eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
749 عکس
281 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑 تنظیم اسم نوزاد با اسم موشک ایرانی! کاربر انگلیسی نوشت: «اگر بن گویر واقعاً مرده باشد، می‌خواهم اسم موشک را بدانم! اگر مطمئن شوم، اسم یکی از فرزندان خانواده‌ام را به نام آن موشک نامگذاری میکنم.» پ.ن: با این حساب لازمه سپاه، اسامی دخترونه رو هم روی موشکاش اضافه کنه! بازم بگیم ادبیات چقدر مهمه یا کافیه؟ ؛) ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
در راستای خونه‌ نیمه خراب شدنمون بر اثر موج انفجار و نگاه وراثتی ادیسونی به وقایع، پدرم اظهار داشتن که اصلنم درد نداشت و ما خودمون می‌خواستیم بکوبیم از نو بسازیم. وی در جواب سوالم مبنی بر اینکه چرا زودتر اینکارو نکردیم، خواستار سکوت من در مجامع بین‌الخانوادگی شد. ✍🏻 راضیه واحدی :) ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
بسوز ای سعی باطل پرچم ایران نمی سوزد نمی دانی مگر در شعله ها ایمان نمی سوزد طراح: محمدحسین جوانی شاعر: محمد رسولی ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
Mohsen Chavoshi 1_5010474200012425056.mp3
زمان: حجم: 11.3M
🎙️ : «حسبی‌الله» گفتگوی من با مولایم علی(ع) است و براستی خدا برای ما بس است… 📻 آه وطن... وطن... ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بعضی بدرقه‌ها اشکِ بلند می‌خواهند؛ بعضی‌ها اما قامتِ راست. پیکرِ شهید «محمد جمشیدی گرمه‌خانی» بر دوش شهر می‌رود. و همسرش، به جای فرو ریختن، می‌ایستد... سلامِ نظامی می‌دهد؛ انگار هنوز در همان قرارِ نانوشته‌اند: تو مرز را نگه دار، من قامتت را. نمی‌دانم اسمش صبر است یا ایمان؛ اما حتماً باید خیلی بزرگ باشی که عشقِ زندگی‌ات را این‌طور، با احترامِ نظامی بدرقه کنی. ✍🏻 محمدحسین نجفی ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 صحنه‌های تلخ دیروز سحر دو ساعتی صدای انفجار و لرزش می‌‌آمد، حالم خیلی بد شد. حتی هنوز در دست چپم حالت سنگینی احساس می‌کنم چون در و پنجره‌ها بدجور تکان می‌خوردند. در بعد از بسته شدن به خاطر لرزش مدام باز می‌شد. سرخی آسمان چهره‌ای از قیامت را یادم آورد. پس شب موقع خواب در گوش هایم را گرفتم و خوابیدم؛ بعضی مواقع که احساس می‌کردم صدایی می‌آید یک لحظه دستانم را برمی‌داشتم، دوباره می‌گذاشتم و ذکر می‌گفتم. تصمیم گرفتم که هر موقع صدای هورهور جنگنده می‌‌آید سراغ‌ گوشی نروم، بیرون را هم نگاه نکنم تا این‌طوری کمتر بترسم و استرس اذیتم نکند. واقعا خدا در این لحظات حساس جنگ به همه آرامش بدهد، مخصوصا به خانم‌های باردار. ان‌شاءالله هر چه زودتر این جنگ به نفع جبهه حق (ایران اسلامی) تمام بشود. ✍️🏻 ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
- اگه بدونی چه موشکی زدن... ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
خُلق‌مان تنگ است بعضی وقت‌ها زنـدگـی جـنگ است بعضی وقت‌ها گـاه کــاغـذ، گـاه قـیـچـی، گـاه سـنـگ سهم‌مان سنگ است بعضی وقت‌ها رفــت غــم، آمــد دوبــاره بــاز هــم مـثــل آونگ است بعضی وقت‌‌ها اهــل آوازیـــــــم، امــا نــــالــــه‌مــان ناله‌ی چنگ است بعضی وقت‌ها دلـخـور از تــقــدیــر مـی‌گـردیـم که کارمان لنگ است بعضی وقت‌ها انــتــظــار صــبــح دارد مـــــــاه هــــم... شب که دلتنگ است بعضی وقت‌ها ✍🏻 ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
عروسک یعنی دختر، دختری که عاشق مامان شدن باشد. دختری که‌ خنده‌هایش گوش آدميزاد را پر از شادی می‌کند. شوخی‌هایش آدمی را در شادی فرو می‌برد. بامزه بازی‌هایش جان آدمی را تازه می‌کند... عروسکش گاهی مهمانش می‌شود برای ناهار و عصرانه، گاهی با او غیبت می‌کند ادای مامان و خاله‌اش را در می‌آورد. گاهی بچه‌ی نازش می‌شود قربان صدقه‌اش می‌رود. و گاهی بچه‌ی بدی می‌شود دعوایش می‌کند... وای به روزی که عروسکی بی صاحب باشد. عروسکی پاره و خاکی باشد. عروسکی که خون عزیزش رویش ریخته شده باشد. آدمی باید زنده زنده چال بشود تا نبیند عروسکی که دیگر صاحبش نیست در دست امدادگر‌ی از خانه‌ای بیرون می‌رود... ✍🏻 ابوالفضل گلستانی ‌📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh