قدیمی داره منو مدیریت میکنه، اینکه تو باید کامل باشی، مامان خوب مامان کامله! مامان خونه دار و تمام و کمال.😅
اما این باور قدیمی آیا واقعیه؟!! میبینم نه! گریزی میزنم به دانسته های روانشناسی. شاغلی یا خانه داری مهم نیست. مامان خوب مامانیه که حالش با خودش خوبه، خودش رو فراموش نکرده، خودش رو قربانی مادر بودن نمیدونه. 😊
مامانی که در کنار مادری با پذیرش شرایطش واسه خودشم وقت میذاره. همچین مامانی انرژی میگیره و برای فرزندش با لذت مادری میکنه.😊
یادم میاد من کارم رو مجازی کردم برای آرامش ایلیا و نهایت توانم رو برای مادر کافی بودن گذاشتم. 😊
میذارم لذت خنکی آب به دستام برسه. کیفشو میبرم. یه عود روشن میکنم و میگم خدایا شکرت. واسه نعمت تفکر. واسه لذت مادری.😊
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
#زندگی_مهرو_و_علی #پارت_اول امروز دکتر بهم گفت مهمترین توصیه ام برای اینکه بتونی طناب رابطه مشترکت
پارت اول زندگی مهرو رو خوندید؟!🤔☺️
اگه نخوندید از اولش شروع کنید
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
#زندگی_مهرو_و_علی #پارت_اول امروز دکتر بهم گفت مهمترین توصیه ام برای اینکه بتونی طناب رابطه مشترکت
🌿🌿🌿
#زندگی_مهرو_و_علی
#پارت_سوم
باید دکترمو عوض کنم! نه دارو داد و نه شوهرمو مقصر اعلام کرد.😕
صدای در، رشته افکارمو شکست و ریختش تو آش رشتهی ذهنیای که پخته بودم واسه زندگیم، تا قوام بیاد!😔🍲
علی اومد تو سلام داد.
جوابشو دادم: سلام، خوبی؟ چه خبر؟🥲
_: سلامتی شما خبری نیست.🙂
+: سلامتی؟ تو سلامتی میبینی؟ مگه نمیدونی چند ماهه تو راه مطب روانشناس و روانپزشکم؟ اون از سردردای میگرنی که منو درگیر ام ار آی و سیتی اسکن کرد و خوب نشد. اون از معده دردای عصبیم و اینم از خونه که کاراش هیچ وقت تمومی نداره و همهاش بخاطر این زندگی کوفتیه!😩
اینم از این دکتر مثلاً روانشناس که میخوام دیگه نرم سراغش…☹️
علی کلافه بهم نگاه کرد و گفت: من که گفتم بهتره یه مدت بگیم یکی بیاد خونه کمکت، سخته هم شاغل باشی هم خونه داری و بچه داری کنی، خودت قبول نکردی!☹️😡
با حرص گفتم: من چی میگم، تو چی میگی! من میگم این زندگی مریضم کرده تو میگی بی کفایتی به کارا نمیرسی یه کمکی بیارم؟!😡
علی صداشو بالاتر برد و گفت: دقیقا چیه این زندگی مریضت کرده؟ بگو خب؟ منم خستم از همیشه غر شنیدن، از ایراد گرفتنای عجیب غریبت، از اینکه مقصر مریضی هاتم، از اینکه میخوام کمکت کنم میگی بهم گفتی بی کفایت، چیکارت کنم مهرو؟ واقعا خستم دیگه نمیکشم پامو از در میذارم تو سیل غرغرات منو غرق میکنه تو زندگی لجنی که ساختیم باهم! 😡😡
اصلا نخواستم عاشقی و تاهل رو أه!🤬
أه رو اونقدری بلند گفت که فکر کنم «ه» آخر أه پرید تو گوشمو و پرده گوشمو سوراخ کرد.🥺😑
ادامه دارد....
لینک پارت اول
https://eitaa.com/aznobato_ir/4791
#روایتی_از_یک_زندگی
#تجربه_نوشت
@aznobato_ir
کارگاه از شیر گرفتن نوزاد.mp3
زمان:
حجم:
21.1M
🍼کارگاه آموزشی از شیر گرفتن
🍀تسهیلگر :آمنه حبیبی
💰هزینه: عضویت در کانال😊
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🍼کارگاه آموزشی از شیر گرفتن 🍀تسهیلگر :آمنه حبیبی 💰هزینه: عضویت در کانال😊 @aznobato_ir
دیگه لینک از شیر گرفتن رو گذاشتم که همه بیاید دانلود کنید و استفاده نمایید.😍
🙋♀سلام علیکم.
صبح شنبه بخیر☺️.
خیلی خوش اومدید اعضای جدید، قدیمیا خانوادمون یه کوچولو بزرگتر شد.😍
قراره با هم کلی بخندیم و کیف کنیم،یاد بگیریم و زندگی کنیم.🙃
پس حواستون به کانال باشه که جا نمونید از مطالب. حتی دوس داشتید کانال رو پین کنید تا بیاد بالای ایتا😌.
برنامه جدید یه لایو آموزشی( بگو کارگاه همسرداری) خفنه که که وقتی داستان زندگی مهرو تمام شد براتون میذارم. 😍
خلاصه که هم خوش اومدید هم مهر آوردید.😍
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم
#زندگی_نیتمند
امروز میخوام یه کار باحال انجام بدم. میخوام یه دفترچه کنارم باشه و ریز به ریز کارایی که انجام میدم رو بنویسم.
مثلا
📱ده دقیقه پای گوشی بودم.
🧽بیست دقیقه ظرف شستم.
📚سی دقیقه کتاب خوندم
📝نیم ساعت تولید محتوا کردم و....
✳️چه کمکی میکنه؟!☺️
اینکه آخر شب میفهمم چقدر از زمانم رو هدر دادم و فردا مدیریت بهتری روی زمانم دارم و چیییی مهمتر از زمان؟! وقتی خدا هم به زمان قسم خورده توی قرآن.😍
@aznobato_ir
آقا من از اون خوشگل نویسای ایتا نیستم.😂 پیامام بلنده. اما قول میدم انرژی بده بهتون. پس بخونید و غر نزنید.🤪
راستی یه گروه تعاملم داریم دوس داشتی عضو شو و با قدیمیا دوست بشو.🙃
@aznobato_ir
رفقا کسی هست که چالش فرزندپروری رو ثبت نام کرده باشه و ما پیامش رو ندیده باشیم؟! اگه هست بیاد پیام بده.😊