15.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کلیپ همزمان با مرگ انصاری، رهبر فکری طالبان انتشار یافت و نسبت به خطر طالبان و افرادی که دنبال تطهیر او بودن تذکر داده شد.
اما امان از کودکان لجباز
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
قطعا انتقام سختی خواهیم گرفت.
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
هدایت شده از پایگاه خبری عصر شرق
🔺اشتباه عجیب کاروان اعزامی حج دماوند/ برخی زائران از پرواز جاماندند!
📲 یکی از کاربران شبکههای اجتماعی نوشت:
🔹کاروان اعزامی حج که با کلی برنامه ریزی و جلسات متعدد و این مبالغ هنگفت مالی، جای برنامه ریزی دقیق و منظم و رعایت اصول حرفه ای مدیریتی قرار بوده امروز ساعت ۱۷ عصر در محل میدان قدس دماوند، کاروان اعزامی رو به فرودگاه امام بفرستند.
🔹با اشتباه و خطای کادر کاروان، نیمههای شب حوالی ساعت ۲ بامداد تلفنی اعلام کردند که سریعا به فرودگاه مراجعه کنید (هواپیما داره بلند میشه)، بدون هیچ پیام و اطلاع رسانی قبلی!
🔹ضمن استرس شدید به حجاج و مسافرین و درماندگی این عزیزان، آنان که توانستند با خودروی شخصی با سرعت بسیار بالا و ثبت تخلف تمامی دوربین ها، خودشون رو به فرودگاه رساندند و سایرین بازماندند.
🔹خانوادهای که یکی از عزیزانش را به سفر حج میفرستد قطعا لحظه به لحظه سرشار از نگرانی و اضطراب مشکلات پیش بینی نشده در کشور غریب، خستگی و خدانکرده بیماری ناشی از اعمال سنگین حج هستند.
🔹علاوه بر تمام این موارد تعدادی از عزیزان حاضر در کاروان های حج با سنین بسیار بالا و گاهاً بیماری های مختلف قلبی و.... هستند.
🔹این استرس و درماندگی و بیبرنامگی وحشتناک باعث شد همین چند ساعت پیش ناظر بر حجاجی بودیم که با چهره های سرخ شده از نگرانی، نفس نفس زنان و بدون مراسم بدرقه و خداحافظی با عزیزانشان به سمت ورودی ترمینال هواپیمایی میدویدند.
🔹خانوادههای حجاج گرامی شدیدا اعتراض و شکایت خود را به این موسسه اعلام و خواستار لغو مجوز فعالیت و ورود امام جمعه محترم شهرستان به این مسأله هستند.
@Asrshargh_ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🔰 نحوه خواندن نماز روزهای یکشنبه ماه ذیالقعده
📥 نسخه قابل چاپ:
https://khl.ink/f/37236
4_6021383014703960567.MP3
زمان:
حجم:
1.6M
اون وقتها می زدم به این موضوع، می گفتم تو حجتیه ای هستی و طرف را خراب می کردم...!
این جمله اعتراف یکی از بهاییان فعال در فضای مجازی است.
زمانیکه عاجز از پاسخ علمی نسبت به حسن ارشاد بود، برای بیرون راندن او فقط یک تهمت کافی بود!
نگاه قلم در این نوشته بر بی اخلاقی بهائیان نیست بلکه چرخش قلم به سمت کسانی است که ساده لوحی آنان کمک بزرگی برای از بین بردن اثر کلام حسن ارشاد کرد.
واماندگی بهائیت جابر دارد و آن جبران کننده، قبول حرف بی پشتوانه است. او به خوبی بهاییت را شناخته و می داند در سر آنان عنکبوت حکومت جولان می دهد و تشکیلات برای مقابله با او هیچ ندارد الا نسبت ناروا دادن، و سوار این موج شدن توسط عده ای نادان...!
قبول سخن بی اساس، جستجو نکردن در احوال شخص مقابل و هزاران توجیه و دست انداز برای آنکه تشکیلات مخوف دروغ گو ترین شخص، بتواند لحظاتی جلوی قطار در حرکت که به سمت حقیقت حرکت می کند، بگیرد و به مقصد رساندن عده ای را به تاخیر بی اندازد.
با مجاهدت های همچون دکتر ارشاد برای همه ی آنان که دین برایشان مهم است، پرده از جنایتکار بودن این تشکیلات در ایران برداشته شد و البته بالاترین دلیل روشن بر باطل بودن این فرقه هم خانه بودن با یهودیان طرد شده از مومنین است.
حربه بر حسن ارشاد محدود بر تهمت دیگر نیست و دوستان ابلیس برای کم فروغ کردن او به هر چه بتوانند چنگ می زنند و نمی دانند خداوند هدایت می کند.
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
هدایت شده از بصیرت دماوند
امسال که برف و بارون تو زمستون زیاد آمد، گفتم خدا رو شکر تابستون مشکل قطعی آب نداریم.ولی ظاهرا قطعی آب امسال از فصل بهار شروع شده.درسته مردم باید صرفه جویی کنند، ولی ضعف مدیریت مسئولین اصلا قابل توجیه نیست...
#شهرستان_دماوند #مسئولین_دماوند #شهرک_محک
🔹به کانال پاسخ گویی به شبهات سیاسی بپیوندید
لینک کانال
#پاسخگویی_به_شبهات_و_سوالات_سیاسی
https://eitaa.com/joinchat/3028222136C9824f04866
اردوغان رئیس جمهور خوبی برای ترکیه نیست، آواز خواندنش گواه این حقیقت است.
#سر_مستی
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
لُپ استاد قرائتی نصیبم شد...!
شناخت من از حجت الاسلام قرائتی بر می گردد به ۱۰ یا ۱۲ سالگیم، آن زمان که کتابهای جیبی زمینه سفید با کناره های زرد رنگ منتشر میشد.
تفسیر سوره اعلی_ محسن قرائتی.
یکی از جذاب ترین خاطراتم برگشت به این کتاب دارد، میخواندم و به قولی بچه ها رو جمع می کردم و برایشان منبر می رفتم.
متن شیرین، جذاب و همه فهم تشویقم می کرد تا این کتاب ها رو بخوانم،البته در روستا این کتاب ها به راحتی به دستمان نمی رسید.!
خیلی با نویسنده کتاب آشنا نبودم، بزرگتر که شدم یکی از برنامه های جذاب و حتی برای خانواده « درسهایی از قرآن» ایشان بود. ( آخوند می خندد را دیده یودم، آخوند می خنداند را از ایشان دیدم)
دوست داشتم یکبار روی صندلی می نشستم و با مردمی که خندهشان از حرف های طنز اما حکیمانه، می گرفت، همراه میشدم. صد حیف که اصلا نمی دانستم مکان جلسه کجاست و اگر می دانستم امکان حضور نداشتم.
این آرزو را به گور نبردم و یکبار و شاید بعدها بیشتر او را در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها زیارت کردم.
اولین بار ایشان را دیدم که از کنار مزار ایت الله بروجردی رد میشدند و هر کس سوالی می پرسید و من فقط از ایشان خواستم که اجازه بوسیدن صورتشان را بدهند.و این اتفاق افتاد. لذت بخش بود.
امروز حال معلم قرآن مساعد نیست و التماس دعاها برای او در هر جایی شنیده میشود، دعا کنیم و از خدا برگشتشان را بخواهیم.
اللهم اشف کل مریض
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
🔹 ماجرای طلبه شدنم...!
🔸 قسمت های دیگر نیز آپلود میشود.
قسمت اول | قسمت دوم | قسمت سوم | قسمت چهارم | قسمت پنجم
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adamb
بابا آدم
ماجرای طلبه شدن من ! قسمت دوم مدرسه که می رفتم دبیر عربی آقای رودافشانی به من می گفت: اگر منبر بری
۶ آذر ماه ۱۴۰۱ جرقهای در ذهنم خورد تا به این پرسش پاسخ دهم که چطور شد یک بچه روستا تصمیم می گیره آخوند « طلبه » بشود، آنهم در خانواده ای که شدت پایبندی به مذهب آنقدر بالا نیست که منجر به طلبه شدن کسی شود.
در دو قسمت قبل تا حدودی توضیح دادم و الان ادامه ماجرا را نقل می کنم. اما قبلش دوست دارم درباره روستایی که در آن بزرگ شدم بیشتر صحبت کنم.
روستای ما یکی از زیبا ترین روستاهای شهرستان دماوند است. زمان بچگی ما گوشی و اینترنت و اینا نبود و بیرون رفتن ها و بازی کردن ها خیلی بیشتر از حالاها بود. دوران بچگی ما بچه رو نمی تونستن از کوچه خیابون جمع کنند الان نمی تونن از موبایل و اینا جدا کنند.
شاید خیلی از این دهه نودی ها و اخرهای هشتاد زمان نفت بردن و آوردن سربندان را یادشون نیاد اما یادش بخیر اون زمانیکه گاز هنوز نیومده بود ما برای گرم کردن خونه ها یا کرسی می انداختیم و یا باید می رفتیم شعبه نفت حاج اکبر آقا و از عمو خانی نفت می خریدیم.
حالا کاری ندارم قبل تر از ما هیزم و ... بود که من اصلا یادم نمی آید.
هر طوری بود باید بشکه ۲۲۰ لیتری یا پیت ۲۰ لیتری رو می بردیم شعبه نفت و یا اینکه تراکتور عمو خانی رو می آوردیم با هزارتا التماس پیش خونه و پُر از نفت می کردیم.
نگم براتون از دعوا ها و ... که خودش یک شاهنامه است.
آوردن نفت خودش یک سختی بود، اما بهتر از اون نصف شب از خواب ناز بیدار شدن، و نفت آوردن و ریختن در بخاری بود.!
فکرش الان آزار دهنده نیست و دلم خیلی برای اون روزها تنگ شده.
حتی دلم برای « دوده زدن بخاری » تنگ شده، هر چند که وقتی دوده می زد باید کل خونه رو تو زمستون سرد تمییز می کردیم.
سرد نه ها ... سرددددددد
از اون روزگار اگه بخوام بگم، زمانیکه فقط یک نانوایی لواش داشتیم و بعداً یک بربری هم ایجاد شد، بردن هویر سر تنور بود.
( هویر ) به زبان کرمانجی همان خمیر است.
که این خودش حرف ها برای گفتن دارد.
ادامه دارد...
https://eitaa.com/babaadam
سلام و درود بر شما
ولادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام تبریک و تهنیت باد.
✍️ محمدجواداصغری | بابا آدم
( بر آنیم که فکر کردن، عادتمان نشود )
🌱کانال رسمی بابا آدم
@babaadam
🌱 ویراستی بابا آدم
https://virasty.com/baba1adam
🌱 تلگرام
https://t.me/baba1adam
بابا آدم
۶ آذر ماه ۱۴۰۱ جرقهای در ذهنم خورد تا به این پرسش پاسخ دهم که چطور شد یک بچه روستا تصمیم می گیره آخ
قسمت چهارم ماجرای طلبه شدنم
در مورد سربندان و ایام کودکی و نوجوانی گفتم بقیه اشو هم به مناسبت در ادامه خاطرات خواهم گفت.
هنرستان کشاورزی شهید رجایی سال ۸۸ با مدیریت آقای علی اکبری و معاون آقای نجفی و پرورشی آقای محمدی، مدرسه جدید و به دور از سربندان در روستای آئینه ورزان.
مدرسه جدید برام تازگی داشت. یک به خاطر اینکه از روستامون دور شده بودم، هر روز باید با سرویس مدرسه ( عمو تقی) سوار میشدم و می رفتم مدرسه. دوم اینکه مدرسه کلی دانش آموز، هنر جو، دانشجو ، معلم، استاد و ... جدید آشنا شدم.
هنرستان هم تجربه خوبی بود، از وقتی فهمیده بودن می خوام طلبه بشم، دیگه نمی گفتن « اصغری » صدا می زدن « حاج آقا اصغری » اونجا هم شدم مسئول نماز خونه و قرآن و ... همکار آقای محمدی.
😊 اگه گفتید مسولیت آقای محمدی چی بود؟
سال اول هنرستان گذشت، آماده شدم که برم دوم هنرستان، اما هنوز غمی در دل داشتم و اونم هدفم بود که انگار ازش دور میشدم و پدری که می گفت حالا یک سال بخون ...
اول هنرستان که تموم شد، بابام گفت: من دوست دارم تو مهندس کشاورزی بشی و منم متنفر از هر شغلی به غیر از طلبگی.
به زور پدر رفتم دوم هنرستان اما هنوز هم فکر حوزه، عشق به حوزه.
تا اینکه فرشته نجات به دادم رسید و منو با یک پیشنهاد عجیب و غریب راهی حوزه کرد!
باورتون نمیشه اگه بگم چی گفت و چه راهکاری پیشنهاد کرد.
آقا معلمی داشتیم که به نظرم یک سر و گردن از معلم های دیگرم بالاتر بود، وقتی ملتفت شد که دوست دارم برم حوزه ، و از عشقم به حوزه آگاه شد، پیشنهادی به هم داد که از یک معلم بعید بود.
بهم گفت: حاج آقا، درس نخون و تجدیدی بیار. همین...!
ادامه دارد
https://eitaa.com/babaadam