بافتار
🔻 اینجا بهاران، رنگ خون عاشقان است مجموعهقطعههای موسیقایی برای پاسداشت رزمندگان و شهیدان در نوروز
حسین علیزاده/شهرام ناظریشهید.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
🎼 آلبوم «چاووش - ۳» (۱۳۵۸)؛ تصنیف «شهید»
آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده
شاعر: امیر بَرغَشی
خواننده: شهرام ناظری
نوازندگان و همخوانان: گروه «شیدا»
|بخشی از متن شعر|
شهید! شهید! شهید!
[...]
ای غمت جاودان در دل عاشقان
خون تو در جهان میکند گُلفِشان
هر بهار، هر بهار
تا محو دشمن، ای هَمرَه من
نَنْشینم از پا، عزم تو یارم
ره میسِپارم تا فتح فردا
ای زندهیاد، با تواَم قرار
در سپیدهی اولین بهار
🔹 برای شنیدن و دریافت دیگر قطعههایی که برای گرامیداشت رشادتهای رزمندگان و شهیدان در موسم بهارْ ساخته شدهاند، به کانال «بافتار» مراجعه کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻 اینجا بهاران، رنگ خون عاشقان است مجموعهقطعههای موسیقایی برای پاسداشت رزمندگان و شهیدان در نوروز
هوشنگ کامکار/شهرام ناظریگل همیشهبهار.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
🎼 تصنیف «گل همیشهبهار» (حوالی ۱۳۵۹-۱۳۶۰)
آهنگساز: هوشنگ کامکار
شاعر: محمدعلی معلم دامغانی
خواننده: شهرام ناظری
نوازندگان: ارکستر مجلسی سازمان صداوسیما
|بخشی از متن شعر|
ببین به داغ لاله در دشت و دَمَن
نِگَر به رخت سبزه در باغ و چمن
در غم اَبنای وطن
هَلا تا گُل از گُل بدمد
غم میهن از دل بدمد
زنده در ادوار و زَمَن
یاد شهیدان وطن
ای دیار خرم ما
در پناه لطف خدا
زی به عِزّ و عزم و وقار
ای گل همیشهبهار
➕ نسخۀ بیکلام (برای بازخوانی یا اجرای گروههای موسیقی و سرود)
🔹 برای شنیدن و دریافت دیگر قطعههایی که برای گرامیداشت رشادتهای رزمندگان و شهیدان در موسم بهارْ ساخته شدهاند، به کانال «بافتار» مراجعه کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻 اینجا بهاران، رنگ خون عاشقان است مجموعهقطعههای موسیقایی برای پاسداشت رزمندگان و شهیدان در نوروز
همایون رحیمیان/اسفندیار قرهباغینوروز در سنگر.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
🎼 سرود «نوروز در سنگر» (حوالی ۱۳۶۰-۱۳۶۱)
آهنگساز: علی (همایون) رحیمیان
(به روایت برخی منابع > نغمهپرداز: امیرفرشید رحیمیان / سازآرا (تنظیمکننده): علی رحیمیان)
شاعر: مجتبی کاشانی
خوانندگان: اسفندیار قرهباغی و گروه همسرایان
|بخشی از متن شعر|
در سبزهزار وطن، روییده لاله هرکجا
برپا ز خونها شده این جشن گُل برای ما
هر طرف به گوش آید این سرود نوروزی:
جای عاشقان خالی در بهار پیروزی
تو را فرخنده ای سرباز، بهاران در دل سنگر
تو پیروزی در این پیکار، بمان تا لحظهی آخر
هر طرف به گوش آید این پیام نوروزی:
هموطن، ز پا مَنْشین تا پناه پیروزی
➕ نسخۀ بیکلام (برای بازخوانی یا اجرای گروههای سرود)
🔹 برای شنیدن و دریافت دیگر قطعههایی که برای گرامیداشت رشادتهای رزمندگان و شهیدان در موسم بهارْ ساخته شدهاند، به کانال «بافتار» مراجعه کنید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
46.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«مقام هجرت» | قسمت چهارم از مجموعۀ «أمت مبعوث»
◼️حال شهادتطلبانهٔ مردم «هفتحوض» در روز فراخوان ضدانقلاب در پناه مسجدی که در دیماه به آتش کشیده شده بود.
در این قسمت، در مراسم تشییع شهیدِ ایست بازرسی، به سراغ خواهر شهید رفتهایم و در ادامه، به پای صحبت یک خطاط و یک پیرغلام نشستیم تا حسوحال متفاوت آنها دربارهٔ شهادت را بشنویم.
🔻نسخهٔ با کیفیت را از آپارات ببینید.
🔹رسانههای دشمن در فتنهٔ دیماه ۱۴۰۴ از این محله، تصاویر زیادی منتشر کرده بودند. در سهشنبهٔ آخر سال که بار دیگر فراخوان آشوب صادر شده بود، ساعتی پیش از اذان مغرب به «هفتحوض» رسیدیم و با حسوحال متفاوت مردم روبرو شدیم. آن روز ممکن بود آمریکاپرستان، مسلحانه حمله کنند؛ اما این مردم، شعار«مرگ بر وطنفروش خائن» را محکمتر از پیش میگفتند. روزهداران، پیش از آنکه افطار کنند، آمدهبودند تا نگذارند میدان خالی شود. خیابانِ پرشور اما تنها لحظاتی خلوت شد که مؤمنین، برای نماز به مسجد رفتند. به قول سیدحسن حسینی: «زانوان یک مؤمن واقعی، فقط در برابر خدا طعم خاک را میچشد.»
🔹وقتی به این مردمِ مؤمن از خطرهای بمب و موشک و حملهٔ ضدانقلاب در آنروز میگفتیم، میخندیدند و آرزومندانه از شهادت میگفتند. گویی مرگ اینچنین، آنان را زندهتر میکند. اما همین مردم بشّاش، وقتی نگاهشان به پیکر شهید میافتاد، بیقراری میکردند و از ذکر مصیبت اباعبداللّه (ع) مدد میگرفتند.
🔹دراین قسمت سعی کردیم که در این حال و مقام مردم تأمل کنیم که چگونه از خویش و خانه و کاشانه «هجرت» کردهاند و تمنای شهادت میکنند؟
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻فهرست قسمتهای مجموعه مستند «أمت مبعوث»
🔹مجموعۀ «أمت مبعوث»، در تلاش است تا در روزهای جنگ، همۀ حواسش را به مردم مؤمن ایران جمع کند. مردمی که مبعوث شدهاند تا در این موقعیت، در مقابل همهٔ کفر بایستند و مسیر تاریخ را عوض کنند. این موقعیت، آنقدر عظیم و مهیب است که مجاورت با آن و هیاهوی جنگ، باعث میشود تا نتوانیم آن را با طمأنینه، درست ببینیم و بفهمیم. ما خود به دل مردم زدهایم و دستوپایی میزنیم تا شاید بتوانیم به روح بزرگ آنها و کار تاریخیشان، کمی نزدیک شویم.
🎥نسخۀ کامل قسمت اول: «شهدا در خیابانهای ایران» (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت دوم: «شبِ بیعت» (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت سوم: «راه قدس از کربلا میگذرد» (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت چهارم: «مقام هجرت» (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت پنجم: «از بشاگرد تا تهران» (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت ششم: «ساکن جهان شهادت» (نسخۀ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
🎥نسخۀ کامل قسمت هفتم: «اربعین» (بخش اول_ دوم) (نسخهٔ باکیفیت را در آپارات ببینید.)
این مجموعه در حال تکمیل است انشاءالله.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
امیر حقیقت/غلامرضا صنعتگرزنگ پرواز.mp3
زمان:
حجم:
10M
🔻سوگِ مقدس مادرانه
◽️مرور قطعهٔ «زنگ پرواز»؛ مرثیهای برای دخترکان شهیدِ میناب با صدای غمگسار غلامرضا صنعتگر
🎼 ترانۀ «زنگ پرواز» (۱۴۰۴)
نغمهپرداز: امیر حقیقت
ترانهسرا: افسانه غیاثوند
سازآرا (تنظیمکننده): سیدحسین موسوی
نوازندۀ گیتار: بهروز میرزایی
نوازندۀ عود: امیرحسین توسلی
خواننده: غلامرضا صنعتگر
🔹این ترانه، از بهترین سرودههای عاطفی این روزها برای شهداست؛ نجوای سوزناک مادران دانشآموزان مینابی که قربانصدقۀ دختران خود میروند و در سوگ آنها فغان میکنند. توصیفهای ساده و مادرانه از شهیدان خردسال، گویی این ترانه با این زبان محاورهاش را تبدیل کرده به درددل همۀ مادران ایرانی با بچههای میناب که دیگر فرزندان همهٔ ایران شدهاند. همچنانکه صبر مادران این شهدا را دیدیم و آن حال عاشوراییشان برایمان حیرتآور بود، شعر این اثر نیز در فضای عاطفی صرف باقی نمیماند و در بیتی، هم رمضان را حاضر میکند و هم عاشورا و امام حسین (ع) را: «راستی تو روزهاولی بودی یادم نمیره/ واسه لبای تشنه کاش میشد مادر بمیره».
🔹در این میان، ترنمهای لالاییخوانی و مویۀ «وای، دُختُم» با صدای همخوان، موج لطافت و اندوه مادرانه را پُربارتر میکند؛ همچنانکه ضربآهنگ و نواختن سازهای بومی و سنتیِ عود و دمام نیز رنگ دیار هرمزگان و موسیقی سوگوارانۀ بندر را به خود میگیرند.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواهر شهید؛ تجسم همپیمانی شهید انقلاب با شهدای عاشورا
بخشیاز قسمت چهارم مستند «امت مبعوث»
🔹خواهر شهید، محکم و استوار در خیابان قدم برمیدارد. او به تأسی از صبر حضرت زینب، صبوری میکند و در صحنه حاضر میشود. در هر قدمی که میدارد، با حضرت زینب و امام حسین (ع) حرف میزند: «یا امام حسین! محمدمو بغل کن، یا زینب، کمک مادر مریضت کن». با این حال، خطاب به خانمی که از او التماس دعا دارد و به جایگاه ایشان غبطه میخورد، میگوید: «دوریاش برایم سخت است، وگرنه او که به آرزویش رسید».
این بخشیاز قسمت چهارم «امت مبعوث» است که بهتازگی در کانال بافتار منتشر شده است.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
محسن محمدیپناهباید برخاست [تنظیم دیجیتال].mp3
زمان:
حجم:
13.2M
🔻 سرود «قیام لِلّٰه»
مرور نوحۀ «باید برخاست»؛ سرود عهد جمعی با رهبر انقلاب اسلامی
🎤 نوحهخوان: محسن محمدیپناه (هیئت «انصار ولایت» دارالعبادۀ یزد)
نوحهسرا: محمد مَروَستیزاده
🔹 «باید برخاست»، یک «سرود پایانی»ست؛ قالبی که نوحهخوان و سینهزنان با ضربآهنگ تند و پیوسته، آن را زمزمه میکنند تا عهد جمعی یک هیئت را اعلام کنند. مضمون سرود پایانی، بهنوعی یادآوری و ذکر آن روح حماسی و سیاسی شیعی است که میخواهد پابهرکاب ولی خود باشد. معمولا، این سرودها از عاشورا شروع میشوند و در همان سیر جاری آن به انقلاب اسلامی میرسند و سپس ظهور. این فرم که گویی مانیفست هیئت است، این امکان و اقتضا را دارد که بتوان حرفهای صریح و برنده و حتی شعارهای اساسی هیئت را در آن فریاد کرد.
🔹 فارغ از اینکه مضمون کلی این نوحه، تجدید عهد با انقلاب اسلامی است، به مضمونهای خاصِ برگرفته از «مکتب امام» آراسته شده که خود را در تعابیری مانند « أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَ فُرَادَىٰ» نشان میدهد و در ادامه با گوشوارۀ «إنّا عَلَی الْعَهْدِ/ لَبَّیْکَ یٰا مَهدی» به انتظار فرجْ گره میخورد. یک بند از این سرود، خطاب به حضرت امامخامنهایست و با اینکه پیش از شهادت ایشان خوانده شده؛ اما هماینک نیز زندهتر از پیش، میتوان آن را زمزمه کرد. در پایان این نوحه نیز، مداح میخواهد که «دستهای همدیگر را بگیرید» و «انا علی العهد» را بگویید. این حرکت، گویی فرم تصویری همین سرود پایانی است؛ یک عهد جمعی با امامحسین (ع) و انقلاب اسلامی و آمادگی برای مجاهدت در راه ظهور.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻وقتی اباعبداللّه به استقبال مردم مقاوم ایران میآید
پیرغلامی که با پرچم حرم امام حسین (ع) به خیابان آمده بود تا دلهای مردمِ عاشورایی را زائر کربلا کند. برشی از «مقام هجرت»، چهارمین قسمت «أمت مبعوث»
(نسخهٔ کامل این قسمت را از اینجا ببینید.)
🔹از جمعیت فاصله گرفتیم و در تاریکی آخر شب و خلوتمان، در احوال این مردم متعجب و حیران بودیم. در همینحال، چشممان به پیرغلامی افتاد که پرچم سرخرنگی را بر دوش گرفته بود و ماشینهای عبوری را متبرّک میکرد. روی پرچم، اسم مبارک اباعبدالله (ع) نقش بسته بود.
🔹او گفت: «اباعبداللّه خودش به استقبال این مردم آمده است» و بهتر از این نمیتوانست حقیقتِ عاشورایی این شبها را به زبان بیاورد. به هر ماشین که میرسید، میگفت: پرچم حرم امام حسین (ع) است. و همین کافی بود تا شوق زیارت را در حال این مردم ببینی؛ این ملت امام حسین، این ملت شهادت.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻 در تمنای عیدی از جنس معاد
✍🏼منتخب جملاتی از قیصر امینپور دربارهٔ بهار حقیقی و سال نوی جانها از نثر ادبی «لایحهٔ تقسیم بهار» (اسفند ۱۳۶۲)
🔸رسالتی که بسیاری از شاعران متعهّد در بهاریههای خود بر عهده داشتهاند این بوده است: بهار واقعی را معرفی و بهارهای تقویمی و تکراری را رسوا کنند. آنها همواره علیه بهارهای پوشالی شوریدهاند. از نگاه شاعران انقلاب، بهار واقعی، یک اتفاق صرفاً هواشناسی نیست؛ برای مثال سیدحسن حسینی، عید نوروز را «صحنهسازی» معرفی میکند یا سلمان هراتی میگوید: «بهار آن است که خود ببوید، نه آنکه تقویم بگوید». قیصر امینپور هم در «لایحه تقسیم بهار»، با نثر شاعرانهاش، مرز میان همین دو جهانبینی ایمانی و غیرایمانی به بهار را توصیف میکند. او بهاری را میجوید که نه با «عیش»، که با «معاد» همراه باشد؛ بهاری که به جای «علف برای حیوان»، «حیات برای انسان» بیاورد.
🔹تو «گل مرده» را زنده میکنی؛ اما «دل مرده» را نه!
تو بهار گلها هستی؛ نه بهار دلها! بهار دلها قرآن است!
ما طراوت تو را انکار نمیکنیم؛ ولی تلاوتِ بهارِ دلها چیز دیگری است.
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴)
🔹تو وقتی میآیی با خودت یک بغل علف میآوری که سهم حیوان است!
اما سهم انسان از تو چیست؟
تو برای انسان «جامهٔ نو» میآوری، تا او را از «جانِ نو» غافل کنی!
تو بیرون را سبز میکنی، تا انسان، سیاهی درون را نبیند!
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴)
🔹ما عیدی را میخواهیم تا همچنان که مبدأ «شمارش روزها» باشد؛ منشاء تذکّر «روزشمار» هم باشد.
«عیدی» که با «معاد» جناس باشد، نه با «عیش»!
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴)
🔹ما یک بهار مهربان دیگر داریم که از نفسش گل میروید.
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۹)
🔹او معیار بهار است
و هر روز که او بیاید، نوروز است و روز نو!
حتی اگر شب باشد!
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۳۰)
🔹بهار واقعی را مادر من میشناسد. روز عید که میشود به من میگوید: این روزها همه به دیدن گلها میروند؛ بیا ما هم به دیدن «گلها» برویم. دیگران برای دیدن گلها به «گلدشت و صحرا» میروند؛ ما هم برای دیدن گلها به «بهشت زهرا» میرویم.
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۱)
🔹تو را از روی کتیبهها و سنگنبشتههای دیرین و تقویمهای نجومی میشناسند. و تولد تو را روز جلوس جمشید بر تخت میدانند. و سالی که تو میآوری، سال موش و خرگوش و مار و پلنگ و سگ و خوک است. امّا ما بهاری را میخواهیم که آغاز سال خورشیدی باشد.
نه سال موش و خرگوش؛ سال جوش و خروش!
نه سال میمون و خوک؛ سال میمنت و خوبی!
و نه سال گاو و مار؛ سال کار و ایثار.
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۳)
🔹بهاری را میخواهیم که روی تختهٔ سبزش فصل معاد را درس بدهد.
بهاری که برخیزد و با «قیام» خود، درس «قیامت» بدهد.
بهاری که با نقل حدیث «رستن»، «رستاخیز» را بیاد بیاورد.
بهاری که راوی روایت رویش باشد.
بهاری که همچون سورۀ آسمانی مائده بر زمین نازل شود، و بر برگ درختان نوشته شود. — سورهای سبز، با آیاتی سرخ —
بهاری که تفسیری نوین از سورۀ حشر باشد.
بهاری که بیاموزد تا اگر نمیتوانیم زنده شدن پس از مرگ را ببینیم؛ به او بنگریم که زمین را پس از مرگ زنده میکند.
بهاری که الفبای رستاخیز را از علف و برگ آن بیاموزیم.
(«طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴)
🔻کانال شعروشعار بافتار
🆔 @baftar_shoar
🔻کانال اصلی رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻«از بشاگرد تا تهران» | قسمت پنجم از مجموعهٔ «أمت مبعوث»
◼️یک روز با شاگردان بشاگردیِ حاج عبدالله والی که در سختترین روزهای بمباران، به تیمار تهران آمدهاند.
🔹«اینهمه تهرانیها اومدن بشاگرد، اینهمه بچههای شهرهای دیگه اومدن خدمترسانی کردن، کار کردن، حالا یهبار دوبار هم که شده ما اومدیم بالاخره جواب این محبتاشونو یهقطرهای جبران کنیم. خود حاجعبدالله والی که ۲۳ سال، تمام زندگیشو برای بشاگرد گذاشت، بچۀ همین تهران بود.»
🔹 جملات بالایی برای محمد هاشمی، مسئول گروه جهادیِ «حاج عبدالله والی»ست که گروهش را با مینیبوس از هزارواندی کیلومتر آنطرفتر، از بشاگرد، دیار مستضعفان به تهران آورده تا به داد مردمی که خانههایشان از موشکها زخم برداشته، برسند. محمد مثل بقیه بچههای گروه، خودش را شاگرد مکتب حاج عبدالله والی میداند و بندۀ «تکلیف» است و «وظیفه». تکلیفش هرجا باشد، خستگی نمیشناسد. به قول خودش: «هرجا اسممون رو بدن، میریم.»
🔹در قسمت پنجم «أمت مبعوث»، پی این بچهها را گرفتیم و آنها را در زعفرانیهٔ تهران، در میان آوارها کنار مردم زخمخورده پیدا کردیم؛ بچههایی که صبح تا شبها را مشغول آواربرداریاند و شبها در خیابان، مشغول پرچمگردانی. بشاگردیها این شاگردان حاج عبدالله با این صافوزلالی و وظیفهمحوریشان، فراتر از کمکحال بودن مردم، استاد ما شده بودند و دوست داشتیم این یک روز کنار آنها بودنمان، هیچوقت تمام نمیشد.
نسخه باکیفیت قسمت «از بشاگرد تا تهران» را در آپارات ببینید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻تکلیف به ما میگوید کجا بایستیم
مسئول گروه جهادی بشاگردیها در زیر بمباران تهران از وظیفهمحوری انسان مؤمن میگوید
◼️برشی از «از بشاگرد تا تهران»، قسمت پنجم از مجموعه مستند «أمت مبعوث» (نسخۀ کامل قسمت پنجم؛ همچنین نسخۀ با کیفیت را در آپارات ببینید.)
🔹بچههای بشاگرد را در شمال شهر تهران، در حوالی زعفرانیه و چیذر پیدا کردیم! بچههایی که از دل محرومترین و ضعیفترین شهرها و روستاهای ایران خودشان را به تهران رسانده بودند تا در خط مقدم جنگ، در کنار مردم باشند و کمکحال کسانی باشند که خانههایشان از بمب و موشک دشمن زخم برداشته است.
🔹محمد هاشمی، مسئول گروه جهادی «حاجعبدالله والی» میگوید :«هرجا اسممان را بدهند میرویم.» و حالا او در تهران است و سخت مشغول کار. این قسمت، قصۀ بچههای جهادی بشاگرد است؛ بچههایی که بلافاصله پس از صدای هر انفجار، خودشان را به محل حادثه میرسانند تا مردم در روز سختی، تنها نمانند.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane