eitaa logo
رفاقت با شهدا
3.8هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
677 ویدیو
15 فایل
بِســـمِ الله الرّحمـــنِ الرّحیـــم أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهـمْ لِلتَّقـوَی آن‌ها کســانی‌اند که خدا قلب‌هاشان را برای تقـــوا امتحان کرده🕊 تأسیس1399/2/25
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍ برخوردِ عجیب حاج احمد متوسلیان با زنی که شوهرش جزو منافقین بود... حقوقش رو‌گرفت و از سپاهِ مریوان اومد بیرون. دید زنی بچه به بغل ، کنارِ خیابون نشسته و گریه می‌کنه. رفت جلو و پرسید: چرا ناراحتی خواهرم؟ زن گفت: شوهرِ بی‌غیرتم من و بچه‌ی کوچیکم رو ول کرده و رفته تفنگ‌چیِ کومله شده، بخدا خیلی وقته که یک شکمِ سیر غذا نخوردیم. حاجی بغضش گرفت. بلافاصله دست کرد توی جیبش و همۀ‌ حقوقش رو دو دستی گرفت سمت زن و گفت: بخدا من شرمنده‌ام! این پولِ ناقابل رو بگیرید، هدیۀ مختصریه؛ فعلا اموراتِ خودتون رو بگذرونید، نشانی‌تون رو هم بدید به برادر دستواره ، از این به بعد خودش موادِ خوراکی رو میاره دم درِ خانه و بهتون تحویل میده... 📌خاطره ای از زندگی جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان 📚منبع: کتاب آذرخش مهاجر ، صفحه ۱۰۱ 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفاقت با شهدا
بابای من فدای بابای رقیه شد... رقیه را تو با تمام وجودت فهمیدی وقتی فقط از تمام وجودت یک عکس برایت ماند... شبیه سه ساله حسین که از تمام وجودش فقط یک سر برایش ماند... 🌷شهید جواد عبدی به همراه تنها دُردانه اش نازگل عکساهای شهید وفرزندش ده روز قبل از شهادت 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊
تقریبا یک سال قبل از شهادت جواد بود روز شهادت حضرت رقیه (س) به اتفاق برادر شهیدم وخانواده اش به زیارت امام زاده صالح رفتیم وقتی کنار ضریح رسیدیم خانمی با چهره ای نورانی گوشواره نذری پخش میکرد یک جفت گوشواره به دست نازگل داد نماز زیارت خواندیم وقتی بلند شدیم تا از حرم خارج شویم چشمم به یک بغل دسته گل زیبای رُز افتاد که نذر سفره حضرت رقیه (س) بود از کنارش که رد شدم دوباره به عقب برگشتم ودستم را دراز کردم وچند شاخه گل از سفره ی حضرت رقیه برداشتم دراین لحظه حس عجیبی تمام وجودم را فرا گرفت راستش به دلم بد آمد خواستم گل ها را روی زمین بگذارم اما چون از سفره ی دُردانه ی امام حسین (ع) برداشته بودم دلم نیامد وقتی بیرون آمدم یه شاخه از گل ها را به جواد دادم به خانه که آمدیم جواد از من خواست تا گلها را در لیوان آب بگذارم فردای آنروز جواد به اتفاق خانواده اش به شهرستان برگشت ومن برای یادبود گلها را وارونه روی دیوار خانه چسباندم تا خشک شود آن گلها نزدیک یک سال روی دیوار بود تا اینکه خبر شهادت برادرم جواد رسید ومن آن گلهای زیبا وخشک شده را روی پیراهن یادگاری جواد گذاشتم .بعدازشهادت برادرم فهمیدم که چرا آن حس هنگام برداشتن گلها به من دست داد .. شاید جواد آن روز شهادتش را از بی بی رقیه یا امام زاده صالح خواسته بود آن گوشواره ،طفل چهار ساله ی برادر، روز شهادت حضرت رقیه (س) گلهای سفره حضرت همه نشانه های شهادت برادرم بود ... ✍روای خواهر شهید جواد عبدی 🌷🕊 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺 شهید مدافع حرمی که دست رد به سینه‌ی نیازمندی نمی‌زد برای آقا سید علی مهم نبود طرفِ مقابلش کیه، کافی بود متوجه بشه کسی نیازمنده ، تا بهش کمک کنه.یکی از سربازانِ سوری که ظاهراً شیعه هم نبود، می‌گفت: من نگهبانِ ایست و بازرسی بودم ، سید وقتی می‌یومد اینجـا ، ترمز می‌زد و بهم پولی رو کمک می‌کرد... بعد از شنیدنِ این قضیه از سید پرسیدم: از کجـا این بنـده خدا رو می‌شناسی؟ آقا سید گفت: متوجه شدم بسیار فقیره و مشکلات زیادی داره. گاهی اوقات که از اینجا رد میشم، خوشحالش می‌کنم تا دستِ خالی خونه نره... 🌹خاطره‌ای از زندگی روحانی شهید سید علی زنجانی ✍راوی: یکی از همرزمان شهید . شهیدزنجانی 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کݪ وسایݪ همراهـ شهید هادے در تمام مدٺ حضور در میادین نبـرد، یڪ ساڪ دستے کوچڪ بود...💼 تعلقات او⛓ از تمام دنیاے مادے بریدهـ شده بود. 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفاقت با شهدا
#وسایل_شهیدمحمدهادے‌ذوالفقارے کݪ وسایݪ همراهـ شهید هادے در تمام مدٺ حضور در میادین نبـرد، یڪ ساڪ د
🗒بخشی از وصیت شهید محمد هادی ذوالفقاری: اینجانب محمدهادی ذوالفقاری وصیت می‌کنم که من را در ایران دفن نکنند،اگر شد ببرند امام رضا(ع)طواف بدهند و برگردانند و در نجف و سامرا و کربلا و کاظمین طواف بدهند و در وادی‌السلام دفن کنند.دوست دارم نزدیک امام باشد و تمام مستحبات انجام شود.در داخل و دور قبر من سیاهی بزنند و دستمال گریه مشکی و غیره مثل تربت بگذارند.داخل قبر من مثل حسینیه شود و اگر شد جایی که سرم می‌خورد به سنگ لحد، یک اسم حضرت زهرا(س) بگذارند که اگر سرم خورد به آن سنگ آخ نگویم و بگویم (س) بالای سر من روضه و سینه‌زنی بگیرند و موقع دفن من پرچم بالای قبرم قرار بگیرد و در زیر پرچم من را دفن کنید. زیاد یاحسین(ع)بگویید و برای من مجلس عزا نگیرید، چون من به چیزی که می‌خواستم رسیدم. برای امام حسین(ع)و حضرت زهرا(س)مجلس بگیرید و گریه کنید.من را رو به قبله صحیح دفن کنید،چون قبله در نجف اختلاف دارد. روی سنگ قبرم اسم من را نزنید و بنویسید که اینجا قبر یک آدم گناه کار است.یعنی العبد الحقیر المذنب و یا مثل این.پیراهن مشکی هم بگذارید داخل قبر. 🥀🥀🥀🥀🥀 🕊 @baShoohada 🕊