به یکی از همکلاسیام سپردم تا بیدارم کنه بهم گفت ساعت چند میخوای بیدارشی[خودش ۶ بیدار میشد] گفتم ۵ ، گفت باشه پس ساعت ۵ یه ساعت میزارم بیدارت میکنم بعد میخوابم
و سه دقیقه پیش راس ساعت ۵ بهم زنگ زد و من برگام ریخته بود که داش ریلی؟واقعا زنگ زدی؟ خیلی مشتی هستی😃😂
برای امتحانام دعاکنید بچهها جونی .
امیدوارم شمام امتحانتون رو خوب بدید💘.
تو اون سرما با فاطمه و مبینا رفتیم کرانچی خریدم و چقدر چسبید😔😂😂
البته فاطمه یه ذره فیض برد و مبینا کلا نخورد
یه کلمه زشت افتاده رو زبونم و فقط دعا میکنم امروز جلو استادمون یهو نگمش .
داوش فندک داری؟
منو مبینا صبح تو مدرسه :
اره خلاصه بعد از خوردن اش اینگونه شد .
هدایت شده از ؛کافه کاتوره
سلام؟
یه موضوعی چند وقت اندکیست که پیش اومده و بنظرم باید یه چیزایی رو شفاف سازی بکنم.
موضوع این ناشناسای تفرقه افکن؟ بهرحال هرچیزی که اسمشو میزاریده؛ اول بنظرم حرفا و سوالای عادی بود و زیاد اهمیت آنچنانی نمیدادم بهش، ولی دیدم داره بزرگ و بزرگتر میشه و باید حتما جلوشو بگیرم.
دوستای عزیزم چرا فضا رو مثل میدون مسابقه میبینید که هرکی ممبراش بیشتره برنده ست یا ناشناسای بیشتر جایزهی بیشتری داره؟ مگه قراره به هرکی که برد تیتاپ و ساندیس بدن؟😂.
من بیشتر از شما هستی و فاطمه و یگانه میشناسم و به همین منوال هممون همدیگه رو بهتر میشناسیم و لازمه که ذکر کنم ما تو دنیای واقعی رفیقیم و اکیپیم نه از طریق مجازی 😂.
برای من دوستی با کوچولوی بغلیم، گوهر کریزوبریلم و داشِ غیرهمخون ام خیلی با ارزشه و دوستیامون از یه جادهی پر پیچ و خم رد شده و تمام لحظات و احساسات مختلفو با هم داشتیم و فکرنکنم قرار باشه چهارتا ناشناس خدشه ای بهش وارد کنه
بهرحال من سعی کردم خیلی منطقی برخورد کنم و این موضوع رو بیانش کنم و مطمئنم شما هم کاملا درکش میکنید.
و اینکه از این به بعد حول این محور و موضوع ناشناسی ببینم یه ایگنورِ گنده مهمونش میکنم❤️
با احترام:عسل.
داوش فندک داری؟
یکی از بچههای باشگاه برگشت گفت : والیبال زندگی منو نگه داشته وگرنه خیلی وقت پیش فرو میپاشید و چقدر
این عکس قشنگ حرفش رو میرسونه .
تو گپ خادمای هیئت نیستم ولی از یک یک اتفاقایی که میافته خبر دارم بعد از خالم میپرسم دلیل فلان اتفاق چی بوده ؟
خالم : تو که تو گپ نیستی از کجا باخبری ؟
من : داشم عسل که هست😏😂