بافتار
🔹رویارویی ازلی حق و باطل در سرگذشت انسان، حضور خود در نقاشی ایرانی را نیز فراموش نکرده است. درونمایۀ تصویرسازی این نبرد در روزگاران پیشاز دوران معاصر، داستانهایی برپایۀ رویدادهای واقعی و اسطورههای افسانهای بوده است؛ مانند مصیبت کربلا و شاهنامۀ فردوسی. با فرارسیدن سالهای پایانی دهۀ ۱۳۵۰، تمثیلهای متفاوتی از این تقابل، به زبان نمادین و با توجه به دگرگونیهای جهان معاصر ارائه شد. بخشی از این آثار، ثروتاندوزی زیادهخواهانۀ اربابان قدرت، زارعت و صنعت را در صحنۀ روستا و شهر به تصویر میکشند. درحالیکه زمامداران و صاحبان زمین یا کارخانه با اندامهايی فربه و قرارداشتن در جایگاه سلطهگرانه پدیدار شدهاند، از مرارتها و رنجهای كارگران و كشاورزان بهرهکشیِ ستمگرانه میکنند.
سپس این چیرگی، با رخدادن نهضت انقلاب اسلامی ایران و بعدازآن جنگ هشتسالۀ تحمیلی، دچار چالش میشود. سختکوشیها و مجاهدتهای ابوذرهای ایران زمین در برابر فرازونشیبها و بهویژه نبرد با دشمن خارجی ادامه مییابد. در مقابل، ابازرها در حاشیۀ امنی که برای زندگی خود انتخاب کردهاند، از واقعیتهای جاری در متن جامعه میگریزند و خواهان آسایش شخصی و عافیتطلبی و زراندوزی هستند. بازنماییِ چنین تقابلی را میتوان به صورت نمادین در شعری از زندهنام سلمان هراتی نیز بازخوانی کرد:
چرا سهم عبدالله جریب جریب زحمت است و حسرت
و سهم ناصرخان
هکتارهکتار محصول است و استراحت؟ [...]
پس چرا عبداللّه فقط کاشتن را بلد است
و ارباب، برداشتن را؟
ما در مقابل آمریکا ایستادیم
اما چرا هنوز کیومرثخان خرش میرود؟
عبدالله با داس
هرشب چند خوک سر مزرعه میکشد
اما وقتی ارباب میآید، مجبور است تعظیم کند
چرا عبداللّه مجبور است به این خوک تعظیم کند؟
مگر ارباب از دماغ فیل افتاده است؟
🔹در فرستۀ حاضر، ده تابلوی نقاشی به نمایش گذاشته شده است که جدال ایثارگری و منفعتطلبی را در جامعۀ ایران تداعی میکنند.
🔹پینوشت: تصویرگر قاب طرح جلد با عنوان «غریبه»، مرحوم حبیباللّه صادقی است که به شیوۀ رنگوروغن روی بوم و در سال 1365خلق شده است.
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane
🔻عکاسی استشهادی
کدام عکاس میتواند به حقیقت جنگ ما نزدیک شود؟ (با تمرکز بر عکسهای وکیلی و کوچاری در جنگ اخیر)
🔹عکاسان جنگِ ما، در موقعیت جانبازی و شهادت ایستادهاند. آنها شبیه عکاسان دیگر جنگها نیستند. جلیقۀ خبرنگاری و مجوزهای نهادهای بینالمللی، برایشان مصونیتی در برابر بمبها ایجاد نمیکند. حتی شاید آنها را به هدفی ویژه تبدیل کند. «حمید وکیلی» و «عرفان کوچاری» مثال خوبی برای فهم این داستانند. آنها از همان ساعات اول جنگ ما با آمریکا، با موتور، خیابانهای تهران را گز میکردند و همقدم با جنگ، آرام و قرار نداشتند. جنگندههای آمریکایی، همهٔ مردم ایران اعم از نظامی و غیرنظامی را میکشتند اما با برساخت رسانهای وانمود میکردند که تنها اهدافشان نظامی است. در این وضعیت، در همان دوسهروز ابتدای جنگ، وکیلی و کوچاری با حضور در سختترین لحظههای جنگ و ثبت مظلومیت مردم ایران، طرف خود را معلوم کردند.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔@baftar_resane