🔰در دنیایی که حق نداری آزاد و مستقل باشی؛ باید مرگ آزادی را به سوگ نشست.
✍🏻 #لیلا_خدایار
#حقوق_بی_بشر
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻پیشنهاد جالب یک هنرمند درخصوص توقیف اموال سلبریتیهای حامی دشمن
محمدحسین نیرومند، هنرمند و مدیر فرهنگی نوشت: در خصوص توقیف و مصادره اموال چهرههای معروف حامی دشمن آمریکایی و صهیونی خارج از کشور توسط قوه قضائیه، پیشنهاد میکنم برای هر حکم قضایی یک پیوست مرتبط با مکانهای بمبارانشده و این افراد و اشخاص ارائه کند.
مثلا توقیف اموال علی زارچی برای بازسازی دانشگاه شریف، برزو ارجمند برای مراکز فرهنگی و هنری، علیرضا فغانی برلی بازسازی ورزشگاه ۱۲هزار نفری آزادی و... اختصاص داده شود.
#پاتوق_خبری_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📝 آنجا که رنج، ایمان را محک میزند
🔻او میگوید: «إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ»؛ اما دلهای ما، سرگردان میان یقین و تردید، زیر لب زمزمه میکنند: رنج ما کجا و رنج آنها کجا؟
🔻ما در غم از دست دادن مردانی چون «سلیمانی»، «رئیسی»، «نصرالله» و «خامنهای» با ناباوری به جای خالیِ پرناشدنیشان خیره میشویم و در دل میگوییم که دیگر زمین، شبیه آنان را نخواهد دید. گویی این جای خالی را هیچ روحی پر نخواهد کرد؛ گویی سنگرهایی که به دستانشان بنا شد، قرار است برای همیشه بینگهبان بماند.
🔻رنج ما، زخمی گذرا نیست که مرهم زمان آرامش کند؛ این زخم، ریشه در جان دارد، در استخوان، در روحی که ناگهان خودش را بیپناه حس میکند.
ما با رفتنشان، فقط انسانهایی را از دست ندادهایم؛ ستونهایی فروریخته است و نزدیک است که کل این خیمه فرو بریزد...
🔻و مگر نه اینکه ایمان، درست در همین لحظات آزموده میشود؟ لحظاتی که باور به او و تسلیم در برابرش، سختتر از همیشه به نظر میرسد...
📌رنج ما و آنها یکسان نیست؛ همانطور که معبود ما نیز یکسان نیست؛ خدای ما «الله» است و خدای آنها، یک گوساله...
و تفاوت رنج ما و آنها دقیقا همینجاست؛ نه از خود رنج، بلکه از آنچیزی است که به آن تکیه کردهایم.
✍🏻 محمدجواد مقدسی
–هیئت تحریریه بهانش
#یادداشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨 #فراخوان
هماندیشی فوری نخبگانی | زندگی در مقاومت
💠 «تدبیر معیشت و تابآوری اقتصادی در جنگ تحمیلی سوم»
در شرایط جنگی ، حفظ معیشت و کرامت مردم از ارکان اصلی پایداری ملی است.
بنیاد شیخ انصاری با همکاری «مرکز راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه» از اساتید، پژوهشگران و اندیشکدههای فعال در حوزه اقتصاد مقاومتی دعوت میکند ایدههای عملیاتی و زودبازده خود را برای تقویت تابآوری اقتصادی اقشار و کسبوکارهای آسیبدیده ارائه کنند.
📝 قالب ارسال ایده:
حداکثر ۳۰۰ کلمه
یا فایل صوتی ۵ دقیقهای
📌 محورها:
• تابآوری معیشتی
• مدیریت هزینه خانوار
• ظرفیتهای مردمی و حاکمیتی
• رونق اقتصادی در شرایط جنگ
• عدالت در توزیع بار جنگ
• ابتکارات اقتصاد مقاومت
⌛️ زمان ارسال ایده تا ساعت ۲۴:۰۰ جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
📤 لینک ارسال ایده:
🔗 https://formafzar.com/form/18vcw
✨ «مقاومت تنها در میدان نبرد نیست؛ حفظ معیشت و امید مردم نیز خط مقدم مقاومت است.»
بنیاد شیخ انصاری
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
خب یه کم ناشناس بریم😊
ایشون که مارو دست انداخته بودن قبلا…
(اینجا کلیک کنید)
ثنکویو❌
ساغول✅
ناشناسهای پایین ناظر به همون متنی که برای ایشون نوشته بودیم اومده ظاهرا👇🏻
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
از شناس و ناشناس
مخاطبینی فرهیخته
که ما را به مِهر میخوانند.
مایهی دلگرمی هستید🌻
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🏴۴۰ روز احساس
۴۰ روز حماسه🏴
پنجرهی بیستوپنجم؛ عصر حجر
دلم میخواهد به عصر حجر برگردم، آنجا که تکنولوژی انسانها را مسخ نکرده، چرخهی زیست دست نخورده مانده و طبیعت دستخوش زیادهخواهی انسانی نشدهبود. آسمان به موقع میبارید، زمین به قهر موهبتش را دریغ نمیکرد؛ خورشید پشت تودههای خاکستری گم نشده و بلاهت آدمی جنگلها را به بیابان تبدیل نکردهبود. آنجا که سرطان با دستهای پشتپرده عامل مرگ تدریجی نبود و اصلا دستهای پشتپردهای در کار نبود.
دلم میخواهد به عصر حجر بازگردم؛ آنجا که صدای موشک و بمب خواب شیرین کودکان را بر هم نمیزد، مادران را به داغ پارههای تنشان سوگوار نمیکرد و پشت پدران را به سختی روزگار خم نمیساخت. عصر حجر اگر آنجاست که علم قاتل نمیآفرید و ثروت دزد نمیپروراند، دلم میخواهد بازگردم به همان عصر.
عصر سنگها به از عصر قلبهای سنگی، آدمهای سنگی و حیوانات سنگی. عصر حجر اگر آنجاست که به کین، یک روزه هفتاد پیامبر نمیکشتند، صدها زن و فرزند سلاخی نمیکردند و گوشت تن کودکان را مزه نمیکردند، میخواهم بازگردم به عصر حجر. آنجا که علم در مسلخ قدرت قربانی نمیشد، صداها در حنجرهها خفه نمیشد؛ آنجا که لباس آدمی شرف نداشت به جان آدمیت، اجتماع طبقه نداشت، طبقات فرسنگها با یکدیگر فاصله نداشت، فاصلهها عزت و ذلت نمیآفرید.
کدام عصر حجر است؟ روزگاری که انسانیت به چاه ویل سقوط میکند، سبعیت هرچه بیشتر امتیازش بالاتر. روزگاری که علم در خدمت کشتار انسانها، عقل در خدمت جهالت، انسان در بند شیطان و قلب در قهقرای حیوانیت. روزگاری که هزار زبان برای گفتگو هست و یک راه برای گفتمان وجود ندارد که ابالسه جز به غرش آتش هیچ نمیفهمند و زبانشان جز به جنگ به هیچ چیز آشنا نیست یا عصر جغرافیای بدون مرز، آتش برای روشنایی نه برای به ظلمت کشاندن جهان، ابزار در خدمت انسان نه انسان در بند ادوات! عصر چرخهای سنگی، خانههای سنگی، ظروف سنگی یا عصر قربانی کردن کودکان به پای شیطانهای سنگی؟!
✍🏻سعیده اجتهادی
–هیئت تحریریه بهانش
#روایت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh