eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻تکلیف به ما می‌گوید کجا بایستیم مسئول گروه جهادی بشاگردی‌ها در زیر بمباران تهران از وظیفه‌محوری انسان مؤمن می‌گوید ◼️برشی از «از بشاگرد تا تهران»، قسمت پنجم از مجموعه مستند «أمت مبعوث» (نسخۀ کامل قسمت پنجم؛ همچنین نسخۀ با کیفیت را در آپارات ببینید.) 🔹بچه‌های بشاگرد را در شمال شهر تهران، در حوالی زعفرانیه و چیذر پیدا کردیم! بچه‌هایی که از دل محروم‌ترین و ضعیف‌ترین شهر‌ها و روستاهای ایران خودشان را به تهران رسانده بودند تا در خط مقدم جنگ، در کنار مردم باشند و کمک‌‌حال کسانی باشند که خانه‌هایشان از بمب و موشک دشمن زخم برداشته است. 🔹محمد هاشمی، مسئول گروه جهادی «حاج‌عبدالله والی» می‌گوید :«هرجا اسممان را بدهند می‌رویم.» و حالا او در تهران است و سخت مشغول کار. این قسمت، قصۀ بچه‌های جهادی بشاگرد است؛ بچه‌هایی که بلافاصله پس از صدای هر انفجار، خودشان را به محل حادثه می‌رسانند تا مردم در روز سختی، تنها نمانند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻بسیجیِ پای لانچر؛ واقعی‌ترین رستم زمانه ◾️دربارهٔ تمایز اساسی نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» و دلیل عمومی شدنش (با مداحی مهدی رسولی و شعر آرش براری، علی مقدم و امیرعلی شریفی) ✍️مرتضی ابراهیم‌پور 🔸مداحی «بزن که خوب می‌زنی»، با خطاب قرار دادن رزمندهٔ پای لانچر، همهٔ حواس‌ها را جمعِ «مجاهدِ میدان رزم» می‌کند. این مداحی، گفتگوی خاکسارانهٔ مردم است با آن بسیجی مؤمنی که روح و جوهرهٔ ایران است. این گفتگو، خود را در فرم، با سهیم کردن مستمرِ مستمع در هم‌خوانی و تکرار مهم‌ترین بخش‌های مداحی، شکل داده تا مردم، خود را وسط صحبتِ باشکوهی با شهدای زنده بیابند. و چه صحنه‌‌ای خوشایندتر از این برای مردم ایران که به حال مجاهدانهٔ رزمندگان خود غبطه می‌خورند و آرزویشان، دمی هم‌‌نفسی با آن پاک‌ترین بندگان خداست و منتقل‌کردن حس همراهی و پشتیبانی به آن‌ها. همین «تمنای هم‌صحبتی» در هم‌نشینی با «تکرارپذیری» و «شعارگونه بودن ترجیع‌بند» و «خلق سریع اثر در روزهای اولِ» جنگ رمضان، از عوامل اصلی‌ سر زبان‌ افتادن این مداحی است تا عمومی‌ترین نوحهٔ این روزهای جنگ ما باشد. 🔸التفات و توجه این نوحه به تأسی از حس واقعی خود مردم، به رزمندهٔ پای لانچر است. نادر ابراهیمی در کتاب «با سرودخوانِ جنگ در خطهٔ نام‌وننگ» خطاب به مدعیان وطن‌دوستی می‌گوید: «حال به میدان بیایید و بجنگید! به میدان بیایید و شاهنامه‌خوانی‌هایتان را به مرحلهٔ عمل برسانید». در این مداحی هم، آنکه شاهنامه و قهرمان آن را معنا می‌بخشد و زنده می‌کند، بسیجی مجاهد است. اینجا دیگر رستمِ تهمتن یک اسطورهٔ انتزاعی لابه‌لای کتاب‌ها و منجمد در تاریخ فرهنگی ذهنی نیست؛ بلکه انضمامی‌ترین و واقعی‌ترین قهرمانی است که ایران را سرپا نگه می‌دارد. رسولی، ایرانی‌ترین، واقعی‌ترین و رستم‌ترین آدم‌ها را در اینجا، ستایش می‌کند. یکی از دلایل اصلیِ محبوبیت این مداحی هم، همان بندِ تکرارشونده یا گوشوارهٔ معروف آن است که حامل همین معناست: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی»؛ ترجیع‌بندی که دیگر فراتر از این نوحه، به‌عنوان شعار در تجمات خیابانی نیز استفاده می‌شود. 🔸انگار که این اثر، شعار جمعی این روزهای ما بود خطاب به رزمندگان. یکی از ملاحظه‌های درست مهدی رسولی در اجرای این اثر نیز، همین است که آن را با سینه‌زنی همراه نمی‌کند و متناسب با مضامین و حال‌وهوای اثر، دست‌های مستمعین شبیه وقتِ شعاردادن به حرکت درمی‌آیند و حس حماسی اثر را تقویت می‌کنند. کوتاهی بندهای اثر نیز باعث می‌شود با یک‌بار شنیدنش، حفظ شود و با آن دم گرفته شود. مداح هم در اجرا ‌مدام با سکوتش، اجازهٔ حضور مخاطب را فراهم می‌کند. برخی ابیات نیز به‌صورت دکلمه و رجز خالص خوانده می‌شوند که خود حرف، بی‌واسطهٔ موسیقی بیان شوند و همین،‌ مانع یک‌نواختی می‌شود. البته نمی‌شود پنهان کرد ابیاتی که با نغمه و ظرافت‌های موسیقایی خوانده می‌شوند، گوش‌نوازترند مثل اجرای بیتِ «بگو با زورگویان استقامت می‌کند ایران، ببین در معرکه اینک قیامت می‌کند ایران». 🔸«بزن که خوب می‌زنی» در تردد میان ستایشِ قدرت نظامی ما و توکل به خداست. با وجود تکرارِ مداومِ دعوت به زدن و درهم‌کوبیدن دشمن، با آوردن مفاهیمی چون «توکل»، «خداست یار و یاورت» و تعبیر «تو فوقِ هرچه آهنی»، می‌خواهد اسیر ظواهر جنگ نشود و برتریِ اراده و ایمان انسان انقلاب اسلامی را بر ابزارِ جنگی یادآوری کند؛ اما انگار هم‌چنان در معرض این آسیب هست که این «بزن»‌گفتن‌ها و تشویق‌ها، به‌خودی خود اصالت پیدا کند و ما را از فقرمان و تنها مؤثر هستی غافل کند. هم‌چنان این ظرفیت وجود داشت تا با تلمیح‌ و اشاره به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی» و مضامینی ازین دست که خود فرماندهان موشکی‌مان مانند شهید تهرانی‌مقدم همواره زیر لب داشتند، توجه بیشتری را به قدرت الهی جلب کند. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻شعرِ جنگ دوازده‌روزه که زمزمهٔ خیابان در جنگ رمضان شد ◾️قصه‌ٔ سرایش نوحهٔ «بزن که خوب می‌زنی» از زبان علی‌ مقدم (شاعر اصلی اثر) ▫️[در گفتگو با «بافتار»] 🔸داستان این شعر به جنگ ۱۲روزه برمی‌گردد. آن شبی که ایران با موشک، پایگاه «العُدَیْد» [در قطر] را زد و من شبکهٔ خبر را نگاه می‌کردم. خبر را که ‌گفتند، در همان حال‌وهوا، این ردیف به ذهنم آمد که: «بزن که خوب می‌زنی». سریع آن را یادداشت کردم. می‌خواستم غزل بگویم. اول ‌خواستم مثلاً قافیه را در «بزن که خوب می‌زنی»، بر کلمهٔ «خوب» بنا کنم یا کلاً بدون ردیف، مقفّایش کنم. پس از کلنجار و تأمل، تصمیم گرفتم که خودِ «بزن که خوب می‌زنی» را ردیف قرار دهم. از حیث مضمون هم که بحث حماسه و سیلی به دشمن بود، ذهنم سراغ اسطوره‌ها رفت که اولینش، همین «رستم تهمتن» بود. بلافاصله نوشتم: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی». 🔸دنبال این هم بودم که شعر به‌گونه‌ای باشد که بتواند یکی بودن هویت ملی و دینی ما را نمایندگی کند. غزل را با «رستم» شروع کردم و در ادامه هم بحث «توحید» و «توکل» و «خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت». 🔸همان شب که این شعر را سرودم، در کانالم گذاشتم و فکر نمی‌کردم اصلاً دیده شود. راستش خیلی به این شعر امیدی نداشتم. چون شعر مناسبتی بود و در واکنش به حملهٔ موشکی ایران، از سر انجام وظیفه بود. این موضوع گذشت تا همین جنگ اخیر رمضان. اصلاً این شعرم را فراموش کرده بودم. یعنی دیگر خیلی در ذهنم نبود. در همان روزهای اول جنگ رمضان، یکی از رفقا این نماهنگ مهدی رسولی را برای من فرستاد. پرسید: «این شعر، متعلق به شما نیست؟». من ویدئو را نگاه کردم و دیدم بله، آن غزل اصلی که متعلق به این نوحه است، همان شعر با ردیف «بزن که خوب می‌زنی» است و ابیاتی هم به آن اضافه شده که سرودهٔ دو شاعر بزرگوار دیگر است (آرش براری و امیرعلی شریفی). با آقای رسولی هم ارتباطی نداشتم و نمی‌دانم چطور به دست ایشان رسیده و تصمیم گرفتند این شعر را بخوانند. 🔸الحمدلله به‌خاطر اخلاص و نفس گرم و اجرای خیلی خوب حاج مهدی رسولی، تدوین خوب و آن ابیات دیگری که به شعر اضافه شده بود، اثر خوبی شده بود و خداراشکر خیلی دیده شد. این شعر از جهت ادبی، یک اثر فاخرِ تراز اول نیست؛‌ اما از این جهت که حماسه‌آفرین شد و وقتی می‌بینم مردم عزیز کشورم آن را زمزمه می‌کنند، حس خیلی خوبی برایم دارد. به قول آقای امیری اسفندقه: «شعری مَباش وردِ زبانِ مرفهان / شعری بشو که دربه‌دران از بَرَت کنند». از این جهت برایم شیرین است. 🔸در ادامه، این غزل را می‌خوانیم: تو رُستم‌ِ تهمتنی، بزن که خوب می‌زنی تو شیرِ پیل افکنی، بزن که خوب می‌زنی به فرق کاخ و تختشان، به زندگی نحسشان به قلب دشمن دنی، بزن که خوب می‌زنی از این نبرد خسته شد، اُبُهتش شکسته شد طلسم دیو بشکنی، بزن که خوب می‌زنی خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت تو فوق هر چه آهنی، بزن که خوب می‌زنی غریوِ شادی جهان، رسیده تا به آسمان تو آن امید روشنی، بزن که خوب می‌زنی 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
هدایت شده از شعر و شعار بافتار
بسم الله الرحمن الرحیم. پس‌از برطرف شدن محدودیت بازگشایی کانال جدید در ایتا، اکنون «شعر و شعار بافتار» در پیام‌رسان ایتا نیز فعالیت خود را آغاز می‌کند. پیشتر تنها در پیام‌رسان «بله» حضور داشتیم. اما همهٔ‌ محتوای آن کانال را در همین کانال نیز منتشر خواهیم کرد. 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar
بافتار
🔻فراخوان «بافتاریار» 🚩🚩 با یاری هم، «هنر» را به میدان و خیابان بکشانیم. 🔹به دلیلِ گستردگی نیاز‌های
🔻فراخوان «بافتاریار» 🔹این روزها که عنایت خدا شامل حال ما مردم ایران شده و میدان مجاهدت فراخ‌تر شده، در تولید مجموعه مستند‌های «أمت مبعوث»، نیازمند یاری جهادی شما هستیم: 🔸معرفی و هماهنگی سوژه‌های تجمعات مردمی و فعالیت گروه‌های جهادی متناسب با مجموعه «امت مبعوث» اعم از شخصیت‌های فردی یا گروهی (در همهٔ شهرهای ایران) 🔸تصویربرداری (حضوری | تهران) 🔸تدوین (حضوری | تهران) 🔸مترجمی عربی و انگلیسی (حضوری یا مجازی | همهٔ شهرهای ایران) 🔸مدیریت صفحه‌ و کانال مجازی (حضوری | تهران) 🔸کمک به انتشار گستردهٔ مجموعهٔ «امت مبعوث» 🔸پشتیبانی تجهیزاتی مانند باکس تدوین، هدفون و اسپیکر باکیفیت، وسیلهٔ نقلیه (تهران) 🔸کمک مالی و نذر فرهنگی در صورت تمایل به همکاری، به شناسهٔ زیر پیام دهید: @baftar_admin 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻قسمت پنجم از «امت مبعوث»: از بشاگرد تا تهران؛ یک روز با شاگردان بشاگردیِ حاج عبدالله والی که در سخت‌ترین روزهای بمباران، به تیمار تهران آمده‌اند. ◾️پنج‌شنبه ۱۳ فرودین ۱۴۰۵، شبکه دو، بعد از خبر بیست‌وسی 🔸🔸 «أمت مبعوث» را پنج‌شنبه‌ها بعد از خبر بیست‌و‌سی به‌صورت هفتگی تماشا کنید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻روح و جانِ جاری «ای میهن خدایی» در خیابان 🔻امتدادِ مسیر نوحهٔ ماندگار «ای میهن خدایی» در مداحی‌های محمود کریمی‌ در «جنگ رمضان» ✍️محمدحسین لشکری 🔸محمود کریمی حتی اگر نوحهٔ جدیدی هم برای جنگِ تحمیلی سوم نمی‌خواند، همان قطعهٔ ماندگار «ای میهنِ خدایی» کافی بود تا نوایش در خیابان و میدان جنگ این روزها طنین‌انداز شود. با این حال، او در ماه رمضانی که گذشت، دست به خلق نوحه‌هایی زد در امتداد مسیری که با «ایران ای حریم رضا (ع)» و «در روح و جان من» شروع شد. 🔸«ای میهن خدایی» که در نخستین شب محرمِ پس از جنگِ ۱۲روزه با اسرائیل خوانده شد، گویی «براعت استهلال» بود برای «ایران با ایمان» در مداحی؛ مسیری که پیشتر در اشعارِ آیینی ما، کم‌وبیش، ردپایی داشت مانند شعر ناصر حامدی (جانم ایران است؛ ایرانِ حسین‌ابن‌علی)؛ اما به‌این‌نحوِ برجسته و عمومی، خود را در هیئت و نوحه نشان نداده بود. پس از آن حضور تاریخی امام خامنه‌ای (ره) در شب دهم محرم در حسینیهٔ امام خمینی (ره) و درخواست اجرای «ای ایران» از محمود کریمی، شنیدن این نوحه‌، دیگر صرفِ شنیدن یک نوحه نیست. این مداحی حالا به بخشی از خاطرهٔ جمعی «ملت امام حسین (ع)» با امام شهیدشان تبدیل شده‌ و شنیدنش در این روزها، علاوه بر آن حسی که نسبت به ایرانِ عاشورایی ایجاد می‌کرد، معنای جدیدی در پیوند با رهبر شهیدمان یافته است. در ادامهٔ مسیر آن نوحهٔ ماندگار، حالا محمود کریمی با خواندن مداحی‌هایی از همان‌جنس، عهد مردم با امام را یادآوری کرده و مردم را به حضورِ مجاهدانه در میدان و خیابان دعوت می‌کند. 🔸اگر آثار گذشتهٔ حاج محمود کریمی دربارهٔ ایران، بیشتر رنگ‌وبوی «عاشورایی» داشتند، مجموعهٔ جدید او با عنوان «وعدهٔ صادق»، با توجه به هم‌زمانی با ماه مبارکِ رمضان و مراسماتش در مشهد مقدس و ارادت خاصِ مردم ایران به امام رضا (ع)، با مضامین و نمادهای «علوی» و «رضوی» گره خورده است. نخستینِ این مداحی‌ها، «ذوالفقار حضرت حیدر» بود که در شب پانزدهم ماه رمضان اجرا شد. در این اثر، ملت ایران با صفت پرصلابتِ «ذوالفقار حیدر» یاد می‌شود: «ایران، ایران، ذوالفقار حضرت حیدر». استفاده از واژهٔ «ذوالفقار» برای ما، علاوه‌بر اشاره به آن شعار مشهورِ «ما ذوالفقار حیدریم، فداییان رهبریم»، پیوندی مستقیم با فراز معروف نوحهٔ «ای میهن خدایی» (ایرانِ ذوالفقار و ایرانِ عاشورایی) برقرار می‌کند و ذهن مخاطب را به سوی یک هویت واحد هدایت می‌نماید. رزم‌نوحه‌های اخیر کریمی، بیش از آنکه یک نوحه‌خوانی سنتیِ صرف باشند، به «بستهٔ رسانه‌ای جنگی» شباهت دارند. گویی هم‌نشینی آثار در کنار همدیگر، صراحت اشعار، ظرفیت تکرارپذیری، تنظیم دیجیتال و انتشار به‌صورت نماهنگ‌ و مجموعه‌ای، آن‌ها را برای تجمعات مردمی و استفاده‌های رسانه‌ای مناسب‌تر کرده است. 🔸محمود کریمی که همواره تلاش می‌کند مستمع را در اجراهایش سهیم کند،‌ در این آثار جدید نیز با انتخابِ بندهای کوتاه و کوبنده و بخش‌های تکرارشوندهٔ مستمر، امکان مشارکت مردم را فراهم‌تر کرده است. هرچند مستمعِ زائر در حرم رضوی ممکن است مانند مستمعِ ثابت هیئت با ظرایف اجرای مداح مأنوس نباشد و حالِ رسمی‌تری داشته باشد اما ساختار ساده و حماسیِ این نوحه‌ها باعث شده تا زائران نیز به‌سرعت با «دم» مداح همراه شده و بخشی از این هم‌سرایی‌ها شوند. 🔸در اشعار این مداحی‌ها، برخلاف رویهٔ معمول مداح، دیگر خبری از آن استعاره‌های دورودراز نیست. کریمی صراحتاً از «اعتقاد به جمهوری اسلامی» دم می‌زند و با نام بردن از موشک‌های «خیبر»، «فتاح» و «شهاب»، برای دشمن، خط‌ونشانِ نظامی می‌کشد. او با تعابیری تند علیه «بساط قمارِ» دشمن یا حتی اشاره به ساکنان آن جزیرهٔ منحوس، عرصهٔ مداحی را به میدان نبردی برای رجزخوانی و آمادگی برای جنگ، شبیه کرده است. 🔸با وجود همهٔ این خوبی‌ها، بیشتر نوحه‌های این مجموعه، به‌خاطر فضای مشابه شعری‌شان، نغمه‌ها، تنظیم‌های صوتی و حتی عناوین، شبیهِ همدیگر شده‌اند. اینکه هرکدام از آن‌ها، داستان و جهان خود را به نحو متمایزی نمی‌سازد، باعث می‌شود تا در میان آثار دیگر این مجموعه، گم ‌شود. البته فرصت محدود و فضای جنگی، امکانِ برخی توجه‌های هنری را از هنرمند می‌گیرد. این ‌وسط اما برخی از این قطعه‌ها به‌خاطر قصهٔ خاصشان («خامنه‌ای ادامه دارد هنوز») یا نغمهٔ‌ متمایزشان («می‌جنگم برات وطن») از بقیه جلوتر افتاده‌اند. پی‌نوشت:‌ برای شنیدن و دیدن این قطعات و نماهنگ‌هایشان، به سایت فطرس مراجعه کنید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻سرودخوانی دلنشین جهادی‌های بشاگردی در خیابان‌های تهران برشی از «از بشاگرد تا تهران»، پنجمین قسمت از مجموعه مستند‌های «أمت مبعوث» (نسخۀ کامل این قسمت در کانال«بافتار» و همچنین نسخۀ کامل و با کیفیت در آپارات ببینید.) 🔹جهادی‌های بشاگردی که از صبح تا غروب در میان خانه‌های زخم‌دیدۀ مردم از موشک‌های دشمن مشغول به خدمت‌اند، خستگی تنشان را با نوایی جمعی از میان می‌برند. سرودی ساده و بی‌آلایش که هر روز بر زبان این بچه‌ها جاری‌ست، گویی عصارۀ تمام باور و اعتقادشان است و با یاد‌آوری آن، جانی دوباره می‌گیرند. هر که شد عبدالله، والی دل ماست خاکِ بشاگردش خاک راه مولاست شهر ولی‌نعمتان؛ شهر خمینی قلب فقیران به‌سوی عالم بالاست نعره زنم مهدی بیا، زِ بام قلب فقرا سوی خدا می‌رویم، به کربلا می‌رویم 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻«دایه‌دایه»؛ نوای لر‌های باغیرت در برابر دشمن که زبان‌حال همهٔ ایرانیان غیور است 🔹«دایه‌، دایه‌» یکی از ترانه‌های قدیمی و حماسی لُری‌ست که فریاد زیر بار زور نرفتن ایرانیان، خصوصا قوم باغیرت لر و بختیاری است. این ترانه، سال قبل توسط مهدی ترکاشوند در محضر امام شهید خامنه‌ای (ره) به‌صورت مداحی بازخوانی شد و در آن از نابودی اسرائیل گفت. گفتن این سخن پس از طوفان‌الاقصی، رنگ واقعی‌تری به خود گرفت تا اینکه رسیدیم به این روزهای جنگ سوم تحمیلی که همهٔ مردم ایران، خود را مشغول نابودی اسرائیل و آمریکا می‌بینند. مثل جوانی که برنوبه‌دست در میان کوه‌ها به شکار پهپادهای دشمن می‌رود. یا زمانی که خلبان جنگندۀ منهدم‌شدۀ دشمن، در کوه‌و‌بیابان گیر‌ افتاده، همین ایل باغیرت، با اسلحۀ قدیمی‌شان به جنگ با پیشرفته‌ترین سلاح‌های دشمن می‌روند. 🔹آن‌چه در ویدئو می‌بینید، بازخوانی شیرین این ترانه از زبان رزمندگان است و در ادامهٔ آن، اقتباس از این ترانه توسط مهدی ترکاشوند. این نغمه یک‌بار پیش از این نیز در محضر آیت‌الله خامنه‌ای خوانده شده بود؛ در بهمن ۱۳۶۵ با آواز محمد میرزاوَندی. او می‌گوید: «همه دورتادور دفتر نشسته بودند. چند لحظه‌ای نشستیم. آقای خامنه‌ای تشریف آوردند. خدمت ایشان سلام کردیم. به‌شوخی گفتند: شما که می‌گویید وقت جنگ است، در مورد جنگ بخوانید. «تا نفس دارم می‌جنگم»، «ای وطن، بی‌تو دنیا قورسونه» و «دایه، دایه» را اجرا کردیم. آقای خامنه‌ای ما را تشویق کردند و برایمان دست زدند. پشت‌بندش هم همه برای ما دست زدند. آقای خامنه‌ای به من گفت: از صدای شما خیلی خوشم آمد.» 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻«ایران‌دوستی» و «نه‌ به جنگ»‌های غرب‌پسند 🔸دربارهٔ بیانیه‌ها و آثار هنری روزهای جنگ که جرأت صراحتِ از ایمان گفتن و برائت از دشمن را ندارند ✍️مرتضی ابراهیم‌پور‌ (بخش اول) 🔸این روزها که باطن مقاومت و ارادهٔ صریح نفی استکبار، در وجود مردم ایران، بیش از پیش، عیان شده و همهٔ رذایل تمدن جزیرهٔ اپستین، عریان‌تر؛ هستند هنوز روشنفکران و هنرمندانِ مصرف‌کنندهٔ مصنوعات مادی و معنوی آمریکا که مجسمهٔ غرب را بغل گرفته‌اند تا مبادا خط‌وخشی روی آن بیفتد. این موجودات ربطیِ همیشه‌طفیلی غرب، لالمانی پیشه گرفته و گرم بت‌پرستیِ خویشند. این حیوان‌های غیرناطق، محل بحث ما در اینجا نیستند. 🔸عده‌ای شبیه به همین قماش، اما بالاخره خونشان به جوش آمده و منت سر مردم گذاشته و به زحمتِ پیام،‌ اعلام موضع یا اثری هنری افتاده‌اند. خب از آنجایی که هیچ‌کس انتظار ندارد این‌ها تفنگ‌به‌دست شوند، پای لانچر بایستند یا وسط خیابان زیر بمباران، جانشان را کف دست بگیرند، همین حرف‌ها از برج عاجشان هم، مایهٔ شگفتی است. اما عصارهٔ همه حرف‌هایشان وسط مبارزهٔ تمام‌عیار مردم ایران چیست؟ «نفرین به جنگ» و «ترساندن مردم از آمریکا». این ترسوها هم مثل کرم خاکی حق حیات دارند؛ اما اصرار لجوجانهٔ این بزدل‌ها برای اینکه غریزه‌های حیوانی شخصی خود را به‌عنوان یک قاعدهٔ همگانی و قطعی برای مردم جا بزنند، مستکبرانه است! خداراشکر که جهان توحیدی مردم ایران، غیر و البته دشمنِ دنیای آلوده به نُرم‌های فرنگ‌فرمودهٔ آن‌هاست. انصافاً این لَش‌کردگان جهانِ غفلت و این قلب‌های آمریکازده را چه صنمی است با لشکر مجاهدان و رنج‌کشان ایرانی؟! اصلا مگر می‌شود به آن‌ها فهماند شوقِ شهادتِ مردم کف خیابان را؟ مگر می‌شود فهماند ذوق اجابتِ دعای همیشگی سال‌های دور و دراز مردم، آنجا که از خدا می‌خواستند توفیق و رزق رویارویی با آمریکا و اسرائیل را نصیب این قوم کند تا بتوانند جهان را زنده کنند ولو خود کشته شوند؟! چگونه بگوییم مردم ایران اراده کرده‌اند به بندگی خدا و نفی بندگی غیر خدا و با هرکه در بندگی خدا نیست، عهدی ندارند؟ چگونه از قلب هم‌عهدِ مستضعفان عراق و پاکستان و افغانستان و لبنان بگوییم که در ولایتِ با ایرانی‌هایند و ایرانی‌‌تر از همین غرب‌زده‌ها، آمادهٔ قیامند و بذل و بخشش زندگی‌شان؟ بگذریم که قلب‌های مردهٔ روشنفکران، تاب فهم این حقایق را ندارد. 🔸عده‌ای هم البته غیر از «نفرین به جنگ»، نگرانی‌ و علاقه‌شان را نسبت به وطن و فرهنگ و تاریخ و جغرافیا و خاک و کوه و دشت و زیبایی‌های ‌آن، ابراز کرده‌اند. این شاید به‌ظاهر کمی ایرانی‌تر از قبلی‌ها به نظر بیاید؛ اما همه‌شان یک مرضِ اساسی دارند: نه سِلمی دارند و نه حَربی‌. نه دوستی دارند و نه دشمنی. واضح‌تر بگویم: عرضهٔ این را ندارند که طرفِ رزمندگانِ نگه‌دار این خاک و وطن، بایستند و صحبت کنند از مردم شهادت‌طلبی که با ایمان خود، کف خیابان مانده‌اند. غیرت این داد بر سر آمریکا و اسرائیل را ندارند که می‌خواهد سر به تن ایران نباشد. اساساً جرأت ندارند چیزی باشند موضع‌مند و از بی‌چیزی و میان‌مایگی و خنثی بودن است که ارتزاق می‌کنند. وقتی هم جسارت و شرافت گفتن این‌ها نباشد،‌ مجبورند پنهان شوند پشت ناله و گریه برای کودکان میناب! و از آنکه آن‌ها را شهید کرده، حرفی به میان نیاورند! یا حتی از شهدای دیگر. یعنی اگر دشمن، کودک نکشد و فقط بزرگسال شهید کند، دشمنِ چندان‌پلیدی هم نیست؟ یا اگر فقط سپاهی شهید کند و اماکن نظامی ما را بزند، مشکل ندارد و نیازی به هم‌دردیِ حداقلی هم نیست؟ رهبر فرزانهٔ ما که عصارهٔ همهٔ فضایل انسانی بود و فرماندهان نظامی ما را که پاک‌ترین بندگان خدا بودند، شهید کردند و کک این غرب‌زده‌ها نگزید؟ درست که کشته شدن دختران میناب، دل‌ها را آتش می‌زند؛‌ اما وقتی غم‌گساری ما صادقانه است که از کشته شدن آن بسیجی پای لانچر که مدافع جان‌های همین دختران بود، دلمان کباب ‌شود. اصلاً این را کسی می‌تواند درست بفهمد که بداند خانوادهٔ آن‌ کودکان مینابی، افتخار می‌کنند به شهادت کودکانشان برای اعتلای جبههٔ حق! غرب‌زده‌ها چه می‌فهمند اصلا «جبههٔ حق» یعنی چه؟ شهدای میناب، شأنشان أجل از آن است که مصرفِ بی‌جرأتی‌ این قماش شوند. این شهدا برای رسوا کردن باطن آمریکا و اسرائیل شهید شدند و غرب‌زده‌ها دل در گرو آمریکا و اسرائیل دارند. 🔸این «نه‌ به‌ جنگ‌»هایی که جرأت ندارند از بسیجی و مردم مجاهد کف خیابان صحبت کنند که جلوی ظلم ظالم‌ترین‌های جهان ایستاده. و برائت نمی‌کنند از دشمنی که این ظلم را روا داشته، کاری جز صاف کردن جادهٔ جنگ علیه مظلومان ندارند. و حتی می‌خواهند شمشیر جبههٔ حق را برای مبارزه، کند کنند. می‌گویند: «جنگ کلاً بد است! ولو علیه جنگ‌افروزی! ولو علیه ظالم، متجاوز، ولو علیه کثافت‌های جزیره اپستین!» ✍️بخش دوم یادداشت را اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻«ایران‌دوستی» و «نه‌ به جنگ»‌های غرب‌پسند 🔸دربارهٔ بیانیه‌ها و آثار هنری روزهای جنگ که جرأت صراحتِ از ایمان گفتن و برائت از دشمن را ندارند ✍️مرتضی ابراهیم‌پور‌ (بخش دوم) 🔸حالا این وسط ما خوش‌خیال باشیم و سر خودمان را شیره بمالیم با این اعلام موضع‌های بی‌جهت و بی‌‌خاصیت؟! خوشحال باشیم و فکر کنیم که خبری شده است و این‌ها دلشان برای ایران سوخته؟! این روشنفکران و هنرمندان غرب‌زده، اول باید حساب پس دهند. روزگارشان را باید سیاه کرد به‌خاطر سفید‌شویی‌ غرب. ننگ بر آنکه خواسته شمر را بی‌گناه جلوه دهد. ننگ بر آنکه از خاک ایران صحبت کند اما از مردم مجاهدش دم نزند. ننگ بر آنکه نگران زیبایی‌های وطن است و ایران‌ایران می‌کند اما زیباترین دارایی این وطن یعنی بسیجی را نمی‌بیند. 🔸 از این دل‌خوشی و خوش‌خیالی‌ها هم بدتر، متأثر شدن ما در راهبردهای رسانه‌ای و خلق ‌آثار هنری است و مبتلا شدن به مرضِ بی‌موضعی، لکنت در بیان حق، گِرد و خنثی شدن. 🔸این مردم مجاهد در خیابان و میدان، با حرف و عملشان فریاد می‌زنند که دورانِ صراحت انقلابی است؛‌ اما آثار هنری ما افتاده در دام بی‌موضعی و عقیم شدن. دشمن به تصریح، به جنگ ایمان ما آمده است. بهترین زمان برای بیان حرف‌های صریح انقلابی‌ است و دعوتِ انسان‌های آزاده؛ منتظر چه فرصتی هستیم تا دل‌ها آماده‌تر از این باشد؟ آن‌هایی هم که به ما، رغبتی نشان داده‌اند، به شوق ایمان ما آمده‌اند و به‌خاطر استقامت ما روبروی آمریکا و اسرائیل. حالا ما می‌خواهیم ایمانمان را پنهان کنیم که مبادا رغبت‌ها کم می‌شود؟! مبادا هنرمان، صریح می‌شود و می‌افتیم در شعارزدگی؟! صراحت و موضع‌مندی هیچ منافاتی با هنر ندارد. بهترین و ماندگارترین آثار هنری جهان و ایران، موضع‌مندترینِ آن‌هاست. بی‌موضعی است که بالاترین بی‌هنری‌هاست. میان‌مایگی است که بالاترین بی‌هنری‌هاست. امروز، وقت صراحت هنر است. وقت برائت هنر است. وقت هنر برائت است. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
پرواز همایاهل قمار.mp3
زمان: حجم: 7.4M
🔻آهنگی که دشمن دارد مرور قطعۀ «اهل قمار»، علیه غرب و غرب‌زدگی با شعر، آهنگ‌سازی و صدای پرواز همای ✍️محمدمهدی فراهانی 🔹 در این روزهای جهاد و قیام مردم ایران علیه آمریکا و اسرائیل، پرواز هُمای، نیز هنرش را به میدان آورد و فریادی شد بر سر دشمن. حالا، پس‌از قطعهٔ «حُکم دل»، دومین آهنگ خود علیه غرب و غرب‌زده‌ها را با عنوان «اهل قُمار» خوانده است. ترانه‌ای که زیبایی‌اش، در صراحت و بی‌تکلفی آن است. قطعه‌ای که در گفتن حقیقت، تعارف ندارد. او ابتدا با دشمن اصلی مبارزه می‌کند و بعد به حساب وطن‌فروش‌ها و خائنان می‌رسد و آن‌ها را طفیلی غرب می‌داند. صدای حزن‌انگیز او وقتی از خیانت و قمار کردن این دشمنان با جان مردم می‌گوید، گویی نهیب انسانی است که گرچه زخم‌خورده؛ اما سر خم نکرده و علیه ظالم ایستاده است. 🔹 ویژگی متمایز آهنگ‌های «اهل قمار» و «حکم دل»‌ نسبت به باقی قطعات ملی‌میهنی رایج، «برائت» است؛ برائت، هم از ساکتان داخل کشور و هم از دشمنان قمارباز خارج‌نشین. 🔹 تضاد هم‌نشینی غزل و صدای مخملی پرواز همای که حس‌وحال اصالت آواز گیلانی را داراست، با صدای گیتار الکترونیک، عصیان، خشم و در عین حال صلابت پیام قطعه را مستقیماً به قلب مخاطب القا می‌کند. 🔹 اوج این ترانه اما بخش آخر آن است. آنجا که همای، خون را بالاتر از همه‌چیز قرار می‌دهد: «جانم فدای میهن پاکم که در جهان / بالاتر از شهیدشدن افتخار نیست» 🔹همای با انتشار «اهل قمار» نشان داد که یک قطعۀ ملی می‌تواند فراتر از توصیف خنثای میهن، فریاد مردم وطن باشد در مقابل دشمنانش. مرور کامل را اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane