eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
22هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
420 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿🌿🌿 یه فامیل داشتیم وقتی میخواست نظرش رو راجع به یه سری مسائل که هیچ ربطی بهش نداشت بگه میگفت: ناراحت نشیا ولی این لباست زشته! ناراحت نشیا ولی چیه تو مهمونی چادر میپوشی! ناراحت نشیا ولی چرا مُبلات این رنگیه!😅 اصلا این کلمه ناراحت نشی یعنی تو میدونی قراره طرف رو ناراحت کنی اما برای اینکه عذاب وجدانت کم بشه و به خودت مجوز نظر دادن بدی میگی ناراحت نشی. 🙆‍♀ چقد خوبه ما حد و مرز داشته باشیم حتی توی حرف زدن و نظر دادن!!! 😊 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 یادمه یه مراجع داشتم به شوهرش گفته بود ناراحت نشیا ولی موهات رو این مدلی زدی شبیه اسب شدی، شوهرش میگفت این اولین بار نیست، یه بار دیگه بهش گفته بود ناراحت نشیا این لباس قهوه‌ای رو پوشیدی شبیه برنالد شدی.🥴😅 و خب آقا هم رفته بود یه خانوم رو صیغه کرده بود و میگفت این زن احترام بلده رهاش نمیکنم!😐 ما چقد از این ناراحت نشیا تو زندگیمون داریم؟! 🤔 چقد حق میدیم به خودمون که به بقیه، به سلیقه، به شخصیت دیگران بی احترامی کنیم و از مرزهایی رد بشیم که نباید!!🙆‍♀ @aznobato_ir
🌿🌿🌿 اونجایی که مامان به نوجوانش میگه دماغت شبیه پینوکیو شده( مورد داشتیم) داره نوجوانش رو ناراحت میکنه، داره از خودش دور میکنه بچه رو!🤦‍♀🙆‍♀ اونجا که مرد به همسرش میگه هیکل فلان بازیگر خیلی قشنگه! ( خب لعنتی این زن دو تا بچه تو رو پرورش داده تو وجودش) 😐 اونجا که زن به همسرش میگه شبیه خرس خورناس میکشی. (خروپف منظورشه)🤦‍♀ تو همه این موارد داره از حریم اون آدم عبور میکنه و راستش ناراحت نشیا داره زندگی خودش رو،رابطه اش با آدما رو به فنا میده! 😅 ناراحت نشیا داره از خودش یه آدم غیر قابل تحمل و زخم زن میسازه.😅 ناراحت نشیا ولی اگه اخلاقش رو درست نکنه قراره رنج‌های زیادی رو تحمل کنه چون آدما طردش میکنن🙆‍♀ @aznobato_ir
خونه رو جمع و جور کردم، یه شربت آبلیمو درست کردم و نشستم این سبزی ها رو پاک کن، ریحون ها دارن چشمک میزنن بیا منو بخور.😍 بوی قورمه سبزی خونه رو برداشته و من منتظرم آقای خونه با پسرک برگردن خونه!😊 هرچند که ناهارشون رو شرکت خوردن و قورمه سبزی من ناکام موند.😁 من کارای خونه(همه به جز لباس تاکردنش) رو دوست دارم. خونه‌داری و بانوی خونه بودن طعم زندگی میده! و فکر میکنم ما خانوما با عطر قورمه سبزی و شربت یخ و چای آماده داریم میگیم دوستتون دارم خانواده من! خون ‌داری زبان عشق یه خانومه! زبان زندگی...😍 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 البته اعتراف می‌کنم سه ساعت پیش احساسم شبیه کوزتی بود که تناردیه داره زجرش میده.😂😂 نپرسید تناردیه کیه! هرگز نپرسید😂 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 حال خوب الانم بابت خلوت کردن با خودم و فکر کردن به حل مشکل به وجود اومده است.😜 میام میگم جریان چی بود! بذارید سبزیمو پاک کنم، اه.😂 @aznobato_ir
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 البته اعتراف می‌کنم سه ساعت پیش احساسم شبیه کوزتی بود که تناردیه داره زجرش میده.😂😂 نپرسید تنار
🌿🌿🌿 چند روز بود موقع تمیز کردن خونه عصبی میشدم! احساس استیصال و درماندگی، احساس غم و خشم شدید .😢 امروز صبحم داشتم خونه جمع می‌کردم ولی خیلی دیگه خشمگین بودم، در حدی که وقتی مهدی سوال پرسید لباس ایلیا کجاست دلم میخواست جوابشو ندم!😐 وقتی پدر و پسر رفتن نشستم فکر کردم چی داره انقد اذیتم میکنه توی کارهای خونه!😕 نشستم فکر کردم و ریشه‌اش رو پیدا کردم. جریان اینجوری بود که پدر و پسر میومدن وسط پذیرایی بازی می‌کردن اما فقط بازی می‌کردن! در نهایت مامان آمنه میموند و یه خونه منفجر شده از اسباب بازی‌ها!🤦‍♀ اونم اسباب بازی های ریز مثل نخ و مهره! دونه دونه باید از زیر مبل و میز جمع میکردم جدا می‌کردم و خب خیلی فرآیند خسته کننده و طولانی‌ای بود.🤦‍♀ و من فکر می‌کردم زحماتم دیده نمیشه و کسی تو خونه برای وقتی که میذارم ارزش قائل نیست! همین باعث میشد خودمو کوزت ببینم و پدر و پسر رو تناردیه.😔 تصمیم گرفتم وقتی اومدن با مهدی حرف بزنم! خونه رو مرتب کردم، چای بهار نارنج دم کردم، و منتظر آقای خونه بودم. وقتی اومدن یه کم که حالش جا اومد گفتم مهدی خیلی دوس دارم با ایلیا وقت میگذرونی. شما خیلی پدر خوبی هستی!😊 مهدی گفت قراره یه ولی بیاد که جملات قبل رو باطل کنه؟!😂 گفتم نه واقعا افتخار میکنم به این وقت گذاشتنتون، اما من واقعا احساس درماندگی میکنم وقتی خونه انقد بهم میریزه! میشه خواهش کنم هر اسباب بازی رو که بازی کردید اول جمعش کنید بعد برید سراغ بازی دیگه؟! 😊 و بعد کلی صحبت به نتیجه رسیدیم! ان شالله در عمل هم نتیجه بده.😅 و میدونی رفیق گفتگو ما رو از همه اون فکر منفیا نجات میده! اگه حرف نزده بودم، اگه احساسم رو نگفته بودم تا روزها و شاید ماه ها احساس ارزشمند نبودن میکردم و درماندگی! 🙆‍♀ حرف بزن تا از فکرای منفی درونت خارج بشی و واقعیت رو ببینی.😊 @aznobato_ir
🌿🌿🌿 آدما باید یه نقطه امن داشته باشن که بتونن بدون شرم، بدون ترس از قضاوت خودشون باشن!😊 برای من اون نقطه امن یه گوشه از حرم توئه آقا جان! دوس دارم اینکه می‌شینم برات حرف میزنم، ازت مدد می‌خوام و تو ناامیدم نمیکنی! 😢 آقای خوبی، جانِ ایران! تو نقطه امن منی، تو امید بی نوایانی. تو امید آمنه‌ای.🌷🌷 تولدت مبارک @aznobato_ir
🌺نیت امروزم: همینجوری که صدای جیر حیر تمیزی لیوان تو گوشم میپیچه دارم فکر می‌کنم چقد فضای مجازی باعث شده لذت‌ها رو نبینیم!🤦‍♀ مثلا لذت شستن ظرف‌ها،مثلا نفهمیدن بوی عطر بهارنارنج، خوردن مربای توت فرنگی بدون توجه به مزه‌اش!😐 ندیدن مامان مامان گفتن بچه، نشنیدن خانوم خانوم همسر 🙆‍♀ و آره فضای مجازی اگه مدیریت نشه، سمه! امروز میخوام روی برنامه گوشی دست بگیرم و ورق زدن صفحات کتاب و دویدن با پسرک و نگاه کردن به چهره همسر کیف ببرم!😊 هستی با نیتم؟! @aznobato_ir
🌿🌿🌿 حالا سوال پیش میاد اگه بچه من بقیه بچه ها رو میزد منِ مادر چیکار کنم؟! استتار کنم انگار این بچه من نیست یا بگم بچه ام از پس خودش برمیاد ذوق کنم!؟ یا نه دخالت کنم؟!🤔 میام مینویسم @aznobato_ir
🌿🌿🌿 دیروز دعوت بودیم مولودی زنونه. یه عالم بچه و یه عالمه چالش بینشون! 😅🙆‍♀ یه جا ایلیا و سید مهدی وسط خانوما همو میزدن میرفتم جداشون کنم میگفتن بازیه! کشتی میگیریم. 😐 در حدی که خانوم مولودی خون میگفت مامان این بچه ها کیه؟! کشتن همو! اما خب کشتی بود واقعا من فقط نظارت میکردم.🙆‍♀🤦‍♀ ولی تو اتاق جریانات سمی تر ادامه داشت! دو سه تا بچه بدجور همو زدن! 🤦‍♀ @aznobato_ir