eitaa logo
اللُّغَة والأدَب | بهمن بادینی
60 دنبال‌کننده
6 عکس
1 ویدیو
0 فایل
▪️ كانالی علمی در زمینه زبان و ادبیات که در آن برخی از فواید و نکات علمی را نشر می‌نمایم. ● بهمن بادینی - مدرس دانشگاه، مترجم و مدرس زبان عربی، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی
مشاهده در ایتا
دانلود
قدیم‌ها حتی روشنفکرشدن هم سخت بود. شخص باید کتاب‌های زیادی می‌خواند تا بتواند عوام را با چند اصطلاح قُلُمبه و مُشتی کلمات نچسب، به حیرت فرو ببرد و باید حداقل در فلسفه، سیاست و اقتصاد چند جمله‌ای برای گفتن داشت یا حداقل دفترکی ناقص از ادبیات و رمان‌های معروف خوانده بود. الآن اما نه... هر کسی می‌تواند با مغزی تُهی و دهانی پُر و در حالیکه آستینِ نفهمیدن را تا بیخِ مُخ کشانده باشد‌، روشنفکر شود و نالۀ جهل و بی‌سوادی خود را با طبلِ پر سر و صدای «خردگرایی» بپوشانَد به شرطی که هر از چند گاهی متلک و طعنه‌ای به شیخ و مُلا بزند و در صفحات مجازی خود مُدام از «انسانیت» و «خرد» صحبت کند! مهم نیست که موضوع چیست، مهم این است که فقط ناله کند و نِق بزند و مهم‌تر این‌که ناله و نِقی که می‌زند در جهت نقد و اعتراض به دین و سنت‌هایی باشد که فرهنگ سکولار به طرز وحشیانه‌ای آن را وحشتناک جلوه می‌دهد. اساساً یکی از شاخصه‌های روشنفکری عوام و خواص در ایران، نِق‌زدن‌هایی است که با موج و صدای فرهنگ سکولار و دین‌ستیز همراه است. سخن دکتر کدکنی در وصف برخی روشنفکران هم جای تأمل دارد که می‌گوید: در ایران برای این که شما مصداق روشنفکرِ (نمی‌خواهم) شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان را دوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بی‌وزن بی‌قافیه و بی‌معنی («احمدایِ» مُدرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید.
عیدتون مبارک🌸 تقبل الله منا ومنکم امیدوارم خداوند به برکت این عید، به زودی دل‌های همه رو به نصرت اسلام و مسلمانان و همچنین نابودی صهیوصلیبی‌ها و اعوان و انصارشون شاد کنه. اللهم آمین
شما نمی‌توانید به دلباختگانِ اصحاب جزیرۀ اپستین که کودکان را قربانی کرده، به آن‌ها تجاوز کرده و می‌خوردند، بفهمانید که قربانی‌کردن در عید قربان مسلمانان چیست و چه مفهومی دارد! آن‌ها از قبل تصمیم گرفتند تا با هر آنچه اسلامی است دشمنی کنند... هرچه که باشد! لهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ آن‌ها دل‌ها (عقل‌ها) يى دارند كه با آن [انديشه نمى‌كنند، و] نمى‌فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى‌بينند؛ و گوش‌هايى كه با آن نمى‌شنوند؛ آن‌ها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراه‌تر! اينان همان غافلانند [چون امكان هدايت دارند و بهره ‌نمى‌گيرد].
جالب این‌جاست که واژۀ «الآن» و «داخل» هم عربی هستند! به‌جای «الآن» بهتر بود از «اکنون» استفاده می‌کرد و هرچند بخش دوم آن «خودم هم داخل» برای پارسی‌زبانان عجیب و کمی گُنگ هست!! ولی به جای «داخل» هم بهتر بود از «درون، تو، میان» استفاده می‌کرد تا عوامِ خِردگُریز و فهم‌ستیزِ موافقش را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. اگر از معادل‌یابی بی‌پایه و دِیمی آن صرف‌نظر کنیم، چند نکته را باید متذکر شد: - «سلطان» هم واژه‌ای عربی بوده و معادل آن در فارسی پادشاه یا شهریار است. - «سلامت» هم در زبان عربی همراه «سَلام» هر دو مصدر فعل سلِمَ يَسلَم هستند. - واژۀ «رخصت» هم همان «رخصة» و از ریشۀ سه حرفی (ر خ ص) هست. از این هم بگذریم که دربارۀ واژۀ «داداش» هم اختلاف بوده که به قول دهخدا (ظاهراً ترکی است) و از قارداش (qardaş) ریشه دارد یا فارسی بوده و همان (دادا) است که ریخت آن در ترکی تغییر پیدا کرده است. (بگذریم چون هدف دشمنی با زبان عربی است) پدرومادرهای عزیز، در کنار انیمه، کی‌پاپ، گیم‌آف‌ترونز، اسکویید گیم و... فرزندتان را با کتاب و فرایند فهمیدن هم آشنا کنید تا در آینده به موجودی سراسر نفرت و بلاهت بی‌منطق و هیستریک تبدیل نشود.
بر خلاف تصور بسیاری از مردم، ترجمه یک امر تخصصی بوده که تنها متّکی بر دانش زبانی و ادبی نیست بلکه تا حد زیادی بین‌رشته‌ای بوده و به تخصص در موضوع متن ترجمه‌شده نیز نیاز دارد؛ مثلا کسی که دانش حقوقیِ دو زبانه ندارد، نمی‌تواند متن حقوقی ترجمه کند. مترجم در متن بالا دچار همین اشتباه شده است؛ او نمی‌داند که در زبان عربی به حقوقدانان (الفقهاء) گفته می‌شود و همان اصطلاح را با عنوان فقهاء ترجمه کرده است که در زبان فارسی به متخصصان علم شرعی (به ویژه فقه) اطلاق می‌شود. دکتر کورش صفوی: در مورد ترجمه باید دو عامل را در نظر بگیریم. اول این که دو نسل قبل تعداد مترجم‌های ما بسیار کم بود و متن‌هایی که ترجمه می‌شد و مترجم‌ها سعی می‌کردند ترجمه‌اش کنند، به مراتب محدودتر بودند و دوم این که این آدم‌ها همه‌شان تحصیل کرده‌های ادبیات فارسی بودند، چه به صورت کلاسیک که در دانشگاه درس خوانده باشند امثال دکتر خانلری و یا به صورت تجربی کار کرده بودند، مثل مرحوم محمد قاضی. این‌ها در هر حال دانش خوبی نسبت به زبان ادبی فارسی داشتند؛ یعنی محمد قاضی خدابیامرز نمی‌رفت کتاب فیزیک ترجمه کند. یا پرویز خانلری یک کتاب زیست‌شناسی ترجمه نمی‌کرد.
از هوش مصنوعی استفاده کنیم، به شرط این‌که خودمان کُندذهن نشویم! پایان‌نامه‌ای برایم فرستادند تا صحت و سقم منابع آن را بررسی کنم؛ نویسندۀ اصلی که از همان بنگاهی‌های مقاله‌فروش و پایان‌نامه‌فروش بوده و این پایان‌نامه را به دانشجوی بخت‌برگشتۀ متقلّب قالب کرده بود، از منابعی استفاده کرده بود که بعضاً وجود خارجی نداشتند و ساخته و پرداختۀ هوش مصنوعی بودند. علاوه بر این، برخی منابع جعلی هم عجیب بودند؛ به عنوان مثال نویسندۀ یکی از منابع در هیچ سایت و مجلۀ دانشگاهی وجود نداشت و بعد از جست‌وجوی فراوان تنها یک پیج اینستاگرامی با محوریتِ ناخُن‌کاری از او پیدا کردم! نویسندۀ مقالۀ دیگر هم نه متخصص آن رشته (یکی از رشته‌های علوم انسانی!) بلکه متخصص طب سنتی بود و تنها مقاله‌ای که از ایشان ثبت شده بود هم در رابطه با عرق خارشتر بود! تعداد قابل توجهی از استنادات هم با این‌که به منابع شناخته‌شده ارجاع داده شده بودند، اثری از متن ذکرشده در آن منبع نبود و استناد به آن‌ها جعلی بود! هوش مصنوعی ابزاری برای ساده‌سازی برخی عملکردها و یک دستیار هوشمند است، نه ابزاری برای فرار از تکالیف درسی و خلق آثار علمی! این رویکرد منفی علاوه بر افزایش تقلب و ناکارآمدی تحصیلی، باعث می‌شود خودمان هم به موجودات بی‌سواد و خسته‌ای تبدیل شویم که مغزمان دست‌نخورده و ضعیف است و برای کوچکترین مسائل هم به هوش مصنوعی پناه می‌بریم و از خودمان تحلیل و پردازشی نداریم!
شرایط ایده‌آلی که انسان در آن بتواند بدون مشکل و ناراحتی برای رسیدن به هدفش تلاش کند، وجود ندارد و نخواهد داشت! رنج، بیماری، سختی و گرفتاری لازمۀ دنیا و زندگی بشری هستند؛ تمام قضیه این است که آیا شما اراده و پشتکار استمرار و شکوفایی در چنین شرایطی را دارید یا مانند بسیاری از آدم‌ها جا می‌زنید و به موجودی روزمره‌ و مصرف‌گرا تبدیل می‌شوید که با خوشی‌های آنی و لذت‌های کذایی روزگار را سر می‌کند؟ دکتر محمد محمد ابو موسی (شیخ البلاغیین): تو باید با ارزش‌ترین کارها را در بدترین دوران‌ها انجام دهی، زیرا بدترین دوران‌ها تغییر نمی‌کنند مگر آنکه بهترین کارها را در آن انجام دهی، و دوران بد اگر تو را هم مانند خودش به بدی بکشاند، این بدی ادامه خواهد یافت. طنابِ دوران سخت را با انجام کارهای باارزش پاره کن... با گریه بر ویرانه‌ها زندگی نکن؛ زیرا آنهایی که بر ویرانه‌ها گریستند، مردند و ویرانه هم ویرانه باقی ماند. گریه بر ویرانه‌ها، ویرانه‌ای را آباد نکرد، آنچه تغییری ایجاد کرد، عزم جدی است نه گریه و شکایت و ناله. آنچه تغییر ایجاد می‌کند، عزم قاطعانه و اجرای قاطعانه است.
ابتدای مسیر علم‌آموزی و عالم‌شدن این است که: ۱- در این برهوتِ فضای مجازی از محتواهای یک دقیقه‌ای و پست‌های ساندویچی به سمت پژوهش و کتاب‌خوانی برویم ۲- از افراد سمّی و وقت‌گیری که فضای علمی را با مباحث زرد، حاشیه‌ای و خاله‌زَنَکی مسموم کرده‌اند دوری کنیم و علم را از صاحبان اصلی آن دنبال کنیم اگر این عادت‌های کُشنده را ترک کنیم و با برنامه و هدف‌مندی قدم برداریم، جهان علمی ما هم تغییر خواهد کرد و قطعا پیشرفت را احساس می‌کنیم و مهم‌تر از همۀ این‌ها، از این سطحی‌نگری و هیجانات عوام‌پسندانه هم خارج می‌شویم.
وأَنْصَفُ النَّاسِ في كُلِّ المَواطِنِ مَنْ سَقَى المُعادِينَ بالكَأْسِ الذي شَرِبا عادل‌ترینِ مردم در همه موقعیت‌ها کسی است که همان جامی را به دشمن بچشاند که خودش از دست او نوشیده است (با دشمنانش همان‌گونه رفتار کند که آن‌ها با او رفتار کرده‌اند) ولَيْسَ يَظْلِمُهُمْ مَنْ راحَ يَضْرِبُهُمْ بِحَدِّ سَيْفٍ بهِ مِنْ قَبْلِهِ ضُرِبا کسی که دشمنان را با همان شمشیری می‌زند که پیش‌تر با آن او را زده‌اند، به آنان ستمی نکرده است. لا تَقْطَعَنْ ذَنَبَ الأَفْعَى وتُرْسِلَها إِنْ كنتَ شَهْمًا فأَلْحِقْ رَأْسَها الذَّنَبا هرگز فقط دم افعی را قطع نکن که آن را رها کنی؛ اگر شجاع هستی، سرش را هم به دُمش ملحق کن (کار را یکسره کن). هُمْ جَرَّدُوا السَّيْفَ فاجْعَلْهُمْ له جَزَرًا وأَضْرَمُوا النَّارَ فاجْعَلْهُمْ لها حَطَبا آنان شمشیر را برکشیدند، پس تو نیز آنان را خوراکِ شمشیر قرار بده! و آتش را برافروختند (تا تو را بسوزانند)، پس تو نیز آنان را هیزم همان آتش کن! أبو أذينة
شبانه‌روز چرندیات بی‌اساسی مانند (عرب‌ها به ما آموختند به جای تن بگوییم نفر تا ما را تحقیر کنند) و... را منتشر می‌کنند و از حملهٔ اعراب هزار و اندی سال پیش، افسانه‌هایی ساختند که نه هالیوود و بالیوود بلکه شایستهٔ اسم (خالیوود) است. اما برای حملهٔ آمریکا و اسرائیل به خاکشان رقصیدند و الآن هم طوری در مورد جنوب صحبت می‌کنند که انگار در آن‌جا سیل و زلزله آمده و عامل آن جنایات یانکی‌های وحشی که آن‌ها را عمو صدا می‌زنند، نیست! "در این دنیا، هیچ چیز به اندازهٔ رذالت سازمان‌یافته خطرناک نیست." (ابله - داستایوفسکی)
ادبیات را می‌توان بهترین مجرای شناخت و دریافت روح و باطن هر دوره و عوالم ذیل آن دانست زیرا بیش از آن‌که گزارشی از احوال زمان خود ارائه دهد، انتقال‌دهندهٔ روح حاضر و جاری در همهٔ شئون زندگی عصر خویش است. شهریار زرشناس، سیری در ادبیات غرب ۱، ص۱۵
واژگان دنیای عجیبی دارند... مثلا هیچ انسانی نیست که شیفتهٔ واژگانی چون عدالت، انسانیت، عقلانیت نباشد و در مقابل با ظلم، بی‌عدالتی، فساد و تبعیض موافق باشد! تنها نکته‌ای که وجود دارد این است که [برخی از] همین تئوریسین‌های عدالت و انسانیت هستند که: - به اجناس تاریخ‌گذشته، پنهانی تاریخ جدید می‌زنند - شیر و دوغ را با آب قاطی می‌کنند یا دستمال‌کاغذی روی ماست می‌گذارند تا مشتری تصور کند سرشیر دارد - به جای پسته روی شیرینی باقالی رنگ‌شده می‌ریزند و به جای زعفران، کاکل ذرت رنگ‌شده به مردم قالب می‌کنند - ارث خواهر و برادرشان را بالا می‌کشند - از صف نانوایی تا اداره‌ها و... دنبال پارتی‌بازی و جلوزدن از بقیه هستند - با تقلب در امتحان و‌... نمره و مدرک می‌گیرند - کنتور گاز را دستکاری می‌کنند تا چندرغازی کمتر پول پرداخت کرده و راحت‌تر اسراف کنند - مدافع حقوق زنان بوده ولی به مادر و همسر دیگران فحاشی می‌کنند - از تحمل مخالف، عدم تعصب و دگراندیشی می‌گویند ولی مخالفان خود را با بدترین القاب خطاب کرده و بعضاً مستحق مرگ می‌دانند - و ... . حقیقت این است که شعاردادن بی‌هزینه‌ترین کار بوده و همه در ادعا بهترین‌اند... این عرصهٔ عمل است که عیار حقیقی را عیان کرده و انسان را از کوچهٔ خلوت به میدان عمل می‌برد! (لحظاتی هست که مردم دوستدار جنایت می‌شوند. آنها دوستدار جنایت‌اند، همه جنایت را دوست می‌دارند، همیشه دوستش می‌دارند، نه در بعضی لحظات. می‌دانی، انگار مردم به توافق رسیده‌اند درباره آن دروغ بگویند و از همان وقت درباره‌اش دروغ گفته‌اند. همگی اعلام می‌دارند که از بدی نفرت دارند، اما پنهانی عاشق آنند.) برادران کارامازوف - داستایوفسکی