eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
749 عکس
281 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
‌💠 جمهوری اسلامی، جمهوری شهادت است شمارهٔ بیستم «سورهٔ فتح» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: 🔸 خدا تضمین کرده راه را به رهبران الهی نشان بدهد ✒️ استاد محمدتقی فیاض‌بخش 🔸 جمهوری اسلامی، جمهوری شهادت است ✒️ دکتر سیدحسین شهرستانی 🔸 دشمنی فقط بر سر «توحید» است 📝 🔸 صبر ما تمام شده است ✒️ علی‌رضا سمیعی 🔸 مجازات قصاب تهران در پاریس ✒️ سید علی یونس‌زاده 🔸 زمانه بر سر جنگ است و ما نمی‌ترسیم 📝 سرودهٔ محمد رسولی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
سوره فتح - بیستم.pdf
حجم: 1M
◾️ جمهوری اسلامی جمهوری شهادت است • نسخهٔ الکترونیکی شمارهٔ بیستم ویژه‌نامهٔ «سورهٔ فتح» 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
یادمون باشه قدس رو فتح کردیم اسم یه سری جاها رو عوض کنیم حتما... امروز حزب‌الله *معالوت‌ترشیحا* رو زده! اول حس کردم یه جوری زدن که خبرنگار موقع تایپ اسم شهر با صورت خورده تو کیبورد! ✍🏻 ابراهیم کاظمی‌مقدم 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰 نوروزِ پیروز نگو گریه نکن این روزها. نمی‌شود. نمی‌دانم کجای دل آدم چه می‌شود که پشت چشم پر می‌شود از قطره‌هایی زلال. گاهی سرد، گاهی گرم، گاهی کم، گاهی پر و سرازیر، گاهی با اختیار و گاهی بی‌مهار، گاهی بی‌صدا و گاهی با فریاد حتی. این دم و بازدم‌های آخرسالی چهارصد و چهار به من فهماند که می‌شود در یک لحظه دو یا سه جور یا بیشتر و خاص‌تر اشک ریخت با هم. سوگ و شادی، افسوس و افتخار، برخی از همین چیزهاست که پا به پای هم دارند راه می‌روند پشت چشم‌هایم. حتی شده سر گاگولیِ عده‌ای توی سر خودم زده‌ام و چندتا از همین قطره‌ها را حرام‌شان کرده‌ام. جنگ نه خوب است و نه بد. خوب نیست چون سرشکت را می‌ریزد از قتل و غارت و تخریب و ظلمی که در آن بی‌داد می‌کند. خوب است چون، اشکت را در می‌آورد از دیدن چیزهایی که توی روزمرگی نیستند. فصلی‌اند. موسم دارند. گریه‌ها این‌طوری می‌شوند موسمی. این وسط اشک تازه‌ای روی چشمانم نشسته‌ و دوست دارم هرگز نپرد و نرود. حتی اگر مرگم رسید و شدم استخوان، باز هم باشد و بماند. خاص است. خیلی خاص. این یکی را سوا کرده‌ام از هر رقم اشک شاد و شوقی که تا حالا روی گونه‌ها غلتانده‌ام. دم دمای دو عید ملی و دینی، فطر و نوروز. چه خوش‌وقت و موقع. من و ما هم که خوشبخت برای دیدن این موسم. اشک رسیدن ایران و ایرانی به قله‌ای که دیگر فقط آرزو نیست. داریم می‌بینیمش. بعد از قرن‌هایِ خوش و ناخوش. بعد از دردها و رنج‌های دوران. چه زمان خوبی که در عید بهار ایمان و طبیعت، داریم می‌بینیم این همه راه آمده بی‌خود و بی‌ثمر نبود. آن همه جان‌های پاک و روح‌های بزرگ و باشکوه رفتند که این بشود. لحظه‌ای که ایران جان بعد از قرن‌ها و برای نخستین‌بار قد راست بکند، سرش را بلند بگیرد، مشتش را محکم ببندد و به جای خوردن توسری، بکوبد روی سر و کله‌ی گنده‌لات‌های دنیا، روی فک و دندان جانی‌ترین بدخواهان خود. نوروز چهارصد و پنج عید بلوغ ایران است. می‌نگرم به این جوان رعنا و تناور و عاقل و شجاع و خوش قامت و قد. به من بگو! ای چشم می‌توانی اشک نریزی؟ ای دل! می‌توانی شاد نباشی؟ ای زبان! می‌توانی مبارک‌باد نگویی؟ عشق نکنی؟ صفا نکنی؟ دلت نرود؟ خدایا شکرت! چه بهاری آوردی برای ما! نگفته داریم می‌بینیم پیروزترین نوروز ایران را. مبارک باشدت ای مهد تمدن! مبارک‌تان باد ای مردم ریشه‌دار! ای میراث‌داران دلیران و نجیبان! درودتان باد ای شهیدان راه حقیقت و فضیلت! با این همه غم که این روزها کشیده‌ام، نه ناراحتم نه افسرده‌. شادم و خوش‌حال. اگر ابر بهار چشم‌هایم می‌بارد، برای روییدن تاریخیِ این لاله‌ی سرخ و نجیب است. ✍🏻 استاد سعید احمدی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دانشجوی ادبیات vs نسل زد عیدتون مبارک :) 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔰 زود تموم شد! امروز وقتی دست پسرکم را گرفتم برای رفتن به نماز عید، خواب آلود بود و چشم‌ها پف کرده. انگشت‌های گرم کوچکش را گره زد به دستم.خندیدم، من هم روزگاری همین‌طوری بودم،نمی‌دانستم نماز و روزه چه هست. دست بابام را می‌گرفتم می‌رفتم‌ هی این دعای اللهم اهل الکبریا...را تکرار می‌کردند. سعی می‌کردم مثل بابام قنوت بگیرم، چشم‌هایم را ببندم اماگاهی بدنم می‌خارید، دست‌هایم از قنوت گرفتن می‌افتاد پاهایم درد می‌کرد کلا کلافه می‌شدم. رکعت دوم می‌‌نشستم؛ گوشی نبود بازی کنم، فقط باید مردم را نگاه می‌کردم مرد‌هایی که دو دست را بالا گرفتند یعنی چه می‌گفتند؟ جوراب‌های بعضی‌ها بو میداد. مثل سربازهایی‌ ایستاده تو فقط نشسته‌ای چشم می‌چرخاندی شاید بچه‌ای مثل خودت پیدا کنی که نشسته باشد تو با او چشم و چشمک بروی. همانجا برنامه‌هایت بعد نماز را مرور می‌کنی، صبحانه‌ی سر تا سری خانه پدربزرگت‌ با همه فامیل‌ها، بعد تند تند بروی عمو فیتیله‌ها را ببینی مخصوصا قاطینگا و پاتینگا، عاشق نمایش‌هایشان هستی و هی از خودت میپرسی چطوری انقدر بلد هستند. بعد برنامه دستمال کاغذی را رول می‌کنی شبیه سیبیل می‌ذاری بعدش با کشی میذاری روی لب‌‌هایت. عصای مادربزرگت‌ را برداری و مثل برنامه‌ی عموهای فیتیله‌ای معلم باسواد و پیری می‌شوی که دو تا بچه‌ی شیطون داره.صدایت را پیرمردی میکنی گاهی کش می‌دهی،گاهی خش می‌اندازی به صدا و می‌لرزانی و آرام حرف می‌زنی.. لذت میبری از این همه هوش و استعداد خودت. بعد یواشکی کسی حواسش نباشه خاله شادونه را ببینی مواظب هستی کسی نبینه چون مسخره‌ات می‌کنند مگه دختری عاشق انرژی او هستی مخصوصا چوب دستی عجیب او. حالا پسرت گوشه‌ای از مسجد نشسته است و دارد گوشی بازی می‌کند، تو چطوری به او بگویی کاش جای تو بودم و ای کاش تنها دغدغه‌ات این باشه بعدش سریال بسیار عجیب را مامان و بابا میذارند تو مسجد ببینم یا باید همین بازی را انجام بدهم. اما بابایی یک سر دارد و هزار فکر... کاش همچنان بچه بودیم. ✍🏻 ابوالفضل گلستانی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
آن موی که یزید زمانه خضاب کرد با خون رهبر ما زندگیش را سراب کرد گفتند پشت سرش که فراری شده ولی او ماند و ماندن او کار را خراب کرد مردم کنار منجی خود با ایستادگی گویا تمام رشته شان را نقش بر آب کرد از کوه قاف رگبار چله ی آرش رها شده بر پیکر مطهر ایران رنگ و لعاب کرد با صد هزار لاله ی بشکسته در این وطن کوچه به کوچه ی تن را گلاب کرد ما شیر بچه های حیدر کرار و رهبریم این ذکر را زمانه برای او ، منجلاب کرد ای شاعر شکسته قلم ای اسد ببین دنیا سر آخر سید ما را رهبر خطاب کرد ✍🏻 علی پوراسد 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
وزیر خزانه‌داری امریکا: تحریم‌های نفتی ایران رو بر‌می‌داریم! تصویر نامربوط... ✍🏻 ابراهیم کاظمی‌مقدم 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
📌۶ شرط اساسی ایران برای توقف جنگ تحمیلی با آمریکا و رژیم صهیونیستی یک مقام عالی رتبه امنیتی و سیاسی ایران به المیادین: 🔹آن‌چه ایران در حال حاضر در جنگ دفاعی خود اجرا می‌کند، طرحی است که چند ماه پیش تهیه کرده است. 🔹ایران طرح از پیش آماده‌شده را مرحله به مرحله و با صبر استراتژیک فراوان اجرا می‌‌کند؛ پس از نابودی زیرساخت‌های پدافند هوایی دشمن، ایران اکنون کنترل کامل حریم هوایی آن را در دست دارد. 🔹با این کنترل نظامی به دست آمده توسط ایران، ایران هیچ چشم‌اندازی برای آتش‌بس قریب‌الوقوع نمی‌بیند. 🔹ایران قصد دارد سیاست مجازات متجاوز را تا زمانی که درس تاریخی به تجاوز آمریکایی صهیونیستی و ترامپ ندهد، ادامه دهد. 🔹برخی از طرف‌ها و میانجی‌های منطقه‌ای پیشنهادهایی را برای توقف جنگ به تهران ارائه داده‌اند، اما ایران شرایطی را تعیین کرده است که باید جدی گرفته شود. 🔹ایران ۶ شرط اساسی برای توقف جنگ در چارچوب قانونی استراتژیک جدید تعیین کرده؛ خواسته‌های ایران اولاً تضمین عدم تکرار جنگ و ثانیاً تعطیلی پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه است. 🔹سومین خواسته، دفع تجاوز است؛ پرداخت غرامت به ایران و چهارمین خواسته، پایان دادن به جنگ در تمام جبهه‌های منطقه است. 🔹پنجمین خواسته ایران، اعمال رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز است؛ ششمین خواسته ایران، محاکمه و استرداد عوامل رسانه‌های ضد ایرانی است. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚آموزش اصول و فنون داستان‌نویسی 🎙️زنده‌یاد استاد نشستن پای صحبتِ قله‌های داستان‌نویسی معاصر، تنها یادگیری تکنیک نیست؛ درک روحِ روایت است. در این جلسات، مرحوم استاد معروفی ما را با الفبای خلق یک جهان داستانی و ظرافت‌های نوشتن یک اثر ماندگار آشنا می‌کند. 🔗 با کلیک روی عنوان هر درس، مستقیماً به فیلم جلسه مربوطه منتقل می‌شوید. درس اول: مبانی داستان نویسی درس دوم: چهارستون داستان درس سوم: زمان در ادبیات داستانی درس چهارم: عنصر کشش درس پنجم: منطق روایت درس ششم: عناصر تهدیدکننده داستان درس هفتم: شخصیت‌پردازی۱ درس هشتم: شخصیت‌پردازی۲ درس نهم: دیالوگ و شخصیت درس دهم: راست‌نمایی ⏳این فهرست در حال تکمیل است... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh