eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
21.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
419 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 ادامه... من: آقا فرهاد میخوام بگی فکرت در مورد خودت چیه؟! اونجایی که خانم درخواستش از شما بیشتر از توان شماست!🤔 فرهاد: نمیدونم. 😔 من: انگار مستاصل شدی، فکر میکنم این موضوع برات سنگینه. 🤔 فرهاد: خانم حبیبی من همیشه فکر میکردم از نظر جنسی آدم گرمی هستم! اما از وقتی با مرجان ازدواج کردم احساس میکنم کمم. انگار چجوری بگم! انگار من مرد نیستم! برام ترسناکه این موضوع.😐😔 نمیدونم مرجان ایراد داره یا من. اما انگار من براش کافی نیستم. 😔 من: انگاری این موضوع بهت احساس ناکافی بودن میده. فکر میکنی این خوب نیست که مرجان نیاز بیشتری داره؟🤔 فرهاد: آره، می ترسم از این موضوع. خیلی.😔 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 میدونی چرا این تجربه اتاق درمان رو نوشتم؟! چون خییییلی موضوع مهمیه رفیق. 😊 این زن و شوهر مسالشون حل شد و من خیلی خلاصه نوشتم اینجا مسائل رو.چون کانال عمومیه به هر حال.😅 اما این، جا افتاده تو جامعه که آقا در زمینه جنسی نیاز بیشتری داره و طبق پژوهش ها درستم هست . اما همیشه اینطور نیست. 😅 و خیلی مهمه نگاه کرد دید تو همچین زوجینی فکر همسر چیه؟! 🤔 فرهاد وقتی میدید مرجان گرمتر از خودش هست احساس ناکافی بودن میکرد.🤦‍♀ میترسید که دوست داشتنی نباشه میترسید که برای مرجان کافی نباشه! انگار مرد بودنش زیر سوال میرفت!😐 همه اینا فکرای فرهاد بود و به معنای درست بودنش نبود، اما فرهاد با سرکوب کردن مرجان سعی میکرد این فکرا رو نبینه! سعی میکرد مشکل رو به مرجان نسبت بده.🤦‍♀ در حالی که اصلا مشکل خاصی نبود، فقط تفاوت در نیازها بود. مرجان گفت که از نظرش فرهاد مرد کاملیه و هیچوقت فکر نکرده کافی نیست. 🤦‍♀ و میدونی به مرجان چی گفتم؟! اینکه دو سه هفته ای فرمون رابطه رو بده دست فرهاد. ابراز نیاز نکنه.😊 و جالبه که بعد همین دو سه هفته خیلی شرایط این زوج بهتر شده بود. چرا؟!🤔 چون هم آقا، هم خانوم تو رابطه احساس امنیت کردن، چون نیاز به قدرت آقا و نیاز به محبت خانوم تامین شد.و در نتیجه رابطه جنسی بهبود پیدا کرد.😊 میخوام بگم که زندگی جنسی زوجین کاملا در گرو زندگی عاطفی اوناست و پیام هایی که به هم میدن در مورد کافی بودن و دوست داشتنی بودن.😊 @aznobato_ir
کارگاه خونه سبز تموم شد امروز😩. آخر دوره ها انقد با دوستان به هم عادت میکنیم که دلمون میگیره از تموم شدن داره. اما خب هر شروعی پایانی هم داره. خداروشکر با تموم بشه دوره🥰 @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: دیشب داشتیم با مهدی حرف میزدیم من نصفه و نیمه حرفم رو زدم و مهدی بد برداشت کرد. نتیجه چی شد؟!😔 ناراحت شد.بعد ازش عذرخواهی کردم و گفتم منظورم چی بوده. 😢 میدونی مشکل چی بود؟! پیامی که من رسوندم کامل نبود. خیلی مهمه تو حرف زدن کامل حرف بزنیم، فک نکنیم طرف مقابل منظورمون رو میفهمه. مگه علم غیب داره!!😅 بیا امروز حواس بدیم به گفتارمون، اینکه وقتی حرف میزنیم پیاممون کامل باشه. هستی با من ؟!☺️ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 داریم با خواهر کوچیکه(البته همین یه خواهرو دارم😁) میریم تهران. چرا؟! یه گپ دوستانه با یه خانم دکتر خفن داریم.😎 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 دیروز یکی از مراجعینم گفت آمنه ما به درد هم میخوریم ؟! آخه همش با هم جنگ داریم. 🤦‍♀ بهش گفتم اگه صدبار به عقب برگردید من میگم شما مناسبترین آدما برای هم هستید.😍 فک کردی با فامیل ازدواج میکردی این چالش ها نبود؟! 🤔 یاد خودمون افتادم! 😅 هشت سال پیش مشاوره رفتیم، همین حرفو به من زد. 😁 خیلی دلم میخواست به یکی بگمش. خیلی جمله جذابی بود. دیروز قسمت شد و استفادش کردم.😂 بقیه شو میرم میام میگم.😁 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 عقد که کردیم سر هر چیزی نسبت به هم گارد داشتیم. اون موقع روانشناسم نبودم و این قرطی بازیا رو بلد نبودم.😂 انگار مهدی نماینده خانوادش بود منم نماینده خانوادم و تو رینگ داشتیم مبارزه می‌کردیم.😐🤦‍♀ برای چی؟! 🤔 همه چی سر رسم و رسوم لعنتی بود ! ما هم بلد نبودیم مدیریت کنیم. خانواده هامونم بلد نبودن چون هر دو بچه اول بودیم.😅 این وسط مرجع خانواده ها اقوام و دوستان بودن. و این خیلی بد بود. اواخر عقد رفتیم پیش یه روانشناس و جمله بالا رو گفت. 😁 اونجا دیگه ما شروع کردیم مهارت یادگیری و جعبه ابزار مهارتیمون رو سعی کردیم پر کنیم. هر چند که ته جعبه ابزار یادگیری سوراخه هرچی یاد بگیری پر نمیشه.😂 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 حالا الان دارم میبینم واقعا ازدواج مثل بلوغ میمونه. توی سن بلوغ بچه بین کودکی و بزرگسالی گیر افتاده. نمیدونه مثل کودک رفتار کنه یا بزرگسال.😐 تو ازدواج هم دختر و پسر بین مجردی با متاهلی گیر افتاده. و میدونی کجا مشکلات حل میشه؟!🤦‍♀ اونجا که خود دختر و پسر خودشون رو به عنوان یه خانواده مستقل به رسمیت بشناسن و فک نکنن از هم جدا هستن.😊 اینجا دیگه رسم و رسوم و فرهنگ میاد در خدمت زن و شوهر! چرا که دیگه همه چی اینجوری میسنجن که به نفع خانواده دو نفرمون هست یا نیست؟! 😍 یه زن و شوهرایی آموزش میبینن و زود رابطه رو به رسمیت میشناسن، یه سریا سالهایت میجنگن. 😊 اینو بدونید ما قرار نیست خانوادمون رو کنار بذاریم، فقط دیگه مستقل شدیم و ممکنه یه قوانینی تو خانواده قبلیمون با خانواده جدید نخونه. 😊 پس باید از اول قانون بنویسیم. معنای زندگی تعریف کنیم، هدف بذاریم. 😊 و کاش قوانینمون بر اساس آگاهی باشه،و خوب بنویسیم. 😍 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 خواب ایلیا تنظیم شده تقریبا، نه شب میخوابه و تو این یک هفته میبینم چقد انرژی گرفتم.😍 اینکه بچه نه شب میخوابه و مامان بابا فرصت میکنن یکی دو ساعتی رو با هم باشن، فیلم ببینن، از روزمره هاشون بگن، کارای شخصیشون رو انجام بدن، یه میوه با هم بخورن و... عالیه. 😊 چند وقت پیش بود که به مهدی گفتم از وقتی خواب ایلیا بهم ریخته، انگار خیلی کم با هم حرف میزنیم.من نیاز دارم به تایم دونفره، به اینکه باهات حرف بزنم. 😐 و با هم برنامه چیدیم که خواب ظهر ایلیا رو قطع کنیم و شب زود بخوابه .🥴 اولش سخت بود، مامان بزرگ مهدی بهم گفت مادر مغز نمیخوای مگه؟! مامانا ظهرا دیگه نمیکشن بخوابونش مغزت استراحت کنه.😂 راستم میگفت اولش واقعا سخت بود. اما الان نتیجه رو دوس دارم. شبا مغزم استراحت میکنه.😂 @aznobato_ir
🖤🖤🖤 من قشنگ‌ترین رفتار رو در همسرداری، در فرزندپروری تو حدیث کسا دیدم‌.🥺 اونجا که بانو جان به فرزندشون میگن ای نور چشمم، ای میوه دلم دارن جایگاه فرزندشون رو یاد آوری میکنن، اینکه چقد مهمه، چقد مادر دوستش داره! چقد خاصه.🌹 اونجایی آقا جان امام علی(ع) به بانو میگن سلام برتو ای فاطمه ،دختر پیامبر ، دارن جایگاه خانوم رو یادآور میشن، عزیز بودنش رو! کی عزیزتر از دختر پیامبر!! کی محترم‌تر؟!🥀 اونجایی که بانو جان به همسرشون میگن سلام بر تو ای امیر المومنین ، دارن بهشون اقتدار میدن! احترام میذارن.🌹 و چه غم داره که امشب عاشق‌ترین زوج دنیا از هم جدا میشن! 🥀 ببین میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان تو هم مثل من نیمه جانی بمان زمین گیر من آسمانی بمان...💔 @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: سلام علیکم. احوالتون چطوره؟! دیر سلام کردم چون که هم صبح مشاوره داشتم هم اینکه رفتم بعدش روضه.😍 خانوم سخنران راجع به حسادت و رذائل اخلاقی حرف زد و اینکه چقد اثر منفی داره! 🤦‍♀🙆‍♀ نیت امروزم اینه چک کنم ببینم کجاها حسادت، جاه طلبی ، غرور و... داره رفتار منو پیش می‌بره. امروز میخوام یه چکاپ رفتاری کنم خودم رو.😍 هستی با من؟!😉 @aznobato_ir
امروز توی روضه ایلیا کلی حرف زد. مغز خودمم رفت.😂 معمولا هم میرم مراسمات مذهبی چیزی نمیفهمم، اما میرم، چرا؟! چون میخوام پسرم تو همچین محیط‌هایی باشه، و معتقدم رزقم رو میگیرم. و از طرفی بهم خوش میگذره.😊 ما مامانا یه وقتا چون بچه ها شیطنت دارن خودمون رو محکوم میکنیم به خونه موندن. مسجد نمیریم، کلاس نمیریم و و و.😐 اما من میرم و طبیعیه بچه شیطنت کنه. مثلا امروز ایلیا تفنگش رو آورده بود مراسم. دم به دقیقه تیرررررر تیررررر صدا میداد. 😂 کم کم حواسش رو پرت کردم و تفنگ زیر مبل سر به نیس شد. و صاحب خونه براش کاکائو آورد، بعد درگیر بودیم که این کاکائو نریزه رو فرش.😂 شانس هیچ بچه ای هم نبود. کلی هم چسبیده بود به گردنم شبیه کوالا، اما باهاش همراه شدم. یه جا هم که روضه شروع شد تصمیم گرفتم بهش گوشی بدم چند دقیقه ای رو تا ملت از روضه بهره ببرن و سر و صدا کم بشه. 😁 همشم نرفتم تو این فکر و ذهن خوانی بقیه که وای الان میگن چرا این با بچه اومده، وای چقد بچه اش حرف میزنه، چون خودم بچه ها رو دوس دارم و میدونم ۹۹ درصد آدما بچه دوس دارن و شرایط رو درک میکنن. 😊 به فرض بگن همچین چیزی رو با خودشون! برام مهم نیست چون منِ مادر هم زنده ام و زندگی میخوام قرار نیست تو خونه حبس بشم! 😎 تو پذیرش شرایطم بودم و به همین علت خوش گذشت بهم. 😎 @aznobato_ir