eitaa logo
از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
21.9هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
419 ویدیو
42 فایل
ازنوباتو: همسرداری/فرزندپروری از نو با ما زندگی خانوادگیت رو بساز.😍 آمنه حبیبی (روانشناس ،زوج درمانگر) شماره پروانه تخصصی 10972 و تسهیلگر خانواده با مدرک QCB ایتالیا ارتباط با من @ameneh_habibi مشاوره حضوری و تلفنی
مشاهده در ایتا
دانلود
🍀اول اینکه سعی کنید دوران عقد کوتاه باشه و زودی برید سر زندگیتون.😁 دوم اینکه لطفا به اندازه با خانواده ها رفت و آمد کنید. نرید هر روز خونه مادرشوهر یا مادرزن بمونید. وقتی خیلی رفت و آمد زیاد بشه، راحتی زیاد پیش میاد و این باعث میشه توقعات و دلخوری ها هم بیشتر بشه.😁 @aznobato_ir
🍀سوم اینکه سعی کنید به رسم و رسوم اهمیت ندید زیاد و فک نکنید چون فلان رسمتون اجرا نشده بهتون بی احترامی شده، فقط فرهنگها متفاوته. پس از روزای خوشتون لذت ببرید و توپ فوتبال خانواده نشید.😅⚽️ @azbobato_ir
🍀چهارم اینکه به همسرتون و خانواده اش احترام بذارید. این حرفای مزخرف که گربه رو دم حجله بکشید و این حرفا رو بندازید دور. اگه رابطه خوب میخواید احترام بذارید و بدونید که وقتی بچه به دنیا میاد، وقت روزای سخت میرسه به محبت و کمک خانواده ها نیاز دارید.😎😊 @aznobato_ir
🍀پنجم اینکه سعی نکنید خانواده همسر رو حذف کنید .همونطور که شما نمیتونید خانوادتون رو نادیده بگیرید اون هم نمیتونه. با سختگیریتون توی ارتباط همسر با خانوادش یه روز میرسه که همسرتون بدون توجه به حضور شما میره خونه مادرش، میره مهمونی و شما تنها باید بمونی و حرص بخوری.😕😱 @aznobato_ir
🍀ششم سخنی با خانواده های عزیز. لطفا با خانواده عروس یا دامادتون مثل یه معامله گر برخورد نکنید.فرزند شما دیگه جزوی از خانواده همسرشه. طوری برخورد نکنید که فرزندتون دیگه تو اون خانواده راحت نباشه. و همینطور داماد یا عروستون رو با تمام تفاوت هاش بپذیرید و بدونید که این شخص دیگه بخشی از زندگی فرزندتونه. دائم بدگوییش رو پیش فرزندتون نکنید. در این صورت کم کم فرزند شما ازتون فاصله میگیره.😊 @aznobato_ir
خب دیگه خواهرشوهر جدید داره از خستگی غش میکنه.😂 سخن آخر اینکه اگه میخوای. مهارتهای همسرداری و ارتباط با خانواده همسر رو یاد بگیرید بیاید تو کارگاه خونه سبز ثبت نام کنید.😁 شبتون بخیر.
🌺نیت امروزم: سرم درد میکنه و یه بغض لعنتی گلوم رو مسدود کرده. از ساعت یک نیمه شب ایلیا‌ شروع کرد به بالا آوردن و امروز جشن عقد برادرمه. 😐 نوبت آتلیه گرفته بودیم تا ۱۸ ماهگی ایلیا رو‌ با این مناسبت خاطره انگیزتر کنیم. واسه‌ خودم نوبت آرایشگاه گرفته بودم. همه کنسل شد!! 😔 گفتگوهای ذهنی میان و میرن . این بچه چرا انقد سختی میکشه! الان وزن کم میکنه! لاغر میشه! بچم توان این مریضی رو نداره! همین یه داداش رو داری!! چرا شانس نداری آمنه!! چقد تو بدبختی! الان وقت مریضی بچه بود؟!🥺 نگاه میکنم فکرایی که تو ذهنمه رو بعد به خودم میگم بچه است دیگه مریض میشه!! الان که چی؟! غمبرک بزنی و اشک بریزی که برنامه هام خراب شد!!! پس رفتم تو پذیرش شرایطم، فکرای منفی رفتن و من الان دارم میبینم ایلیا خوابیده و دلم آرومه. فکرمو نگاه میکنم که میگه آخیش بچم بعد یه شب سخت خوابید و چقد دوسش دارم این موجود کوچولو رو .چقد قشنگ خوابه کاش همیشه بخنده و سالم باشه. ☺️ هنوزم غم دارم اما آرومم و پذیرش دقیقا به همین معناست. پذیرش رنج و غم و در کنارش زندگی کردن با شرایط موجود. پس نیت امروزم پذیرش بود‌.😊 @aznobato_ir
این پیامم کلی حالمو بهتر کرد. دقت کردید که حدود ۴۸ ساعت دیگه.یعنی شنبه ششم خرداد ساعت ۱۲ ظهر ثبت نام دور جدید کارگاه خونه سبزه؟!!😊
چقد خوبید همتون. کلی پیام دریافت کردم که حال ایلیا رو پرسیدید.و این پیام حس شوق بهم داد. ممنون واقعا از محبت خالصانه شما. 😍
سلام خیلیاتون پرسیدید رفتم مراسم داداشم یا نه! مگه میشه نرفت؟ رفتم، سخت بود اما منو مهدی و بابا جانم سه تایی مراقب ایلیا بودیم.سخت بود اما کیفم داشت.رنج بود درکنار شادی. و مگه زندگی غیر از اینه؟! پذیرش یعنی همین.😊 و قدردان محبت تک تکتونم. که حال ایلیا رو پرسیدید. خداروشکر بهتره. 🥰
🌺نیت امروزم: روی مبل نشستم و دارم به بهم ریختگی خونه نگاه میکنم. اینکه از کجا شروع کنم مرتب کردن. ذهنم رد داده. چهارتا پتوی نشسته بابت مریضی ایلیا، یه عاااالمه لباس نشسته و‌... دوس دارم یه بشکن بزنم خونه مرتب بشه،این حجم از بهم ریختگی ذهنمو شلوغ کرده. 😐 عصری مهمونای عزیزی هم دارم و مامان بابای مهدی میان دیدن ایلیا. اما یهو به شرایطم وصل میشم و میبینم ارزشم الان مراقبت از ایلیا و راحت تر کردن شرایط بیماری برای هر سه تامون هست. دوتا نفس عمیق میکشم و تصمیم میگیرم راحت باشم، پس نیت امروزم آرامش و راحتی سه تاییمون هست. هر چقد بتونم و اذیت نشم نظم هم برقرار میکنم. هر چی هم نشد اشکال نداره. یه عروس دسته گل با خانواده شوهرش راحته. 😂 @aznobato_ir
یکی از مشکلات ماها تلاش برای کامل بودنه. اینکه کامل و بی نقص باشیم. جالبه یه خطاهایی رو برای بقیه عادی میدونیم و دلداریشون میدیم، اما اگه همون خطا از خودمون سر بزنه دلمون میخواد خودمون رو خفه کنیم. 😱🥴 مثلا یه زن خوب باید همیشه خونه اش تمییز و مرتب باشه،یه زن خوب وقتی خانواده شوهرش میان باید خونه اش برق بزنه. یه عروس خوب باید دو مدل غذا آماده کنه واسه خانواده شوهرش و... اینا رو نمیدونم کی گفته اما مطمئن دکتر سمیعی نگفته. کار کوروش کبیرم نیست. دکتر انوشه هم بنده خدا روحش خبر نداره.😃😂 اما از این افسانه ها بیاید بیرون. ماها آدمیم، ممکنه یه وقتا شرایطمون جور نباشه خونه نامرتب باشه، ممکنه حتی غذامون بسوزه. پس وصل بشیم به آدم بودنمون. آدما به سمت کامل تر شدن حرکت میکنن اما هیچ وقت به کمال نمیرسن.( به جز معصومین) کمال یه مسیر بی انتهاست. بنابراین راحت باش با آدمیتت رفیقم.😁 سوال : آمنه بعد میرن میگن رفتیم خونه فلانی خونه اش نامرتب بود. اون موقع چیکار کنیم؟!😕🤔 جواب: حرفای دیگران فقط حرفه!! واقعیت وجودی تو نیست و چیزی که به حرفا معنی میده فکر توئه!! چه ازت تعریف کنن چه انتقاد فرقی نداره. تو آدمی هستی که خودت میدونی. پس راحت باش با زندگی.😁🤪 @aznobato_ir