بهـارنارنــج🧡🪴
گفتمخدایا: ازبیناونهمہگـناهیکہکردم کدومرومیبخشۍ(:؟ گفت: اناللّٰھیغـفرالذنـوبجمیعـا...
نعناء رو هر چی بِچینی جاش سبز
میشه، کم که نمیشه هیچ، زیاد هم
میشه🌼.
#بخشِش مثـل نعنـا چیـدن هست؛
نترس خدا جاش رو برات ده برابر
پُر میکنه :)💛
بهـارنارنــج🧡🪴
<💜📚>
برایش کتاب بخر، و صفحهیِ اولش
بنویس برای لبخندت موقع بو کردنِ
برگههایش؛ همین💛📙. .
‹ کتاب، بهترین هدیه ›
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•﷽•
ختۍ نوادھ ھاتـ...💔
#دوشنبھھاۍ_امام_حسنۍ🌻
❥❬@dokhmalooneh1400❭
📱 توئیتیهدختربلژیکیبرایآقایخامنهای
ترجمه:
سید علی خامنه ای کیست؟ دوست داشتنی ترین فیلسوف، مرشد عالی، معتمد، رهبر و پدر
#عشق_بدون_مرز
#پویش_حجاب_فاطمے
❥❬@dokhmalooneh1400❭
ڪاشتوبودۍومیگفتۍ
جمهورۍاسلامۍحرماست...
ڪاشبودۍودرفضاۍغبارآلود
امروزافقرابا همانانگشتِنگشترۍات
نشانمانمۍدادۍ💔:)
ـ ـ ـ ـــــ❁ـــــ ـ ـ ـ
#سرداردلها
#لبیک_یا_خامنه_ای
❥❬@dokhmalooneh1400❭
بهـارنارنــج🧡🪴
ڪاشتوبودۍومیگفتۍ جمهورۍاسلامۍحرماست... ڪاشبودۍودرفضاۍغبارآلود امروزافقرابا همانانگشتِنگشترۍ
یکی از مدافعان حرم به حاج قاسم
گفته بود: جنگ سوریه تمام شد
ولی ما شهید نشدیم،
حاج قاسم پاسخ داده بودند
در آینده ای نزدیک فتنه هایی
پیش رو دارید که کل شهدا آرزوی
حضور به جای شما رو داشته باشند
آن روز من نیستم اما شما
پشت آقا رو خالی نکنید ..
#شهیدانه
#لبیک_یا_خامنه_ای
#زن_عفت_افتخار
#مرد_غیرت_اقتدار
صیغه ی عقد که جاری شد...💕
رفتیم که با هم صحبت کنیم...
دیدم پی چیزی میگرده...
پرسید...
"اینجا یه مهر 📿پیدا میشه...؟"
پرسیدم…"مهر برا چی...؟!
مگه نماز نخوندی…؟!"
گفت:"حالا شما یه مهر بدههه...❤"
گفتم: "تا نگی واسه چی میخوااای...نمیدم...❤"
میخواست نماز شکر بخونه...
از اینکه خدای مهربون...
روز میلاد حضرت رسول صَلَّ اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم...
بهش همسری عطا کرده...☺️
دوتایی باهم...😌
ایستادیم به نماز شکر خوندن...
هیچ وقت ازم نخواست که برا شهادتش دعا کنم...😔
میگفت...
"لزومی نداره آدم به همسرش از این حرفا بزنه…"
نمیخواست حرفی بزنه که باعث ناراحتی همسرش بشه...
گفتم...
"میدونم که واسه شهادتت خییییلی دعا میکنی...😓
اگه منو دوست داری...💔 "دعا کن که با هم شهید شیم...💕
از شما که چیزی کم نمیشه..."
گفت…"دنیا حالا حالاها با تو کار داره…"🙂
گفتم..."بعد تو سخت میگذره..."😥 #والله_که_بی_تو_مرا_شهر_حبس_میشود...
گفت:"دنیا زندون مؤمنه..."
روزای آخر حملم بود و نزدیک تولد 👶🏼بچه...
گفت:
"ناراحت میشی که برم جبهه...؟"
گفتم…
"آره...ولی نمیخوام مزاحمت بشم..."😣
رفت و دو روز بعد بچه به دنیا اومد...
وقتی برگشت...
بچه رو بوسید و اسمشو گذاشت...❤"هادی"❤
پرسیدم: "دوسش داری…؟"
گفت…
" 💕...مادرشو بیشتر دوست دارم...💕"
حضرت زهرا(س) و روضه هاشو خیلی دوس داشت...
ترکش که خورد،بردنش بیمارستان...
تا روز شهادت حضرت زهرا(س)نفس میکشید...
روز شهادت مادرش...
پر کشید و آسمونی شد...❤️
❤️ (همسر شهید،عبدالله میثمی).
5.mp3
3.64M
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ
بلا و مصائب ما بزرگ شده و بیچارگی ما بسی روشن و پرده از روی کار برداشته شد....😔😔🖤
وعده ما هرشب ساعت ۱۰🌸