🍀 شعر نو و نیما یوشیج
در نگاه امام خامنهای
در شعر نو، دو، سه نفر بودند که شعرهایشان را خیلی میپسندیدم. یکی از آنها «اخوان» بود. ما با «اخوان» آشنا بودیم و شعرش، شعر بسیار برجستهای بود. یکی دو نفر دیگر هم هستند که دوست ندارم از آنها اسم بیاورم. کسانی بودند که آن وقت در زمان جوانی ما، جزو اساتید و برجستههای شعر نو بودند و به اعتقاد من اینها از خود «نیما یوشیج» بهتر شعر نو میگفتند. اگر چه او شروع کننده این راه بود؛ اما به نظر من اینها از او بهتر و پختهتر و برجستهتر شعر میگفتند. البته صفای «نیما یوشیج» را هیچکدامشان نداشتند؛ نه اخوان داشت، و نه آن یکی، دو نفر دیگری که من از ایشان اسم نیاوردم.
نیما یوشیج - برخلاف آن چیزی که میگفتند - مردی متدیّن بود. مرحوم «امیری» با «نیما یوشیج» از نزدیک دوست بود. او برای من نقل میکرد و میگفت «نیما یوشیج» آدم متدیّنی است. او به شعر سنّتی هم علاقهمند بود؛ منتها این سبک را هم میپسندید. البته میدانید که ایشان این سبک را هم از اروپاییها گرفته بود. اصلاً سبک شعر نوِ ما، سبک ابتکاری به معنای حقیقی نیست؛ سبک شعر اروپایی است، با خیلی از خصوصیاتی که آن شعرها دارد. حتّی سبک جملهبندی انگلیسی، در شعر نوِ فارسی ما گرتهبرداری شده است.
در بین شعرایی که الان هستند، چند نفر شاعر خوب داریم. هم شعر غزلی خوب داریم و کسانی که میگویند، انصافاً خوبند؛ هم شعر نو داریم. در میان شعرای انقلاب، بعضیها واقعاً خوب و برجستهاند. به من اجازه بدهید که از شعرای معاصر و زنده اسم نیاورم.
🗓 ۱۳۷۷/۰۲/۰۷
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
سلام بر دوستِ نادیدهی بیاعصاب!
خیالت راحت. تمرین صرف، کارِ میرزا بنویس هاست. کسب «دیدِ باز» هم، بدون داشتنِ عمق، فقط به درد تماشای منظره میخورد، نه خلقِ کلمه.
روح از بیرون حلول نمیکند؛ روح از درونِ نویسنده در متن «دمیده» میشود. متن، گِل است. تا زمانی که از جانِ خودت در آن ندمی، همان کلوخِ بیجان باقی میماند. خودت چقدر جان داری؟ یا بهتر بگویم: تاکنون چقدر جان دادهای؟!
۱. زیستِ بیواسطه:
جوهرِ قلمِ نویسنده، خونِ زندگیِ اوست. تا زمانی که درگیرِ تلاطمهای واقعی نشده باشی، عمیقاً رنج نکشیده باشی، عاشق نشده باشی، نترسیده باشی و تجربهی بیواسطهای از جامعه نداشته باشی… چیزی برای دمیدن در متن نداری. پیش از نوشتن، باید عمیقاً «زندگی» کرد.
۲. پرهیز از زیبانویسی:
متنهای بیروح، غالباً حاصلِ زور زدنِ نویسنده برای ساختنِ جملاتِ «قشنگ و ادبی» هستند. دست از زیبانویسی بردار و فقط «راست» بنویس. صداقتِ بیرحمانه و عریان با خودت، همان روحِ گمشدهی کلمات است.
پس: قلم را موقتاً زمین بگذار؛ برو پیِ تجربههای واقعی. بعد، همانها را بدون روتوش و ادایِ نویسندگی روی کاغذ بیاور. متن خودبهخود جان خواهد گرفت؛ شاید هم، جان خواهد داد.
#ناشناس_با_دبیر
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏴۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی بیستوسوم؛ دروغی به نام آمریکا
دروغ گفتند؛ به تعداد روزها، سالها و لحظههایی که زیست کردهاند دروغ گفتهاند، آنقدر دروغ گفتهاند که خودشان هم باور کردند. دروغ هرچه بزرگتر، قبولاندنش آسانتر. هیمنهای پوشالی ساختهاند از مغزهای متفکر و ابزارهای پیشرفته و تکنولوژی بینقصی که دست برترشان بود و حالا دنیا فهمیده دست برتر تنها در بزرگنماییهاست، در هالیوودبازیها. دست برتر تنها در استراتژی دروغ بگو و حکومت کن است.
ساکنان سرزمینی را کشتند و دروغ گفتند که کاشف آن سرزمینند. انسانها را در ابوغریب و گوآنتانامو به بردگی گرفتند و برای آزادی مجسمهای ساختند سنگی؛ دروغ گفتند مدافع آزادیاند. زنان را در کارخانهها به کار طاقتفرسا گماشتند، پشت ویترینها به بردگی کشاندند و نامش را گذاشتند برابری جنسیتی؛ دروغ گفتند مدافع حقوق زنانند. کودکان را جایجای جهان کشتند، به چنگال گرگصفت خود دریدند و به نیش کشیدند، برایش سازمان حمایت ساختند؛ دروغ گفتند دلشان برای کودکان میتپد.
سوغاتشان برای جهان جنگ و غارت و قحطی بوده و دروغ گفتند برای آبادانی میآیند. جهان را به رعب از ابزار و ادوات حکومت کردند، منابع را غارت کردند و جایش اسلحه فروختند؛ دروغ گفتند میتوانند حافظ امنیت باشند. امروز روز شکست نظامی آمریکا نیست، روز افشای دروغ بزرگی به نام آمریکاست. به آمریکای جدید سلام کنید.
✍🏻 سعیده اجتهادی
– هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌علت نفوذ ساده جنگندهها و پهبادهای دشمن به آسمان ایران
✍🏻 #سیدعلی_موسوی
#یادداشت_اختصاصی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📝 نقشی جدید بر نقشههای پوسیده
🔻معروف است که فرش ایرانی در جهان نظیر ندارد و ایرانیها هم ذاتاً فرشباف به دنیا آمدهاند. فرشبافها عجله ندارند. مینشینند، گره به گره، آرام جلو میروند تا الگوی فرش کامل شود
🔻فرش را که از دور میبینی، شبیه یک عکس بهنظر میآید؛ اما نزدیک که میشوی، میفهمی که همهچیز با صبر ساخته شده. هیچ گرهای تصادفی نیست و هر تکهاش از قبل فکر شده. بافته شدن یک فرش شاید سالها عمر فرشباف را بگیرد، اما در نهایت، اثری هنری به جا میماند که در دوام و ماندگاری نظیر ندارد...
🔻جنگیدن ما هم از همین جنس است. نه با عجله جلو میرود، نه با هیجان. شبیه همان الگوی فرش که دارد آرامآرام کامل میشود. قدمها شاید کوچک به نظر بیایند، اما در حال رقم زدن یک الگو هستند، نقشه بزرگتری در حال شکلگیری است.
🔻ما در جنگ هم فرش میبافیم، با خستگی دست و بازویمان کنار میآییم، صبر میکنیم تا الگوی بزرگ فرش کامل شود. الگوی فرش جدید ما به وسعت خاورمیانه است که قرار است جایگزین الگوی پوسیده سایکس-پیکو باشد.
📌نظم جدید یکشبه بدست نمیآید، همانطور که فرش با چند گره کامل نمیشود...
✍🏻 محمدجواد مقدسی
–هیئت تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh