🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_پنجم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
شروع کن نیمی از کمدهای اتاقها رو مرتب کن. سعی کن حتما فضای خالی ایجاد کنی. لباسهایی که دیگه سایزت نیست یا استفاده نمیکنی بده به کسی که نیازشون داره یا اگه خیلی کهنه شده بیرون بنداز. نمیدونی چقد فضای ذهنی برات آزاد میشه.🥰
@aznobato
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
امروز اون روی سکه رو ببین😍
تا الان ازدیذگاه مثبت حرف زدیم. اون روی سکه دیدگاه منفی داشتنه. نگاه کن ببین فایده دیدگاه منفی واست چیه؟!
🔴طبق تحقیقات زوجینی که دیدگاه منفی دارن بیش از پنجاه درصد اتفاقای مثبت و کارای دلنشین همسرشون رو نمیبینن.
به جاش تمام تمرکزشون روی کاراییه که دوس ندارن همسرشون انجام بده و بدتر اینکه حتی کارای خنثی همسرشون هم منفی ارزیابی میکنن.😟😟
😕میدونی یعنی چی؟!یعنی دیدگاه منفی داشتن باعث میشه واقعیت ها رو تحریف شده و منفی ببینید.
😻وقتی شروع میکنید به داشتم دیدگاه مثبت، انگاری توجهتون میره سمت اتفاقای واقعی،به قشنگیای زندگی.
💗امروز میخوام هر چیزی رو راجع به همسرتون منفی ارزیابی کردید فهرست کنید و بعد بیاید بنویسید اگه بخواید اون قضیه رو یه مدل دیگه ببینید و ارزیابی کنید چه میشه؟! مثلا مثبت ارزیابیش کنید.اون رو هم بنویسید.🤗
و بعد این جمله رو کامل کنید: من به خوبی میتونم به یاد بیارم همسرم امروز .... (کار مثبتی که همسرتون انجام داده رو بنویسید توی جای خالی) رو خیلی خوب انجام داد. 🥰
@aznobato
یادتون نره تیک✅ انجام شد چالش و تجربیاتتون رو تو گروه تعامل بگید.😉☺️
🌿🌿🌿
کاردستیهای منو ایلیا تموم شد . با هم یه میز کوچیک چیدیم برای #ماه_رمضان.
دوس داشتم جذابتر بشه اما بیشتر وقت نکردیم. 🙃
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌻🌻🌻🌻 #چالش_خونه_و_رابطه_تکونی #روز_پنجم 🪠🪣بخش اول #خونه_تکونی شروع کن نیمی از کمدهای اتاقها رو
بیاید تو گروه حرف بزنیم😎چیکارا کردید چالش امروز رو انجام دادید؟
https://eitaa.com/joinchat/501809876Cea20b34244
زمان:
حجم:
1.3M
🌿🌿🌿
ماه رمضان رو چطور به بچهها توضیح بدیم؟🙃
@aznobato
🌿🌿🌿
#آمنه_نوشت
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
دیشب خیلی بد خوابیدم، کلافه و خسته بودم، صبحم زود بیدار شدم که ایلیا رو ببرم باشگاه ، بعدم بیرون کار داشتم و حسابی هلاک بودم.
امروز مهدی زودتر اومد خونه گفت نوبت آرایشگاه گرفتم با ایلیا میرم استراحت کنی.
♥️کار خوب همسرم امروز این بود، حمایت کرد تا من استراحت کنم.☺️
میشه ندید! با خودم بگم مهدی هر شب هشت و نیم میاد، وای تو این زندگی همه چی با منه! انگار بچه فقط واسه منه و و و ، اما میشه اینطوری به قضیه نگاه کرد که تو این شرایط سخت اقتصادی همسرم داره زحمت میکشه و وقتی هست کمک میکنه در حد توانش. 🤗🥰
میبینی؟ یه اتفاق رو میشه طوری نگاه کرد که برات معنای آرامش بده ،میشه هم با خودت بگی هنر نکرده یه ساعت بچه نگه داشته و همش خود خوری کنی.😒
انتخاب تو کدومه؟🥴
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_ششم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز نیم دیگه کمدهای اتاق رو مرتب کنید. اگه بچه ها اسباببازی هایی دارن که دیگه مناسب سنشون نیست اونا رو به انباری منتقل کنید یا با کمک فرزندتون به یه بچه کوچیکتر هدیه بدید اونا رو.🥰😻
کم کم اتاقها داره تموم میشه و ریز ریز و بدون اذیت شدن داریم با هم پیش میریم.🥰
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
بهترین رفیق هم بودن چه شکلیه؟!.😍🥰
گاتمن میگه «هر رابطه و ازدواج موفق در دل خودش یه دوستی عمیق داره، همسرانی که هم رو میشناسن و تو یه تیم هستن.».🥰
بیا بگو ببینم دوستی از نظر شما چه شکلیه؟! 🤔
اصلا رابطه شما با دوستاتون چجوریه که بهش میگید دوستی عمیق؟!☺️
💝💞 دوستای نزدیک به زندگی هم علاقه نشون میدن، از نظرات و علایق هم خبر دارن، به هم احترام میذارن، واسه هم وقت میذارن، حامی همدیگه هستن، با هم بازی میکنن و سرگرمی و علایق مشترک هم دارن.
مثل هر رابطه دوستی ، دوستی شما با همسرتون هم باید اولویت داده بشه، از علایق هم با خبر باشید، با هم بازی کنید و در یک تیم باشید تا رابطتتون تقویت بشه.
حالا امروز بیا این جمله رو کامل کن: همسر من رفیق خوبیه برای من، چون که....🤩
(جمله ای که نوشتی رو با همسرت در میون بذار تا ایشونم بیاد تو چالش🥰)
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
امشب اولین مهمونی افطار ماه رمضان رو رفتیم، توی حسینیه خونه همکار مهدی مهمونی گرفته شده بود. اکثرا همکارها بودن که البته فامیل هم هستن بغضیا.
اما میدونی چی جالب بود؟ اینکه آقای میزبان بیشترین سرگرمی رو برای بچهها تدارک دیده بود.
بچه ها میکروفن دست گرفتن، قرآن خوندن، شعر خوندن،مداحی کردن
آقای میزبان کف زمین خوابید، بچه ها تو صف وایسادن همه رو، رو پاش سوار کرد و الاکلنگ بازی کرد باهاشون.😂
در نهایت همه باباها اومدن وسط و در انتهای مراسم بابا سواری کردن.😂
داشتیم فکر میکردیم با خانوما که چقد فضا تغییر کرده، ده سال پیش اگه یه بچه وسط جمع حرف میزد میگفتن هیس زشته مامان وسط حرف بزرگترا نپر.😒
الان همه تلاش میکنن تو مهمونی به بچهها خوش بگذره...😅
الحمدلله از این تغییر، از اینکه بچهها دیده میشن. از اینکه اعتماد بنفس پیدا میکنن.😇
انقد نگیم زمونه بد شده! پس این تغییرات مثبت چیه؟ ماییم که داریم فرزندپروری میکنیم! خب تلاش کنیم جامعه رو ما بسازیم.😅
تلاش کنیم فرزندانی بزرگ کنیم که باری نشن تو جامعه امام زمان! بلکه باری رو از جامعه بردارن! 🙃
راستی مامان، بابا شما دارید چطور فرزندپروری میکنید؟! بنویس عیبن و نقصها رو و براش گامی بردار😍
@aznobato
🌻🌻🌻🌻
#چالش_خونه_و_رابطه_تکونی
#روز_هفتم
🪠🪣بخش اول
#خونه_تکونی
امروز اتاقها رو دستمال کشی کنید و اگه ملحفه، پرده و چیزی برایشستشو دارید بندازید توی ماشین. اگه اتاقها خورده کار بخصوص دیگه داره هم انجام بده و در نهایت فضا رو با خوشبو کن.مثلا اود روشن کن یا خوشبو کننده بزن.☺️
💕❤️بخش دوم:
#رابطه_تکونی
همسرتون رو بشناسید. 🥰
شما میتونید یک عمر درباره دنیای درونی همسرتون کنجکاوی کنید و انقد شجاع باشید که در مورد دنیای خودتون به همسرجان بگید و هرگز هم کشف کردن در مورد هم تموم نشه.« جان گاتمن»💞
ما برای داشتن رابطه پایدار باید اول نقشه عشق رو بکشیم .نقشه عشق مدلیه که همسر شما دنیا رو میبینه، امیدها و آیندهنگری ها و علایقش رو شامل میشه.🤩😻
این تست کوتاه رو انجام بدید ببینید جواب سوالا رو میدونید یانه؟!
😟همسر شما از چه غذایی متنفر هست؟!
🥰چه سرگرمی دوست داره؟!
🤪چه رویایی داره؟!
😟در مورد چی نگرانه؟!
این سوالا یه بخش کوچولو از نقشه عشق هست.از همسرتون کمک بگیرید و پاسخ بدید. 😎
حالا جمله رو کامل کن:
✍من و همسرم روی دونستن در مورد دنیای هم سرمایهگذاری میکنیم یکی از چیزایی که در مورد همسرم میدونم اینه که.... 🤗
@aznobato
🌿🌿🌿
سلام بر شب زندهداران😍😎
امروز کلاس قرآن داشتم، هیچی هم از کلاسم نفهمیدم، اول کلاس رفتم تنها جایی که خالی بود نشستم چون اسنپ دو بار کنسل کرد و دیر رسیدم.😐
و دقیقا کنار یه خانوم شاگرد زرنگ نشستم که میانسال بودن، ایلیا هم خیلی حوصله نداشتم امروز و نرفت بازی، هی با پا زد به خانومه، گفت لقمه میخوام،پلاستیک لقمهاش رو تکون میداد صدا اذیت میکرد خانومه رو.
خلاصه که رفت یه جای دیگه نشست.😂
ایلیا هم بلافاصله رو مبل دراز کشید انگار قلعه رو فتح کرده.😅
@aznobato
🌿🌿🌿
الان میخندم ولی اونجا خیلی حرص میخوردم، یه خط با کلاس پیش میرفتم باز نمیفهمیدم بقیه چی شد. 😐
خجالتم کشیدم که اون بنده خدا فرار کرد رفت، همش تو ذهنم میگفتم خب میشستی پایین حتما باید رو مبل میشستی.😑
اما یه جایی یه نفس عمیق کشیدم و گفتم همین که اومدی تو این کلاس خداروشکر، سه تا جمله هم یادبگیری خوبه.🙃
بعد کلاسم با مطهره اینا رفتیم پارک نشستیم تو سرما افطار کردیم و بچهها هم یه کم بازی کردن. 🤗
آخرم علی آقا( شوهر مطهره) کلی به ما تیکه انداخت که چرا حرفامون تموم نمیشه، راستم میگه تموم نمیشه، تازه یه موضوع نصفه موند.😂
خلاصه که این پارک رفتن یه کم حرصی که تو کلاس قرآن خوردم رو شست برد.😂
@aznobato