5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻موشکهای ایرانی، منتقمان کربلا
🔹هنوز داغِ کربلا بر دلمان تازه است. چه فرقی میکند که از عاشورای سال ۶۱ چند بار خورشید و ماه دور زمین چرخیده باشند؟ هر روز برای ما عاشوراست و همهجا کربلا. ما مأمور به دفاع از حق هستیم و در این راه، باید که ماشین جنگ را مسخّر و مطیع خود کنیم. اینچنین است که ما بر روی موشکهایمان مینویسیم: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». این چنین است که ما موقع پرتاب موشک، تضرع به درگاه خدا میکنیم و برای حسین (ع) سینه میزنیم که همینها معنای جنگیدن ما را معلوم میکند.
ادامه متن...
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻موشکهای ایرانی، منتقمان کربلا 🔹هنوز داغِ کربلا بر دلمان تازه است. چه فرقی میکند که از عاشورای سا
🔹ما پیش از شلیک، بهیاد همه شهدای راهِ حق در فراخنای تاریخ، ندبه میکنیم و به خونخواهی امام حسین (ع) موشکهایمان را سمت یزیدیان زمان پرتاب میکنیم. ما از همان اولِ کار، از پرتاب اولین موشکها بهسمت دشمن بعثی، اینگونه وارد میدان نبرد شدهایم. در یکی از روایتهایِ آن روزها، از زبانِ حسنطهرانیمقدم میخوانیم: «خدایا! شاهد باش که ما این موشک را نه به انتقام خون برادرانمان که در جبهه شهید شدند و نه به انتقام خون خانوادههایمان که در خانهها و شهرهایمان، شهید میشوند، که برای انتقام خونِ علیاصغرِ حسین به سمت یزید زمان پرتاب میکنیم.» و اصلا تو بگو همین دعاهاست که «سجیل»های ما را بر سر سپاه ابرهه فرود میآورد.
🔹بریدهای که خواندید، بخشی از کتاب «خط مقدم» به قلم «فائضه غفار حداد» است. این کتاب که خاطرات شهید «حسن طهرانیمقدم» است، بخشی از گنجینهٔ ادبیات پایداری ماست. ادبیات پایداری پر از است از لحظات عاشورایی؛ لحظاتی که بیانگر حقیقت باطن رزمندگان ما و جنگ ماست. پیشتر در «بافتار»، بریدههایی از «لحظات عاشورایی ادبیات پایداری» را در فرستهای منتشر کرده بودیم که مرورش در این روزهایی که در میانه جنگ و محرم هستیم، حقیقت جنگ ما را واضحتر میسازد.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
ما در ره عشق، نقض پیمان نکنیم
گر جان طلبد، دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود
ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
سیدحسن حسینی
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻جهاد دوشادوش همهٔ انبیاء
سیدمرتضی آوینی از معنای حقیقیِ لبیک به امام، سخن میگوید
🔹شب عاشورا در میانۀ منبر جلسۀ عزای سالار شهیدان، در حالی که همه چشمانتظار آمدنش بودند، امام وارد روضه شدند. خطیب، حضار را به فرستادن صلوات دعوت میکند اما پیش از آن، مردم، بلند شده بودند تا با شعارهایشان، آمادگی خود را برای جانفدایی اعلام کنند.
🔹دلتنگی این مدت، اشک همه را از دیدن ایشان درآورد و اینبار بیش از پیش، نهفقط در حسینۀ بیت رهبری، بلکه در بسیاری از هیئات کشور، شعار «لبیک یا خامنهای» طنینانداز شد. این لبیکها، سِرّی دارد که هر دلدادهای به مکتب عاشورا، اینچنین آن را از عمق جان فریاد میزند.
🔹حق و حقیقت و رهروانش سالها در پیچوخم تاریخ از مصائب و سختیها عبور کردهاند تا امروز بتوانند تحت لوای اسلام، عزّتمندانه زندگی کنند. این شعارها از دل تاریخ به دست ما رسیده و آوینی آن را برایمان معنا میکند: «ما با لبیک گفتن به اماممان، به نهضت انبیاء در همهٔ طول تاریخ لبیک گفتهایم و اینچنین، در همهٔ هزاران سال تاریخ کرهٔ زمین، در کنار همهٔ انبیا و اولیای خدا، در همهٔ جبهههای حق حضور داشتهایم».
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻فتح خون
عالم همه در طواف عشق است و دایرهدار این طواف، حسین است. اینجا در کربلا، در سرچشمهٔ جاذبهای که عالم را بر محور عشق نظام داده است، شیطان اکنون در گیرودار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از خون شکست میخورد؛ از خون عاشق، خون شهید.
🖋سیدمرتضی آوینی
«فتح خون»، صفحه ۱۱۶
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻فتح خون
هر انسانی را لیلةالقدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب میشود و حُرّ را نیز شب قدری اینچنین پیش آمد... «عمر بن سعد» را نیز... من و تو را هم پیش خواهد آمد. اگر باب یا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم هنوز گشوده است، چرا آن بابِ دیگر باز نباشد که: لَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَت بِذالِکَ فَرَضِیَت بِه؟
🖋سیدمرتضی آوینی
«فتح خون»، صفحه ۵۸
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
چشم در چشم شهیدان
چطور نماهنگ «چشم به راه» تصویر متفاوتی از تشییع شهدا ساخت؟
🔹این چشمها با ما سخن میگویند. از ابتدا، چشمان مادری محجبه را میبینیم که به جایی بیرون قاب مینگرد. و بعد، تصاویری از چهرههای مردم دیگر، با شمایلها و ظاهرهای مختلف که بیتابِ واقعهای هستند. هر کسی در حسوحال شخصیاش، با ژست و قیافهای مهیّایِ ورود شهدا میشود. در همین چهرههایِ متنوع است که ما خودِ فردی و جمعیمان را مییابیم و بهیاد همۀ چهرههایی میافتیم که پیشتر با آنها چشمدرچشم شده بودیم ...
برای خواندن متن کامل به کانال مراجعه کنید
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻چشم در چشم شهیدان
چگونه نماهنگ «چشم به راه» تصویر متفاوت و ماندگاری از تشییع شهدا ساخت؟
🔹این چشمها با ما سخن میگویند. از ابتدا، چشمان مادری محجبه را میبینیم که به جایی بیرون قاب مینگرد. و بعد، تصاویری از چهرههای مردم دیگر، با شمایلها و ظاهرهای مختلف که بیتابِ واقعهای هستند. هر کسی در حسوحال شخصیاش، با ژست و قیافهای مهیّایِ ورود شهدا میشود. در همین چهرههایِ متنوع است که ما خودِ فردی و جمعیمان را مییابیم و بهیاد همۀ چهرههایی میافتیم که پیشتر با آنها چشمدرچشم شده بودیم.
🔹 نواهای سازهای زهی، این چهرهها را همراهی میکند و حسی از تعلیق برایمان میسازد؛ این آدمها «چشم به راه» چه کسی هستند؟
اینجا برخلاف گزارشهای خبری روزِ تشییع، مردم را در هلیشات نمیبینیم. هلیشات آدمها را تبدیل به عدد میکند و اگرچه برای ترسیم عظمت واقعه به کار میآید اما با تکتک انسانها کاری ندارد. این وظیفهٔ روایت است که به سراغ انسان بیاید و احوالاتش را پیگیری کند. همین روایتهاست که با کنار زدن حجابهای معرفت، به ما امکانِ درکِ عظمت آن رخداد عظیم را میدهد وکمکمان میکند تا بفهمیم چه نیرویی این مردم را دور هم جمع کرده است. یکی از نمونههای ماندگار این روایتها، نماهنگ «چشم به راه» است؛ روایتی تصویری از پیوند قلبی انسانِ ایرانی با آیین تشییع شهدا.
🔹موسیقی، آرامآرام اوج میگیرد. احساسات مردم، غلیان میکند و بغضها شکسته میشود. حالا دلها آماده است؛ شهدا شرفیاب میشوند و مردم، دور پیکر شهدا گرد میآیند. نوایِ حاجصادق آهنگران طنینانداز میشود: «ای یکهسوار شرف ای مردتر از مرد، بالایی من روح تو در خاک چه میکرد». این شعر انگار زبانحال این مردم است. اگر تا پیشتر چهرههایِ آنها را به تماشا نشسته بودیم و چشمهایی که سرشار از حرفهای ناگفته است، اینجا آهنگران بهجای همۀ آنها سخن میگوید.
🔹اینچنین است که «چشم به راه» از موسیقی برای روایتگری استفاده میکند. موسیقی دیگر عنصری تزیینی برای نوازش گوشهای بیننده نیست، بلکه در پیوند با تصویر و روایت کلی نماهنگ، حسوحال میسازد و روایت را پیش میبرد. اعطای چنین وزنی به موسیقی، حاصل ساخت موسیقی اختصاصی برای این نماهنگ است؛ علیرضا قزوه بهعنوان شاعر و حبیب خزاییفر در جایگاه آهنگساز در کنار حاجصادق آهنگران قرار گرفتند تا متناسب با فضای نماهنگ، نوای ویژهٔ آن را خلق کنند. در ادامۀ نماهنگ، تصاویر تشییع شهدا به فیلمهای آرشیوی دهۀ شصت پیوند میخورد؛ ما اعزام شهدا را میبینیم و دود اسفند و از زیر قرآن رد شدن را، و اتوبوسهای اعزامی با پرچمهایِ عاشورایی و مردمِ دههٔ شصت که در فراق مجاهدان گریه میکنند. آن گریهها و این گریهها به هم پیوند میخورند و تاریخ، تکرار میشود؛ ما هنوز در دهۀ شصت هستیم. و حالا، این مردم، عهد تاریخی خود با شهدا را بهیاد آوردهاند و به همین نیت، دوباره به ملاقات شهدا آمدهاند.
🔹«چشم به راه» نمونهای ماندگار از نماهنگهایِ موسیقایی است. محمدحسین مهدویان در دل روایتی تصویری، حسوحالِ آدمهای حاضر در مراسم تشییع شهدا را میسازد و پیوند تاریخی ما با دهۀ شصت و انقلاب را ترسیم میکند. از نوایِ خاطرهانگیز صادق آهنگران برای احضارِ روح جنگجویی و دلاوری بهره میبرد و این نوا را به بخشی از جهانِ اثر تبدیل میکند. بعد از گذشت بیش از یک دهه از ساخت این نماهنگ، «چشم به راه» هنوز تماشایی است و الهامبخش.
نماهنگ «چشم به راه» را در بافتار ببینید
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻فتح خون
هجرت مقدمۀ جهاد است و مردان حق را سزاوار نیست که راهی جز این در پیش گیرند؛ مردان حق را سزاوار نیست که سر و سامان اختیار کنند و دل به حیات دنیا خوش دارند آنگاه که حق در زمین مغفول است و جُهّال و فُسّاق و قدّارهبندها بر آن حکومت میرانند.
🖋سیدمرتضی آوینی
«فتح خون»، صفحه ۲۴
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻روایت همچنان زنده فتح
چرا همین امروز باید به تماشای «روایت فتح» شهید سیدمرتضی آوینی نشست؟
🔹با «روایت فتح» بود که ما فهمیدیم «انسانِ انقلابِ اسلامی» بر ماشین جنگ غلبه میکند. تا پیش از آوینی، بچهبسیجیها این اراده را در خاکریزها به نمایش گذاشته بودند. دلاوریهایِ آنان اما در پسِ گزارشهای خبریِ رسمی و آمار و ارقام غنیمتها و کشتهها و اسرایِ دشمن، گم میشد. با آوینی بود که ما به روایتِ خاص این جبهه و آدمهای خاصتر آن رسیدیم. سیدمرتضی آوینی در شصتواندی قسمت «روایتِ فتح»، قصهٔ این آدمها را برایمان تعریف کرد. مجاهدانی که نه فقط از ماشینِ جنگ نمیترسیدند، که مچ آن را هم میخواباندند و ارادهٔ آهنینشان قویتر از موتورِ پرسروصدایِ جنگندهها و توپ و تانک دشمن بود.
برای خواندن متن کامل این یادداشت با کانال بافتار مراجعه کنید
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻روایت همچنان زنده فتح چرا همین امروز باید به تماشای «روایت فتح» شهید سیدمرتضی آوینی نشست؟ 🔹با «روا
🔻روایت همچنان زندهٔ فتح
چرا همین امروز باید به تماشای «روایت فتح» شهید سیدمرتضی آوینی نشست؟
بخش اول
🔹با «روایت فتح» بود که ما فهمیدیم «انسانِ انقلابِ اسلامی» بر ماشین جنگ غلبه میکند. تا پیش از آوینی، بچهبسیجیها این اراده را در خاکریزها به نمایش گذاشته بودند. دلاوریهایِ آنان اما در پسِ گزارشهای خبریِ رسمی و آمار و ارقام غنیمتها و کشتهها و اسرایِ دشمن، گم میشد. با آوینی بود که ما به روایتِ خاص این جبهه و آدمهای خاصتر آن رسیدیم. سیدمرتضی آوینی در شصتواندی قسمت «روایتِ فتح»، قصهٔ این آدمها را برایمان تعریف کرد. مجاهدانی که نه فقط از ماشینِ جنگ نمیترسیدند، که مچ آن را هم میخواباندند و ارادهٔ آهنینشان قویتر از موتورِ پرسروصدایِ جنگندهها و توپ و تانک دشمن بود.
🔹همان ارادهٔ متصل به خداوند، امروز ما را به قدرتِ موشکیِ منطقه تبدیل کرد و این بلاها را بر سر صهیونیستها آورد؛ اما اینبار خبری از «روایت فتح» نیست. بهجای آن، سروکلّهٔ همان گزارشهای رسمی پیدا شد که عمدهٔ تمرکزشان بر ابزارها و امکانات مادی است و از تلفات دشمن میگویند. البته که این هم بخشی از فتح ماست. همین گزارشهاست که با نمایش فروریختن خانهٔ پوشالی صهیونیستها، دلِ مستضعفینِ عالم را خنک کرد؛ اما باید حواسمان باشد که در دل این روایتها، وابستهٔ موشکها و تجهیزات جنگی نشویم. مهمتر از این موشکها، ارادهٔ آهنین آدمهای پشت موشک است. اصل، امتداد همان انسانِ انقلابی دههٔ شصت است که از جنگیدن با دستهای خالی، به کوبیدن قلبِ تلآویو رسیده است.
🔹باید دوباره بهسراغ این انسان رفت و ملاقاتش کرد. این اصلیترین کاری است که روایت جنگ میتواند انجام دهد. «اما کدام زبان و بیانی و چگونه از عهدهٔ روایت آنچه گذشت، برمیآید؟». این پرسش را سید مرتضی آوینی در یکی از نخستین قسمتهای «روایت فتح» از خود میپرسد. پرسش او، پرسش امروز ما است. و در این روزها که فرصت تأمل برایمان فراهم هست، باید دوباره به تماشای «روایتِ فتح» بنشینیم و ببینیم که آوینی چگونه فتح را توضیح داده است. روایتِ ماندگار آوینی از جنگ، معیاری به دست ما میدهد که چطور به آدمهایِ جنگ نزدیک شویم و آنها را بشناسیم.
🔹«کلام»، اصلیترین نقش را در روایت آوینی ایفا میکند. تصادفی نیست که نریشن (گفتارمتن) «روایت فتح» اینچنین بهیادماندنی است و با صدایِ آسمانی آوینی، جاودان شده است. آوینی دربارهٔ دفاع مقدس، حرفهایِ تازهای دارد و برای بیان این حرفها، چارهای جز روی آوردن به کلام و کلمه ندارد. اساساً تصوّر «روایت فتح» بدونِ گفتارمتن، غیرممکن است؛ گویی تصویر بهتنهایی از عهدهٔ بیانِ حقیقت جنگ برنمیآید. این انتخاب، بهخودیخود، نمایانگر شیوهٔ نگاه آوینی به جنگ است؛ آوینی بهعنوان یک هنرمندِ مسلمان، حکیمانه بهجهان مینگریست. نگاهش را به ورایِ ظواهر میبُرد و حقیقت چیزها را جستجو میکرد. خاکریزها و تانکها و اسلحهها و حتی آدمهای جنگ، برای آوینی مظهرِ ظهور حقیقتِ خلیفةاللّه بودند. آوینی جنگ را نه در سطحِ ظاهری و مواجههٔ دو جبهه با یکدیگر، بلکه در درون آدمها و جهان انفسیشان میگشت.
🔹درعینحال، «روایت فتح» یک مجموعه مستند تلویزیونی است. آوینی یک مستندساز است و سروکار مستندساز هم بیش از آنکه با کلمات باشد، با تصاویر است. باید بهگونهای، تصویر و کلام با هم آشتی کنند. اینجاست که وجه دیگری از شخصیت هنری آوینی برجسته میشود؛ آوینیِ تدوینگر. «آینهٔ جادو» را که تورق میکنی، جابهجا دربارهٔ تدوین صحبت کرده و حتی مقالهای مستقل دربارهٔ آن نوشته است: «مونتاژ بهمثابهٔ معماری سینما». گویی تدوین، گونهای دیگر از نوشتن است؛ نوشتن با تصاویر و کلام. بهواسطهٔ تدوین است که تصاویر با هم پیوند میخورند و در کنار گفتارمتن قرار میگیرند؛ نوشتارِ تصویری و نوشتار ادبی در کنار هم، یک اثر جدید را میسازند که دیگر نه تصویرِ صرف است و نه یک متن ادبی؛ یک اثر سینمایی است. و آوینی در «روایت فتح»، یک سینماتوگراف است؛ مؤلفی است که بهواسطۀ تصاویر و صداها مینویسد.
🔹با همین تصاویر و گفتار متن است که سیدمرتضی، ماجرایِ بسیجی را تعریف میکند. بسیجی، شخصیتِ اصلی «روایتِ فتح» است؛ انسانی است که با امام خمینی (ره)، پیوندِ قلبی بسته و عهدهدار یک مسئولیت تاریخی شده است. اوست که عَلَم مبارزه با طاغوت را از دست انبیاء و اولیای الهی میگیرد و قصد میکند تا آن را به امام زمان (عج) برساند. آوینی برای نزدیک شدن به این انسان، نه در جایگاه او غلو میکند و نه دور از او میایستد و نه ساحتی غیرقابلدسترس به او میدهد. بلکه فروتنانه بهسراغش میرود و پایِ حرف دلش مینشیند.
ادامه متن...
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane