مرا بگیر در آغوش در میانهی جنگ
مرا ببخش که میترسم از صدای تفنگ
مرا ببخش اگر بغض میکنم هر بار
که میکشد به گلویم هزار موشک چنگ
میان سینهی من مردهاست اقیانوس
میان سینهی من ساحلیست غرق نهنگ
برای کشتن روحم گلوله لازم نیست
برای آینهها کافیاست ضربهی سنگ
بخوان به شوق، حماسیترین معاشقه را
بخوان میان صداهای شوم بــدآهـــنـــگ
بگو: سیاهی از این خطه کوچ خواهد کرد
بگو...! که خستهام از این لباس مشکی رنگ
تمام ترس من از فکر زندگی بــیتوســت
صدای بمب، خرابه، شهید... یک دل تنگ
بگیر دست مرا در پناه دستانت
برای دفعهی آخر بدون شرم و درنگ_
مرا بــبــوس که لــرز از تنم فــرار کـنـد
که از سرم بپرد جیغ بمب سوت فشنگ
پناهگاهتر از مرز بازوانت نیست
مرا بگیر در آغوش در میانه جنگ
بیا فرار کنیم از جهان دوداندود
به نور، عشق، به فردا، به روزهای قشنگ
✍🏻 #محدثه_نبیحسینی
#شعر
#عاشقانههای_جنگ
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
زمان:
حجم:
489.9K
💫 THE END...
🎙️ سرکار خانم واحدی
(ارزیاب و مشاور خانه بهانش)
#گزارشها
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰سماعِ قلم در معرکهی آتش
✍🏻 #یادداشت_دبیر
بیستونهمِ اسفند است. تقویم به منزلِ آخر رسیده و ما در «خانهی نویسندگان بهانش»، دورهی پنجم را به مقصد رساندیم. در روزگاری که صدای آهن و باروت، بلندتر از هر نجوایی است، ما به کلمات پناه بردیم.
شنیدم که این ایام، موجِ انفجار، خانهی خانم واحدی را لرزانده و سقف را از سکونت انداخته است. نویسنده، خانهزادِ کلمه است، نه دربندِ آجر و سیمان. ایشان حتی در ایامی که سقفِ شخصیشان فرو ریخت، ایستادند تا سقفِ خیالِ هنرجویان تَرَک نخورد. مشاورههایشان، وزنی از جنسِ صبوری و مداومت داشت؛ نوعی ایستادگی در میانهی آوار. تشکرِ ایشان از مجموعهی «بهانش» عینِ فروتنی است؛ وگرنه ماییم که باید ممنونِ نگاهِ دلسوزانهشان باشیم که نگذاشتند در هیاهوی غبار و باروت، جانِ کلام گم شود.
محمدجواد محمودیِ عزیز هم با همان صلابتِ همیشگی، مشقِ نوشتن داد. استادی که میداند در میانهی جنگ، قلم باید صیقلخورده و تیز باشد. او تمرین داد و آموخت که عضلهی ذهنِ نویسنده، زیرِ فشارِ واقعیتِ تلخِ بیرون، نباید از کار بیفتد. حضورش در این دوره، غنیمتی بود برای هر که میخواست نوشتن را جدی بگیرد.
یادی هم باید کرد از ادمینِ بهانش؛ کسی که در سایه ایستاد و این پیوندِ مجازی را برقرار نگاه داشت. نظمِ ایشان در مدیریتِ این پراکندگی، مجاهدتی خاموش بود که نباید از چشم دور بماند.
حالا اسفند به انتها رسیده و شهر، میانِ هولِ موشک و شوقِ عید، مردد است. سرکار خانم واحدی، ممنون از لطفتان. ما در این خانهی کوچک، فقط بسترسازِ وزشِ نسیمی بودیم که شما و استاد محمودی به حرکت درآوردید.
در آستانهی سالِ نو، برای نویسنده آرزوی آرامش، آرزوی غریبی است. پس آرزو میکنم قلممان میانِ سوتِ موشکها نلرزد و در سالِ پیشِ رو، کلماتمان مرهمی باشند بر جراحاتی که میبینیم. عیدِ ما، طلوعِ کلمهای است که حقیقت را از میانِ ویرانهها بیرون میکشد. سایهی همگی مستدام.
دبیر خانهی نویسندگان بهانش
محمدحسین نجفی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💣 «بمبنویس» اسم دوره بود؛ اما خانم واحدی روی این کاغذِ کاهی، برای بچهها «امنیتِ کلمه» مینوشت.
🗒 این دفترچه، فاکتورِ خریدِ فشنگ نیست؛ صورتوضعیتِ نویسندگانی است که در اسفندِ موشکباران، یاد گرفتند چطور سطرها را جوری روی هم بچینند که سقفِ خیالِ کسی پایین نریزد. یادداشتهای راضیه خانمِ واحدی، ترازویِ ما بود برایِ سنجیدنِ عیارِ آدمهایی که در «بهانش»، کلمه را به سکوت نفروختند.
کارنامه است این؛ بیتعارف. یاعلی مددی.
#گزارشها
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام_نوروزی_رهبر_معظّم_انقلاب_اسلامی_1405.pdf
حجم:
320.1K
📖 #کتابچه | متن کامل پیام حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ شمسی
🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=62807
📲 @rahbar_enghelab_ir
به ترامپ بگید: اف٣۵ برای جنگ الکترونیک طراحی شده. طبیعیه هوش مصنوعیهای تو خیابون بزننش!
✍🏻 ابراهیم کاظمیمقدم
#متن_کوتاه
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💞ما زندهایم؛ مِثل اُمید…
عشق و گل زیر بمباران دشمن…
#عاشقانههای_جنگ
#عکسنویس
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰قصههای هزار و یک شب ایرانی؛
هر شب یک داستان، هر ساعت یک حادثه.
سرزمین ما گویی دفتر قطوری از روایتهاست؛
در هر کوچهاش قصهای خوابیده،
در هر شهرش حادثهای بیدار است.
گاه قهرمانی از دل خاک برمیخیزد،
گاه در دل طوفانها مردمی میایستند که تاریخ را دوباره معنا میکنند.
ایران همیشه سرزمین روایتها بوده است؛
از اسطورههای باستانی تا حماسههای فردوسی،
از دلاوریهای آرش و رستم
تا داستان مردمانی که در هر دوره
با امید و پایداری، صفحهای تازه به این کتاب کهن افزودهاند.
امروز نیز اگر گوش بسپاری،
میتوانی صدای قصههای تازه را بشنوی؛
قصههایی که نه در قصرهای افسانهای،
بلکه در خیابانها، خانهها و دلهای مردم نوشته میشوند.
هر روز روایتی تازه،
هر شب فصلی دیگر از حکایتی بزرگ.
و گاه با خود میاندیشی:
اگر فردوسی امروز زنده بود،
شاید دوباره قلم برمیداشت،
شاهنامهای دیگر میسرود؛
شاهنامهای از روزگار ما،
از مردمانی که هنوز
در میان سختیها ایستادهاند
و از سرزمینی که هنوز
قصههایش تمام نشده است.
✍🏻 جواد جعفری
#متن_ادبی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
💠 «الله اکبر» نویدبخش نظم آینده است
شمارهٔ نوزدهم «سورهٔ فتح» منتشر شد.
در این شماره میخوانید:
🔸 «الله اکبر» نویدبخش نظم آینده است
✒️ دکتر محمدرضا قائمینیک
🔸 استقامت همگانی
📝 #آیات_جنگ
🔸 ما سربلندیم
✒️ فردین آریش
🔸 جنگ برای ما جهاد با لشکر جبت و طاغوت است
✒️ رضا صدیق
🔸 مثل ما هیچوقت با مثل آمریکا صلح نمیکند
📝 #پیام_بسیجی
🔸 وعدهٔ صادق
📝 سرودهٔ افشین علاء
#سوره_فتح
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
روزنامه سوره فتح-۱۹.pdf
حجم:
2.3M
◾️ «الله اکبر» نویدبخش نظم آینده است
• نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ نوزدهم ویژهنامهٔ «سورهٔ فتح»
#معرفی_مجله
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
🤲🏻 الهی! تو کلمهای و ما کاتب؛ تو نوری و ما سایه.
در انتهای این اسفندِ سرد، شکرت که اجازه دادی کلمات، گرمابخشِ خلوتِ نویسندههای جوانِ ما باشند.
پروردگارا! این آخرین امضای ما پای ورقهای امسال و تقارنِ غنیمتِ پایانِ رمضان است. به حرمتِ «کلمه»، ما را از کلامِ قرآنت جدا مکن؛ که بینورِ وحی، لکنتِ زبانمان را درمانی نیست.
این دفترِ کاهی را با تمامِ غلطخوانیها و خطخوردگیهایش، پیشِ پایِ تو میبندیم. این بضاعتِ مزجاةِ ماست؛ به بویِ بهار و به فضلِ خویش، قبولش کن… که تو خود، انتهای هر قصهی راستی.
🗓 ۲۹اسفند _ ۳۰رمضان
✍🏻 دبیر بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh