eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
756 عکس
281 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 تدبیر ۲۵۰ ساله؛ نقش راهبردی عالمان دین در گذار از فتنه‌های آخرالزمان سیر تاریخی و حرکت ۲۵۰ ساله‌ی ائمه اطهار (ع)، همواره بر مدار آماده‌سازی جامعه‌ی شیعی برای گذار به دوران غیبت استوار بوده است. بر اساس فرمایش حضرت ولی‌عصر (عج)، یگانه راهکار صیانت از مکتب اهل‌بیت در برابر تندباد حوادث و هجوم فتنه‌ها، رجوع به راویان حدیث و عالمان دین است. تدبیر راهبردی ائمه (ع) برای مواجهه با رویدادهای آخرالزمانی، اعطای مقام نیابت به طلاب و سپردن سکان راهبری به حوزه‌های علمیه در عموم مسائل جامعه است. این نقش بی‌بدیل که ریشه در کلام معصوم دارد، نه تنها امت را در مسیر روشن مکتب اهل‌بیت ثابت‌قدم نگاه می‌دارد، بلکه به موضع‌گیری‌ها، مشروعیت و قطعیت می‌بخشد. دامنه‌ی این رسالتِ واگذارشده، از مرتبه‌ی روشنگری و تعمیق باورهای ایمانی آغاز می‌گردد و تا الگوسازی، هدایتگری و مدیریت میدانِ عمل و جهاد امتداد می‌یابد؛ رسالتی که غایت آن، رهایی جامعه‌ی شیعی از حیرت و سردرگمی در غبار فتنه‌هاست. بر این اساس، مراتب نقش‌آفرینی حوزه‌های علمیه و طلاب را می‌توان در محورهای زیر صورت‌بندی کرد: ۱. روشنگری و تبیین دقیق تهدیدها و فرصت‌های نهفته در حوادث زمانه. ۲. ترسیم نقشه‌راه اصولی، جهت تبدیل تهدیدها به فرصت و دستیابی به اهداف مطلوب. ۳. تعیین شاخص‌ها و ملاک‌های قطعی در حرکت‌های اجتماعی بر پایه آموزه‌های اصیل دینی. ۴. توزیع وظایف و تعیین نقش‌ها در کنش‌های جمعی، بر مبنای نقشه‌راهِ ترسیم‌شده. ۵. حضور فعال و پیشگامانه به عنوان الگوی عملی در عرصه‌های کار جهادی. ۶. روایتگریِ صحیح از میدان جهاد و تثبیتِ روایت‌های حق در افکار عمومی. بدین‌ترتیب، حوزه‌های علمیه و طلاب در جایگاهی از راهبری جامعه قرار می‌گیرند که نه تنها نشان از منزلت والای آنان دارد، بلکه تکلیف و مسئولیت بسیار سنگینی را بر دوش ایشان می‌نهد. در همین راستا، امام سجاد (ع) در نامه‌ای تاریخی به محمد بن مسلم زهری، با بیانی قاطع و هشداردهنده، رسالت خطیر عالمان در برابر جامعه را متذکر می‌شوند. در فرازی از این نامه آمده است: «... لاَ تَحْسَبَنَّ اَللَّهَ قَابِلاً مِنْكَ بِالتَّعْذِيرِ وَ لاَ رَاضِياً مِنْكَ بِالتَّقْصِيرِ؛ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لَيْسَ كَذَلِكَ! أَخَذَ عَلَی‌ اَلْعُلَمَاءِ فِي كِتَابِهِ إِذْ قَالَ: لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنّٰاسِ وَ لاٰ تَكْتُمُونَهُ... فَانْظُرْ لِنَفْسِكَ فَإِنَّهُ لاَ يَنْظُرُ لَهَا غَيْرُكَ، وَ حَاسِبْهَا حِسَابَ رَجُلٍ مَسْئُولٍ...»(۱) «گمان مبر که خداوند عذرت را بپذیرد و یا به کوتاهی و تقصیرت رضایت دهد؛ هیهات، هیهات! چنین نیست. خداوند در کتاب خویش از عالمان پیمان گرفته است آنجا که می‌فرماید: "باید [حقایق را] برای مردم بیان و روشن کنید و آن را کتمان ننمایید..." پس به وضعیت نفس خویش بنگر؛ چرا که جز تو کسی مراقب آن نیست، و از نفس خود حساب بکش، همانند حساب کشیدن از مردی که [در پیشگاه خداوند] مسئول و پاسخگوست...» (۱) تحف العقول، ج ۱، ص ۲۷۴ ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
ببین آمریکا؛ ببین اسرائیل! دیگه داری زیادی دور بر می‌داریا. پاشو بیا؛ نیروی‌های مسلح نمی‌خواد؛ حریفت منم. من از دسته‌ی دخترای کاپشن صورتی ایران، حریفت هستم. در حاشیه راهپیمایی روز قدس ۱۴۰۴ ✍🏻 زینب رحیمی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
NSHDI.mp3
زمان: حجم: 6.6M
صدایی از ملکوت.. 🕊️ 🔻از هیچ چیز نترسید!🔻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📸 حیرت سناتور نیجریه‌ای از پیشرفت ایران تحت تحریم های سنگین ۴۷ ساله! ▫️چگونه کشوری که ۴۷ سال تحت تحریم بود، به نرخ سواد بالای ۹۰ درصد رسید؛ چگونه به نرخ سواد ۹۸ درصد برای شهروندان زن خود دست یافتند؟ چگونه توانستند یک سیستم مراقبت‌های بهداشتی پیشرفته ایجاد کنند؟ 🔹چگونه توانستند یک نیروی نظامی قدرتمند بسازند؟ چگونه توانستند دانشمندان درجه یک تربیت کنند و یک پایگاه علمی قوی بسازند؟ چگونه توانستند با وجود تحریم‌ها، برق بدون وقفه برای مردم خود فراهم کنند؟ چگونه توانستند با وجود تحریم‌ها، پالایشگاه بسازند و اداره کنند؟ کدام کشور روی زمین می‌تواند تحت جنگ و تحریم به این مهم دست یابد؟ 🔸چرا آن کشورهایی که تحت تحریم نیستند، نمی‌توانند به چنین دستاوردهایی برسند؟ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔻معلوم نیست تا کی اینترنت بین‌الملل نداشته باشیم... 🔹 تا اون موقع براتون یک « لیست پخش » خفن دارم که مطمئنم از شنیدنش پشیمون نمی‌شید! 🔸 مجموعه‌ی سخنرانی‌های آقای شهیدمون در سالگرد رحلت امام عظیم‌الشأن انقلاب رحمةالله علیهما 🔺 خودم از چند ماه قبل شهادت آقای شهیدمون شروع کردم به گوش دادنش و چون هرکدوم رو چند بار گوش می‌کنم و دنبال منابع صحبت‌ها می‌گردم هنوز تمومش نکردم! 🔺 روی پیوند یا همین نوشته‌ی آبی کلیک کنید و داخل کانال رسمی اولین سخنرانی رو بشنوید. پیام‌های بعدی کانال، متن و صوت یک مجموعه‌ی نفیس و سی‌ و پنج ساله‌‌ست! ✍🏻 ابراهیم کاظمی‌مقدم 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
دلمان تنگ شده حضرت ماه از غم روز دهم، روز سیاه نه سیاهی که ز ماتم باشد بلکه از بزدلی مرد تباه همه ی مردم ایران هستند در دفاع از وطنت همچو سپاه گنج گفتار حکیمانه‌ی تو شده امروز همان نقشه راه تو چنان حضرت مولا بودی که غمت را نکشد جز دل چاه گرچه آهنگ حماسه است به سر دلمان تنگ شده، حضرت ماه ✍🏻 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰 روایت یک بازدید پاییز سال ۱۳۹۶ در بازدید آیت‌الله خامنه‌ای از مناطق زلزله زده سرپل ذهاب، وارد روستای قلعه بهادری شدیم. جلوی یکی از خانه‌ها ایستادیم. آقا وارد حیاط خانه شد. وقتی آقا وارد حیاط شد، هنوز مردم روستا جمع نشده بودند. من رفتم جلوتر توی یکی از چادرها مردی بچه به بغل بود؛ اجازه گرفتم و داخل شدم. حدس زدم چون مرد داخل چادر هست آقا وارد آنجا می‌شوند. آقا وارد چادرهایی که مردشان نبود نمی‌شدند. اسم مرد را پرسیدم، کیومرث قوچانی بود. دو زن جوان هم داخل چادر بودند و زنی سن دار. چادر را خودشان علم کرده بودند با نی و نایلون. حدسم درست بود آقا جلوی چادر ایستاد. به کیومرث گفتم: برو جلو تعارف کن. مرد دستپاچه بود؛ بچه را داد بغل یکی از زن‌های جوان و رفت جلوی ورودی چادر. کیومرث دست دراز کرد و دست داد. آقا دست کیومرث را نگه داشت و داخل شدند؛ سلام و علیک کردند. کیومرث گفت نور آوردید. سید مجتبی پسر آقا هم پشت سرشان وارد شدند سقف چادر کوتاه بود، همه سرمان را کمی خم کرده بودیم. آقا با همه احوالپرسی کردند و بعد به نی‌ها اشاره کردند و چادر و پرسیدند: اینها را خودتان ساختید؟ زن‌ها جواب مثبت دادند. آقا دعایشان کردند؛ یک قدم جلوتر رفتند و با نوک انگشت‌ها لپ بچه.ای که بغل یکی از زن‌ها بود را گرفتند و بعد همان نوک انگشتانشان را بوسیدند. چند جمله‌ای صحبت کردند و از چادر خارج شدند. یکی از محافظ‌ها کفش‌های آقا را گذاشت جلوی پایش تا بپوشد. وقت بیرون رفتن همه دنبال آقا رفتند من و آقا مجتبی مانده بودیم در ورودی چادر و دنبال کفش‌هایمان میگشتیم که زیر پای جمعیت جابجا و گلی شده بود. آقامجتبی لبخند زد و گفت: آقای قزلی تو هم دنبال کفشت میگردی؟ لبخندش را جواب دادم و به شوخی گفتم: اگر پیدا کنیم هم این کفش دیگر کفش نمیشود. بالاخره کفش‌هایم را جوریدم و پوشیدم و بیرون آمدم. همان موقع فهمیدم یکی از لنگه‌های کفشم عوض شده... حرف یکی دو لنگه کفش نیست... حرف ادب و تواضع است. بعضی محافظ‌ها و خبرنگارها در روستاهای قبلی به اقتضای شلوغی فهمیده یا نفهمیده با کفش وارد چادر زلزله زده‌ها شده بودند. آقا و پسرش ولی کفش‌هایشان را در می‌آوردند دم چادر و ادب و آداب دید و بازدید را رعایت می‌کردند. مردم ایران و دنیا باید بدانند رهبران ایران حرمت زیرانداز مردم‌شان را هم نگه میدارند؛ آن هم در دنیایی که چنان جنگل شده که زورمندش خون بچه‌های دبستانی را به هیچ می‌گیرد. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 همونی که براش نمردیم آخر سر فدای ما شد..💔 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh