eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
1.2هزار دنبال‌کننده
778 عکس
285 ویدیو
62 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ ❃ زنگ نویسندگی و انتقال تجربه‌های ادبی ❃ رسالت اهل قلم و خوانش بیانات رهبری ❃ معرفی مجلات و پاره‌کتاب‌های خواندنی ❃ شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر: @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 برجستگان واقعی غزل معاصر؛ از رهی تا بهزاد ✍🏻 🗓 ۱۳۷۷/۲/۷ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
نه رنج، نه جنگ، نه زخم و نه مرگ، هیچ‌کدام مانع از شکوفایی، بهار شدن و گذر از زمستان غم برای طبیعت نیستند. در واقع، هیچ‌کدام روحیه امیدوار این عالم را تحت تاثیر قرار نمی‌دهند. ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🔰حقیقت؛ ابژه‌ای که سوژه شد می‌گویند حقیقت امری آبژکتیو است؛ پدیده‌ای مستقل از خواست و فهم سوژه، چیزی که آن‌گونه که هست وجود دارد، بی‌نیاز از تفسیر و در امان از تاویل. اما هرچه بیشتر در آن تأمل می‌کنم، بیشتر احساس می‌کنم که خودِ این ادعا نیازمند پرسشگری و فلسفیدن دوباره است. اگر حقیقت واقعاً آبژکتیو و بی‌واسطه بود، اگر دسترسی به آن همچون لمس یک سنگ یا دیدن یک منظره ساده و مستقیم می‌بود، دیگر چه حاجتی به این همه تبیین، شرح، تاویل و تاریخِ تفاسیر داشتیم؟ واقعیت چنین نشان می‌دهد که حقیقت، هرچند ممکن است رگه‌هایی از عینیت در خود داشته باشد، اما به محض ورود به افقِ فهم انسانی، به سوژه گره می‌خورد و رنگ تجربه و زاویه‌دید او را به خود می‌گیرد. گویی حقیقت در نقطهٔ زایش خود شاید عینی باشد، اما در لحظه مواجهه، در نقطه لمس شدنش به دست ذهن، بدل می‌شود به چیزی میانابین؛ چیزی که نه کاملاً سوژه‌ای است و نه کاملاً ابژه‌ای. در روزگار ما، این وضعیت پیچیده‌تر نیز شده است. کسانی که تاریخ می‌نویسند، روایت می‌سازند، یا واقعه را ضبط و ثبت می‌کنند، ناخواسته یا آگاهانه، حقیقت را در چهارچوب جهان‌بینی و دستگاه فکری خود می‌ریزند. آن‌ها حقیقت را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌گونه که می‌بینند و می‌فهمند روایت می‌کنند. و همین است که حقیقت، برای منِ مخاطبِ امروز، بیش از آنکه ابژه‌ای دور از ذهن و مستقل باشد، به سوژه‌ای تبدیل شده است که دائماً باید درباره‌اش تردید کرد؛ سوژه‌ای که باید آن را از پس لایه‌های تفسیر، انگیزه و نگاه دیگران بیرون کشید. به همین دلیل است که حقیقت، در تجربه اکنونی ما، نه یک قطعه‌سنگ صُلب بیرونی بلکه بیشتر شبیه آینه‌ای چندوجهی است؛ آینه‌ای که هر کس تصویری متفاوت از آن به نمایش می‌گذارد و من باید از میان این بازتاب‌های گوناگون، راهی به اصل آن بجویم. با این‌همه، تلخ‌ترین بخش ماجرا آنجاست که برخی، حقیقت را با چشمان خود می‌بینند و باز سکوت می‌کنند؛ کسانی که به جای ایستادن در برابر آنچه آشکارا رخ می‌دهد، چشم بر واقعیت می‌بندند و رو به سوی تصویری ساختگی می‌چرخانند؛ تصویری که گویی قرار است آرامشِ کاذبی ببخشد. در این سکوت‌های پی‌درپی، در این رو‌گردانی‌های آگاهانه، حقیقت نه‌تنها روایت نمی‌شود بلکه هر لحظه دورتر، مبهم‌تر و دست‌نیافتنی‌تر می‌گردد؛ چنان که انگار وطنِ حقیقت، سرزمینی است که هرکس به اندازه شجاعتش می‌تواند به آن نزدیک شود و هرچه ترس بیشتر، فاصله عمیق‌تر. ✍🏻 –تحریریه بهانش 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی کوتاه، ولی پُر درس از چایخونۀ دخترونۀ ما… 📽 آرشیو جنگ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
زمان: حجم: 242.4K
👀 در دوره‌های نویسندگی بهانش چه می‌گذرد؟! 🛎 دوره‌ی کارگاهی ما داره زنگ‌های پایانی رو طی میکنه… به‌زودی منتظر اعلام دوره جدید باشید. برای کمک به ارتقای جبهه‌ی نویسندگان انقلاب، کاملاً رایگان هست. 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
بدین شکل تمرین‌ها بررسی میشه…
🔍 💢آفرینش های ادبی حوزه هنری استان قم برگزار می‌کند. 📚 فراخوان چاپ مجموعه داستان کوتاه با موضوع «جنگ رمضان» محور‌های پیشنهادی✍🏻 ـ کودکان و جنگ ـ نقش آفرینی بانوان در جنگ رمضان ـ بعثت مردم ـ شهدای جنگ رمضان ـ ویژگی های شخصیتی و زندگی آیت الله خامنه ای 📝 آیین نامه دریافت داستان: ۱_ داستان های ارسالی بین ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه باشند ۲_ داستان ها در قالب word و با رعایت نکات اولیه ویرایشی ارسال شوند ۳_ در انتهای فایل نام و نام خانوادگی و شماره تماس لطفا درج شود. ⏳مهلت ارسال اثر: ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ 🔗 مسیر ارسال اثر: 👇 📲@adabqomadmin 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌بهانش؛ کارگاه ساخت سازه‌ی روایت ✍🏻 1⃣ هر «منِ» جمعی، برای آن‌که به «ما» تبدیل شود، نیازمند یک روایت است؛ روایتی که از درون بجوشد و از بیرون تحمیل نشود. روایت، نرم‌افزار هویت جمعی است. بدون این نرم‌افزار، بهترین و قوی‌ترین سخت‌افزارها (افراد) نیز جزیره‌هایی منفصل باقی می‌مانند. «خانه‌ی نویسندگان بهانش»، پیش از آن‌که یک مکان باشد، یک «بهانه» است؛ بهانه‌ای برای ارتقای این نرم‌افزار. ما بیش از آن‌که به فکر «خط تولید» متن باشیم، دغدغه‌مند «آزمایشگاه کنترل کیفیت» آن هستیم. 2⃣ برای این آرمان، چند ابزار تعریف کرده‌ایم. اسم‌شان مهم نیست، کارکردشان مهم است: یکی، الفبای کار است؛ دوره‌های مقدماتی «بمب‌نویس» که زیرساخت اولیه را فراهم می‌کند. دیگری، «خوانش بهانش» است؛ جایی که متن‌های بزرگان ادبیات را می‌خوانیم تا گوش‌مان به لحن و چشم‌مان به ساختار عادت کند. مهم‌ترین بخش، «ویرایش بهانش» است؛ گروهی مجازی که در آن، متن‌ها برای تشریح –نه تشویق– روی میز می‌آیند. این‌جا، متن از نویسنده‌اش جدا می‌شود و به یک «موضوع برای گفت‌وگو» بدل می‌گردد. زنگ نویسندگی کانال هم، جرقه‌هایی است برای روشن نگه داشتن موتور ذهن. هدف، ساختن یک زیست‌بوم است؛ زیست‌بومی صمیمی برای اهالی قلم جبهه‌ی انقلاب تا در تعامل با یک‌دیگر، به پیشرفتی پایدار برسند. 3⃣ دو مفهوم را باید از هم تفکیک کرد: انتشار و ارتقا. انتشار، امروز به لطف پلتفرم‌های متنوع مجازی و بسترهای فراهم‌آمده توسط مراکز فرهنگی جمهوری اسلامی، امری سهل و در دسترس است. الحمدلله مخاطب متدین هم کم نیست. اما این سهولت، آفتی دارد به نام «تورم متن». وقتی حجم تولید از کیفیت آن پیشی می‌گیرد، ارزش کلمه سقوط می‌کند. ما در «بهانش» روی متغیر دوم سرمایه‌گذاری کرده‌ایم: ارتقا. ارتقا در خلأ رخ نمی‌دهد؛ در گفت‌وگو، در نقد و در شنیدن دیگری اتفاق می‌افتد. امروز همه بلندگو به دست گرفته‌ایم و به دنبال شنونده می‌گردیم، غافل از آن‌که پیشرفت واقعی در «گفت‌وگو» است، نه در «مونولوگ‌های موازی». 4⃣ نقد، آینه‌ی بی‌رحم پیشرفت است. ما غالباً از آینه فراری هستیم، چون «منِ» ما را عریان می‌کند. شهوت نوشتن، تنها یکی از جلوه‌های «من» است؛ شهوت دیده شدن، تحسین شدن، امضا گرفتن پای متن و بالا رفتن عدد بازدید. این‌ها همه، اعتباری است و فانی. تمرین «نقدپذیری» و مهم‌تر از آن، تمرین «نقد کردنِ» منصفانه، نوعی مبارزه با نفس است. گاهی باید سکوت کرد و به جای تولید یک متن جدید، به قوام یافتن متن دیگری کمک کرد. این همان نقطه‌ای است که «من» در «ما» حل می‌شود و سازه‌ی جمعی، یک پله بالاتر می‌رود. ما هنوز با ایده‌آل این سازه فاصله‌ی بسیاری داریم، اما دست‌کم، «بهانش» را برای ساختن پیدا کرده‌ایم. 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
دیروز آقا محمدجوادخان مقدسی رو دیدم. گفت: پس چرا ادامه‌ی مباحثه رو نذاشتی؟ یادم رفت، ببخشید. امروز اطاعت امر شد: گفتگو بین بچه‌های تحریریه، پیرامون این متن شکل گرفته بود. 📝بهانش | بهاے نوشتن✿ ✏️@bahanesh