🧑🏻🦯 حتی یک کور هم میتواند حق را ببیند! چطوری؟ از بوی سوختن قرآن و پرچم اهل بیت و عکس شهدا...
✍🏻 ابوالفضل گلستانی
#متن_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
☝🏻 باید با صحیفه سجادیه انس بگیریم...
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
درباره نقد-ادبیات دفاع مقدس.mp3
زمان:
حجم:
30M
📌درباره نقد ادبی
بریدۀ گفتگو
🔸 مساله مندی به نقد
🔹 دلایل فقدان جریان نقد
🔸 ارکان و عناصر نقد
🔹 نقد ادبیات دفاع مقدس
🎙️ استاد احمد شاکری
#راهنمای_نویسندگی
#نقد_ادبی
#نویسندگی_پدافندی
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
انسانِ یگانه در جهانهای بیشمار؛
نقدی فلسفی بر چندجهانی دکتر استرنج
#یادداشت_تحلیلی
#تحلیل_فیلم #دکتر_استرنج
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🧠 انسانِ یگانه در جهانهای بیشمار
نقدی فلسفی بر چندجهانی دکتر استرنج
🎬 در فیلم دکتر استرنج، در مولتیورس جنون، استرنج با دوستی روبهرو میشود که اکنون به دشمنی بدل شده و این تقابل، به رهایی نیرویی شیطانی و مهارنشدنی میانجامد. اما آنچه برای ما از حیث فلسفی اهمیت بنیادین دارد، نه صرفاً تقابل خیر و شر، بلکه تجربهای است که استرنج در ساحت خواب و رؤیا از سر میگذراند؛ جایی که او با «استرنجِ دیگر» مواجه میشود. در این جهان، نسخههای متعددی از استرنج وجود دارند و به واسطه قدرت خارقالعاده دختری خاص، حصر میان جهانها شکسته میشود و امکان مشاهده و حتی تداخل این استرنجها فراهم میگردد.
🤔 این ایده، اگرچه در سینمای ابرقهرمانی جذاب و هیجانانگیز است؛ اما از منظر فلسفه انسانشناختی، بهویژه با نگاه «عالم کبیر» و «یگانگی انسان»، محل پرسش و تأمل جدی است.
👤 بر خلاف تلقی بسیاری از فلاسفه و منطقیون پیش از ملاصدرا که انسان را ذیل «نوع انسان» و در چارچوب تعاریف کلی و مشترک تحلیل میکردند، حکمت متعالیه بر این نکته تأکید دارد که ادراکات وجودی انسان، منشأ تشخص اوست. به بیان دیگر، انسانها صرفاً مصادیق یک نوع کلی نیستند، بلکه هر انسان به واسطه نحوه خاص ادراک، زیست، تعقل و شهود خود، وجودی یگانه و غیرقابل تکرار است.
🌌 از این منظر، هر انسان نهتنها موجودی منحصر به فرد، بلکه صاحب عالمی کبیر است؛ عالمی که در آن، مراتب وجود، معنا، تجربه و ادراک به شکلی بیبدیل سامان یافتهاند. بنابراین سخن گفتن از «انسانهای متعددِ کاملاً همعرض» که صرفاً در جهانهای موازی تکثیر شدهاند، با مشکل فلسفی جدی مواجه میشود.
❓ اگر بپذیریم که یک انسان واحد میتواند در قالب نسخههای متعدد در جهانهای مختلف حضور داشته باشد و این نسخهها از حیث هویت وجودی قابل تطبیق با یکدیگر باشند، آنگاه با مسائلی از این دست روبهرو میشویم:
🌀 - تکثر در امتداد وجودی انسان: آیا این تکثر، در قوس صعود و حرکت جوهری انسان اخلال ایجاد نمیکند؟
🔁 - تزلزل وحدت انسان کبیر: چگونه میتوان از یک «منِ واحد» سخن گفت، در حالی که نسخههای متعدد آن در عوالم گوناگون پراکندهاند؟
🎭 - ابهام در تشخص وجودی: اگر هر استرنج، استرنج است، تشخص واقعی کدام است و ملاک یگانگی کجاست؟
⚖️ هرچند از حیث امکان وقوعی (امکان منطقی یا تخیلی)، چنین تکثری را نمیتوان بهطور مطلق ناممکن دانست، اما از منظر حکمت وجودی، این فرض، وحدت و یکپارچگی انسان در نسبت میان عالم صغیر و عالم کبیر را بهشدت زیر سؤال میبرد.
🔮 در نهایت، امتداد چنین دیدگاهی ما را به وضعیتی نزدیک میکند که فیلسوفان تحلیلی در مثال معروف «مغز در خمره» ترسیم کردهاند: مغزهایی همنوع، با دادههایی مشابه، اما بیریشه در وجودی یگانه و اصیل. در این وضعیت، انسان دیگر یک حقیقت وجودی زنده و در حال صیرورت نیست، بلکه به مجموعهای از نسخههای همسان تقلیل مییابد که صرفاً در ظرفهای متفاوت قرار گرفتهاند.
⚠️ از این رو، مولتیورسِ دکتر استرنج، هرچند در سطح روایت سینمایی جذاب است، اما در سطح فلسفه انسان، ناخواسته به سوی انسانزدایی از یگانگی وجودی میل میکند؛ جایی که انسان نه عالم کبیر، بلکه نسخهای قابل تکثیر و جایگزینپذیر میشود.
✍🏻 جواد جعفری
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🌃 آسمان مجازی
✍🏻 به قلم محمدحسین نجفی
🖥️ با همراهی
پژوهشگاه فضایمجازی پردیسقم
#خردیار_سوم #فضای_مجازی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh