از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
سلام و خداقوت به شما رفیق نو مامانی که نصفِ یه آدم معمولی هم نمیتونی بخوابی. میخوام بهت بگم سرتو بال
در ارتباط با چالش امشب پیام دادن دوستمون😊
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
به جای با چی بودن آدما با کی بودنشون
مرتبط بشم.😲🧐
یعنی چی؟؟ 🤔
یعنی به جای اینکه بگم این آدم لحبازه،
این آدم بی ادبه، این آدم مهربونه وَوَوَ.
بـیـام ببینـم کـه اون آدم کــیه؟ اون یـه
انسـانه که حق انـتخاب داره، یه سـری
نیاز داره. وجـودش محترمه. گاهـی با
آدما مثل شیء برخورد میکنیم. میگیـم
اون لجبازه و تمام !! حتی انسان بودنش
رو فراموش می کنیم.☹️
تو مسیر والدگری خیلی این پیش میاد. میچسبیم به اینکه ما میدونیم صلاح بچه
چیه و انسانیت بچه رو، آزادیشو و حق نفس
کشیدنشو ازش میگیریم.😕
با نیت من همراهی؟
@aznobato_ir
#چالش_۳۰روزه_اعتمادبنفس
🌹روز بیست و پنجم
یکی از چیزایی که در مورد بدن یا ظاهر خودت دوس داری رو نام ببر. یه وقتایی انقد از خودمون ایراد گرفتیم وخودسرزنشی داشتیم که یادمون رفته زیبایی ها رو ببینیم. امشب یه چیزی رو توی ظاهرت پیدا کن که دوسش داری.🤗😏
#چالش_باتو
@aznobato_ir
🌺نیت امروزم:
بی قید وشرط دوست داشته باش و محبت کن. ماها گاهی این مدلی هستیم که تا وقتی بچه، همسر و اطرافیان باب میلمون رفتار میکنن محبت میکنیم، اما همین که خلاف خواسته ما کاری میکنن، محبتمون رو ازشون دریغ میکنیم، قهر میکنیم، طرد میکنیم.
خیلی وقتا اصلا حواسمونم نیست اما داریم اینکارو میکنیم!!!
امروز میخوام بی قید و شرط محبت کنم و عشق بورزم.😍
با نیتم همراهی؟؟
@aznobato_ir
از امروز صبح که این نیت رو برداشتم .ابرو باد و مه و خورشید و فلک درکارن ببینن من چه میکنم. 😂
از صبحانه خوردن شروع شد. آقا ایلیا دائم میگفت این، این، بعد که میوردم بخوره نمیخورد. هی مهربون میرفتم لقمه بهش بدم نمیخورد میومدم اخم کنم، غر بزنم، یهو میگفتم آمنه نیتت چی بود و یادم میومدم محبت بی قید و شرط. خلاصه همچنان محبت آمیز لبخند زدم.
بعد رفتیم بازی کنیم دوباره همش غُرغُر و این، این، و هیچ بازی ای رو نمیخواست. دوباره داشتم کلافه میشدم که بگم اصلا بازی نکنیم، یاد نیتم افتادم، بغلش کردم و راه رفتیم یه کم. الان نشسته خودش بازی میکنه.و من همچنان دارم سعی میکنم به نیتم حضور داشته باشم.🤪😁
@aznobato_ir
میدونی رفیق یه وقتایی ما هم میریم تو بازی بدخلقی بچه ها. توجه نمیکنیم علت این بدرفتاری چیه. اگه دقیق تر نگاه کنیم میفهمیم. مثلا ایلیا همچنان داره غر میزنه و من میدونم نیازش خوابه. خسته است. رفتیم بخوابیم نخوابید چون نیاز به بازی هم داره و نمیدونه کدوم رو انتخاب کنه.😂
کم کم داره تسلیم خواب میشه و بعد من میام براتون میگم از تجربه دیروزم و توجه به نیاز پشت بدرفتاری ها. ☺️
#خاطرات_یک_نو_مامان
@aznobato_ir
نتایج دوره خونه سبز حتی از تصورمم جذابتر شده.😍
کلی خوشحالم که فرصت خدمت دارم.😊
#کارگاه_خونه_سبز
@aznobato_ir
🍀اگه بخوای حرف دلت رو به صورت ناشناس بهم بگی اون چیه؟ برام بنویس اینجا👇👇👇
https://harfeto.timefriend.net/16837132272137
#چالش_۳۰روزه_اعتمادبنفس
🌹روز بیست و ششم
یه هدفه بلند مدت تعیین کن و برای رسیدن بهش برنامه بریز. یه مقدار زیادی از بی اعتماد بنفسی ما از بی برنامگی ماست.😕
اوه خیلی فلسفی شد.🤪اما واقعیت همینه.برنامه ریزی نمیکنیم و مرتب میگیم به هیچی نمیرسم. هدف گذاری نمیکنیم و میگیم مهارت ندارم.
#چالش_باتو
@aznobato_ir
#خاطرات_یک_نو_مامان
دیروز رفتیم با هم حیاط بازی. قرار بود نیم ساعت ببرمش بیام خونه. 😐
خاک بازی کرد. فوتبال بازی کرد با بچه ها. بعدِ چهل دقیقه نیومد. جیغ و داد که میخوام بازی کنم. خلاصه که نیم ساعت بازیمون شد یک ساعت و چهل دقیقه.😟
بالاخره اومدیم خونه و باز جیغ و گریه. این وسط اومدم رد بشم خوردم به آقا، فقط تنم به تنه اش خورد. 😂اینو کرد بهونه و کلی باز گریه. 😭👶😰
خوابش میومد شدید و خسته بود. یه کم پاهاشو ماساژ دادم سرگرمش کردم اما باز غر میزد. بوسیدمش، بهش گفتم مامان جان میدونم خسته ای دوس داری چیکار کنیم تا تایم خوابت برسه؟! کتاب آورد کتاب خوندیم، شعر خوندیم و خندیدیم.🤭
میدونستم نیازش خوابیدنه ها اما اینم میدونستم هفت بخوابه یازده بیدار میشه و بدبخت میشیم. هم خودس هم ما اسیر میشدیم نصف شبی.😅تا اینکه هشت شام خورد و نه خوابید. در واقع غش کرد. 🥱
@aznobato_ir