📸 #گزارش_تصویری موکب تبیینی- بصیرتی ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵
🔶 موضوع: بررسی عملکرد پهلوی اول و دوم
👤 مهمان: حجتالاسلام والمسلمین مصطفی اسکندری
🔗 متن روایت موکب تبیینی
#اسکندری
┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄
روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات
🎞#روایت_تبیینی از #موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۱)
📌موضوع: بررسی عملکرد پهلوی اول و دوم
👤مهمان: حجتالاسلام والمسلمین اسکندری
🔶فضای موکب همانند شبهای گذشته، با استقبال خوب مردم همراه بود. سخنران همچون مردم پیش از آغاز برنامه، در محل حاضر بودند هرچند جلسه با کمی تأخیر شروع شد.
🔷هر یک ربع نیز دستهای خونخواه امام شهید از مقابل موکب عبور میکرد و حضار و سخنران، ایستاده، با شعارهای آنان همراه میشدند؛ رفتوآمد پیوسته این دستهها و پاسخگویی جمع حاضر به شعارهایشان، فضای جلسه را از یک نشست صرفاً سخنرانی خارج کرده و به بخشی از حالوهوای عمومی عزاداری و مطالبهگری مردم تبدیل کرده بود.
🔷مجری حجتالاسلام بهرمن در آغاز، ضمن عرض سلام و ادب به حاضران و عذرخواهی بابت تأخیر در شروع جلسه، و پس از آن، ابیاتی در وصف وضعیت منطقه و انتظار برای آیندهای که در نگاه شاعر با ظهور و برپایی عدالت پیوند خورده بود خواند:
«دنیا به کوری میزند خود را، نمیبیند
اشک فلسطین میچکد از دیده لبنان
دنیا نمیخواهد ببیند مکه وا کرده است
آغوش خود را روی حوثیهای با ایمان
دنیا نمیخواهد بفهمد راهی گور است
آل سعود خفته در آغوش بوسفیان
چشمانتظاریهای زهرا رو به پایان است
فردا به نخلی بسته خواهد شد تن شیطان
فردا مؤذن میشود کعبه ولی این بار
نام علی را میبرد بر بام و بر ایوان
ما با اذان کعبه فردا صبح میخوانیم
پشت سر مهدی نمازی تشنه باران»
پیش از شروع سخنرانی به حاضران یادآوری شد که برای استفاده از متن سخنرانیهای هر شب میتوانند از طریق اسکن رمزینههایی که روی پایهها و باندهای موکب قرار گرفته، عضو کانال مرکز بسیج اساتید در پیامرسان شوند و نظرات، انتقادات و پیشنهادهای خود را نیز از همان طریق ارائه کنند یا به دوستان حاضر در موکب منتقل سازند.
🔶مهمان موکب حجتالاسلام والمسلمین اسکندری با ادامه موضوع دو جلسه پیشین یعنی بررسی عملکرد حکومت پهلوی، تمرکز بر پهلوی اول و این جلسه عمده تمرکز خود را بر پهلوی دوم گذاشته بود.
🔶از سرکوب لرها تا واگذاری سرزمین؛ تصویر پهلوی اول
اسکندری در آغاز یادآوری کرد که در دو شب گذشته درباره پهلوی اول و عمده اقدامات او سخن گفته است و چون آن بحث طولانی شده، تنها به دو نکته دیگر درباره رضاشاه اشاره میکند و سپس به سراغ پهلوی دوم میرود.
🔸نخستین موضوع، کشتوکشتار مردم، بهویژه سرکوب قوم لر بود. او برای توضیح این بخش، مخاطبان را به خاطرات ویلیام داگلاس، قاضی آمریکایی که مدتی در ایران حضور داشته، ارجاع داد و پیشنهاد کرد کسانی که به زبان انگلیسی مسلط هستند، متن خاطرات او را بخوانند.
🔺از کتاب داگلاس، سپهبد احمد امیراحمدی که نخستین سپهبد ایران بوده و در دورهای که این اقدامات انجام میشده درجه سرهنگی داشته است در لرستان اقداماتی بسیار خشن علیه مردم انجام داده است.
🔺سخنران از جمله به روایتی اشاره کرد که بر اساس آن، نیروهای حکومتی افرادی از یک ایل را اسیر میکردند و سپس آهنی بسیار قطور، شبیه ماهیتابه، روی آتش میگذاشتند تا سرخ شود و بعد از بریدن سر یک فرد، آن آهن را به جای سر او میچسباندند تا ببینند بدن فرد تا چه مسافتی میتواند حرکت کند و حتی بر سر این موضوع شرطبندی میکردند. اسکندری این روایت را نمونهای از شدت قساوت در برخورد با مردم لر دانست.
🔻او سپس گفت حکومت برای وادارکردن مردم لر به تسلیم، از روش دیگری نیز بهره گرفت. در توضیح این ماجرا، خاطرهای را نقل کرد که یکی از دوستانشان در قم، از قول پدربزرگ خود بازگو کرده بود.
🔺مطابق این خاطره، نیروهای رضاشاه چند بار حمله کرده بودند اما مردم منطقه موفق شده بودند حملات را دفع کنند. سپس هواپیماها آمدند و منطقه را بمباران کردند؛ مردمی که تا آن زمان چنین چیزی ندیده بودند، با واقعیتی کاملاً ناشناخته مواجه شدند.
🔸به روایت اسکندری، یکی از بزرگان آن منطقه به دیگران گفته بود: «ما تا به حال با یک بندهخدا میجنگیدیم؛ با یک آدم میجنگیدیم که این طرفدار شیطان بود. الان اینهایی که از آسمان میآیند، با خدا که نمیشود جنگید؛ این لابد از جانب خداست.» همین نگاه باعث شد آنان دست از جنگ بکشند و پس از آن، بنا بر روایت سخنران، حدود هفتصد نفر از مردم آن منطقه اعدام شدند.
🔶موضوع دوم، واگذاری بخشهایی از سرزمین ایران بود. اسکندری با مقایسه رفتار پهلویها با قاجار گفت کسانی که همواره به قاجاریه انتقاد میکردند که هفت شهر قفقاز را واگذار کردند، در اصل انتقادشان وارد بود؛ اما تفاوتی که او بر آن تأکید داشت این بود که قاجار این سرزمینها را پس از شکست در جنگ از دست داد، در حالی که پهلویها مناطق ایران را «بدون جنگ» واگذار کردند.
💢برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۲)
🔰قسمت دوم
🔷او برای نمونه، از منطقه قرهسو در شمالغرب کشور نام برد که رضاشاه آن را به ترکیه بخشید. همچنین دو کوه آرارات بزرگ و کوچک، را از نقاط استراتژیک مرزی دانست که رضاشاه هر دو را به آتاتورک واگذار کرد.
🔷مثال بعدی دشت ناامید در مرز شرقی ایران بود. اسکندری گفت رضاشاه حدود سه هزار کیلومتر از این منطقه را به افغانستان بخشید؛ در حالی که سرچشمه رود هیرمند در دشت ناامید قرار داشت و بخش مهمی از شرق ایران، بهویژه مناطقی مانند زابل، از آب هیرمند بهره میبردند.
🔺پس از این واگذاری، حتی در دوره پسر رضاشاه نیز مسئله حقابه ایران آنگونه که باید پیگیری نشد و نتیجه آن، مشکلاتی شد که بعدها در موضوع آب میان ایران و افغانستان ادامه یافت.
🔷او سپس از منطقهای در مرز قوچان و در مسیر شوروی سابق یاد کرد و گفت بخشی خوشآبوهوا در آن محدوده نیز به شوروی واگذار شد. پس از آن، اراضی خانلیلی در فاصله قصرشیرین و خانقین را مثال زد و گفت این اراضی نفتخیز نیز به عراق واگذار شد. او در ادامه از واگذاری حاکمیت اروندرود به عراق نیز نام برد.
🔷در ادامه، بحث به بحرین رسید؛ موضوعی که اسکندری آن را نمونه مهم دیگری از عملکرد پهلوی دانست. بحرین تا سال ۱۳۴۹ در ساختار رسمی ایران، استان چهاردهم محسوب میشد، هرچند سالها بود انگلیسیها در آنجا حاکمیت داشتند. اما در سال ۱۳۴۹، بحرین از ایران جدا و استقلال آن به رسمیت شناخته شد. حتی در مجلس نیز افرادی مانند محسن پزشکپور نسبت به این اقدام اعتراض کردند، اما هویدا در پاسخ گفته بود: «بحرین دختر ما بود، شوهرش دادیم.»
🔶اسکندری سپس کوشید اهمیت این موضوع را صرفاً در قالب یک جدایی سرزمینی توضیح ندهد، بلکه بر پیامد دریایی آن تأکید کرد. او فاصله بوشهر تا بحرین را حدود چهارصد کیلومتر عنوان کرد و گفت این محدوده پیش از آن در چارچوبی قرار میگرفت که از منظر حقوق دریاها، برای ایران اهمیت خاصی داشت، اما پس از جدایی بحرین، وضع حقوقی این محدوده تغییر کرد و بخش بزرگی از آن به دریای آزاد تبدیل شد؛ از این منظر، او استدلال کرد که این تصمیم صرفاً از دستدادن یک جزیره یا سرزمین نبود، بلکه آثار راهبردی گستردهتری برای موقعیت دریایی ایران داشت.
🔺وی در همین چارچوب به حضور نیروی دریایی آمریکا در بحرین نیز اشاره کرد و گفت امروز پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین قرار دارد.
❇️جمعبندی این بخش از سخنان او روشن بود: «این پدر و پسر» هم در عرصه داخلی با سرکوب و کشتار و هم در عرصه خارجی با واگذاری سرزمینها و امتیازات، آسیبهای مهمی به منافع ایران وارد کردهاند. پس از این اشاره فشرده به پهلوی اول، اسکندری گفت از ادامه این بخش عبور میکند تا به پهلوی دوم برسد.
🔶محمدرضا شاه؛ از دروازه قزوین تا سلطنت سیوهفتساله
اسکندری در معرفی پهلوی دوم گفت محمدرضا پهلوی در چهارم آبان ۱۲۹۸ در تهران، در محله دروازه قزوین، که آن زمان از محلههای محروم تهران بود، متولد شد. او در خانوادهای فقیر و در یک اتاق کوچک زندگی میکرد، اما دو سال بعد، هنگامی که پدرش با کودتا به قدرت رسید، وضعیت خانواده بهطور کامل تغییر کرد و از فقر به ثروت و مال و منال رسیدند.
🔷محمدرضا در دو سالگی شاهد قدرتگرفتن پدرش بود و در بیستودوسالگی پس از کنار رفتن رضاشاه، به جای پدرش شاه شد. او در آن زمان افسر ارتش و دارای درجه ستوان یکم بود که یک درجه تشویقی نیز گرفت و به درجه سروانی رسید و بعد به سلطنت رسید.
🔻سلطنت او از شهریور ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۵۷، سیوهفت سال به طول انجامید و در پنجم مرداد ۱۳۵۹ در مصر از دنیا رفت و در مسجد الرفاعی قاهره، جایی که پیشتر پدرش نیز به امانت در آنجا دفن شده بود، به خاک سپرده شد. نماز او را سید طالب رفاعی، از مؤسسان حزب الدعوه عراق، اقامه کرد و انور سادات نیز هواپیمای اختصاصی برای انتقال او به مصر فرستاد.
🔺اما از نظر اسکندری، تفاوت مهم میان رضاشاه و محمدرضا صرفاً در شیوه اداره حکومت نبود، بلکه به شخصیت خود محمدرضا نیز بازمیگشت. او شاه را فردی بسیار ضعیفالنفس و ترسو توصیف کرد و برای بیان این ادعا، خاطرهای از پروین غفاری، یکی از همسران محمدرضا، نقل کرد که یک بار هنگام گردش با شاه، صدای «فشفش» مار به گوش رسید.
🔺در حالی که شاه حتی کلت نیز به کمر داشت، به شدت ترسید، دست او را رها کرد و فرار کرد. مار نیز بدون اینکه کاری به آنها داشته باشد، مسیر خود را گرفت و رفت. پروین غفاری در این خاطره از اینکه مردی که همسرش بوده در چنین موقعیتی از او حمایت نکرده و او را تنها گذاشته، گلایه کرده بود. اسکندری این خاطره را نشانهای از شدت ترس شاه حتی از مار دانست.
💢برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید