🙋♀سلام علیکم.
صبح شنبه بخیر☺️.
خیلی خوش اومدید اعضای جدید، قدیمیا خانوادمون یه کوچولو بزرگتر شد.😍
قراره با هم کلی بخندیم و کیف کنیم،یاد بگیریم و زندگی کنیم.🙃
پس حواستون به کانال باشه که جا نمونید از مطالب. حتی دوس داشتید کانال رو پین کنید تا بیاد بالای ایتا😌.
برنامه جدید یه لایو آموزشی( بگو کارگاه همسرداری) خفنه که که وقتی داستان زندگی مهرو تمام شد براتون میذارم. 😍
خلاصه که هم خوش اومدید هم مهر آوردید.😍
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم
#زندگی_نیتمند
امروز میخوام یه کار باحال انجام بدم. میخوام یه دفترچه کنارم باشه و ریز به ریز کارایی که انجام میدم رو بنویسم.
مثلا
📱ده دقیقه پای گوشی بودم.
🧽بیست دقیقه ظرف شستم.
📚سی دقیقه کتاب خوندم
📝نیم ساعت تولید محتوا کردم و....
✳️چه کمکی میکنه؟!☺️
اینکه آخر شب میفهمم چقدر از زمانم رو هدر دادم و فردا مدیریت بهتری روی زمانم دارم و چیییی مهمتر از زمان؟! وقتی خدا هم به زمان قسم خورده توی قرآن.😍
@aznobato_ir
آقا من از اون خوشگل نویسای ایتا نیستم.😂 پیامام بلنده. اما قول میدم انرژی بده بهتون. پس بخونید و غر نزنید.🤪
راستی یه گروه تعاملم داریم دوس داشتی عضو شو و با قدیمیا دوست بشو.🙃
@aznobato_ir
رفقا کسی هست که چالش فرزندپروری رو ثبت نام کرده باشه و ما پیامش رو ندیده باشیم؟! اگه هست بیاد پیام بده.😊
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
سالی که کنکور داشتم مهدی دانشجو بود. یهو از کار بیکار شد. صنعت خوابیده بود و شرکتشون ورشکست شد.😥
یه حال بدی داشتم و وقتی فهمیدم کلی گریه کردم. چند رپزی درس نخوندم و سوگواری کردم. مهدی دل داریم میداد، میگفت من درست میکنم شرایطو تو فقط درست رو بخون.😭
اما مگه دل من آروم میشد! وقتی میدیدم مهدی صبح زود ساعت پنج بیدار میشه و راننده اسنپ شده دلم کباب میشد. وقتی میدیدم هم درس میخونه هم مهندس مملکت باید این مدلی مخارج زندگی رو تامین کنه حالم بد میشد.🥺
تو این مدت چندتا کار پروژهای هم گیرش میومد و انجام میداد، اما خب درآمد آنچنانی نداشت. 😟
اما خب خانواده من اصلاااا نمیدونستن، نمیخواستم مهدی پیش خانوادم شرمنده بشه، یا اونا نگران زندگیمون بشن.😔
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
روزای سختی بود. بالاخره با خودم گفتم آمنه شرایط الان اینه، قشنگ درس بخون دولتی قبول بشی، مهدی درسهای دانشگاه رو میخوند منم درسای کنکور رو. 😊
دائم به خدا میگفتم خودت گفتی فان مع العسر یسری، پس آسانیای که گفتی کجاست! بفرستش خدا.🥺😟
گذشت و گذشت و کارای پروژهای مهدی بیشتر شد، همزمان استاد دانشگاهش که میدید مهدی خیلی تلاشگر هست بهش پیشنهاد کار داد و خیلی خوب شد . میرفت تهران و میومد .اما خب درآمد اونقد نبود.😔
فک کنم حدود یکسال و نیم بعد بود که مدیر شرکتی که مهدی توش کار میکرد زنگ زد و گفت شرایط بهتر شده و میخواد کارمنداش رو برگردونه🤭
اما اینبار مهدی نخواست کارمند بشه و پروژهای از مدیر شرکت پول میگرفت. شرایط خیلی بهتر شد و خوبیش اینه نگاهمون به خداست. 😊
خدا بخواد پروژه ها بیشتر میشه و درآمد بیشتر ،یه وقتا هم درآمد کمتر. به قول قدیمیا زندگی بالا و پایین داره. اما عوضش آزادیم. کارمندی محدودیت زیاد داره.😊
اینا رو گفتم که بگم قطعا بعد هر سختی آسانی هست. برای همه. بعضیا میان میگن خوشبحالت چقد مسافرت میری، خوشبحالت چقد پول درمیاری!😅
پشت همه این روزا یه دوره زندگی خیلی مشقتبار بوده. این وعده خداست. نه سختی موندگاره نه روزای خوب. انسان رو خدا در رنج آفریده. برای اینکه پخته بشه. رشد کنه. حالا پیمونه هر کسی یه حدیه.😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
و زندگی همینه. یه روزایی درآمد خوبه یه روزایی کمه. یه روزایی حال زندگی خوبه، یه روزایی بده.😅
پشت کارگاه هایی که دارم برگزار میکنم کلیییی پول خرج کردن برای کلاس های تخصصی بوده و هست. کلی شب بیداری برای درس خوندنه و کار کردنه. 😊
حالا مخارج کانال مثل تبلیغ و ... بماند، کگمن دوس دارم صادق باشم باهاتون. هیچ کسب و کاری بذفون خرج کردن رشد نمیکنه.😅
و ممنون که فکراتون رو بهم میگید.اما فک نکنید من رو حوری ها لای پر قو گذاشتن و گفتن برو تو ایتا درآمد کسب کن دختر گلم. تو نباید سختی بکشی. قربون دست و پای بلوریت بشم.😂
باور کنید همه زندگیا سختی داره، شادی هم داره. فک نکنیم خون کسی از ما رنگینتره و با مقایسه حال خودمون رو بد کنیم.😊
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
به قول #سهراب_سپهری عزیز:
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی❤️
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده...
@aznobato_ir
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چی میشه که یکی انقد وصل میشه به خدا؟!
اشکام جاری شد با شنیدن این صدا.
یاد یه لالایی غرببانه افتادم که فک کنم خیلی از مادرا زمان جنگ برای بچشون میخوندن.
لالا لالا خبر اومد.
پرنده از سفر اومد.
یکی بال و پرش وا شد.
یکی بی بال و پر اومد...😭
یعنی امشب چند تا مادر خبر شهادت پدر رو به بچه ها دادن؟! 😭
یعنی چندتا مادر درو باز کردن و با تن خسته همسرشون که برای امنیت منو شما جون نداره گفتن آخیش زنده است.
بخواب عزیزکم. که تو در امنیتی. چون یه آدمایی جون دادن تا تو جون داشته باشی. سر آسوده رو بالشت بذاری ، لالا لالا بخونی برای بچهات.💔
@aznobato_ir