🌿🌿🌿
هستما ولی امروز کیلی کیلی مراجع داشتم.😅
میام براتون مینویسم آخر شب.😍
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_نگار_و_دانیال
نگار: رفته به همه گفته! بدبختم کرده. (زار زار گریه)😭
من: میخوای واضح تر بگی جریان چیه؟! 🤦♀
نگار: من فقط به خواهرشوهرم گفتم که با دانیال خیلی بحث داریم، گفتم اون بهم توجه نمیکنه زیاد، همش تو تنشیم. اونم رفت به مادرشوهرم گفت، مادرشوهرمم رفته به مامانم گفته اینا با هم نمیسازن عقدشون باید طولانی تر باشه.خیلی نامرده. از اولم دوست داشت جدا بشیم ما. باهام رابطش خوب نبود. حسودی میکرد بهم.😭
من: خب اگه اینطوره چرا مسائل خصوصی رو بهش گفتی. اینا جزو مسائل خصوصیه. 🤔
نگار: باهاش احساس صمیمیت کردم. فک میکردم میره با دانیال حرف میزنه یه کم بهتر بشه شرایط.😭
من: اینطور شد؟!🤔
نگار: نه دانیال هم باهام قهر کرده. میگه اعتبار منو پیش خواهرم زیر سوال بردی، همه فکر میکنن خودم نمیتونم از پس مشکلاتم بربیام! میگه باید بیشتر فکر کنیم. من میخوام زنم قابل اعتماد باشه، تو نخود تو دهنت خیس نمیخوره.😔
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_نگار_و_دانیال
من: نگار قبلا هم صحبت کردیم، یادمه یه سری مسائل رو به دوستات گفته بودی و به زنداداشت و خب چالش ایجاد شده بود! فکر میکنی چرا میری میگی مسائلت رو؟!😐😕
نگار: اومم! انگار میخوام بهم حق بدن ،کمکم کنن مشکلاتم حل بشه. اصلا دوس دارم همه بفهمن من چقد مظلوم گیر دانیال افتادم .😭
من: این اتفاق میفته؟! اصلا مگه میتونن مشکلات تو رو حل کنن؟! 🤔
وقتی تو مدرسه نمره هات پایین بود مامانت امتحان میداد به جات؟! یا بیشتر درس میخوندی تا نمره بیاری؟! 🤔
نگار: اشتباه کردم. 😔😔
@aznobato_ir
بقیشو میام میگم!
شما هم از این چالش ها دارید؟!🤔
اینجا بگو👇
https://harfeto.timefriend.net/17466446382707
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 #تجربه_اتاق_درمان #روایت_نگار_و_دانیال من: نگار قبلا هم صحبت کردیم، یادمه یه سری مسائل رو به د
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_نگار_و_دانیال
نداشتن مهارت حل مساله، نگار و دانیال رو تا مرز جدایی برده. 🤦♀
نگار بلد نبود هیجاناتش رو کنترل کنه، سریع عصبی و ناراحت میشد و بدون فکر همه رو در جریان مشکل قرار میداد.😐🤦♀
و حالا دانیال داره فکر میکنه نمیتونه به نگار اعتماد کنه...
(همیشه که تجربههای اتاق درمان مثبت و گل و بلبل نیست🤦♀.)
@aznobato_ir
خودتم برو بخواب دیگه پیش پیش پیش😂
عالی گفتن واقعا! رفقا واقعا چرا راز زندگی رو به اطرافیان بگیم؟! جز اینکه نگران بشن؟! جز اینکه دخالت کردنا شروع بشه چون فکر کنن ما مدیریت زندگی رو بلد نیستیم! چی داره واسمون؟!😐
@aznobato_ir
من یه همچین عروسی میخوام . یه گوله خانوم.😍
زن زندگی!😍
@aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
من یه همچین عروسی میخوام . یه گوله خانوم.😍 زن زندگی!😍 @aznobato_ir
حالا دختر بود یا پسر؟!😂
🌿🌿🌿
فکر میکنی علتش چیه؟!
شاید دوس داری صمیمی بشی و راهشو بلد نیستی!
رفقا اوصی کم به کسب مهارت زندگی مشترک، اما اولش خودتون رو بشناسید! من کی ام؟! چه نقاط قوت و ضعفی دارم!!! 🤦♀
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
آمنه تا سه بشمر و اولین قدم رو بردار همین کافیه!😊
چند روز بود تنبلی میکردم کتاب بخونم، امروز گفتم فقط دو صفحه میخونم، اول صبح رفتم که دو صفحه بخونم ۱۶ صفحه خوندم.😎😍
میدونی یه وقتا تو فکرمون انقد کارای بزرگ میخوایم بکنیم که خب خودش مانع میشه! مثلا وقتی نیت میکنی کل خونه رو تمیز کنی میشه دلیل اهمالکاریت همین تصمیم.
ولی وقتی میگی تا سه میشمرم و پا میشم فقط جارو میزنم، احتمال بیشتری وجود داره تا خونه کامل برق بیفته.😍
@aznobato_ir
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
یه فامیل داشتیم وقتی میخواست نظرش رو راجع به یه سری مسائل که هیچ ربطی بهش نداشت بگه میگفت: ناراحت نشیا ولی این لباست زشته! ناراحت نشیا ولی چیه تو مهمونی چادر میپوشی! ناراحت نشیا ولی چرا مُبلات این رنگیه!😅
اصلا این کلمه ناراحت نشی یعنی تو میدونی قراره طرف رو ناراحت کنی اما برای اینکه عذاب وجدانت کم بشه و به خودت مجوز نظر دادن بدی میگی ناراحت نشی. 🙆♀
چقد خوبه ما حد و مرز داشته باشیم حتی توی حرف زدن و نظر دادن!!! 😊
@aznobato_ir