🔻منتخب اشعار در شأن و شهادت امام خامنهای (ره)
(بخش اول)
🔹اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد
از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد
افشین علا
🔹اگر رفت آقا، خدایش که هست
به گوشِ دلِ ما صدایش که هست
سیدمحمدرضا یعقوبیآل
🔹بگو به خصم که از کشتنش مشو غرّه
نمرده است بهقرآن خدای خامنهای
محمدرضا طمهاسبی
🔹در هر قنوت خود شهادت آرزو کردی
آری دعایت رنگوبوی استجابت داشت
احمد علوی
🔹پرچم پس از تو نیز پایندهست میدانم
بعد از محمد هم، خدا زندهست میدانم
رضا شریفی
🔹چشممان بر امامِ این جادهست
کفن ما همیشه آمادهست
محسن ناصحی
🔹من زندگی بدون تو را صبر میکنم
باشد! ولی دومرتبه برگرد با ظهور…
فاطمه عارفنژاد
🔹یگانهمردِ زمان! مَردِ مَرد، خامنهای
همیشه فاتحِ روزِ نبرد، خامنهای
همان حسینِ زمان بود و با یزیدِ زمان
زمانه دید که بیعت نکرد، خامنهای
مرتضی حیدری آل کثیر
🔹عزاداریم آری، با تمامِ جان عزاداریم
به جای رختِ مشکی، وقت آن شد تیغ برداریم
محمد مرادی
🔹برگرد و از ما جان بخواه ای مهربانآقا!
برگرد و «ای ایران» بخواه از روضهخوان، آقا!
رضا شریفی
🔹تو زندهای و باز دل ما به تو قرص است
بگذار که دنیا همه درهم شده باشد
سیده اعظم حسینی
🔹ما أعظَمَها، داغ تو آتش به جهان زد
تو جنس غمت مثل غم روز دهم بود
عباس شاهزیدی
🔹با جامهٔ رزم، اشک خود را کن پاک
چون خونِ شهید را عزاداری نیست
سیدعلی نقیب
🔹دلودماغ ندارد برای فروردین
که سوگوار شد اسفندماه بعد از تو
شهاب مهری
🔻رسانه بافتار
#شعر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خامنهای! اسمی که در دلهای غبارگرفته و غمِ آزادیخواهان جهان، حک شد. درست مثل این شیشهی خاک گرفتهی ماشین!
✍🏻 #پردیس_قاسمیان
#عکسنویس
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🚩 کارن همایونفر برای «وعدۀ صادق۴» آوای جنگ ساخت.
🎼 کارن همایونفر، آهنگساز، همزمان با آغاز عملیات «وعدۀ صادق ۴»، سه قطعه مارش نظامی ساخته است.
#صوتی #کارن_همایونفر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
مجموعه تبیینی #بصیرت
شماره ۵، ۶، ۷ و ۸
موضوع: #ولایت_فقیه
✍🏻 #دکتر_کبیری
📷 #فاطمه_عباسنژاد
این مجموعه ادامه دارد...
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏴 ۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی سوم
رسم این است که سفر کردهای اگر در راه است برای پیشواز شهر را آب و جارو میکنند، خیابانها را ریسه میبندند و کام همه را به طعم شیرینی، شیرین میکنند.
ما ملت آداب و رسومهای کهنیم، فرهنگ با گوشت و خونمان درآمیخته، ما بلدِ کاریم. اما نه شما مسافری هستی شبیه دیگر مسافران، نه رسم تجلی خورشید رسم معمول جهان. باید دل شب شکاف بردارد تا سپیده سر بزند، باید ابرهای سیاه متلاشی شوند تا خورشید عالمتاب شود.
همین است که جهان به زلزلهای عظیم قیامت صغری شدهاست، زمین جز به خون سیراب نمیشود و قلبها جز به رعد نبأ عظیم بیدار نمیشوند.
همین است که اسماعیلها یکبهیک به قربانگاه میروند. ما دیگر گوهری گرانبهاتر از جانمان، آقایمان و رهبرمان نداشتیم؛ خاک ما پر شده از گوهرهایی که هرکدام برای فروغ یک جهان کافیبود.
شیپور جنگ نواختهشده، مرد از نامرد جدا شده، غربالهای آخرالزمان سخت و سختتر شدهاند. کارزار جهاد اکبر و اصغرمان به هم گره خورده. نه به انتقام، که به زمینهسازی ظهور سرپاییم؛ که انتقام گوهرهای ما مرگ هیچکدام از این مزبلههای ابلیس نیست.
تاریخ با چشمانی باز و متحیر گواه است شیعیان علیبنابیطالب (علیهالسلام) رد خون سرخ امام شهیدشان را دنبال کردند و تا آخرین نفس ماندند به رویارویی با تمام جهان، به پیکار با تمام کفر، به مقابله با ابلیس، در حالیکه خار در چشم و غمی عظیم به جان داشتند، در حالیکه خود بودند و خدایی که برایشان کافی بود و وعدهی صدقی که انتظارش دلهاشان را سخت و محکم میکرد. در حالیکه شرق و غرب به تماشا و تمسخر نشسته و تمام قد مقابلشان ایستادهبودند.
کزبر الحدید شب و روز زیر آتش دشمن فریاد یالثاراتالحسین (علیهالسلام) سردادند. مرد و زنشان به میدان آمده و خواب را بر خود حرام کردند. مردمی که معجزهی پیامبر آخرالزمانند و پروردهی دامان انقلاب. غبار فتنه و جنگ که بنشیند رایحهی خوش نفسهای پاکان، جهان را معطر میکند و آن روز صورت و سیرت زیبای مبارزین دیدنی است، که فضلاللهالمجاهدینعلیالقائدین.
✍🏻 سعیده اجتهادی
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh