eitaa logo
بافتار
7.9هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
106 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻بیداد علیه سینما با «سینمای زیرزمینی» از پرده‌پوشی هنری تا فاش‌گویی سیاسی ✍️محمدحسین بابایی 🔸بخش اول 🔹«بیداد» صورت مثالی «سینمای زیرزمینی» است. هنوز «فیلم» نشده اما سنگ سینما را به سینه می‌زند. اول اینکه مانند دیگر آثار «سینمای زیرزمینی» از اکران عمومی بی‌نصیب است. این، آیین تماشای دسته‌جمعی فیلم روی پردهٔ بزرگ است که فیلم دیدن را تا سطح یک تجربهٔ‌ زیبایی‌شناختی ارتقا می‌دهد؛ فیلمِ بدونِ اکران، سینما نیست. 🔹البته «سینمای زیرزمینی» از اکرانِ عمومی بی‌بهره است نه چون سیاست‌های «سینمای حاکمیتی» او را محروم کرده‌اند. پیش کشیدن مسئلهٔ سیاست‌گذاری‌ در این‌جا، آدرس غلط است و نفی مسئولیت از فیلم و فیلم‌ساز؛ اساساً این فیلم‌ها - یا دقیق‌تر نافیلم‌ها - نه برای تجربهٔ سینما و تماشایِ جمعی روی پردهٔ بزرگ که برای «مصرف سیاسی» ساخته شده‌اند. 🔹مصرف‌زدگی نافیلم‌های زیرزمینی را شیوهٔ ظهورشان در صحنه عیان می‌کند. «سینمای زیرزمینی» از مصادیق مبتذل «هنر کاربردی» است. برای پیشبرد مقاصد سیاسی مشخصی تولید شده‌، از سلیقه‌های جشنواره‌های فرنگی خط می‌گیرد، به‌دردِ اکران در همان جشنواره‌ها می‌خورد و به‌تازگی می‌توان حتی در «سینمای حاکمیتی» هم برایشان دل سوزاند و راه باز کرد؛ نشان این جاده‌صاف‌کنی هم همین اظهارات اخیر محسن امیریوسفی، نائب‌رئیس خانه سینما: «معتقدم به‌جای تلاش بیهوده برای کنترل سینمای زیرزمینی […] برای حذف پروانهٔ ساخت چاره‌ای اندیشیده شود تا کسانی که هنوز تمایل به فیلمسازی در این چارچوب را دارند، قدری آزادانه‌تر کار کنند». 🔹در این میان، خودِ فیلم صرفاً بهانه‌ای است برای ارسال پیام‌های سیاسی. سینما دیگر قدر و مرتبه‌ای ندارد و این بی‌ارزشی، حتی در نحوهٔ تجربهٔ این فیلم‌ها هم پدیدار می‌شود؛ دیگر لازم نیست خودِ فیلم را تماشا کنید بلکه دیدن برش‌هایی اینستاگرامی از آن‌، در حالت‌های ایستاده یا خوابیده، کافی است تا پیامِ سیاسی فیلم مخابره شود. 🔹«بیداد» هم برای همین‌ جور‌ دیدن ساخته و قصّه‌اش متناسب با سلیقهٔ کم‌حوصله‌ترینِ مخاطب‌‌ها تنظیم شده؛ با «قهرمان» جوانی که رنج می‌کشد تا دل ما را بسوزاند، همین و بس. این رنج‌ها نه او را متحوّل می‌کنند تا دیدگاهش نسبت به جهان عوض شود -چنان که در ژانر بلوغ مرسوم است- و نه مایِ مخاطب را به کاتارسیس و تزکیهٔ عاطفی می‌رسانند. ما اصلاً شناخت عمیقی نسبت به این قهرمان نداریم که بتوانیم به او و سرنوشتش گره بخوریم. 🔹تنها چیزهایی پراکنده‌ای از او می‌دانیم: دختری به نام ستی، تک‌فرزند خانواده‌ای ازهم‌پاشیده، عاشق خوانندگی و صاحب حلزونی خانگی. زندگی این قهرمان را هیچ درامِ «ضروری» همراهی نمی‌کند. جایی از فیلم، ستی می‌گوید: «فقط دلم می‌خواد جلوی چارنفر، اجرای زنده کنم» و ما با همین تک‌جمله باید به ضرورت دراماتیک «خوانندگی» در زندگی قهرمان پی ببریم و به دنبال کردن سرنوشتش علاقه‌مند شویم. 🔹این مصالح خام اگرچه برای ساخت یک فیلم سینمایی ناکافی‌اند؛ اما می‌توان با آن‌ها سکانس-ریل‌هایی ساخت که قابلیت انتشار فراگیر دارند. دختری بی‌حجاب در گوشهٔ خیابان آواز می‌خواند، مردم دور او حلقه می‌زنند، ناگهان مأمور امنیتی وارد صحنه می‌شود، کنسرت به هم می‌خورد، دخترِ جوان مشتی حوالهٔ مأمور امنیتی می‌کند و الخ؛ و خب وقتی می‌توان پیامِ فیلم را به همین سادگی مخابره کرد، دیگر شخصیت‌پردازی چه اهمیتی دارد؟ 🔸بخش دوم یادداشت را از اینجا مطالعه کنید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻بیداد علیه سینما با «سینمای زیرزمینی» از پرده‌پوشی هنری تا فاش‌گویی سیاسی ✍️محمدحسین بابایی 🔸بخش دوم (بخش اول یادداشت را از اینجا مطالعه کنید) 🔹بی‌توجهی «بیداد» به شخصیت‌پردازی، همان گزارهٔ کلیشه‌ای «شخصیت‌پردازیِ ضعیف» نیست. مسأله نه ضعف تکنیکی فیلم‌ که رویکردی بنیادین به فیلم‌سازی – و دقیق‌تر، به جهان – است که بی‌توجه به شأن چیزها از آن‌ها بهره می‌کشد. شخصیت‌پردازی سِتی ضعیف است چون او اصلا به حساب نمی‌آید و مهم نیست. این دخترِ آوازه‌خوان صرفا هست تا ترحم ما را بخرد و قلب ما را در برابر پیامِ سیاسی فیلم، خاضع و خاشع [!] کند 🔹حتی صدایِ ستی هم از آنِ خودش نیست که پلی‌بک صدای خواننده‌ای مشهور است؛ خواننده‌ای مشهور در بیرون از جهان فیلم که می‌شود با استفاده از صدایش و اندکی مانور تبلیغاتی، بی‌آنکه رنجِ رئالیسم –به‌مثابهٔ یک شیوهٔ بیان هنری– را کشید، پزِ رئالیست بودن داد و از «واقعیت نسل جوان» سخن گفت. غافل از آنکه رئالیسم هنری یعنی بازسازی جهان بیرون در اثرِ هنری به‌واسطهٔ تکنیک هنری و انتخاب‌های خلاقه، و نه بهره‌کشی از آنچه در بیرون از جهان فیلم -و پیش از فیلم- وجود دارد. این دیگر خلق هنری نیست، بازاریابی است و تجارت احساس. 🔹هر چیز به اصل خودش برمی‌گردد. «بیداد» هم به «سینمای زیرزمینی» بازمی‌گردد و «سینمای زیرزمینی» هم به بلوای «زن، زندگی، آزادی»؛ بلوایی که با گسست از ارزش‌های جامعه ایرانی پدید آمد و نیرویش را از غرب می‌گرفت. نیرویِ بلوا البته سازندهٔ عالم و آدمی جدید نبود که عالم و آدم ایرانی را تباه می‌کرد. از او انسانی می‌ساخت مطیع و بی‌خطر، عضوی دیگر از اعضای «جامعهٔ نرمال جهانی». «سینمای زیرزمینی» هم به همین شیوه و به‌عنوان پیوست فرهنگی بلوا، به‌دنبال تحقق همان جهان موهوم و بی‌ریشه در تصویر متحرک بود. 🔹 و حالا «بیداد»، این آخرین دست‌پخت سینمای زیرزمینی، به‌گونه‌ای عریان، وضعیت «سینمای زیرزمینی» و «زن، زندگی، آزادی» را برملا می‌کند. یک فایل ویدئویی که در گسست از جامعه و فرهنگ و علاوه بر آن، در گسست از سینما، به‌دنبال پیشبرد طرح سیاسی غرب است. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔸والا پیامدار محمد منتخب موسیقی‌های خاطره‌انگیز در عرض ارادت به حضرت محمد(ص) 🔹برای عرض ارادت به حضرت محمد (ص)، در جهان اسلام -به‌ویژه ایران- آلبوم‌ها و تک‌قطعه‌ها و موسیقی متن فیلم‌های فراوانی در سبک‌های گوناگون خلق و نواخته شده‌اند. در میانشان آثاری وجود دارند که بارها مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته یا نسل‌های مختلف با آنان خاطره‌های بسیار دارند و گویا به بخشی از حافظۀ شنیداری‌شان تبدیل شده است. با فرارسیدن سال‌روز بعثت حضرت محمد (ص)، نه قطعه موسیقی در این فرسته گلچین شده‌اند که با شنیدن آنان، یاد و نام آن پیامبر بزرگوار اسلام برایمان یادآوری می‌شود. 🎶 نسخهٔ کامل قطعه‌های این فرسته را در «بافتار موسیقی» بشنوید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane