📌«بهانش» پاتوقِ کلمهبازها نیست. دور هم جمع شدهایم تا بهتر بنویسیم. همین.
نویسندهی جبههی انقلاب، تکتیراندازِ خوبیست؛ اما جنگ را تکتیراندازها نمیبرند. جبهه، تشکیلات میخواهد. متنِ استخواندار میخواهد. ما در بهانش نشستهایم تا ضعفهایمان را روی دایره بریزیم و از آنها نقطهی قوت بسازیم.
میخواهیم از پیلهی فردی دربیاییم، حلقه بزنیم تا شبکه شویم. باید مشقِ کار جمعی کنیم تا از یک مُشت اسمِ پراکنده، برسیم به یک «جبهه» واقعی. اینجا خبری از اسمورسم نیست. سرمایهی این تشکیلات، همان آدمهای بیادعایی هستند که کارشان را بلدند؛ اخلاص دارند و پای کلمه میایستند. بیهیاهو، راهبلد.
✍🏻 دبیر تحریریه بهانش
#روایت_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 بی دو!
یه برههای تو زندگی هست، دنبال یه چیزی میگردی، یه راهی، یه جایی که از یکنواختی خلاص بشی. شاید اون برهه خیلیم سخت نباشه شاید اوضاعت خوبم باشه حتی، ولی اسمش روشه دیگه یکنواخته! مثلا وسط اون همه خوراکی جورواجور یهو دلت کاهو سکنجبین بخواد!
تا دو سال پیش، هرازگاهی مینوشتم، توی همون دفترچههایی که همهمون یکی یدونه داریم که از لیست خرید گرفته تا نقاشی و شعر و خاطره و یادداشت همه چی دَر هم توش هست. نویسندگی رو دوست داشتم ولی فرصتی نبود... اون وقتا کانال نگاشته، یه آگهی دورهی نویسندگی زده بود؛ بمب نویس. قبل اینکه اسمش توجهم رو جلب کنه، شرایط ثبتنامش برام جالب بود؛ پنجاه هزار تومان که باید واریز میکردیم به حساب پویش ایران همدل.
با وجود سر شلوغیام، اون حرکت خوب به دلم نشست و ثبت نام کردم. و بعدش وارد دنیایی شدم که کمتر از سرزمینِ عجایبِ آلیس نبود! من جدی جدی شروع کردم به نوشتن. حالا دیگه همه چیز رو از پشت ذرهبین قلم میدیدم... اونجا بود که یاد گرفتم لازم نیست برای نوشتن یه عینک هری پاتری بزنی و بشینی پشت میز تحریر و یه آیس لته کنار دستت باشه، شاید موقع سرخ کردن سیبزمینی، ظرف شستن و حتی توی مهمونی میتونه بهترین متنها به ذهنت برسه.
نیت خالص و تدریس عالی و متفاوت استاد محمودی باعث شد من وارد دنیای نوشتن بشم و حمایت بیدریغشون، پازل آشنایی با آدمای خوب و کتابای خوب رو برام چید.
که مهمترینش، آشنایی با خانواده بهانش بود. قرار گرفتن توی یه جمعی که ارزش نوشتن رو به خوبی درک کردن با دبیری آقای نجفی که دوندگیشون برای بهانش و لطفشون به نو قلمهایی مثل ما، غیر قابل توصیفه.
حالا دوگانهی بمب نویس و بهانش کنار هم، باعث شدن تا من افتخار بودن در کنار هفت گروه آموزشی رو داشته باشم. حسِ خوبِ خوندنِ اولین کلماتی که از ته دل آدما میاد و یاد گرفتن اینکه نوشتن نجاته!
نوشتن؛ دیدن، شنیدن و حتی راه رفتن یادت میده. اینکه خوب ببینی، درست بشنوی و توی مسیر صحیح قدم برداری. بنویس تا زمانی که دیگه نیستی، بازم باشی!
✍🏻 #راضیه_واحدی
–هدایتگر باشگاه نویسندگان بهانش
#روایت_بهانش
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
💡یه سوال:
«به نظرتون، چرا اشک شوره؟»
این سوالی بود که خانم واحدی توی دوره آموزشی مطرح کردند. بعد با حوصله نشستند و به قول خودشون «گُلِ متنها رو انتخاب و تادااا» ✨
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔍 #فراخوان
📣 جشنواره ادبی زنگ پرواز
🇮🇷 پاسداشت شهدای مدرسه شجره طیبه میناب
📚 قالب های مسابقه: داستان کوتاه، شعر و دلنوشته
📆 مهلت ارسال آثار ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
📬 آدرس ارسال آثار: شماره 09374488466
و یا آیدی @zangeparvaz
در پیام رسان ایتا
🏆 آثار برگزیده در قالب یک کتاب منتشر و از نویسندگان آثار برتر تقدیر میگردد.
📕 هر فرد مجاز است حداکثر ۲ اثر ارسال نماید.
✅ هنرمندان عزیز به همراه آثار خود، کد ملی و یک تصویر از عکس پرسنلی نیز ارسال نمایند.
🔰 برگزارکنندگان: معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی با همکاری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و مؤسسه فرهنگی و هنری آيه قلم طوس.
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌 برجستگان واقعی غزل معاصر؛
از رهی تا بهزاد
✍🏻 #رهبر_نویسندگان
🗓 ۱۳۷۷/۲/۷
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
نه رنج، نه جنگ، نه زخم و نه مرگ، هیچکدام مانع از شکوفایی، بهار شدن و گذر از زمستان غم برای طبیعت نیستند. در واقع، هیچکدام روحیه امیدوار این عالم را تحت تاثیر قرار نمیدهند.
✍🏻 #نرگس_موسوی
–تحریریه بهانش
#کوتاه_نوشت
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰حقیقت؛ ابژهای که سوژه شد
میگویند حقیقت امری آبژکتیو است؛ پدیدهای مستقل از خواست و فهم سوژه، چیزی که آنگونه که هست وجود دارد، بینیاز از تفسیر و در امان از تاویل. اما هرچه بیشتر در آن تأمل میکنم، بیشتر احساس میکنم که خودِ این ادعا نیازمند پرسشگری و فلسفیدن دوباره است. اگر حقیقت واقعاً آبژکتیو و بیواسطه بود، اگر دسترسی به آن همچون لمس یک سنگ یا دیدن یک منظره ساده و مستقیم میبود، دیگر چه حاجتی به این همه تبیین، شرح، تاویل و تاریخِ تفاسیر داشتیم؟
واقعیت چنین نشان میدهد که حقیقت، هرچند ممکن است رگههایی از عینیت در خود داشته باشد، اما به محض ورود به افقِ فهم انسانی، به سوژه گره میخورد و رنگ تجربه و زاویهدید او را به خود میگیرد. گویی حقیقت در نقطهٔ زایش خود شاید عینی باشد، اما در لحظه مواجهه، در نقطه لمس شدنش به دست ذهن، بدل میشود به چیزی میانابین؛ چیزی که نه کاملاً سوژهای است و نه کاملاً ابژهای.
در روزگار ما، این وضعیت پیچیدهتر نیز شده است. کسانی که تاریخ مینویسند، روایت میسازند، یا واقعه را ضبط و ثبت میکنند، ناخواسته یا آگاهانه، حقیقت را در چهارچوب جهانبینی و دستگاه فکری خود میریزند. آنها حقیقت را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که میبینند و میفهمند روایت میکنند. و همین است که حقیقت، برای منِ مخاطبِ امروز، بیش از آنکه ابژهای دور از ذهن و مستقل باشد، به سوژهای تبدیل شده است که دائماً باید دربارهاش تردید کرد؛ سوژهای که باید آن را از پس لایههای تفسیر، انگیزه و نگاه دیگران بیرون کشید.
به همین دلیل است که حقیقت، در تجربه اکنونی ما، نه یک قطعهسنگ صُلب بیرونی بلکه بیشتر شبیه آینهای چندوجهی است؛ آینهای که هر کس تصویری متفاوت از آن به نمایش میگذارد و من باید از میان این بازتابهای گوناگون، راهی به اصل آن بجویم.
با اینهمه، تلخترین بخش ماجرا آنجاست که برخی، حقیقت را با چشمان خود میبینند و باز سکوت میکنند؛ کسانی که به جای ایستادن در برابر آنچه آشکارا رخ میدهد، چشم بر واقعیت میبندند و رو به سوی تصویری ساختگی میچرخانند؛ تصویری که گویی قرار است آرامشِ کاذبی ببخشد. در این سکوتهای پیدرپی، در این روگردانیهای آگاهانه، حقیقت نهتنها روایت نمیشود بلکه هر لحظه دورتر، مبهمتر و دستنیافتنیتر میگردد؛ چنان که انگار وطنِ حقیقت، سرزمینی است که هرکس به اندازه شجاعتش میتواند به آن نزدیک شود و هرچه ترس بیشتر، فاصله عمیقتر.
✍🏻 #جواد_جعفری
–تحریریه بهانش
#یادداشت_فلسفی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ریل
روایتی کوتاه، ولی پُر درس
از چایخونۀ دخترونۀ ما…
📽 آرشیو جنگ
#میدان_توحید #قم
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
زمان:
حجم:
242.4K