eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
749 عکس
281 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
23.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📋 کلاس نویسندگی درس هشتم: شخصیت‌پردازی۲ 🎙 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
💠 مقام معظم رهبری: اگر دانشگاه ما یك دانشگاه علمی محض باشد، اما دین و اخلاق نباشد، همان بلائی بر سر جامعه‌ی ما و كشور ما و آینده‌ی ما خواهد آمد كه بر سر جامعه‌ی دانشمند غرب آمد. 🗓️ بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها، ۱۳۹۰/۰۶/۰۲ ☝🏻 نادونی نایی برای دونستن حقیقت نمی‌ذاره بی‌خیال! شر🔪یف امیر🔪کبیر ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🍃 زن، زمین و زمان؛ چرا پنجم اسفند شناسنامه تمدنی ماست؟ 🔻در تحلیلِ نفوذ فرهنگی، همیشه نباید دنبالِ ردپای سیاست گشت؛ گاهی ما بازی را به «بی‌سلیقگی» خودمان باخته‌ایم. وقتی خرس‌های قرمز و کادوهای ویترینی، جای معنای عمیقِ دلبستگی را می‌گیرند، یعنی در تعریفِ یک آیینِ هویت‌ساز شکست خورده‌ایم. ولنتاین، میهمانی ناخوانده از افسانه‌های لرزانِ غرب است؛ حال آنکه ما "سپندارمذگان" را داریم؛ جشنی که از نبضِ طبیعت و قلبِ این سرزمین جوشیده تا ثابت کند عشق در فرهنگِ ما، «کالا» نیست؛ «ریشه» است. 1️⃣ وقتی زمان به نام زن متوقف می‌شود. در تقویم باستان، «پنجم اسفند» روزِ ملاقات بود؛ سِپَندارمَذ ‌روز از سِپَندارمَذ ‌ماه. این نام که یعنی «فروتنیِ مقدس»، حکایت همان صبری است که زمین دارد و زن هم. قدیمی‌ها چقدر لطیف فهمیده بودند که زمین، با همه‌ی سخاوتش، در سکوت، بذر را شکوفه می‌کند. و این، دقیقا همان «روح زنانه» هستی است. آن‌ها زن را در مقام «ایزدبانوی زمین» می‌دیدند؛ نه مثل امروزِ مدرن‌زده، در ویترینِ تجارت و مصرف. در نگاه نیاکان ما، زن همان‌قدر مقدس، حیات‌بخش و بی‌ادعا بود که زمین. ریشه‌ای که حیات می‌بخشید، بدون آنکه تمنّای دیده شدن داشته باشد. سپندارمذگان روزی بود که زمان می‌ایستاد تا یادمان بیاورد شکوهِ زن، در تواضعی است که جهان را بارور می‌کند. 2️⃣ الهیاتِ زمین و شکوهِ ایزدبانویی در فرهنگ ما، زن «کادویِ عشق» نیست که با یک جعبه شکلاتِ تاریخ‌مصرف‌دار سر و تهِ قضیه را هم بیاوریم. زن، خودِ حیات است روی زمین. اگر ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه از «مردگیران» یا «مژدگیران» می‌گوید، منظورش یک رهاییِ مقطعی نیست؛ دارد از «ولایتِ عاطفی» زن بر هستی حرف می‌زند. در این آیین، مردِ ایرانی پیش پای زن زانو می‌زد تا اعتراف کند که اگر زندگی‌اش هنوز بو و خاصیت دارد، مدیونِ همان صبرِ زمین‌گونه‌ی زن است. این‌جا عشق، از آن «تبِ تندِ دو‌نفره» و زودگذر در می‌آید و می‌شود «رسمِ ریشه‌داری» که در آن، مرد یاد می‌گیرد حرمتِ ریشه‌اش را نگه دارد. زن، همان کسی است که اجازه نمی‌دهد دنیای ما در خشکی و سختیِ مردانه، تَرَک بخورد و از هم بپاشد. 3️⃣ تقابل با ولنتاین؛ اصالت در برابر مصرف‌زدگی ولنتاینِ غربی، عشق را «کالایی» کرده است؛ یک‌جور فشارِ ویترینی که آدم را مجبور می‌کند با خریدنِ چیزهای مصرفی، «بودنِ» خودش را ثابت کند. اما سپندارمذگان از جنسِ طبیعت است. هدیه‌ی این روز، مژدگانیِ بهاری است که در پنج‌قدمیِ اسفند ایستاده. در ولنتاین، زن اغلب در حد یک «معشوقه‌ی گذرا» تعریف می‌شود، اما در اسفندگان ما با یک هویتِ کامل روبروییم: زن به مثابه‌ی مادر، همسر، دختر و زمین. این عشقی است که ریشه در «مسئولیت» دارد، نه در هورمون. عشقی که با ریشه‌های ما چنان چفت می‌شود که انگار «مهرِ مادری» و «شورِ همسری» دو نیمه‌ی یک پلاکِ اصیل هستند. 4️⃣ تمدن‌سازی با بویِ اسفند و خاک برای ساختنِ «تمدن نوین اسلامی»، ما نیاز به «نماد» داریم. نمادی که هم اصالتِ تاریخیِ هخامنشی و ساسانی را در رگ‌هایش داشته باشد و هم با معنویتِ عمیقِ اسلامی، در ستیز نباشد. سپندارمذگان همین نماد است. این روز به ما یادآوری می‌کند که برای ابرازِ عشق، نیازی به وارداتِ فرهنگِ «روبان‌های قرمز» نداریم. ما روزی را داریم که در آن، شکوفه‌های بادام با زمین آشتی می‌کنند؛ روزی که در آن مردِ ایرانی، یاد می‌گیرد به اعتبارِ «ایزدبانویِ» خانه‌اش، متواضع باشد و بفهمد که خانه بدونِ این مهر، فقط چهاردیواری است. ♦️و الحاصل: مثلثِ «عشق، زن، زمین» ستون‌های هر تمدنِ پایدارند. اگر می‌خواهیم در برابر سیلِ فرهنگ‌های سطحی بایستیم، نباید فقط سد بسازیم؛ باید رودخانه‌ی خودمان را جاری کنیم. پنجم اسفند، شناسنامه‌ی فرهنگی ماست. بیاییم این روز را از غبارِ تاریخ درآوریم و به نبضِ زندگی جوان‌هایمان برگردانیم. تمدن را کسانی می‌سازند که ریشه‌های خود را در خاکِ خویش می‌جویند، نه در ویترینِ دیگران. اسفند، ماهِ بیداریِ زمین است؛ بگذاریم ماهِ بیداریِ هویتِ ما نیز باشد. ✍🏻 محمدحسین نجفی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤍 آخ جانا... 🫠 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
💬 میگه: می‌دونم وسوسه‌های دور و برت زیاده. اما... من خیلی بهت نزدیکم. از رگ گردن هم نزدیک‌تر. 💬 زمزمه می‌کنه زیر گوشت: بگو می‌شنوم؛ جوابت رو هم میدم. 💠دوستِ خیلی نزدیک به خدا، قدر این راهنمای نزدیک رو می‌دونی؟! (بقره ۱۸۶ _ ق ۱۶) ✍🏻 زینب رحیمی 📷 سارا زینلی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖊نویسندگی؛ از واجب معلق تا شرط متأخر 💡 مطالب خود را با روشن‌بینی و بلندنظری و همراه با عمق و با شجاعت کامل در بیان مطالب بنویسید. شجاعت کامل در بیان مطالب، یعنی این‌که نویسنده نباید هیچ‌گونه رودربایستی‌ای از دانشجو و غیر دانشجو بکند. 🎯 به‌عبارت دیگر، وقتی من دارم این مطلب را می‌نویسم، اگر در این مطلب چیزی هست که به دلیلی به آن خواننده بر خواهد خورد، یا پیش‌داوری او را به هم خواهد زد، این نباید مثل شرط متأخر در نوشته‌ی من اثر کند؛ مثل واجب معلق، که در صحت آنچه که قبلاً اتفاق افتاده، بعداً اثر می‌گذارد! بنابراین، شما باید مطالب را واقعی و شجاعانه بنویسید. 🗓 ۱۳۷۰/۱۱/۲۸ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰 فعلیت انسان در فضای حقیقی ✍🏻 به قلم جواد جعفری 🖥️ با همراهی پژوهشگاه فضای‌‌مجازی پردیس‌ قم 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🤦🏻 اینا تو اجابت مزاج خودشون موندن، بعد منتظری بیان خواسته‌های تو رو اجابت کنن؛ بدبخت؟! ✍ راضیه واحدی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh