🎨 «هنرمند و زمان او»
🔹 قسمت اول
📜 در این گفتوگو که در سال ۱۹۵۳ انتشار یافته است، #آلبرکامو نظرات شخصی خود را دربارهی نقش هنرمند و ضرورت اثر هنری در جامعه، بیان میکند.
❓ پرسش: آیا شما به عنوان هنرمند پذیرفتهاید که در روزگار ما نقش «شاهد» را بر عهده بگیرید؟
💭 کامو: در این باره ادعای بسیار یا قریحه و استعدادی لازم است که من فاقد آنم. من شخصا طالب هیچ «نقشی» نیستم و جز یک قریحهی حقیقی ندارم: یعنی به عنوان آدمی، قریحهای برای خوشبختی احساس میکنم و به عنوان هنرمند، چنین به نظرم میرسد که باز هم باید در آثار خود، بیتوسل به جنگ و دادگاه، شخصیتهایی بیافرینم. اما شما، همچنان که میتوان به سراغ هر کسی رفت، به سراغ من آمدهاید که عقیدهام را بپرسید.
⚖️ هنرمندان دورانهای گذشته ممکن بود دستکم در برابر زور و استبداد سکوت کنند. اما نیروهای استبداد امروزه به راه تکامل رفتهاند و در برابر آنها سکوت و حتی بیطرفی درست نیست. باید تکلیف خود را معین کرد یا با آنها بود یا در برابر آنها. با این مقدمه من در صف مخالف آنان قرار دارم. اما این نکته به معنی انتخاب «نقش» راحت «شاهد» نیست. منظور من این است که ما باید دوران خود را آنچنان که هست بپذیریم و در یک کلمه وظیفهی خود را انجام دهیم. از این گذشته شما فراموش میکنید که قاضی و متهم و شاهد با سرعتی عجیب جا عوض میکنند.
🚷 اگر من به نظر شما انتخابی کردهام، راه من دستکم این است که برعکس بسیاری از فیلسوفان، هرگز بر کرسی قاضی یا پاییندست کرسی قاضی ننشینم. از این که بگذریم موقعیت برای عمل، عمل نسبی، کم نیست. امروزه «سندیکالیسم» مقدم بر همه و بارورتر از همهی کارهاست.
✍🏻 مترجم: #مصطفی_رحیمی
📔 از کتاب #تعهد_اهل_قلم
#مصاحبه_نویسندگان
#معرفی_کتاب
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔰 از بیطرفی تا سندیکالیسم:
درنگی بر مصاحبه آلبرکامو
✍🏻 #یادداشت_دبیر
📰 انتشار مطالب در «زنگ نویسندگی»، بهمعنای تأیید یا رد دیدگاههای مطرحشده نیست؛ بلکه هدف اصلی، آشناسازی مخاطبان با افکار ادبی و گسترش افق دید ایشان است. برخی نکات کامو درخور توجه است. مثلا وقتی میگوید: «..سکوت و حتی بیطرفی درست نیست..» هنرمندانی که در بزنگاههای تاریخی موضع سکوت یا بیطرفی اتخاذ کردند را فاقد تعهد لازم میداند.
🔸 اما آنجا که سندیکالیسم را «مقدم بر همه و بارورتر از همهی کارها» میداند، با اندیشه اسلامی فاصله دارد. سندیکالیسم به معنای سازمانیابی در تشکلها و اتحادیههایی برای دفاع از حقوق صنفی و اقتصادی خود است. هرچند تاکید کامو بر فعالیتهای جمعی با دیدگاه اسلامی در زمینه اهمیت تحرک و بعثت اجتماعی تا حدی همسو است؛ اما تفاوتی بنیادین در چارچوبهای معرفتی دارند.
💭 از منظر ما، فعالیت جمعیای مطلوب است که مسئولیت خویش را تنها در چارچوب حقوق اقتصادی و صنفی محصور نکند؛ بلکه آن را در پیوندی ناگسستنی با مسئولیتهای الهی و معنوی ببیند. سندیکالیسم، به تقلیلگرایی میگراید؛ انسان را صرفاً ابزاری اقتصادی میپندارد و از ساحتهایی چون عواطف، فرهنگ، اخلاق و ارزشهای دینی غفلت میورزد. سندیکالیسمِ جدا از ارزشهای الهی، ناگزیر، اسیرِ سیطره نظام مادی، استثمار و انحراف است. چنین رویکردی، نه میتواند به تحول بنیادین اجتماعی و عدالت حقیقی بیانجامد، نه انسانِ آزاد پرورش دهد. سندیکالیسم در عمل، بازتولید همان مناسبات ظالمانه سرمایهداری با ادبیاتی متفاوت است.
🔹 جنبشهای سندیکایی مدرن غربی، اغلب گرفتار افراط در جدال طبقاتی، تقابل کور با سرمایهداران و محدودیت در دایره منافع صنفی شدند. در حالی که جامعه اسلامی به مواسات، تعاون و نظم اجتماعیِ فراطبقاتی دعوت میکند. هر اقدام اجتماعی را باید در ترازوی تکامل انسانی و اقامه عدالت الهی سنجید. اینکه «عدالت الهی چیست و رسالت نویسندگانِ عصر انقلاب اسلامی در تحقق آن کدام است؟» مجالی فراتر از این نوشته میطلبد...
🖇️ هر سخن، سرآغازِ یک گفتگوست. حتی سکوت نیز پرسشی است که پاسخش در گفتگو یافت میشود.
ارتباط با دبیر: 👈 @m_shekaste
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎭 «هنرمند و زمان او»
🔸 قسمت دوم
❓ پرسش: در دنیای امروز هنرمند چه میتواند بکند؟
💡 کامو: از هنرمند توقع آن نیست که دربارهی «شرکتهای تعاونی» چیز بنویسد و نه برعکس توقع آن است که در برابر رنج دیگران سکوت کند. چون شما عقیدهی شخصی مرا در این باره پرسیدهاید، من هم به سادگی جواب میدهم. ما به عنوان هنرمند شاید نیازی به دخالت در مسائل این قرن نداشته باشیم، اما به عنوان بشر، چرا. کودک خردسالی که استثمار میشود یا تیرباران میگردد، بردگان اردوگاهها، بردگان مستعمرهها، اردوهای شکنجهدیدگان که دنیا مملو از آنهاست، اینها همه از کسانی که قادر به سخن گفتناند میخواهند که سخنشان را با سکوت آنان پیوند دهند.
✍️ من هر روز مقالهای مبارزهجویانه ننوشتهام، من در مبارزههای همگانی شرکت نکردهام، زیرا مایلم جهان از مجسمههای یونانی و از شاهکارها پوشیده شود. کسی که در اندرون من این تمایل در او میجوشد، زنده است. چه بهتر که وی در جان دادن به آفریدههای خیال خود بکوشد. اما از نخستین مقالهها تا آخرین کتابم، که شاید زیادتر از حد معمول باشد، قلم برنداشتهام مگر از آن رو که نمیتوانم خود را از حوادث روزانه و از کنار کسانی که تحقیر میشوند، کنار بکشم. اینان که گفتم نیاز به امید دارند و اگر ما همه خاموش شویم و اگر این مردمان را میان دو نوع تحقیر مختار بگذاریم، برای همیشه ناامید میشوند. و ما را هم در پی خود ناامید میکنند. […]
⚖️ با این همه، آنچه گفتم بدان معنی نیست که ما باید طبیعت هنری خود را فدای فلان خطابهی اجتماعی بکنیم… من به هیچوجه ارزشهای خلاق هنری را به نفع ارزشهای بشری، یا برعکس، سبکسرانه نفی نمیکنم. به نظر من این دو به هیچوجه از هم جدا نیستند. و عظمت هنرمندانی چون مولیر و تولستوی و ملویل در تعادلی است که میان این دو ارزش به وجود آوردهاند. امروزه به سبب ضرورت پیشامدها ما مجبوریم فشار حاصل از این تعادل را به زندگی خود منتقل کنیم. به همین سبب هنرمندان بسیاری، که زیر بار وقایع خمیدهاند، به برجهای عاج یا به معبدهای سیاسی پناه میبرند. اما من به سهم خود در این هر دو گریزی یکسان میبینم. ما باید در عین حال هم در خدمت دردمندان و هم در خدمت زیبایی باشیم. […]
🌍 اما هنرمند به هیچوجه تنها نیست. هنرمند در میان همگان است. نه برتر از آنهاست و نه فروتر، بلکه درست در ردیف همهی کسانی است که کار میکنند و در مبارزهاند. رسالت هنرمند در برابر بیداد، باز کردن درهای زندانها و سخن گفتن از شوربختی و نیکبختی همگان است. در اینجاست که هنر در برابر دشمنان خویش، با اثبات این نکته که به خودی خود دشمن هیچکس نیست، حقانیت خود را ثابت میکند.
🕊️ بیگمان تنها با هنر، تجدید حیات عدالت و آزادی را نمیتوان تضمین کرد. اما با نبودن هنر، این تجدید حیات بیشکل و قواره است و بنابراین هیچ نیست. بیوجود فرهنگ و آزادی نسبی، که لازمهی فرهنگ است، اجتماع هرچند تکامل یافته باشد جز جنگلی نیست. چنین است که هر اثر هنری اصیلی که آفریده میشود، هدیهای است برای آینده.
✍🏻 مترجم: #مصطفی_رحیمی
📔 از کتاب #تعهد_اهل_قلم
#مصاحبه_نویسندگان
#معرفی_کتاب #آلبرکامو
✿📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻کتابی که آیتالله بروجرودی آن را «ضاله» اعلام کرد!
🔹حجتالاسلام آقای وکیلی، اشعاری گفته و فقه را به شعر درآورده بود که چاپ هم شده است؛ در اولش راجع به عمر و ابوبکر چیزهایی نوشته بود. کتاب را به آیتالله بروجردی نشان داده بود. آقای بروجردی گفته بود این کتاب از #کتب_ضاله است؛ حق نداری منتشر کنی! این قسمتها را برو عوض کن. ایشان عقیده نداشت که کتابی چاپ کنیم و در آن به عمر و ابوبکر لعن کنیم.
🔸من یادم هست در همان زمانها... جو ضد سنیگری و مراسم نهم ربیع داشت گل میکرد. آنوقت دهه صفر بود دنبالش هم نهم ربیع بود که به عنوان #عید_عمر در اصفهان معرکه بود. من در همان زمانها آمدم قم. یکروز پیش آقای بروجردی بودم، آقای حاج سیدمحمدباقر ابطحی هم پدرخانمش را آورده بود آنجا به آقای بروجردی معرفی کند. یکدفعه آقای بروجردی فرمودند: «آقا! این چه وضعی است در اصفهان؟ در وقتی که #اسرائیل حمله کرده، کانال سوئز را دارد میگیرد، در #مصر مسلمانان اینطور گرفتارند، ما بیاییم جنگ شیعه و سنی راه بیندازیم؟ در اصفهان این چه وضعی است؟»
🔹خلاصه آقای بروجردی از این وضع عصبانی بود. پیدا بود از آن جوّ عید عمر گرفتن اصفهان خیلی ناراحت است. آن فتوای معروف #شیخ_شلتوت را هم که همه میدانند؛ آن فتوا که در آن شلتوت، فقه شیعه را به رسمیت شناخت در اثر فعالیت آیتالله بروجردی بود. ایشان به اینجور علما کمک میکرد، افراد میفرستاد با آنان ارتباط برقرار میکرد. ایشان دارالتقریب را تأیید میکرد، به آشیخ محمدتقی کمک میکرد، گاهی از علمای سنیمذهب خارج از کشور که به ایران میآمدند تجلیل میکرد و به آنها احترام میگذاشت. میگفتند در مسائل اسلامی شیعه و سنی باید با هم هماهنگ باشند.
✍🏻 #مهدی_مسائلی
📒 نهمربیع جهالتها و خسارتها ص۱۲۴
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰هزینه یک روزِ نویسنده در تهران
نویسنده: مهام میقانی
کارگردان: میلاد شجره
بازیگران: سعید چنگیزیان، میلاد شجره، فریال سنگری، دلسا کریمزاده
تماشاخانه ایرانشهر، سالن استاد حمید سمندریان. از سایت تیوال میتوانید تهیه کنید.
#پیشنهاد_تئاتر
#تمرین_نویسندگی
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
🔻وحدت تشیع و تسنن نه؛
وحدت شیعه و سنی حتماً!
🔹وحدت میان #تشیع و #تسنن نه ممکن است نه معقول؛ مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع – هر دو- است. اما وحدت #شیعه و #سنی هم ممکن است و هم معقول و هم مسئولیت و تعهد ما این است.
🔸وقتی از آن کسی که میگوید «#فلسطینیها باید ضربه بخورند و وقتی خوب ضربه بخورند، دل شیعه را خنک میکند» میپرسیم: چرا ضربه بخورند؟ جواب میدهد: «اینها دشمن اهل بیت بودهاند!» آقا! اینها کی دشمن اهل بیت بودهاند؟ اهل بیت کجا، اینها کجا؟ اینها چه تقصیری کردهاند؟ و ثانیاً آن اهل بیت تو، اهل بیتی است که انتقامش را باید #بن_گوریون بگیرد؟! این تشیع تو چه جور است که منتقمش و موعودش #بنگوریون و #موشه_دایان است؟! جامعههای اسلامی بمباران میشوند، اینها میگویند آنها دارند انتقام آن ستمی را که بر خانوادهٔ مصطفی رفت، پس میدهند!
🔹تو اگر شیعه هستی، به این معناست که در راه علی باید بروی و به آنچه که او برای آن جنگید، تو هم بجنگی و برای آنچه او زندگیاش را فدا کرد، تو زندگیات را فدا کنی، نه به این معنا که کسانی را که امروز مثل تو بدبخت هستند در کام دشمن مشترک خودت بیندازی یا بپسندی که بیفتند. آیا علی الان خودش با اینها دشمن است؟ برداشت تاریخی این آقا غلط است.
🔸این اگر به فلان خلیفه معتقد است، به عنوان دشمن اهل بیت به او معتقد نیست؛ به عنوان یک خلیفهٔ پیغمبر و رفیق علی به او معتقد است و من باید او را از اشتباه دربیاورم. اگر منطق دارم، باید این رفیقم را از این برداشت تاریخی غلط دربیاورم. و این کوشش من است و رسالت من. در آن حمله کردن به خانه فاطمه، والله این آقا شرکت نداشته! این ۱۴۰۰ سال بعد آمده. خودت هم میدانی شرکت نداشته و خودت هم میدانی که به نفع کی داری حرف میزنی!
✍🏻 #علی_شریعتی
📔 علی بنیانگذار وحدت، ص۱۸۰
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh