eitaa logo
بافتار
7.9هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
106 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
بافتار
🔻عکاسی استشهادی کدام عکاس می‌تواند به حقیقت جنگ ما نزدیک شود؟ (با تمرکز بر عکس‌های وکیلی و کوچاری در جنگ اخیر) 🖊رضا رضائی بخش اول 📷منتخب عکس‌های حمید وکیلی و عرفان کوچاری را از اینجا تماشا کنید. 🔹عکاسان جنگِ ما، در موقعیت جانبازی و شهادت ایستاده‌اند. آن‌ها شبیه عکاسان دیگر جنگ‌ها نیستند. جلیقۀ خبرنگاری و مجوزهای نهاد‌های بین‌المللی، برایشان مصونیتی در برابر بمب‌ها ایجاد نمی‌کند. حتی شاید آن‌ها را به هدفی ویژه تبدیل کند. «حمید وکیلی» و «عرفان‌ کوچاری» مثال خوبی برای فهم این داستانند. آن‌ها از همان ساعات اول جنگ ما با آمریکا، با موتور، خیابان‌های تهران را گز می‌کردند و هم‌قدم با جنگ، آرام و قرار نداشتند. جنگنده‌های آمریکایی، همهٔ مردم ایران اعم از نظامی و غیرنظامی را می‌کشتند اما با برساخت رسانه‌ای وانمود می‌کردند که تنها اهدافشان نظامی ا‌ست. در این وضعیت، در همان دوسه‌روز ابتدای جنگ، وکیلی و کوچاری با حضور در سخت‌ترین لحظه‌های جنگ و ثبت مظلومیت مردم ایران، طرف خود را معلوم کردند. 🔹عکس‌های _مماس با واقعیتِ جنگ_ آن‌ها به‌سرعت در رسانه‌های بین‌المللی هم‌چون گاردین و ... مورد توجه قرار گرفت و همۀ آن ادعاهای دستگاه‌های تبلیغاتیِ دشمن، زیر سوال رفت. دربارهٔ جزئیاتِ تکنیکی این عکس‌ها می‌شود حرف‌ها زد اما این‌جا برآنیم تا تفاوت جهان عکاس جنگ ما با دیگر عکاسان را دریابیم. 🔹‌مثلا در مستند پرترهٔ «War Photographer»، جیمز نچوی (عکاس آمریکایی) سوار بر ماشینش در اراضی اشغالی می‌چرخد، مجوزش را به سربازان اسرائیلی نشان می‌دهد و با جلیقهٔ ضد گلولۀ «press»نشانش، به محل کارش _ وسطِ حمله به فلسطینیان_ می‌رود. البته او، طرف اسرائیلی‌‌ها نبود و سعی می‌کرد مظلومیت فلسطینی‌ها را به تصویر بکشد؛ اما درنهایت او به‌عنوان یک بی‌طرف در جنگ حاضر می‌شد و با خیال آسوده‌ای، می‌توانست عکاسی کند. 🔹اگر برای نچوی‌ها، خود عکاسی موضوعیت دارد و زنده‌ماندن در جنگ‌، نشانی از حرفه‌ای بودن است اما عکاسی برای هنرمند انقلاب اسلامی، فقط حرفهٔ او نیست، نحوی از جنگیدن اوست. رسالت او، آشکار کردن حقیقت است. او با علم به همۀ خطرات، بی‌مهابا به دل معرکه می‌‌زند، تا حتی اگر شد، با خونش حقیقت را روشن کند. نچوی اگر کشته شود، یادمانی برای او می‌سازند که به «کار حرفه‌»ای‌اش پایبند بود و تیر را هم خطا به حساب می‌آورند. اما در این‌جا، عکاس اراده کرده تا دست‌های خون‌آلود مستکبران را نمایان و رسوا کند و با این حساب، نحوهٔ حضورش رنگ‌و‌بوی دیگری می‌گیرد. چنین حالتی تنها در صورتی محقق می‌شود که عکاس، خود را طرفی از این جنگ بیابد. بی‌طرف نمی‌تواند افشاکنندۀ دستان بی‌شرفِ جنایتکاران باشد. 🔹معروف است که عکاس، باید همانند شکارچی صبور باشد تا آنی را شکار کند. یا هرچقدر هم اهل خطر کردن باشد، جانش عزیز است بالاخره. اما این‌جا همه‌چیز رنگ دیگری می‌‌گیرد. این‌جا حتی خطرکردن هم از جنس کنجکاویِ حرفه‌ای نیست. وقتی عقل می‌گوید از صحنه دور شو تا زنده بمانی، باید نزدیک صحنه شوی. وقتی سوت موشک و موج انفجار، عقل از سر می‌پراند، باید همۀ هوش و حواست به ثبت لحظه باشد. وقتی همه‌چیز آشفته است، باید خود را در آن تلاطم بیاندازی تا بتوانی واقعیت هولناک صحنه را بچشی و بچشانی. گاهی حتی فرصت این هم نیست تا چشم را مماس ویزور (چشمی) دوربین کنی و تنها آن شمّ عکاسانه است که به کار می‌آید تا لنز را به سمت سوژه تنظیم کنی و بدون تعلل، شاتر را فشار دهی. 🔹اصابت موشک در خیابان سپهبد‌ قرنی تهران، یکی از همین لحظات است. پس از انفجار اول، اگر حمید وکیلی، جان‌برکف به محل حادثه نزدیک نمی‌شد، انفجار دوم در همان نقطه و قاب‌های منحصر به آن لحظه ثبت نمی‌شد تا سندی باشد بر وحشی‌گری دشمن. ثبت این‌ آن، به قدر عجیب بود که متهم به پردازش با هوش مصنوعی شد. 🔸بخش دوم این یادداشت را از اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔@baftar_resane
بافتار
🔻عکاسی استشهادی کدام عکاس می‌تواند به حقیقت جنگ ما نزدیک شود؟ (با تمرکز بر عکس‌های وکیلی و کوچاری در
🔻عکاسی استشهادی کدام عکاس می‌تواند به حقیقت جنگ ما نزدیک شود؟ (با تمرکز بر عکس‌های وکیلی و کوچاری در جنگ اخیر) 🖊رضا رضائی بخش دوم 🔸بخش اول این یادداشت را از اینجا بخوانید. 📷منتخب عکس‌های حمید وکیلی و عرفان کوچاری را از اینجا تماشا کنید. 🔹عکاس جنگ ما را «تکلیف» به میدان کشانده و مرگ در این راه، برایش «شهادت» است. اصلا همین شهادت‌طلبی‌ اوست که امکان آیینگی حقیقت را به او می‌دهد. او شجاعت روبرو شدن با حقیقت را از باورش می‌گیرد و به دل خطر می‌زند. این همان «آنی»‌ست که عکس‌های وکیلی و کوچاری را ارزشمند کرده. این دو نفر هم می‌توانستند همانند برخی عکاسان، نگاه حرفه‌ای صرف داشته باشند و این جنگ را جنگ خود ندانند یا _دور از واقعیت_ از بام خانه‌ها، دود‌های بلندشده از شرق و غرب تهران را ثبت کنند. عکس‌هایی که تنها بعد دیدنشان می‌توان آهی کشید و سپس به جمهوریِ اسلامی ایران غر زد بدون اینکه فهمید آمریکا در همان لحظه چند خانه را ویران کرد و چند نفر را کشت! همینقدر فانتزی و سانتی‌مانتال و غیرواقعی! 🔹البته عکاسی جنگ، تنها ثبت آن لحظۀ مهیب اصابت و بمباران نیست. موقعیت جنگی و لحظات سخت جنگ‌، پوسته‌هایِ ظاهریِ جنگ‌اند که تازه با کنار زدن این ظواهر، باطن و معنایِ واقعی آن کشف می‌شود. پشت این تلخی‌های ظاهریِ جنگ، انسان‌ها‌یی‌ست که اراده کرده‌اند بایستند ولو به قیمت رنج کشیدن. جنگی که انسان را در تلاطم میانِ ایمان و ترس می‌اندازد. عکاس جنگ ما باید بتواند معنایِ متمایز جنگیدن ما را حمل کند. جنگ را در اراده‌هایی که می‌خواهند مقاومت کنند و نحوۀ جنگیدنشان و باور‌هایشان پیدا کند. اگر این‌چنین نباشد رفته‌رفته خود نیز در دام معنازدایی از جنگ می‌افتد و عکس‌هایش ضد جنگ می‌شوند. 🔹جنگی که مردم مؤمن ایران، آن را با فریاد «اللّه اکبر» پیش بردند، با مشت‌های گره‌کردهٔ رو به آسمان، با صورت‌های غضبناک نسبت به دشمن و خاضع به‌وقت استغاثه و دعا. با همان دست‌های یاری‌گر که بیل‌و‌کلنگ در دست می‌گرفتند و به سمت خانۀ موشک‌خورده می‌دویدند. با همان قدم‌هایی‌که خیابان را برای برقراری امنیت می‌پیمودند و همان ذکر‌هایی که نیرو‌های امدادی، در وقت استراحت با دانه‌های تسبیح می‌شمردند. این «‌آن‌»های ایمانی، مختصِ جنگ ماست؛ «آن»‌هایی فراتر از تیر و ترکش. 🔻رسانه بافتار 🆔@baftar_resane
🔻آغوش برای دشمن چگونه سعید‌پور با عکس‌هایش، تجاوز دشمن را بزک می‌کند؟ 🖊رضا رضائی 🔹این نوع عکاسی «استیج» یا صحنه‌پردازی و کارگردانی‌شده، هرچند فرم مرسومی‌ ا‌ست اما این ژانر، معمولاً برای پروژه‌هایِ تبلیغاتی و یا صحنه‌های از دست‌رفته‌ای استفاده می‌شود که ثبت نشده است. حالا باید پرسید که چگونه می‌شود در مواجهه با واقعیتی مثل جنگ، این شیوه را برای ثبت آن انتخاب کرد؟ مگر واقعیت سترگ جنگ، چه چیزی کم دارد که دست به دامنِ صحنه‌آرایی شویم؟ 🔺🔺متن کامل را از اینجا بخوانید.🔻🔻 🔻رسانه بافتار 🆔@baftar_resane
بافتار
🔻آغوش برای دشمن چگونه سعید‌پور با عکس‌هایش، تجاوز دشمن را بزک می‌کند؟ 🖊رضا رضائی 🔹این نوع عکاسی «ا
🔻آغوش برای دشمن چگونه سعید‌پور با عکس‌هایش، تجاوز دشمن را بزک می‌کند؟ 🖊رضا رضائی 🔹زن نیمه‌عریان، عنصر اصلی عکس‌های مریم سعیدپور است که رخوت‌زده و ترسیده، در خانه یا پشت‌بام، مشغولِ تماشای سوختن وطن است. نام این مجموعه عکس که در روز‌های جنگ در تهران ثبت شده، «آغوش دردناک» است. این نوع استفادهٔ پرتکرار از زن، بیشتر فضای سمبلیک را یادآور می‌شود که زن در آن، نماد وطنی است که حالا در این قاب‌ها، با لباس‌هایی باز، تجاوز دشمن به شهر را منفعلانه تماشا می‌کند. 🔹این میزانسن _چه نمادین در نظر گرفته شود چه غیرنمادین_، دعوت‌نامه‌ای به دشمن است برای دست‌اندازی بیشتر، حتی اگر عکس‌ها با شعار «نه به جنگ» یا «stop war» منتشر شده‌ باشد. عکاسی از دود برخاسته از محلِ اصابتِ موشک و تزئین کردنش با زن، چیزی جز بزک کردن ناشیانهٔ صحنۀ تعرض نیست. و این، همهٔ همّ وغمّ سعید‌پور است که صحنۀ تعرض را هم می‌خواهد لذت‌بخش کند. 🔹زن هرچقدر با پررنگ‌کردن مو و بدنش در محوریت این عکس‌ها حاضر می‌شود اما مرد یا غایب است یا بی‌صورت و در حاشیه است. مرد‌هایی منفعل و بی‌خاصیت که وطن را غیرمستور در معرض دست‌اندازی گذاشته‌اند. عکاس، رنج و دردِ پس‌زمینه را با تن‌آرایی زنان کادوپیچ کرده و می‌خواهد با کاسبی رنج و مصرف کردن زن، مخاطب را به لذت بردن از آغوش باز کردن برای دشمن دعوت کند. 🔹این نوع عکاسی «استیج» یا صحنه‌پردازی و کارگردانی‌شده، هرچند فرم مرسومی‌ ا‌ست اما این ژانر، معمولاً برای پروژه‌هایِ تبلیغاتی و یا صحنه‌های از دست‌رفته‌ای استفاده می‌شود که ثبت نشده است. حالا باید پرسید که چگونه می‌شود در مواجهه با واقعیتی مثل جنگ، این شیوه را برای ثبت آن انتخاب کرد؟ مگر واقعیت سترگ جنگ، چه چیزی کم دارد که دست به دامنِ صحنه‌آرایی شویم؟ 🔹حتی می‌شود آن را عکاسی تبلیغاتی دانست در راستای عادی‌سازی _بلکه بزک کردن_ حملهٔ دشمن. دست بردن در صحنۀ یک رخداد واقعی‌ همچون جنگ، چیزی نیست جز دست‌کاری «معنای» آن. سعیدپور با میزانسن چیدن، واقعیت جنگ را وارونه کرده است. زن ایرانی که در واقعیت، نشان داد چگونه می‌تواند ایمان را از خانه به خیابان بکشاند و هیچ واهمه‌ای از رویارویی با دشمن ندارد، از عکس‌های او حذف شده و جایش، زنی چیدمان شده که در وسط جنگ هم جز غریزه چیزی نمی‌شناسد. زن هم در این عکس‌ها مثل بقیۀ اجزا، به مثابهٔ یک آکسسوار می‌ماند. حتی همان دود انفجار بمب هم _که کاملاً واقعی ا‌ست_ در این‌جا، کارکرد تزئینی‌ دارد و از آن واقعیت‌زدایی شده است. 🔹موشکی به خانه‌هایی در شهر اصابت کرده و در همین حین، دود چنین حادثهٔ‌ مهیبی، به عنوان پس‌زمینهٔ بدن‌نمایی زنی در این عکس‌ها مصرف می‌شود. اینکه در همین حال، چند زن، چند خانواده در آن گوشهٔ شهر شهید شده‌اند، اهمیتی ندارد! این‌گونه است که مخاطب باید با دیدن این عکس‌ها، مدام از واقعیت، دور‌تر و دورتر شود. عکاس چون خودش جرئت نزدیک شدن به واقعیت را نداشته، دست‌وپا می‌زند تا مخاطبش را هم از واقعیت دور کند. 🔹وقتی نمی‌شود چنین قاب‌های مصرفی را در واقعیتِ جنگ، در خیابان، عکاسی کرد، ناگزیر باید به پشتِ‌ بام خانه،‌ پناهنده شد تا امکان و فرصت تحریف باشد. فانتزی و سانتی‌مانتال خواندنِ «آغوش دردناک»، بخشی از ماجراست. اصل، تحریف واقعیت است. این مجموعه عکس می‌خواهد زنِ وطن‌فروشِ و عریان پشت بام را برجسته کند تا زن مقاوم و باحیایِ خیابان به چشم نیاید. حالا مجموعۀ عکسش در جنگ که حتی شبیه عکس‌های آماتوری هستند که می‌شود با گوشی گرفت، در رویدادِ سالانۀ عکس «آی‌پی‌ای» به عنوان یکی از برندگانِ سالِ ۲۰۲۶ انتخاب شده است. او همان تصاویری را که غربِ متجاوز، دوست دارد به جای تصاویر مقاومت ایمانی ایرانیان ثبت شود، عکاسی کرده و حالا هم مزدش را گرفته است. 🔻رسانه بافتار 🆔@baftar_resane
🔻خط‌ونشان برای غرب‌زدگان ▫️کشیدۀ کاریکاتورهای بیژنی بر صورت مسئولان غرب‌زده بخش دوم منتخب آثار را از اینجا ببینید. متن این فرسته را از اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane