eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواهر شهید؛ تجسم هم‌پیمانی شهید انقلاب با شهدای عاشورا بخشی‌از قسمت چهارم مستند «امت مبعوث» 🔹خواهر شهید، محکم و استوار در خیابان قدم برمی‌دارد. او به تأسی از صبر حضرت زینب، صبوری می‌کند و در صحنه حاضر می‌شود. در هر قدمی که می‌دارد، با حضرت زینب و امام حسین (ع) حرف می‌زند: «یا امام حسین! محمدمو بغل کن،‌ یا زینب، کمک مادر مریضت کن». با این حال، خطاب به‌ خانمی که از او التماس دعا دارد و به جایگاه ایشان غبطه می‌خورد، می‌گوید: «دوری‌اش برایم سخت است، وگرنه او که به آرزویش رسید». این بخشی‌از قسمت چهارم «امت مبعوث» است که به‌تازگی در کانال بافتار منتشر شده است. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
محسن محمدی‌پناهباید برخاست [تنظیم دیجیتال].mp3
زمان: حجم: 13.2M
🔻 سرود «قیام لِلّٰه» مرور نوحۀ «باید برخاست»؛ سرود عهد جمعی با رهبر انقلاب اسلامی 🎤 نوحه‌خوان: محسن محمدی‌پناه (هیئت «انصار ولایت» دارالعبادۀ یزد) نوحه‌سرا: محمد مَروَستی‌زاده 🔹 «باید برخاست»، یک «سرود پایانی‌»ست؛ قالبی که نوحه‌خوان و سینه‌زنان با ضرب‌آهنگ تند و پیوسته، آن را زمزمه می‌کنند تا عهد جمعی یک هیئت را اعلام کنند. مضمون سرود پایانی، به‌نوعی یادآوری و ذکر آن روح حماسی و سیاسی شیعی است که می‌خواهد پابه‌رکاب ولی خود باشد. معمولا، این سرودها از عاشورا شروع می‌شوند و در همان سیر جاری آن به انقلاب اسلامی می‌رسند و سپس ظهور. این فرم که گویی مانیفست هیئت است، این امکان و اقتضا را دارد که بتوان حرف‌های صریح و برنده و حتی شعارهای اساسی هیئت را در آن فریاد کرد. 🔹 فارغ از اینکه مضمون کلی این نوحه، تجدید عهد با انقلاب اسلامی است، به مضمون‌های خاصِ برگرفته از «مکتب امام» آراسته شده که خود را در تعابیری مانند « أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَ فُرَادَىٰ» نشان می‌دهد و در ادامه با گوشوارۀ «إنّا عَلَی الْعَهْدِ/ لَبَّیْکَ یٰا مَهدی» به انتظار فرجْ گره می‌خورد. یک بند از این سرود، خطاب به حضرت امام‌خامنه‌ای‌ست و با اینکه پیش از شهادت ایشان خوانده شده؛ اما هم‌اینک نیز زنده‌تر از پیش، می‌توان آن را زمزمه کرد. در پایان این نوحه نیز، مداح می‌خواهد که «دست‌های همدیگر را بگیرید» و «انا علی العهد» را بگویید. این حرکت، گویی فرم تصویری همین سرود پایانی است؛ یک عهد جمعی با امام‌حسین (ع) و انقلاب اسلامی و آمادگی برای مجاهدت در راه ظهور. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻وقتی اباعبداللّه به استقبال مردم مقاوم ایران می‌آید پیرغلامی که با پرچم حرم امام حسین (ع) به خیابان آمده بود تا دل‌های مردمِ عاشورایی را زائر کربلا کند. برشی از «مقام هجرت»، چهارمین قسمت «أمت مبعوث» (نسخهٔ کامل این قسمت را از اینجا ببینید.) 🔹از جمعیت فاصله گرفتیم و در تاریکی آخر شب و خلوتمان، در احوال این مردم متعجب و حیران بودیم. در همین‌حال، چشم‌مان به پیرغلامی افتاد که پرچم سرخ‌رنگی را بر دوش گرفته بود و ماشین‌های عبوری را متبرّک می‌کرد. روی پرچم، اسم مبارک اباعبدالله (ع) نقش بسته بود. 🔹او گفت: «اباعبداللّه خودش به استقبال این مردم آمده است» و بهتر از این نمی‌توانست حقیقتِ عاشورایی این شب‌ها را به زبان بیاورد. به هر ماشین که می‌رسید، می‌گفت: پرچم حرم امام حسین (ع) است. و همین کافی بود تا شوق زیارت را در حال این مردم ببینی؛ این ملت امام حسین، این ملت شهادت. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻 در تمنای عیدی از جنس معاد ✍🏼منتخب جملاتی از قیصر امین‌پور دربارهٔ بهار حقیقی و سال نوی جان‌ها از نثر ادبی «لایحهٔ تقسیم بهار» (اسفند ۱۳۶۲) 🔸رسالتی که بسیاری از شاعران متعهّد در بهاریه‌های خود بر عهده داشته‌اند این بوده است: بهار واقعی را معرفی و بهارهای تقویمی و تکراری را رسوا کنند. آن‌ها همواره علیه بهارهای پوشالی شوریده‌اند. از نگاه شاعران انقلاب، بهار واقعی، یک اتفاق صرفاً هواشناسی نیست؛ برای مثال سیدحسن حسینی، عید نوروز را «صحنه‌سازی» معرفی می‌کند یا سلمان هراتی می‌گوید: «بهار آن است که خود ببوید، نه آنکه تقویم بگوید». قیصر امین‌پور هم در «لایحه تقسیم بهار»، با نثر شاعرانه‌اش، مرز میان همین دو جهان‌بینی ایمانی و غیرایمانی به بهار را توصیف می‌کند. او بهاری را می‌جوید که نه با «عیش»، که با «معاد» همراه باشد؛ بهاری که به جای «علف برای حیوان»، «حیات برای انسان» بیاورد. 🔹تو «گل مرده» را زنده می‌کنی؛ اما «دل مرده» را نه! تو بهار گل‌ها هستی؛ نه بهار دل‌ها! بهار دل‌ها قرآن است! ما طراوت تو را انکار نمی‌کنیم؛ ولی تلاوتِ بهارِ دل‌ها چیز دیگری است.طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔹تو وقتی می‌آیی با خودت یک بغل علف می‌آوری که سهم حیوان است! اما سهم انسان از تو چیست؟ تو برای انسان «جامهٔ نو» می‌آوری، تا او را از «جانِ نو» غافل کنی! تو بیرون را سبز می‌کنی، تا انسان، سیاهی درون را نبیند! طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔹ما عیدی را می‌خواهیم تا همچنان که مبدأ «شمارش روزها» باشد؛ منشاء تذکّر «روزشمار» هم باشد. ‍«عیدی» که با «معاد» جناس باشد، نه با «عیش»! طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔹ما یک بهار مهربان دیگر داریم که از نفسش گل می‌روید. («طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۹) 🔹او معیار بهار است و هر روز که او بیاید، نوروز است و روز نو! حتی اگر شب باشد! طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۳۰) 🔹بهار واقعی را مادر من می‌شناسد. روز عید که می‌شود به من می‌گوید: این روزها همه به دیدن گل‌ها می‌روند؛ بیا ما هم به دیدن «‌گل‌ها» برویم. دیگران برای دیدن گل‌ها به «گل‌دشت و صحرا» می‌روند؛ ما هم برای دیدن گل‌ها به «بهشت زهرا» می‌رویم. طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۱) 🔹تو را از روی کتیبه‌ها و سنگ‌نبشته‌های دیرین و تقویم‌های نجومی می‌شناسند. و تولد تو را روز جلوس جمشید بر تخت می‌دانند. و سالی که تو می‌آوری، سال موش و خرگوش و مار و پلنگ و سگ و خوک است. امّا ما بهاری را می‌خواهیم که آغاز سال خورشیدی باشد. نه سال موش و خرگوش؛ سال جوش و خروش! نه سال میمون و خوک؛ سال میمنت و خوبی! و نه سال گاو و مار؛ سال کار و ایثار. («طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص ۲۳) 🔹بهاری را می‌خواهیم که روی تختهٔ سبزش فصل معاد را درس بدهد. بهاری که برخیزد و با «قیام» خود، درس «قیامت» بدهد. بهاری که با نقل حدیث «رستن»، «رستاخیز» را بیاد بیاورد. بهاری که راوی روایت رویش باشد. بهاری که همچون سورۀ آسمانی مائده بر زمین نازل شود، و بر برگ درختان نوشته شود. — سوره‌ای سبز، با آیاتی سرخ — بهاری که تفسیری نوین از سورۀ حشر باشد. بهاری که بیاموزد تا اگر نمی‌توانیم زنده شدن پس از مرگ را ببینیم؛ به او بنگریم که زمین را پس از مرگ زنده می‌کند. بهاری که الفبای رستاخیز را از علف و برگ آن بیاموزیم. طوفان در پرانتز» (۱۳۶۵) | ص۲۴) 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar 🔻کانال اصلی رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻«از بشاگرد تا تهران» | قسمت پنجم از مجموعهٔ «أمت مبعوث» ◼️یک روز با شاگردان بشاگردیِ حاج عبدالله والی که در سخت‌ترین روزهای بمباران، به تیمار تهران آمده‌اند. 🔹«این‌همه تهرانی‌ها اومدن بشاگرد، این‌همه بچه‌های شهر‌های دیگه اومدن خدمت‌رسانی کردن، کار کردن، حالا یه‌بار دوبار هم که شده ما اومدیم بالاخره جواب این محبتاشونو یه‌قطره‌ای جبران کنیم. خود حاج‌عبدالله والی که ۲۳ سال، تمام زندگیشو برای بشاگرد گذاشت، بچۀ همین تهران بود.» 🔹 جملات بالایی برای محمد هاشمی، مسئول گروه جهادیِ «حاج عبدالله والی‌»ست که گروهش را با مینی‌بوس از هزارو‌اندی کیلومتر آن‌طرف‌تر، از بشاگرد، دیار مستضعفان به تهران آورده تا به داد مردمی که خانه‌هایشان از موشک‌ها زخم برداشته، برسند. محمد مثل بقیه بچه‌های گروه، خودش را شاگرد مکتب حاج عبدالله والی می‌داند و بندۀ «تکلیف» است و «وظیفه». تکلیفش هر‌جا باشد، خستگی نمی‌شناسد. به قول خودش: «هرجا اسممون رو بدن، می‌ریم.» 🔹در قسمت پنجم «أمت مبعوث»، پی این بچه‌ها را گرفتیم و آن‌ها را در زعفرانیهٔ تهران، در میان آوار‌ها کنار مردم زخم‌‌خورده پیدا کردیم؛ بچه‌هایی که صبح تا شب‌ها را مشغول آواربرداری‌اند و شب‌‌ها در خیابان، مشغول پرچم‌گردانی. بشاگردی‌ها این شاگردان حاج عبدالله با این صاف‌و‌زلالی‌ و وظیفه‌محوری‌شان، فراتر از کمک‌حال بودن مردم، استاد ما شده‌ بودند و دوست داشتیم این یک روز کنار آن‌ها بودنمان، هیچ‌وقت تمام نمی‌شد. نسخه باکیفیت قسمت «از بشاگرد تا تهران» را در آپارات ببینید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻تکلیف به ما می‌گوید کجا بایستیم مسئول گروه جهادی بشاگردی‌ها در زیر بمباران تهران از وظیفه‌محوری انسان مؤمن می‌گوید ◼️برشی از «از بشاگرد تا تهران»، قسمت پنجم از مجموعه مستند «أمت مبعوث» (نسخۀ کامل قسمت پنجم؛ همچنین نسخۀ با کیفیت را در آپارات ببینید.) 🔹بچه‌های بشاگرد را در شمال شهر تهران، در حوالی زعفرانیه و چیذر پیدا کردیم! بچه‌هایی که از دل محروم‌ترین و ضعیف‌ترین شهر‌ها و روستاهای ایران خودشان را به تهران رسانده بودند تا در خط مقدم جنگ، در کنار مردم باشند و کمک‌‌حال کسانی باشند که خانه‌هایشان از بمب و موشک دشمن زخم برداشته است. 🔹محمد هاشمی، مسئول گروه جهادی «حاج‌عبدالله والی» می‌گوید :«هرجا اسممان را بدهند می‌رویم.» و حالا او در تهران است و سخت مشغول کار. این قسمت، قصۀ بچه‌های جهادی بشاگرد است؛ بچه‌هایی که بلافاصله پس از صدای هر انفجار، خودشان را به محل حادثه می‌رسانند تا مردم در روز سختی، تنها نمانند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه ◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» و دلیل عمومی شدنش (با مداحی مهدی رسولی و شعر آرش براری، علی مقدم و امیرعلی شریفی) ✍️مرتضی ابراهیم‌پور 🔸مداحی «بزن که خوب می‌زنی»، با خطاب قرار دادن رزمندهٔ پای لانچر، همهٔ حواس‌ها را جمعِ «مجاهدِ میدان رزم» می‌کند. این مداحی، گفتگوی خاکسارانهٔ مردم است با آن بسیجی مؤمنی که روح و جوهرهٔ ایران است. این گفتگو، خود را در فرم، با سهیم کردن مستمرِ مستمع در هم‌خوانی و تکرار مهم‌ترین بخش‌های مداحی، شکل داده تا مردم، خود را وسط صحبتِ باشکوهی با شهدای زنده بیابند. و چه صحنه‌‌ای خوشایندتر از این برای مردم ایران که به حال مجاهدانهٔ رزمندگان خود غبطه می‌خورند و آرزویشان، دمی هم‌‌نفسی با آن پاک‌ترین بندگان خداست و منتقل‌کردن حس همراهی و پشتیبانی به آن‌ها. همین «تمنای هم‌صحبتی» در هم‌نشینی با «تکرارپذیری» و «شعارگونه بودن ترجیع‌بند» و «خلق سریع اثر در روزهای اولِ» جنگ رمضان، از عوامل اصلی‌ سر زبان‌ افتادن این مداحی است تا عمومی‌ترین نوحهٔ این روزهای جنگ ما باشد. 🔸التفات و توجه این نوحه به تأسی از حس واقعی خود مردم، به رزمندهٔ پای لانچر است. نادر ابراهیمی در کتاب «با سرودخوانِ جنگ در خطهٔ نام‌وننگ» خطاب به مدعیان وطن‌دوستی می‌گوید: «حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامه‌خوانی‌هایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید». در این مداحی هم، آنکه شاهنامه و قهرمان آن را معنا می‌بخشد و زنده می‌کند، بسیجی مجاهد است. اینجا دیگر رستمِ تهمتن یک اسطورهٔ انتزاعی لابه‌لای کتاب‌ها و منجمد در تاریخ فرهنگی ذهنی نیست؛ بلکه انضمامی‌ترین و واقعی‌ترین قهرمانی است که ایران را سرپا نگه می‌دارد. رسولی، ایرانی‌ترین، واقعی‌ترین و رستم‌ترین آدم‌ها را در اینجا، ستایش می‌کند. یکی از دلایل اصلیِ محبوبیت این مداحی هم، همان بندِ تکرارشونده یا گوشوارهٔ معروف آن است که حامل همین معناست: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی»؛ ترجیع‌بندی که دیگر فراتر از این نوحه، به‌عنوان شعار در تجمات خیابانی نیز استفاده می‌شود. 🔸انگار که این اثر، شعار جمعی این روزهای ما بود خطاب به رزمندگان. یکی از ملاحظه‌های درست مهدی رسولی در اجرای این اثر نیز، همین است که آن را با سینه‌زنی همراه نمی‌کند و متناسب با مضامین و حال‌وهوای اثر، دست‌های مستمعین شبیه وقتِ شعاردادن به حرکت درمی‌آیند و حس حماسی اثر را تقویت می‌کنند. کوتاهی بندهای اثر نیز باعث می‌شود با یک‌بار شنیدنش، حفظ شود و با آن دم گرفته شود. مداح هم در اجرا ‌مدام با سکوتش، اجازهٔ حضور مخاطب را فراهم می‌کند. برخی ابیات نیز به‌صورت دکلمه و رجز خالص خوانده می‌شوند که خود حرف، بی‌واسطهٔ موسیقی بیان شوند و همین،‌ مانع یک‌نواختی می‌شود. البته نمی‌شود پنهان کرد ابیاتی که با نغمه و ظرافت‌های موسیقایی خوانده می‌شوند، گوش‌نوازترند مثل اجرای بیتِ «بگو با زورگویان استقامت می‌کند ایران، ببین در معرکه اینک قیامت می‌کند ایران». 🔸«بزن که خوب می‌زنی» در تردد میان ستایشِ قدرت نظامی ما و توکل به خداست. با وجود تکرارِ مداومِ دعوت به زدن و درهم‌کوبیدن دشمن، با آوردن مفاهیمی چون «توکل»، «خداست یار و یاورت» و تعبیر «تو فوقِ هرچه آهنی»، می‌خواهد اسیر ظواهر جنگ نشود و برتریِ اراده و ایمان انسان انقلاب اسلامی را بر ابزارِ جنگی یادآوری کند؛ اما انگار هم‌چنان در معرض این آسیب هست که این «بزن»‌گفتن‌ها و تشویق‌ها، به‌خودی خود اصالت پیدا کند و ما را از فقرمان و تنها مؤثر هستی غافل کند. هم‌چنان این ظرفیت وجود داشت تا با تلمیح‌ و اشاره به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی» و مضامینی ازین دست که خود فرماندهان موشکی‌مان مانند شهید تهرانی‌مقدم همواره زیر لب داشتند، توجه بیشتری را به قدرت الهی جلب کند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻شعرِ جنگ دوازده‌روزه که زمزمهٔ خیابان در جنگ رمضان شد ◾️قصه‌ٔ سرایش نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» از زبان علی‌ مقدم (شاعر اصلی اثر) ▫️[در گفتگو با «بافتار»] 🔸داستان این شعر به جنگ ۱۲روزه برمی‌گردد. آن شبی که ایران با موشک، پایگاه «العُدَیْد» [در قطر] را زد و من شبکهٔ خبر را نگاه می‌کردم. خبر را که ‌گفتند، در همان حال‌وهوا، این ردیف به ذهنم آمد که: «بزن که خوب می‌زنی». سریع آن را یادداشت کردم. می‌خواستم غزل بگویم. اول ‌خواستم مثلاً قافیه را در «بزن که خوب می‌زنی»، بر کلمهٔ «خوب» بنا کنم یا کلاً بدون ردیف، مقفّایش کنم. پس از کلنجار و تأمل، تصمیم گرفتم که خودِ «بزن که خوب می‌زنی» را ردیف قرار دهم. از حیث مضمون هم که بحث حماسه و سیلی به دشمن بود، ذهنم سراغ اسطوره‌ها رفت که اولینش، همین «رستم تهمتن» بود. بلافاصله نوشتم: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی». 🔸دنبال این هم بودم که شعر به‌گونه‌ای باشد که بتواند یکی بودن هویت ملی و دینی ما را نمایندگی کند. غزل را با «رستم» شروع کردم و در ادامه هم بحث «توحید» و «توکل» و «خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت». 🔸همان شب که این شعر را سرودم، در کانالم گذاشتم و فکر نمی‌کردم اصلاً دیده شود. راستش خیلی به این شعر امیدی نداشتم. چون شعر مناسبتی بود و در واکنش به حملهٔ موشکی ایران، از سر انجام وظیفه بود. این موضوع گذشت تا همین جنگ اخیر رمضان. اصلاً این شعرم را فراموش کرده بودم. یعنی دیگر خیلی در ذهنم نبود. در همان روزهای اول جنگ رمضان، یکی از رفقا این نماهنگ مهدی رسولی را برای من فرستاد. پرسید: «این شعر، متعلق به شما نیست؟». من ویدئو را نگاه کردم و دیدم بله، آن غزل اصلی که متعلق به این نوحه است، همان شعر با ردیف «بزن که خوب می‌زنی» است و ابیاتی هم به آن اضافه شده که سرودهٔ دو شاعر بزرگوار دیگر است (آرش براری و امیرعلی شریفی). با آقای رسولی هم ارتباطی نداشتم و نمی‌دانم چطور به دست ایشان رسیده و تصمیم گرفتند این شعر را بخوانند. 🔸الحمدلله به‌خاطر اخلاص و نفس گرم و اجرای خیلی خوب حاج مهدی رسولی، تدوین خوب و آن ابیات دیگری که به شعر اضافه شده بود، اثر خوبی شده بود و خداراشکر خیلی دیده شد. این شعر از جهت ادبی، یک اثر فاخرِ تراز اول نیست؛‌ اما از این جهت که حماسه‌آفرین شد و وقتی می‌بینم مردم عزیز کشورم آن را زمزمه می‌کنند، حس خیلی خوبی برایم دارد. به قول آقای امیری اسفندقه: «شعری مَباش وردِ زبانِ مرفهان / شعری بشو که دربه‌دران از بَرَت کنند». از این جهت برایم شیرین است. 🔸در ادامه، این غزل را می‌خوانیم: تو رُستم‌ِ تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی تو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب می‌زنی به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشان به قلب دشمن دنی، بزن که خوب می‌زنی از این نبرد خسته شد، اُبُهتش شکسته شد طلسم دیو بشکنی، بزن که خوب می‌زنی خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت تو فوق هر چه آهنی، بزن که خوب می‌زنی غریوِ شادی جهان، رسیده تا به آسمان تو آن امید روشنی، بزن که خوب می‌زنی 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
هدایت شده از شعر و شعار بافتار
بسم الله الرحمن الرحیم. پس‌از برطرف شدن محدودیت بازگشایی کانال جدید در ایتا، اکنون «شعر و شعار بافتار» در پیام‌رسان ایتا نیز فعالیت خود را آغاز می‌کند. پیشتر تنها در پیام‌رسان «بله» حضور داشتیم. اما همهٔ‌ محتوای آن کانال را در همین کانال نیز منتشر خواهیم کرد. 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
بافتار
🔻فراخوان «بافتاریار» 🚩🚩 با یاری هم، «هنر» را به میدان و خیابان بکشانیم. 🔹به دلیلِ گستردگی نیاز‌های
🔻فراخوان «بافتاریار» 🔹این روزها که عنایت خدا شامل حال ما مردم ایران شده و میدان مجاهدت فراخ‌تر شده، در تولید مجموعه مستند‌های «أمت مبعوث»، نیازمند یاری جهادی شما هستیم: 🔸معرفی و هماهنگی سوژه‌های تجمعات مردمی و فعالیت گروه‌های جهادی متناسب با مجموعه «امت مبعوث» اعم از شخصیت‌های فردی یا گروهی (در همهٔ شهرهای ایران) 🔸تصویربرداری (حضوری | تهران) 🔸تدوین (حضوری | تهران) 🔸مترجمی عربی و انگلیسی (حضوری یا مجازی | همهٔ شهرهای ایران) 🔸مدیریت صفحه‌ و کانال مجازی (حضوری | تهران) 🔸کمک به انتشار گستردهٔ مجموعهٔ «امت مبعوث» 🔸پشتیبانی تجهیزاتی مانند باکس تدوین، هدفون و اسپیکر باکیفیت، وسیلهٔ نقلیه (تهران) 🔸کمک مالی و نذر فرهنگی در صورت تمایل به همکاری، به شناسهٔ زیر پیام دهید: @baftar_admin 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻قسمت پنجم از «امت مبعوث»: از بشاگرد تا تهران؛ یک روز با شاگردان بشاگردیِ حاج عبدالله والی که در سخت‌ترین روزهای بمباران، به تیمار تهران آمده‌اند. ◾️پنج‌شنبه ۱۳ فرودین ۱۴۰۵، شبکه دو، بعد از خبر بیست‌وسی 🔸🔸 «أمت مبعوث» را پنج‌شنبه‌ها بعد از خبر بیست‌و‌سی به‌صورت هفتگی تماشا کنید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻روح و جانِ جاری «ای میهن خدایی» در خیابان 🔻امتدادِ مسیر نوحهٔ ماندگار «ای میهن خدایی» در مداحی‌های محمود کریمی‌ در «جنگ رمضان» ✍️محمدحسین لشکری 🔸محمود کریمی حتی اگر نوحهٔ جدیدی هم برای جنگِ تحمیلی سوم نمی‌خواند، همان قطعهٔ ماندگار «ای میهنِ خدایی» کافی بود تا نوایش در خیابان و میدان جنگ این روزها طنین‌انداز شود. با این حال، او در ماه رمضانی که گذشت، دست به خلق نوحه‌هایی زد در امتداد مسیری که با «ایران ای حریم رضا (ع)» و «در روح و جان من» شروع شد. 🔸«ای میهن خدایی» که در نخستین شب محرمِ پس از جنگِ ۱۲روزه با اسرائیل خوانده شد، گویی «براعت استهلال» بود برای «ایران با ایمان» در مداحی؛ مسیری که پیشتر در اشعارِ آیینی ما، کم‌وبیش، ردپایی داشت مانند شعر ناصر حامدی (جانم ایران است؛ ایرانِ حسین‌ابن‌علی)؛ اما به‌این‌نحوِ برجسته و عمومی، خود را در هیئت و نوحه نشان نداده بود. پس از آن حضور تاریخی امام خامنه‌ای (ره) در شب دهم محرم در حسینیهٔ امام خمینی (ره) و درخواست اجرای «ای ایران» از محمود کریمی، شنیدن این نوحه‌، دیگر صرفِ شنیدن یک نوحه نیست. این مداحی حالا به بخشی از خاطرهٔ جمعی «ملت امام حسین (ع)» با امام شهیدشان تبدیل شده‌ و شنیدنش در این روزها، علاوه بر آن حسی که نسبت به ایرانِ عاشورایی ایجاد می‌کرد، معنای جدیدی در پیوند با رهبر شهیدمان یافته است. در ادامهٔ مسیر آن نوحهٔ ماندگار، حالا محمود کریمی با خواندن مداحی‌هایی از همان‌جنس، عهد مردم با امام را یادآوری کرده و مردم را به حضورِ مجاهدانه در میدان و خیابان دعوت می‌کند. 🔸اگر آثار گذشتهٔ حاج محمود کریمی دربارهٔ ایران، بیشتر رنگ‌وبوی «عاشورایی» داشتند، مجموعهٔ جدید او با عنوان «وعدهٔ صادق»، با توجه به هم‌زمانی با ماه مبارکِ رمضان و مراسماتش در مشهد مقدس و ارادت خاصِ مردم ایران به امام رضا (ع)، با مضامین و نمادهای «علوی» و «رضوی» گره خورده است. نخستینِ این مداحی‌ها، «ذوالفقار حضرت حیدر» بود که در شب پانزدهم ماه رمضان اجرا شد. در این اثر، ملت ایران با صفت پرصلابتِ «ذوالفقار حیدر» یاد می‌شود: «ایران، ایران، ذوالفقار حضرت حیدر». استفاده از واژهٔ «ذوالفقار» برای ما، علاوه‌بر اشاره به آن شعار مشهورِ «ما ذوالفقار حیدریم، فداییان رهبریم»، پیوندی مستقیم با فراز معروف نوحهٔ «ای میهن خدایی» (ایرانِ ذوالفقار و ایرانِ عاشورایی) برقرار می‌کند و ذهن مخاطب را به سوی یک هویت واحد هدایت می‌نماید. رزم‌نوحه‌های اخیر کریمی، بیش از آنکه یک نوحه‌خوانی سنتیِ صرف باشند، به «بستهٔ رسانه‌ای جنگی» شباهت دارند. گویی هم‌نشینی آثار در کنار همدیگر، صراحت اشعار، ظرفیت تکرارپذیری، تنظیم دیجیتال و انتشار به‌صورت نماهنگ‌ و مجموعه‌ای، آن‌ها را برای تجمعات مردمی و استفاده‌های رسانه‌ای مناسب‌تر کرده است. 🔸محمود کریمی که همواره تلاش می‌کند مستمع را در اجراهایش سهیم کند،‌ در این آثار جدید نیز با انتخابِ بندهای کوتاه و کوبنده و بخش‌های تکرارشوندهٔ مستمر، امکان مشارکت مردم را فراهم‌تر کرده است. هرچند مستمعِ زائر در حرم رضوی ممکن است مانند مستمعِ ثابت هیئت با ظرایف اجرای مداح مأنوس نباشد و حالِ رسمی‌تری داشته باشد اما ساختار ساده و حماسیِ این نوحه‌ها باعث شده تا زائران نیز به‌سرعت با «دم» مداح همراه شده و بخشی از این هم‌سرایی‌ها شوند. 🔸در اشعار این مداحی‌ها، برخلاف رویهٔ معمول مداح، دیگر خبری از آن استعاره‌های دورودراز نیست. کریمی صراحتاً از «اعتقاد به جمهوری اسلامی» دم می‌زند و با نام بردن از موشک‌های «خیبر»، «فتاح» و «شهاب»، برای دشمن، خط‌ونشانِ نظامی می‌کشد. او با تعابیری تند علیه «بساط قمارِ» دشمن یا حتی اشاره به ساکنان آن جزیرهٔ منحوس، عرصهٔ مداحی را به میدان نبردی برای رجزخوانی و آمادگی برای جنگ، شبیه کرده است. 🔸با وجود همهٔ این خوبی‌ها، بیشتر نوحه‌های این مجموعه، به‌خاطر فضای مشابه شعری‌شان، نغمه‌ها، تنظیم‌های صوتی و حتی عناوین، شبیهِ همدیگر شده‌اند. اینکه هرکدام از آن‌ها، داستان و جهان خود را به نحو متمایزی نمی‌سازد، باعث می‌شود تا در میان آثار دیگر این مجموعه، گم ‌شود. البته فرصت محدود و فضای جنگی، امکانِ برخی توجه‌های هنری را از هنرمند می‌گیرد. این ‌وسط اما برخی از این قطعه‌ها به‌خاطر قصهٔ خاصشان («خامنه‌ای ادامه دارد هنوز») یا نغمهٔ‌ متمایزشان («می‌جنگم برات وطن») از بقیه جلوتر افتاده‌اند. پی‌نوشت:‌ برای شنیدن و دیدن این قطعات و نماهنگ‌هایشان، به سایت فطرس مراجعه کنید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane