🌿🌿🌿
رفقا معلوم نیست دیگه کی خونه سبز برگزار بسه. این دور هشتم کارگاه خونه سبز هست.
شاید اصلا برگزار نشه دیگه. پس اگه تصمیم دارید ثبت نام نید. همین دور ثبت نام کنید.
شش ماه پیش خونه سبز اجرا شده بود و الان دوباره معلوم نیست کی برگزار بشه
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
لطفا اطلاعات رو بفرستید به
@aznobato_admin
گیسا سفید شد انقد گفتم
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#خاطرات_یک_نو_مامان
امروز خیلی خسته شدم، ایلیا نمیرفت تو باشگاه، روزی بود که مامان باباها میتونستن بچهها رو تماشا کنن، دوست عزیزمون از اون حجم از والدین خجالت زده شده بود.🫠
آخر اینطوری شد که گفت باید بریم از دری که همیشه میرم، برم داخل.😫😡
بغض خستگی و کلافگی از لجبازی داشت خفم میکرد. اما هر بار که خندیدن و بازیش رو میدیدم با خودم میگفتم خدایا خستگیهام رو تو شاهد باش!
دارم واسه امانتت حسابی تلاش میکنم. برای بازی و خندیدنش. تو تلاشهام رو خریدار باش. 😔
مادری پر از لحظههای ناکامی و افتخار هست، اونجایی که فکر میکنی مالک بچهای، درد ناکامیها صدبرابر میشه، اونجایی که خودت رو امانتداره میدونی دردش کمتر میشه.🥲
اما مگه میشه خسته نشد؟ زندگی پر از رنج و خستگی هست. اما میشه تو دل سختی ها هم خندید.🥲
الحمدلله رب العالمین
@aznobato
🌺نیت امروزم:
#زندگی_نیتمند
فصلِ اولِ زندگى خودت را
با فصلِ پانزدهمِ زندگى کسی ديگر مقايسه نكن...
مسير خودت را برو،
داستان زندگى خودت را بنويس
و هرگز جا نزن ...
(مارک تواین)
نیت امروزم مقایسه ممنوع هست🚫
مقایسه از درون نابودت میکنه
@aznobato
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
اشکاش رو پاک کرد و گفت من هیچوقت فکر نمیکردم زندگیم انقد مزخرف باشه، تو رویاهام مثل یه پرنسس ازدواج میکردم ، با یه مرد رمانتیک که همش قربون صدقهام میره.
-----------
و راستش بدبختی دوست عزیزمون از همین رویای پرنسس بودن میومد.میام شب مینویسم براتون. الان دارم میرم مهمونی🙃
@aznobato
🌿🌿🌿
#تجربه_اتاق_درمان
#روایت_سوگل
من: تصورت از همسر آینده چی بوده دلت میخواست شوهرت چطور باشه ؟
سوگل: یه مرد ایده آل هر روز با عشق همسرش رو صدا میکنه ،یه زندگی عاشقانه! دائم قربون صدقه میره، سفر میرن.🥺
من: چقدر اطرافت مرد اینجوری هست سوگل ؟
سوگل: خب من که نمیخواستم مثل بقیه باشه شوهرم ؟ مگه انتخابم مثل بقیه باید باشه ؟ 😒
من: کسی توی غریبه ها هست که این زندگی رویایی رو داشته باشه و تو دوست داشته باشی زندگیت مثل اونا باشه؟🧐
سوگل: آره یه خانم و آقاهستن تو اینستاگرام اینا خارج از کشور زندگی میکنن خانم محجبه و آقا استاد دانشگاه هست. دوقلو دارن انقدر زندگی رویایی ای دارن خب مگه من چی کم دارم ؟ 😭
@aznobato
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 #تجربه_اتاق_درمان #روایت_سوگل من: تصورت از همسر آینده چی بوده دلت میخواست شوهرت چطور باشه ؟
🌿🌿🌿
من:( کم کم برام داشت روشن میشد). سوگل تو چقدر از زندگی اونامیدونی؟
سوگل : همیشه استوری میذاره.
من: چند درصد زندگیش رو استوری
میکنه؟
سوگل: یعنی انقد خوشبخت نیستن؟
من: شاید خیلی خوشبخت باشن، شایدم نباشن! اون پیج یه پیج کاری هست، ازش درآمد کسب میشه. پس فقط یه تیکه خوشگل از زندگیشون رو به نمایش میذارن، ولی همه زن و شوهرا اختلافم دارن، بحثم بینشون به وجود میاد!
اصلا اگه بحث پیش نیاد یعنی حتما یکی داره همه چی رو میریزه تو خودش، حتی زن و شوهرای خوشبختم سه چهار بار در ماه اختلاف دارن. 😱
@aznobato
🌿🌿🌿
گفتگوی منو سوگل وارد جلسات چهارم پنجم شد، و میدونی مشکل چی بود؟ سوگل از بچگی با انیمشن های دیزنی بزرگ شده بود، بعدم همه زندگیش تو اینستا بود، باور و رویاش یه زندگی پرنسس و شاهزادهای بود، شرایط خوب خانوادگی هم بهش دامن زده بود
حالا همسر یه پسر معمولی شده بود، و از نظرش باخته بود!
@aznobato