🔰 رصد فضای شعر کشور
🎙️ مصاحبه با دکتر #غلامعلی_حدادعادل
▫️شعرخوانی در حضور رهبر انقلاب منحصر به جلسه ماه رمضان نیست. ایشان جلسه دیگری هم با مداحان اهلبیت علیهمالسلام دارند که هر سال در روز تولد حضرت زهرا سلاماللهعلیها برگزار میشود. کاملاً معلوم است که ایشان برای اصلاح و ارتقای وضع مداحی در ایران سعی میکنند الگوها و نمونههای شایسته را به جامعه معرفی کنند. این بهتر از آن است که مثل خیلیها بگویند این بد است، آن عیب است، فلانچیز انحراف است و ... مجال میدهند تا نمونههای خوب در حضور ایشان عرضه شود، بعد هم تلویزیون آن را پخش کند تا بهطور طبیعی تراز و میزان دست شاعران و مداحان بیاید و ذوق و سلیقهشان را اصلاح کنند.
🔹این حرکت و اهتمام، در جریان مداحی سالهای اخیر اثرات مثبتی داشته و شعرهای سطحی و بیمایه کمتر خوانده میشود. گاهی ایشان در طول سال برای شاعرانی که اختصاصاً شعر آیینی میگویند نیز فرصتی ایجاد کردهاند. شاعران آیینی را تشویق میکنند که برای اسلام و ائمه و دین و آیین شعر فاخر بگویند تا این شعرها خوراک آن خوانندههای خوب باشد. همچنین شاعران آیینی را به اینکه انجمنی برای خود داشته باشند و سر و سامانی به کارهایشان بدهند، تشویق کردهاند.
🔸آیتالله خامنهای در عین توجه به رشد جوانان در شعر، پیشکسوتان را نیز احترام میکنند. مثلاً تا وقتی آقای حمید سبزواری حالشان خوب بود، یا مرحوم شاهرخی که دوستی صمیمی با آقا داشتند و سه چهار سال پیش فوت کردند، به عنوان پیر و پیشکسوت شاعران معاصر شعر میخواندند. آقا با سبک شعری و شخصیت شاعرانی مثل آقایان مشفق، معلم، موسوی گرمارودی یا جوانترهایی مثل آقای قزوه یا کسانی مثل مرحوم قیصر امینپور و حسن حسینی و نصرالله مردانی هم دوستی و آشنایی داشتند و با آنها دیدارهایی داشتند.
▫️با بسیاری از شاعران معاصر خوب شهرستانی نیز آشنا هستند و گاهی که شاعران جوان خدمت ایشان میآیند، از آنها احوال شاعران مسنتر شهر خودشان را میپرسند، سلام میرسانند و پیغامی میدهند؛ بنابراین با گروه زیادی از شاعران ایران آشنا هستند. احوال آقای محبت را در کرمانشاه میپرسند. احوال آقای کلامی را در زنجان. از فلان شاعر تبریزی سراغ میگیرند. در مشهد یا کاشان از شاعری سراغ میگیرند و ... خلاصه اوضاع شعر را در ایران امروز رصد میکنند. این بخشی از کارهای برنامهریزی شده ایشان برای حفظ زبان فارسی است و چراغ شعر معاصر را روشن نگهمیدارند، روغن این چراغ را زیادتر میکنند و شعلهاش را پرفروغتر میکنند.
🗓 ۳۰ آبان ۱۳۹۱
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
سمینار منبع پژوهی اموزش داستان-18 مرداد 1405 (mp3cut.net).mp3
زمان:
حجم:
20.1M
📌سمینار علمی "منبع پژوهی آموزش داستان"
📔 با محوریت کتاب "پیشینه، نقش و اهمیت داستان در زندگی انسان" نوشته محمد رضا سرشار
و مسئله پژوهشی منظومه مسائل مفروض درباره این موضوع پژوهشی-آموزشی
🎙 استاد احمد شاکری
#صوتی
📝بهانش | بهاے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻 شعر حافظ آنجا گویایی میگیرد که زبان در میماند؛ آنجا که «پای عقل» در گل میماند، «بال عشق» گشوده میشود و هنر، «نالۀ عشق» است نه «زبان عقل»؛ عقل را که بدین مقامات راه نمیدهند. عقل خاکسترنشین است و اهل مقامات نیست.
✍🏻 #شهید_آوینی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
سلاام🙋♂
یه مدتی نبودیم..
ولی دوباره برگشتیم
حرفی، سخنی، پیشنهادی، نقدی
در خدمتیم:
🤳 @admin_bahanesh
❓چرا قلم بعضی از ما خشک میشود؟
🔸نویسندگان زیادی با شدت و حرارت مسیر داستاننویسی را شروع میکنند؛ حتی گاهی خوب هم میدرخشند. اما بعد از مدتی در سراشیبی کمنویسی و بعد هیچنویسی میافتند. شروع، اوج، بعد سراشیبی و افول.
این اتفاق آنقدر رایج است که در ادبیات برایش اصطلاح درست کردهایم: «نویسنده تککتابی»؛ کسی که کتاب اول را مینویسد، دیده میشود، اما بعد از آن دیگر صدایی از او نمیشنویم.
🔻چرا؟
نوشتن آیا شبیه باتلاقی است که نویسنده بهمرور در آن زمینگیر میشود؟
آیا رؤیایی که نویسندگی از خود نشان میدهد، درخشانتر از واقعیت آن است؟
آیا وقتی وارد این عرصه میشویم تازه میفهمیم با چه کار دشواری طرفیم و فاصله خودمان را با آن غیرقابل جبران میبینیم؟
یا شاید سختیهای زندگی امان نمیدهد آنی باشیم که میخواستیم باشیم؟
قاعدتاً پاسخ دقیق این پرسشها نیازمند واکاوی جدی و همهجانبه است.
اما میخواهم از چیزی بگویم که در اطراف خودم میبینم؛ در میان دوستان و همنسلانم.
🔹بعضی از ما آنقدر دست به تخریب و تخطئه دیگران میزنیم که کمکم جرئت نوشتن از خودمان گرفته میشود.
وقتی مدام از ضعف داستانهای دیگران حرف میزنیم، وقتی هر کتاب تازهای را با بیرحمی به میز تشریح میکشیم، ناگهان میبینیم استانداردی ساختهایم که خودمان هم از پسش برنمیآییم.
وقتی انتظار داریم یک نویسنده، همزمان همینگوی، فاکنر، مارکز، جویس و یوسا باشد، چطور میتوانیم چیزی منتشر کنیم که هنوز در حد تمرین و تجربه است؟
▫️قلم من خشک میشود؛ زمانی که بنزین پای درخت دیگران بریزم.
ما به هم مربوطیم. ریشههای ما جایی زیر خاک به هم میرسد. اگر یکی از ریشهها را بسوزانیم، دودش دیر یا زود به چشم خودمان میرود. شاید بهتر باشد به جای اینکه از هم شاهکار بخواهیم، با همدیگر تمرین کنیم و اجازه خطاکردن بدهیم تا مسیر رشد فراهم شود؛ هر کسی با صدای خودش. نویسنده باید بنویسد و کلمه بتراشد از کلیدهای کیبورد.
◾️باید بتوانیم آنی باشیم که هستیم. به دنبال تصویرهای کجومعوج رفتن، برهوت است. ما مینویسیم و تلاش میکنیم بهترین نسخه خودمان باشیم؛ شاید همین کافی باشد.
✍🏻 تیمور آقامحمدی
#درِگوشیهای_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
📌سراغ موضوعاتی بروید که از متن زندگی مردم برخیزد
▫️من چند موضوع را همینطور دمدستی حاضر کردهام که در اینجا مطرح کنم؛ که یکی از آنها «مطالعه» است.
🔻ملت ما مطالعهکردن را اصلاً جزو کارهای بشری نمیدانند! مثل خوراک و ورزش و دیگر چیزهایی که جزو کارهای معمول انسان است، مطالعه اصلاً جزو این چیزها نیست! آدم باید عنوان دیگری داشته باشد - یا باید شب امتحانش باشد؛ یا باید معلم از آدم بخواهد؛ یا باید یک دانشمند باشد؛ یا باید بخواهد در جایی سخنرانی کند - تا موجب شود که مطالعه کند! این چقدر خسارت است؟! واقعاً خدا میداند من وقتی یادم میآید - و این چیزی است که تقریباً هیچوقت از یادم نمیرود - که مردم ما مطالعهکردن را بلد نیستند، به قلب من فشار میآید! از این بابت، ما چقدر داریم هر ساعت خسارت میبینیم!؟ واقعاً این به عهدهی چه کسی است؟
🔹در حال حاضر اینطور است که بنده یا یک نفر مثل بنده، سالی یکبار به نمایشگاه کتاب برود و یک کلمه راجع به مطالعه بگوید؛ آنهم به شرطی که دست یک گزارشگر خاص نیفتد! این که نمیشود. شما این موضوع را به رادیو بیاورید و در برنامههای گوناگون اجتماعیتان - از جمله در برنامهی «سلام صبح بخیر» و «کار و زندگی» - آن را مطرح کنید. منظور من این است که سراغ موضوعاتی بروید که واقعاً از متن زندگی مردم برمیخیزد.
🗓 1370/11/29
#رهبر_نویسندگان
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh