🌿🌿🌿
#پیام_مخاطب
من انقدررر فامیل پایه و دوست همراه دور و برم هست😅
ولی بار ها شده یه روز کامل تنهایی رفتم پارک ریحانه مشهد که مخصوص بانوانه،زیر انداز پهن کردم نوشیدنی درست کردم بردم کتاب خوندم زیر سایه درختا کلی دراز کشیدم بدو بدو کردم جیغ کشیدم....
یا یه روز کامل تنهایی رفتم موج های آبی،موقع سوار شدن سرسره هلی چند نفره با چند نفر همون جا جور شدم و همراهشون شدم یکم حرف و خنده و بای بای😅
دوباره سرسره بعدی آدمای بعدی
و البته کلیییی هم تنهایی تنهایی وقت گذروندم...
یا کافه بانوان اطرافم که کشفشون میکنم یکی دو بار اول خودم تنها میرم با عوامل و کارکنای اونجا کلی حرف میزنم یکی دو تا چیز کوچیک سفارش میدم و دوری میزنم تا اگه خوب و مناسب بود دفعه های بعدی با دوستام بیام
در کنار این ها رکورد در سفر ترین و همراه ترین زوج رو توی عقد شکوندیم با همسرم😅۲۰ روز تبلیغ توی روستا،۱۵ روز کربلا،یه هفته قم،یه هفته شمال ....
شاید با خودتون بگین اوووههه عاشق کوچه خیابونه و ...
ولی باید بگم متنفرم ازینکه از خونه برم بیرون😬😂اینایی که تعریف کردم موقعی بوده که واقعا نیاز داشتم😁
برای اون دوستانی هم که فرمودن اجازه نداریم و ...
خیلی جاهای سالمی هست اطرافمون که ازش بی خبریم و با یه گفتگوی مناسب با همسرمون میتونیم به یه تصمیم درست برسیم❤️
--------------------
خیلی جالب گفتن، حتی خانومایی که عاشق خونه هستن (مثل من) هم واقعا نیاز دارن بهربیرون رفتن و حتی تنها بودن.😊
خوبه که ببینیمش، بهونه تراشی نکنیم ، یه قدم براش برداریم.😍
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
راستی سلام🙊
امروز نیتم شاد بودنه.😊
بله شاد بودن میتونه یه انتخاب باشه! وقتی انتخابت شادی هست واکنشت متفاوته!
مثلا بچه غر میزنه، تو میگی چیکار کنم نیتم خراب نشه! پامیشی چهارتا توپ به هم میندازید و میخندید!😊
همسرت یه حرف میزنه ناراحت میشی، میگذری چون نیتت شاد بودنه😍.
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
هستما ولی امروز کیلی کیلی مراجع داشتم.😅
میام براتون مینویسم آخر شب.😍
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_نگار_و_دانیال
نگار: رفته به همه گفته! بدبختم کرده. (زار زار گریه)😭
من: میخوای واضح تر بگی جریان چیه؟! 🤦♀
نگار: من فقط به خواهرشوهرم گفتم که با دانیال خیلی بحث داریم، گفتم اون بهم توجه نمیکنه زیاد، همش تو تنشیم. اونم رفت به مادرشوهرم گفت، مادرشوهرمم رفته به مامانم گفته اینا با هم نمیسازن عقدشون باید طولانی تر باشه.خیلی نامرده. از اولم دوست داشت جدا بشیم ما. باهام رابطش خوب نبود. حسودی میکرد بهم.😭
من: خب اگه اینطوره چرا مسائل خصوصی رو بهش گفتی. اینا جزو مسائل خصوصیه. 🤔
نگار: باهاش احساس صمیمیت کردم. فک میکردم میره با دانیال حرف میزنه یه کم بهتر بشه شرایط.😭
من: اینطور شد؟!🤔
نگار: نه دانیال هم باهام قهر کرده. میگه اعتبار منو پیش خواهرم زیر سوال بردی، همه فکر میکنن خودم نمیتونم از پس مشکلاتم بربیام! میگه باید بیشتر فکر کنیم. من میخوام زنم قابل اعتماد باشه، تو نخود تو دهنت خیس نمیخوره.😔
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_نگار_و_دانیال
من: نگار قبلا هم صحبت کردیم، یادمه یه سری مسائل رو به دوستات گفته بودی و به زنداداشت و خب چالش ایجاد شده بود! فکر میکنی چرا میری میگی مسائلت رو؟!😐😕
نگار: اومم! انگار میخوام بهم حق بدن ،کمکم کنن مشکلاتم حل بشه. اصلا دوس دارم همه بفهمن من چقد مظلوم گیر دانیال افتادم .😭
من: این اتفاق میفته؟! اصلا مگه میتونن مشکلات تو رو حل کنن؟! 🤔
وقتی تو مدرسه نمره هات پایین بود مامانت امتحان میداد به جات؟! یا بیشتر درس میخوندی تا نمره بیاری؟! 🤔
نگار: اشتباه کردم. 😔😔
@aznobato_ir
بقیشو میام میگم!
شما هم از این چالش ها دارید؟!🤔
اینجا بگو👇
https://harfeto.timefriend.net/17466446382707
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 #تجربه_اتاق_درمان #روایت_نگار_و_دانیال من: نگار قبلا هم صحبت کردیم، یادمه یه سری مسائل رو به د
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_نگار_و_دانیال
نداشتن مهارت حل مساله، نگار و دانیال رو تا مرز جدایی برده. 🤦♀
نگار بلد نبود هیجاناتش رو کنترل کنه، سریع عصبی و ناراحت میشد و بدون فکر همه رو در جریان مشکل قرار میداد.😐🤦♀
و حالا دانیال داره فکر میکنه نمیتونه به نگار اعتماد کنه...
(همیشه که تجربههای اتاق درمان مثبت و گل و بلبل نیست🤦♀.)
@aznobato_ir
خودتم برو بخواب دیگه پیش پیش پیش😂
عالی گفتن واقعا! رفقا واقعا چرا راز زندگی رو به اطرافیان بگیم؟! جز اینکه نگران بشن؟! جز اینکه دخالت کردنا شروع بشه چون فکر کنن ما مدیریت زندگی رو بلد نیستیم! چی داره واسمون؟!😐
@aznobato_ir
من یه همچین عروسی میخوام . یه گوله خانوم.😍
زن زندگی!😍
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
من یه همچین عروسی میخوام . یه گوله خانوم.😍 زن زندگی!😍 @aznobato_ir
حالا دختر بود یا پسر؟!😂