⭕️ این سه هفته چه بر سر ذهن مردم آمده است؟
احمد زیدآبادی روزنامهنگار اصلاحطلب:
🔹دیگر حالا هر آدم بیطرفی اذعان میکند که خطری قریبالوقوع از جانب ایران، آمریکا و اسرائیل را تهدید نمیکرده است. این نکته ادعای مقامهای ایرانی نیست. جو کنت، رئیس مرکز مبارزه با تروریسم در دولت ترامپ، نه فقط بر آن مهر تأیید زده، بلکه به دلیل طرح ادعای چنین تهدیدی از جانب دولت متبوع خود، از مقامش استعفا داده و تأکید کرده است که وجدانش اجازهٔ حمایت از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به او نمیدهد.
🔸در عین حال، اینک هر آدم منصفی تصدیق میکند که مذاکرهکنندگان ایرانی در نشست ژنو، پیشنهادی به طرف آمریکایی ارائه کردهاند که متضمن رفع نگرانی هر کشوری نسبت به برنامهٔ هستهای آن بوده است. این حقیقت را نه فقط بدر بن حمد بوسعیدی وزیر خارجهٔ پادشاهی عمان به عنوان میانجی مذاکرات، بارها تکرار کرده است بلکه طبق گزارش روزنامهٔ گاردین، جاناتان پاول، مشاور امنیت ملی دولت بریتانیا نیز که در آخرین دور مذاکرات ژنو حضور داشته، پیشنهاد ایران را "غافلگیرکننده" و مناسب برای پیشگیری از جنگ توصیف کرده است.
🔹با این اوصاف، شبیخون بزدلانهٔ ترامپ و نتانیاهو به خاک ایران، نمیتواند انگیزهای جز آزمندی و بدسگالی داشته باشد.
این دو، آنقدر هم استعداد نداشتند که یک تاکتیک ناجوانمردانه یعنی حملهٔ غافلگیرانه در وسط مذاکرات را دو بار تکرار نکنند تا بدین اندازه پست و خوار و بیاعتبار جلوهگر نشوند!
🔸آنها شبانهروز ، سرتاسر خاک ایران و مراکز آموزشی و ورزشی و پژوهشی و نفتی و بندری و سیاسی کشور ما را مورد تاخت و تاز نظامی و عملیات تروریستی خود قرار میدهند و جان مردم ما و داراییهایی شخصی و ملی آنان را نیست و نابود میکنند.
🔹کار به جایی رسیده است که پس از ارتکاب هر جنایتی علیه سرزمین و مردم ایران، به کار خود افتخار میکنند و افرادی مانند هگست و کاتز، بیرحمی و سفاکی خود را مایهٔ مباهات میدانند! حقا که تاریخ چنین دنائت و حقارتی را به ندرت تجربه کرده است.
🔸این سطح از سفاکی، مردم ما را به خشم آورده است. این مردم دیگر آن مردم سه هفته پیش نیستند که دغدغهٔ بسیاری از آنان، نوع رفتار جمهوری اسلامی باشد. در واقع سطحِ توحشِ مدعیان تمدن، آنها را چنان منزجر کرده است که بسیاری از آنان نه تنها کارنامه و عملکرد سران و مسئولان کشور را به حاشیه بردهاند بلکه اکنون جز به کمک برای به خاک مالیدن بینی رهبران دو کشور متجاوز به چیز دیگری نمیاندیشند.
🔹در این روزها من با شهروندان بسیاری روبرو شدهام که پیش از این در شمار معترضان سرسخت جمهوری اسلامی بودند و سیاست خارجی آن را بخصوص در برابر آمریکا و اسرائیل ریشهٔ عمده مشکلات اقتصادی کشور میدانستند.
🔸این جنگ بیقاعده و متوحشانه اما افکار آنان را تغییر داده و به همدلی با جمهوری اسلامی کشانده است به طوری که در پی جستجوی راهی برای کمک به آن در مقابل تجاوز بیگانگان هستند.
🔹کار چنان بالا گرفته است که افرادی همیشه ناراضی از شیوع فساد، اکنون در بارهٔ حجم و ابعاد آن نیز به تردید افتادهاند و میپرسند مگر مقامها و رسانههای تحت کنترل آمریکا و اسرائیل نمیگفتند بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی کشور، پولهای مردم را به حسابهای خود در خارج منتقل کردهاند و به مجرد آغاز جنگ آمادهٔ فرار از کشورند؟ پس چرا بعد از جنگ، یکی از آنها پست خود را ترک نکرده و به رغم رعبافکنی آمریکا و اسرائیل، به کار خود ادامه میدهند به طوری که شمار بالایی از آنان به همراه زن و بچهٔ خود، هدف عملیات تروریستی قرار میگیرند و خانوادگی کشته میشوند؟
🔸در این میان، نظامیانی که با آگاهی از مرگ فوری و قطعی، پشت لانچرهای پرتاب موشک مینشینند، عواطف بسیاری از شهروندان را برانگیخته است. روزانه اجساد متلاشی شدهٔ شماری از این نظامیان را در مناطق غربی کشور جمعآوری و در کیسه میکنند و برای خاکسپاری به شهرهای خود میفرستند.
🔹من نمیدانم این جنگ ایرانسوز و منطقهسوز چه زمانی و با چه نتیجهای به پایان خواهد رسید اما میدانم که جنگ به چنان نفرتی از ترامپ و نتانیاهو حتی در بین مردم مخالف و منتقد نظام حاکم دامن زده است که تحت هر شرایطی از ایران هیچ بهره و نصیبی نخواهند برد!
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
حامد زمانیسپیدار.mp3
زمان:
حجم:
15.5M
🎼 ترانۀ «سپیدار»
🎙️ #حامد_زمانی
✍🏻 #سیدحسین_متولیان
🔹 اینک در آخرین شبهای سال، نهفقط تهران، بلکه گوشهوکنار ایران، «شهر هزارسنگر» شده است. «سپیدار»، قصۀ انسانهای همین ساعتها را برای ما شرح میدهد؛ اما نه از یازدهم اسفند ۱۴۰۴، بلکه با عشق و وفاداری دیرینه به اهلبیت اطهار (ع) و نهضت عاشورا. مردم ایران در این سرگذشت، همگی شخصیتهای نقشاول هستند و ایمانشان آنان را با یکدیگر یکدل میکند. مردان و زنانشان با قلبهایی شورانگیز و روحهایی پرصلابت در لحظههای حادثه و پیکار در تاریخ، همیشه آغوش خود را بیواهمه روبه شهادت گشودهاند و برایشان خط مقدم و پشتجبهه هیچ فاصلهای از هم ندارند؛ بهویژه در «جنگ رمضان» که دریاسالاران شهیدش بهتعبیر بخشی از ترانه، اکنون در پایداری خودْ «همسنگ دنا» شدهاند.
🔻رسانه بافتار
#ترانه_نویسی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🎙️روزه بهبیان #سیدحسن_نصرالله
در لحظههای پایانی رمضان الکریم..
#نویسنده_متعهد
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
تو که گوشیفروشی داری چرا ناراحت میشی؟
من فقط آیفون١٧ پرومکست رو گرفتم و از دستم افتاد! مگه نمیگفتی آمریکا صدتا اف٣۵ داره مهم نیست یکی رو بزنی؟
✍🏻 ابراهیم کاظمی مقدم
#متن_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
جنگ چهرههای متفاوتی دارد.
حماسه و ترس، غم و امید، سوگ و خشم.
حماسه و امید چهرههای قابل ستایش جنگند؛ اما غم و ترس زنانه ترند...
این روزها از زنان زیادی شنیدم که:
"من از مرگ نمیترسم، ترس من اینه که جنگ بین من و عزیزانم فاصله بندازه.."
این غزل رو تقدیم میکنم به عزیزانم، به کسانی که از تصور دنیای بدون اونها واهمه دارم:
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
مرا بگیر در آغوش در میانهی جنگ
مرا ببخش که میترسم از صدای تفنگ
مرا ببخش اگر بغض میکنم هر بار
که میکشد به گلویم هزار موشک چنگ
میان سینهی من مردهاست اقیانوس
میان سینهی من ساحلیست غرق نهنگ
برای کشتن روحم گلوله لازم نیست
برای آینهها کافیاست ضربهی سنگ
بخوان به شوق، حماسیترین معاشقه را
بخوان میان صداهای شوم بــدآهـــنـــگ
بگو: سیاهی از این خطه کوچ خواهد کرد
بگو...! که خستهام از این لباس مشکی رنگ
تمام ترس من از فکر زندگی بــیتوســت
صدای بمب، خرابه، شهید... یک دل تنگ
بگیر دست مرا در پناه دستانت
برای دفعهی آخر بدون شرم و درنگ_
مرا بــبــوس که لــرز از تنم فــرار کـنـد
که از سرم بپرد جیغ بمب سوت فشنگ
پناهگاهتر از مرز بازوانت نیست
مرا بگیر در آغوش در میانه جنگ
بیا فرار کنیم از جهان دوداندود
به نور، عشق، به فردا، به روزهای قشنگ
✍🏻 #محدثه_نبیحسینی
#شعر
#عاشقانههای_جنگ
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
زمان:
حجم:
489.9K
💫 THE END...
🎙️ سرکار خانم واحدی
(ارزیاب و مشاور خانه بهانش)
#گزارشها
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰سماعِ قلم در معرکهی آتش
✍🏻 #یادداشت_دبیر
بیستونهمِ اسفند است. تقویم به منزلِ آخر رسیده و ما در «خانهی نویسندگان بهانش»، دورهی پنجم را به مقصد رساندیم. در روزگاری که صدای آهن و باروت، بلندتر از هر نجوایی است، ما به کلمات پناه بردیم.
شنیدم که این ایام، موجِ انفجار، خانهی خانم واحدی را لرزانده و سقف را از سکونت انداخته است. نویسنده، خانهزادِ کلمه است، نه دربندِ آجر و سیمان. ایشان حتی در ایامی که سقفِ شخصیشان فرو ریخت، ایستادند تا سقفِ خیالِ هنرجویان تَرَک نخورد. مشاورههایشان، وزنی از جنسِ صبوری و مداومت داشت؛ نوعی ایستادگی در میانهی آوار. تشکرِ ایشان از مجموعهی «بهانش» عینِ فروتنی است؛ وگرنه ماییم که باید ممنونِ نگاهِ دلسوزانهشان باشیم که نگذاشتند در هیاهوی غبار و باروت، جانِ کلام گم شود.
محمدجواد محمودیِ عزیز هم با همان صلابتِ همیشگی، مشقِ نوشتن داد. استادی که میداند در میانهی جنگ، قلم باید صیقلخورده و تیز باشد. او تمرین داد و آموخت که عضلهی ذهنِ نویسنده، زیرِ فشارِ واقعیتِ تلخِ بیرون، نباید از کار بیفتد. حضورش در این دوره، غنیمتی بود برای هر که میخواست نوشتن را جدی بگیرد.
یادی هم باید کرد از ادمینِ بهانش؛ کسی که در سایه ایستاد و این پیوندِ مجازی را برقرار نگاه داشت. نظمِ ایشان در مدیریتِ این پراکندگی، مجاهدتی خاموش بود که نباید از چشم دور بماند.
حالا اسفند به انتها رسیده و شهر، میانِ هولِ موشک و شوقِ عید، مردد است. سرکار خانم واحدی، ممنون از لطفتان. ما در این خانهی کوچک، فقط بسترسازِ وزشِ نسیمی بودیم که شما و استاد محمودی به حرکت درآوردید.
در آستانهی سالِ نو، برای نویسنده آرزوی آرامش، آرزوی غریبی است. پس آرزو میکنم قلممان میانِ سوتِ موشکها نلرزد و در سالِ پیشِ رو، کلماتمان مرهمی باشند بر جراحاتی که میبینیم. عیدِ ما، طلوعِ کلمهای است که حقیقت را از میانِ ویرانهها بیرون میکشد. سایهی همگی مستدام.
دبیر خانهی نویسندگان بهانش
محمدحسین نجفی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💣 «بمبنویس» اسم دوره بود؛ اما خانم واحدی روی این کاغذِ کاهی، برای بچهها «امنیتِ کلمه» مینوشت.
🗒 این دفترچه، فاکتورِ خریدِ فشنگ نیست؛ صورتوضعیتِ نویسندگانی است که در اسفندِ موشکباران، یاد گرفتند چطور سطرها را جوری روی هم بچینند که سقفِ خیالِ کسی پایین نریزد. یادداشتهای راضیه خانمِ واحدی، ترازویِ ما بود برایِ سنجیدنِ عیارِ آدمهایی که در «بهانش»، کلمه را به سکوت نفروختند.
کارنامه است این؛ بیتعارف. یاعلی مددی.
#گزارشها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh