بافتار
🔺به سوز شهریار (۱) منتخب قطعات موسیقی با شعر محمدحسین شهریار بخش دوم قطعات را از اینجا بشنوید و متن
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بافتار
🔺به سوز شهریار (۲) منتخب قطعات موسیقی با شعر محمدحسین شهریار بخش اول قطعات را از اینجا بشنوید و متن
🔹 همانگونه که «شهریار» در بند دهم شعر «ای وای، مادرم» میسراید، شاید اولین نقطۀ برخورد او با موسیقی و البته خود شعر، «قصّههای دلکش زیبا» و «ترانههای محلی» مادرش بوده باشد. بعدها در امتداد مسیر بالندگیاش در شعرسرایی، مراودههای عمیقی با موسیقیدانان و نوازندگان نامآور ایران (ابوالحسن اقبالآذر، حسین تهرانی، ابوالحسن صبا، قمرالملوک وزیری و...) داشت. از همین رهگذر نیز با علاقۀ فراوان به موسیقی سنتی ایرانی، تسلط به آن را در پیش گرفته بود. وی در آواز ایرانی و نواختن سهتار تسلط داشت و محفلهای شعرخوانیاش با سازنوازی، همراه میشدند. در مقدمۀ دیوان اشعارش موسیقی برای شعر را به جایگاه لباس برای انسان، تشبیه میکرد. حتی در متن عمدۀ سرودههایش حالتهای پیوند خود با این سهتار، اصطلاحات و مفهومهای موسیقایی و بهرهگیری از آرایۀ لفظی «واجآرایی» (نغمۀ حروف) و اوزان عروضی گوناگون، پدیدار میشوند تا بار آهنگین این شعرها را دوچندان کنند.
🔹 ازاینرو ذوق و آگاهی موسیقیشناسانۀ «شهریار»، ترانهپردازان و تصنیفسازان را به آن برانگیخته که از همان روزگار زندگی این شاعر تبریزی، شعرهای او به زبان فارسی و آذری را در آثار خود به نغمهها بیارایند. البته برقراری ارتباط درونی مردم با اشعار «شهریار» طبعاً در بهرهگیری آهنگسازان از آنها تأثیرگذار بوده است؛ بهویژه آنکه این سرودهها باوجود تنوع در موضوع (آیینی،تغزلی، عرفانی، اجتماعی و سیاسی) از واژگان همهفهم (نزدیک به زبان گفتار) و مضمونهای نوآورانه، عاطفی و آمیخته با روحیههای و باورهای مردمان زمانه برخوردار بوده است:
«گوش کن ترجمهی رازونیاز من و توست
لحن موسیقی اگر ساز و اگر آواز است»
🔹 روز درگذشت سیدمحمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) با بزرگداشت شعر و ادب فارسی، همراه شده است. ازقضا خود او نیز در همنشینی این میراث کهن با نغمههای موسیقایی بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، جایگاهی برجسته دارد. یادش را با بازخوانی برگزیدهای از تصنیفها و ترانههای ساختهشده براساس شعرهای او پاس میداریم. همچنین نسخۀ کامل یا راه دسترسی به قطعههای معرفیشده در کانال «بافتار موسیقی» قرار گرفتهاند.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻انیمیشنهای واقعا دینی
درباره جهان سینمایی هادی محمدیان
✍ محمدحسین بابایی
🔹«هر فیلمساز در همه عمرش فقط یک فیلم میسازد؛ سپس تاروپود آن را از هم جدا میکند تا دوباره بسازدش». این نقلقولی است منسوب به ژان رنوآر، فیلمساز بزرگ فرانسوی، و چه خوب هادی محمدیان را توصیف میکند؛ فیلمسازی که در تکتک انیمیشنهایش، یک طرح از انیمیشنسازی را پیش برده است؛ طرح «اقتباس معنوی» از قصّههای دینی.
🔺متن کامل را از اینجا
بخوانید.🔻 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻انیمیشنهای واقعا دینی
درباره جهان سینمایی هادی محمدیان
✍️ محمدحسین بابایی
🔸بخش اول
🔹«هر فیلمساز در همه عمرش فقط یک فیلم میسازد؛ سپس تاروپود آن را از هم جدا میکند تا دوباره بسازدش». این نقلقولی است منسوب به ژان رنوآر، فیلمساز بزرگ فرانسوی، و چه خوب هادی محمدیان را توصیف میکند؛ فیلمسازی که در تکتک انیمیشنهایش، یک طرح از انیمیشنسازی را پیش برده است؛ طرح «اقتباس معنوی» از قصّههای دینی.
🔹البته وقتی از اینگونه قصّهپردازیِ تاریخی صحبت میکنیم، شاید بهیاد نمونههای ناموفق اقتباس از قصّههای دینی بیفتیم؛ فیلمهایی که در نمایش جزئیاتِ ظاهری و نقل عینبهعین وقایع متوقف میماندند و نتیجه کار هم، بهجای آنکه روحِ تاریخ را حاضر کند، خودِ «تاریخ» را مثل یک قصّه خشکوبیروح برایمان تعریف میکرد.
🔹 انیمیشنهای محمدیان اما نقطه مقابل این اقتباسهای ناموفق هستند؛ او بهدنبال وفاداریِ موبهمو و بازسازی وقایع تاریخی نیست. اصل برای او، باطن و جوهره آن قصّههای دینی است و ظاهر کارهایش، به انیمیشنهای جهانی نزدیک است. ما نام این شیوه از اقتباس را «اقتباس معنوی» میگذاریم.
🔹در «اقتباس معنوی»، حکمتی که برگرفته از قصّههای دینی است، جهان اثر را میسازد. این، همان تفاوتِ اصلی انیمیشنهای محمدیان با «فیلم دینی» است؛ «فیلم دینی» با درکی ظاهری، دین را در چارچوب نشانگان تصویری محصور میکند. در انیمیشنهای محمدیان اما فهمی باطنی از دین - و قصّههای دینی - وجود دارد. او بهدنبال حکمت این قصّههای دینی است و روح آنها را میجوید؛ این روح را احضار میکند تا در آثارش بدمد و اینگونه، تاریخْ را زنده کند و از گذشتهای دوردست برهاند. اینچنین است که این انیمیشنها، درعین اقتباس از قصّههای تاریخی، با امروزِ ما نسبت میگیرند و حکمت ازلیوابدی آن قصّهها را حمل میکنند.
🔹فیلمبهفیلم، هادی محمدیان طرح «اقتباس معنوی» را کامل کرده است. مثلا «بچه زرنگ» را بهیاد بیاورید؛ محمدیان بهسراغ «ضامن آهو» میرود اما همان ابتدای قصّه به سراغ امام رضا (ع) نمیرود. فیلم را با پسرِ ماجراجویی شروع میکند که دست تقدیر، او را به جنگلی مرموز کشانده و حالا، او باید حیوانات جنگل را نجات دهد. اینچنین، محمدیان مایه اصلی قصه «ضامن آهو» و حکمت «ملجأ و پناه» را میگیرد تا جهانِ انیمیشنش را بسازد. البته طرح «اقتباس معنوی» هنوز ناکامل بود و پیوند میان قصّه دینی و جهان انیمیشن عمیق نشده بود.
🔹به بیان سادهتر، قصه «ضامن آهو» هنوز تزیین قصّه اصلی و در حاشیه آن بود؛ در پایانبندی فیلم، امام رضا (ع) ناگهانی و بیمقدمه وارد انیمیشن میشد و در مدّت زمان کوتاهی هم گرهگشایی میکرد و فیلم، با سفر به مشهد به پایان میرسید.
🔸بخش دوم یادداشت را از اینجا بخوانید.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻انیمیشنهای واقعا دینی
درباره جهان سینمایی هادی محمدیان
✍️ محمدحسین بابایی
🔸بخش دوم
(بخش اول یادداشت را از اینجا بخوانید)
🔹اصلیترین نقطه قوّت «سفینه نجات» اما درهمتنیدگیِ عمیق مایه دینی و داستانش است. اینجا از همان پلان اول، فیلمساز با صراحت و بیلکنت، جهانِ مومنانه فیلم را بنا میکند. فیلم با نمایش «تعزیه» آغاز میشود و در ادامه، به سرزمینی خیالی میرسد؛ در سیارهای دوردوست، «آبدزدک»ها بهدنبال همه منابع آبی میگردند. «کاپیتان» و دخترش «دریا»، در نبرد با «آبدزدک»ها، منابع آبی باقیمانده را ذخیره میکنند و برای ظهور «منجی سیاره» آماده میشوند.
🔹این درهمتنیدگی، فقط حاصل شباهت سیر کلی داستان به واقعه عاشورا نیست که اگر چنین بود، تنها با یک نمادبازیِ ساده روبرو بودیم. «سیاره نجات» اما فراتر از نمادپردازی، جهانی مستقل و قائمبهذات خلق میکند؛ سیاره خیالیِ فیلم، پرجزئیات است و باورپذیر. صاحب سرگذشت و ماجرایی است. و ما نه از رهگذر نمادها و کشف معنایشان، که با درگیر شدن در جهان خیالی «سفینه نجات» و گوش سپردن به قصّهاش، آرامآرام، به معنای پنهان قصّه پی میبریم.
🔹 این جهانِ خیالی، با دشمنانی که بهدنبال سلطه بر همه جهان هستند و با منجی که آمدنش وعده داده شده، خودبهخود آدم را بهیاد سرگذشتِ خودِ ما میاندازد. «دریا» و «کاپیتان» برای مبارزه علیه «آبدزدک»ها قیام میکنند، همچنان که ما علیه «آبدزدک»های جهانِ واقعی قیام کردیم؛ و اینچنین، روح واقعه عاشورا و حکمت جهاد و مبارزه، جهانِ خیالی اثر را میسازد.
🔹این جهانِ دریایی با شخصیتهای دوستداشتنیاش - که ظاهرشان آشناست اما تکراری نه - همچنان که ما را درگیر خود میکند، سادگیِ مفرط داستان را هم میپوشاند. این سادگی مفرط، همچنان نقطهضعف «سفینه نجات» است، همچنان که در «بچه زرنگ» بود یا در «فیلشاه» و «شاهزاده روم»؛ داستانهایی کودکانه که ظرافتهای یک اثر دراماتیک کامل را نداشتند و منطق داستان، در فصلهایی، ایراد داشت.
🔹 مثلا «تحوّل قهرمان» ناگهانی رقم میخورد و قهرمان در طی مسیر داستان با جهشی یکباره، صاحب فضایل و خصایل جدیدی میشد. یا «ضدّقهرمان»های این آثار، همواره کاراکترهایی با شخصیتپردازیِ حداقلی و فراموششدنی بودهاند.
🔹در «سفینه نجات» هم میتوان ایرادات اینچنینی از داستان گرفت؛ مثلا مسئله تحول «دریا» را پیش کشید یا از انگیزههای «وزغ» برای شرارت پرسید و اینکه چرا هیچ نشانی از او در فیلم نیست، جز در پایانبندی؟ شاید علّت این سادگی مفرط داستان، توجه به کودکان باشد؛ این درست که اقتضای مخاطب کودک، داستانهایی سرراست است اما میتوان در عین وفاداری به سادگیِ ذاتِ قصه، شخصیتها را کاملتر معرفی کرد، بدون آنکه به دامِ گرهافکنیهای زائد یا خلق انگیزههای روانشناختیِ پیچیده افتاد.
🔹«سفینه نجات» با همین داستان سادهاش، تماشایی است و امیدوارکننده؛ مسیری که هادی محمدیان، از «شاهزاده روم» آغاز کرده بود حالا به «سفینه نجات» رسیده و «اقتباس معنوی»، در طی این آزمون و خطاها، به بلوغی نسبی رسیده است. آزمون و خطاهای محمدیان البته نه فقط برای انیمیشنسازان، بلکه برای همه فیلمسازها و نویسندههایی که به نسبت میان «داستان» - به معنای مدرنش - و دین - یا دقیقتر، حکمت دینی - میاندیشند، آموزنده است.
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane