eitaa logo
مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
490 فایل
دیده‌بانِ راهبردی؛ بازخوانیِ دقیق تحولات 📍 تحلیلِ تمدنی و تطبیقی با سیره ائمه (ع); 🔹پژواکِ نشست‌های تخصصی و بیانیه‌های جریان‌ساز 🔍 اینجا «خبر» اولویت نیست؛ بلکه «فهمِ تحولات» با عقلانیت سیاسی; 📩 ارسال یادداشت‌های تحلیلی و نخبگانی:👇 @ostad_basiji
مشاهده در ایتا
دانلود
🎞 از ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۱) 📌موضوع: بررسی عملکرد پهلوی اول و دوم 👤مهمان: حجت‌الاسلام والمسلمین اسکندری 🔶فضای موکب همانند شب‌های گذشته، با استقبال خوب مردم همراه بود. سخنران همچون مردم پیش از آغاز برنامه، در محل حاضر بودند هرچند جلسه با کمی تأخیر شروع شد. 🔷هر یک ربع نیز دسته‌ای خونخواه امام شهید از مقابل موکب عبور می‌کرد و حضار و سخنران، ایستاده، با شعارهای آنان همراه می‌شدند؛ رفت‌وآمد پیوسته این دسته‌ها و پاسخ‌گویی جمع حاضر به شعارهایشان، فضای جلسه را از یک نشست صرفاً سخنرانی خارج کرده و به بخشی از حال‌وهوای عمومی عزاداری و مطالبه‌گری مردم تبدیل کرده بود. 🔷مجری حجت‌الاسلام بهرمن در آغاز، ضمن عرض سلام و ادب به حاضران و عذرخواهی بابت تأخیر در شروع جلسه، و پس از آن، ابیاتی در وصف وضعیت منطقه و انتظار برای آینده‌ای که در نگاه شاعر با ظهور و برپایی عدالت پیوند خورده بود خواند: «دنیا به کوری می‌زند خود را، نمی‌بیند اشک فلسطین می‌چکد از دیده لبنان دنیا نمی‌خواهد ببیند مکه وا کرده است آغوش خود را روی حوثی‌های با ایمان دنیا نمی‌خواهد بفهمد راهی گور است آل سعود خفته در آغوش بوسفیان چشم‌انتظاری‌های زهرا رو به پایان است فردا به نخلی بسته خواهد شد تن شیطان فردا مؤذن می‌شود کعبه ولی این بار نام علی را می‌برد بر بام و بر ایوان ما با اذان کعبه فردا صبح می‌خوانیم پشت سر مهدی نمازی تشنه باران» پیش از شروع سخنرانی به حاضران یادآوری شد که برای استفاده از متن سخنرانی‌های هر شب می‌توانند از طریق اسکن رمزینه‌هایی که روی پایه‌ها و باندهای موکب قرار گرفته، عضو کانال مرکز بسیج اساتید در پیام‌رسان شوند و نظرات، انتقادات و پیشنهادهای خود را نیز از همان طریق ارائه کنند یا به دوستان حاضر در موکب منتقل سازند. 🔶مهمان موکب حجت‌الاسلام والمسلمین اسکندری با ادامه موضوع دو جلسه پیشین یعنی بررسی عملکرد حکومت پهلوی، تمرکز بر پهلوی اول و این جلسه عمده تمرکز خود را بر پهلوی دوم گذاشته بود. 🔶از سرکوب لرها تا واگذاری سرزمین؛ تصویر پهلوی اول اسکندری در آغاز یادآوری کرد که در دو شب گذشته درباره پهلوی اول و عمده اقدامات او سخن گفته است و چون آن بحث طولانی شده، تنها به دو نکته دیگر درباره رضاشاه اشاره می‌کند و سپس به سراغ پهلوی دوم می‌رود. 🔸نخستین موضوع، کشت‌وکشتار مردم، به‌ویژه سرکوب قوم لر بود. او برای توضیح این بخش، مخاطبان را به خاطرات ویلیام داگلاس، قاضی آمریکایی که مدتی در ایران حضور داشته، ارجاع داد و پیشنهاد کرد کسانی که به زبان انگلیسی مسلط هستند، متن خاطرات او را بخوانند. 🔺از کتاب داگلاس، سپهبد احمد امیراحمدی که نخستین سپهبد ایران بوده و در دوره‌ای که این اقدامات انجام می‌شده درجه سرهنگی داشته است در لرستان اقداماتی بسیار خشن علیه مردم انجام داده است. 🔺سخنران از جمله به روایتی اشاره کرد که بر اساس آن، نیروهای حکومتی افرادی از یک ایل را اسیر می‌کردند و سپس آهنی بسیار قطور، شبیه ماهیتابه، روی آتش می‌گذاشتند تا سرخ شود و بعد از بریدن سر یک فرد، آن آهن را به جای سر او می‌چسباندند تا ببینند بدن فرد تا چه مسافتی می‌تواند حرکت کند و حتی بر سر این موضوع شرط‌بندی می‌کردند. اسکندری این روایت را نمونه‌ای از شدت قساوت در برخورد با مردم لر دانست. 🔻او سپس گفت حکومت برای وادارکردن مردم لر به تسلیم، از روش دیگری نیز بهره گرفت. در توضیح این ماجرا، خاطره‌ای را نقل کرد که یکی از دوستانشان در قم، از قول پدربزرگ خود بازگو کرده بود. 🔺مطابق این خاطره، نیروهای رضاشاه چند بار حمله کرده بودند اما مردم منطقه موفق شده بودند حملات را دفع کنند. سپس هواپیماها آمدند و منطقه را بمباران کردند؛ مردمی که تا آن زمان چنین چیزی ندیده بودند، با واقعیتی کاملاً ناشناخته مواجه شدند. 🔸به روایت اسکندری، یکی از بزرگان آن منطقه به دیگران گفته بود: «ما تا به حال با یک بنده‌خدا می‌جنگیدیم؛ با یک آدم می‌جنگیدیم که این طرفدار شیطان بود. الان اینهایی که از آسمان می‌آیند، با خدا که نمی‌شود جنگید؛ این لابد از جانب خداست.» همین نگاه باعث شد آنان دست از جنگ بکشند و پس از آن، بنا بر روایت سخنران، حدود هفتصد نفر از مردم آن منطقه اعدام شدند. 🔶موضوع دوم، واگذاری بخش‌هایی از سرزمین ایران بود. اسکندری با مقایسه رفتار پهلوی‌ها با قاجار گفت کسانی که همواره به قاجاریه انتقاد می‌کردند که هفت شهر قفقاز را واگذار کردند، در اصل انتقادشان وارد بود؛ اما تفاوتی که او بر آن تأکید داشت این بود که قاجار این سرزمین‌ها را پس از شکست در جنگ از دست داد، در حالی که پهلوی‌ها مناطق ایران را «بدون جنگ» واگذار کردند. 💢برای مطالعه قسمت دوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۲) 🔰قسمت دوم 🔷او برای نمونه، از منطقه قره‌سو در شمال‌غرب کشور نام برد که رضاشاه آن را به ترکیه بخشید. همچنین دو کوه آرارات بزرگ و کوچک، را از نقاط استراتژیک مرزی دانست که رضاشاه هر دو را به آتاتورک واگذار کرد. 🔷مثال بعدی دشت ناامید در مرز شرقی ایران بود. اسکندری گفت رضاشاه حدود سه هزار کیلومتر از این منطقه را به افغانستان بخشید؛ در حالی که سرچشمه رود هیرمند در دشت ناامید قرار داشت و بخش مهمی از شرق ایران، به‌ویژه مناطقی مانند زابل، از آب هیرمند بهره می‌بردند. 🔺پس از این واگذاری، حتی در دوره پسر رضاشاه نیز مسئله حقابه ایران آن‌گونه که باید پیگیری نشد و نتیجه آن، مشکلاتی شد که بعدها در موضوع آب میان ایران و افغانستان ادامه یافت. 🔷او سپس از منطقه‌ای در مرز قوچان و در مسیر شوروی سابق یاد کرد و گفت بخشی خوش‌آب‌وهوا در آن محدوده نیز به شوروی واگذار شد. پس از آن، اراضی خان‌لیلی در فاصله قصرشیرین و خانقین را مثال زد و گفت این اراضی نفت‌خیز نیز به عراق واگذار شد. او در ادامه از واگذاری حاکمیت اروندرود به عراق نیز نام برد. 🔷در ادامه، بحث به بحرین رسید؛ موضوعی که اسکندری آن را نمونه مهم دیگری از عملکرد پهلوی دانست. بحرین تا سال ۱۳۴۹ در ساختار رسمی ایران، استان چهاردهم محسوب می‌شد، هرچند سال‌ها بود انگلیسی‌ها در آنجا حاکمیت داشتند. اما در سال ۱۳۴۹، بحرین از ایران جدا و استقلال آن به رسمیت شناخته شد. حتی در مجلس نیز افرادی مانند محسن پزشکپور نسبت به این اقدام اعتراض کردند، اما هویدا در پاسخ گفته بود: «بحرین دختر ما بود، شوهرش دادیم.» 🔶اسکندری سپس کوشید اهمیت این موضوع را صرفاً در قالب یک جدایی سرزمینی توضیح ندهد، بلکه بر پیامد دریایی آن تأکید کرد. او فاصله بوشهر تا بحرین را حدود چهارصد کیلومتر عنوان کرد و گفت این محدوده پیش از آن در چارچوبی قرار می‌گرفت که از منظر حقوق دریاها، برای ایران اهمیت خاصی داشت، اما پس از جدایی بحرین، وضع حقوقی این محدوده تغییر کرد و بخش بزرگی از آن به دریای آزاد تبدیل شد؛ از این منظر، او استدلال کرد که این تصمیم صرفاً از دست‌دادن یک جزیره یا سرزمین نبود، بلکه آثار راهبردی گسترده‌تری برای موقعیت دریایی ایران داشت. 🔺وی در همین چارچوب به حضور نیروی دریایی آمریکا در بحرین نیز اشاره کرد و گفت امروز پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین قرار دارد. ❇️جمع‌بندی این بخش از سخنان او روشن بود: «این پدر و پسر» هم در عرصه داخلی با سرکوب و کشتار و هم در عرصه خارجی با واگذاری سرزمین‌ها و امتیازات، آسیب‌های مهمی به منافع ایران وارد کرده‌اند. پس از این اشاره فشرده به پهلوی اول، اسکندری گفت از ادامه این بخش عبور می‌کند تا به پهلوی دوم برسد. 🔶محمدرضا شاه؛ از دروازه قزوین تا سلطنت سی‌وهفت‌ساله اسکندری در معرفی پهلوی دوم گفت محمدرضا پهلوی در چهارم آبان ۱۲۹۸ در تهران، در محله دروازه قزوین، که آن زمان از محله‌های محروم تهران بود، متولد شد. او در خانواده‌ای فقیر و در یک اتاق کوچک زندگی می‌کرد، اما دو سال بعد، هنگامی که پدرش با کودتا به قدرت رسید، وضعیت خانواده به‌طور کامل تغییر کرد و از فقر به ثروت و مال و منال رسیدند. 🔷محمدرضا در دو سالگی شاهد قدرت‌گرفتن پدرش بود و در بیست‌ودوسالگی پس از کنار رفتن رضاشاه، به جای پدرش شاه شد. او در آن زمان افسر ارتش و دارای درجه ستوان یکم بود که یک درجه تشویقی نیز گرفت و به درجه سروانی رسید و بعد به سلطنت رسید. 🔻سلطنت او از شهریور ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۵۷، سی‌وهفت سال به طول انجامید و در پنجم مرداد ۱۳۵۹ در مصر از دنیا رفت و در مسجد الرفاعی قاهره، جایی که پیش‌تر پدرش نیز به امانت در آنجا دفن شده بود، به خاک سپرده شد. نماز او را سید طالب رفاعی، از مؤسسان حزب الدعوه عراق، اقامه کرد و انور سادات نیز هواپیمای اختصاصی برای انتقال او به مصر فرستاد. 🔺اما از نظر اسکندری، تفاوت مهم میان رضاشاه و محمدرضا صرفاً در شیوه اداره حکومت نبود، بلکه به شخصیت خود محمدرضا نیز بازمی‌گشت. او شاه را فردی بسیار ضعیف‌النفس و ترسو توصیف کرد و برای بیان این ادعا، خاطره‌ای از پروین غفاری، یکی از همسران محمدرضا، نقل کرد که یک بار هنگام گردش با شاه، صدای «فش‌فش» مار به گوش رسید. 🔺در حالی که شاه حتی کلت نیز به کمر داشت، به شدت ترسید، دست او را رها کرد و فرار کرد. مار نیز بدون اینکه کاری به آنها داشته باشد، مسیر خود را گرفت و رفت. پروین غفاری در این خاطره از اینکه مردی که همسرش بوده در چنین موقعیتی از او حمایت نکرده و او را تنها گذاشته، گلایه کرده بود. اسکندری این خاطره را نشانه‌ای از شدت ترس شاه حتی از مار دانست. 💢برای مطالعه قسمت سوم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۳) 🔰قسمت سوم او سپس به خاطرات حسین فردوست، از نزدیک‌ترین افراد به محمدرضا از دوران کودکی، استناد کرد و گفت فردوست درباره شاه نوشته که او اساساً حوصله فکرکردن نداشت و پیشنهادهایی را که به او ارائه می‌شد، به‌سادگی می‌پذیرفت. 🔺به این ترتیب، سخنران تصویری از محمدرضا ارائه کرد که در آن ترس، بی‌تصمیمی و وابستگی به پیشنهاد دیگران، بخش مهمی از شخصیت سیاسی او را شکل می‌داد. 🔻در ادامه، اسکندری «نازپروردگی» را ویژگی دیگری در شخصیت محمدرضا دانست و گفت: کودکی محمدرضا با سختی و محرومیت نگذشته بود؛ بلکه درست در دو سالگی، با قدرت‌گرفتن پدر، خانواده او وارد دنیای ثروت و امکانات شدند و همین مسئله در روند تربیت او اثر گذاشت. 🔶سختی، تربیت و آنچه از نظر سخنران در شخصیت شاه شکل گرفت در این بخش، اسکندری برای توضیح اهمیت سختی در تربیت انسان، به کلام امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۴۵ نهج‌البلاغه خطاب به عثمان بن حنیف استناد کرد؛ همان نامه‌ای که در آن حضرت، به دلیل حضور عثمان بن حنیف در یک میهمانی اشرافی که فقرا در آن حضور نداشتند، او را مورد عتاب قرار می‌دهد. 🔺اسکندری با نقل مضمون این نامه یادآور شد که امام علی(ع) در عین آنکه امیرالمؤمنین است، خود را از خوراک‌های اشرافی دور نگه می‌دارد و می‌فرماید به قرص نانی بسنده کرده و جامه‌ای ساده می‌پوشد. 🔺حضرت در همان نامه توضیح می‌دهد که چرا این زندگی سخت با آن شجاعت کم‌نظیر او در میدان نبرد منافاتی ندارد. در تعبیر مشهور نامه آمده است: «أَلَا وَإِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُوداً، وَالرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً، وَالنَّبَاتَاتِ الْعِذْيَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَأَبْطَأُ خُمُوداً»؛ یعنی گیاهان بیابانی و درختانی که در شرایط دشوار رشد می‌کنند، چوبی استوارتر و آتشی ماندگارتر دارند. 🔷اسکندری برای توضیح این مفهوم، مثال‌هایی از طبیعت زد. گفت گاهی در بیابان درختی را می‌بینید که حتی روی سنگ رشد کرده است. سپس درخت بلوط را مثال زد؛ درختی که از محکم‌ترین چوب‌هاست و چوب آن در گذشته برای تراورس راه‌آهن استفاده می‌شد، چون می‌تواند فشار زیادی را تحمل کند. 🔺او همچنین از قدرت آتش چوب بلوط و اینکه چنین درختی در برابر تگرگ شدید، سرمای بسیار زیاد یا حتی کم‌آبی طولانی‌مدت مقاومت بیشتری دارد. 🔺در مقابل، گل نیلوفر را مثال زد که اگر کنار چنار رشد کند، در مدت کوتاهی بالا می‌رود و حتی گویی از چنار به خاطر رشد سریع خود برتری می‌جوید، اما با فرارسیدن یک سرمای شدید خیلی زود می‌خشکد و می‌افتد. 🔸نتیجه‌ای که اسکندری از این تشبیه گرفت این بود که سختی، انسان را مقاوم بار می‌آورد و کسی که از کودکی با سختی مواجه نشده باشد، هنگام برخورد با دشواری‌ها تحمل و استقامت کمتری خواهد داشت. 🔺به اعتقاد او، محمدرضا در چنین محیطی پرورش نیافته بود. او بر همین اساس، سه عامل را در تربیت محمدرضا مؤثر دانست: نخست اشرافی‌گری، دوم تربیت غربی و فرانسوی، و سوم محیط تربیتی‌ای که در دوران تحصیل خارج از کشور با آن روبه‌رو شد. 🔷در خصوص عامل اول، همان اشرافی‌گری، اسکندری به همان سبک زندگی پرامکانات اشاره کرد. برای عامل دوم، از زنی فرانسوی به نام خانم «ارفع» نام برد که پس از ازدواج با یکی از خانواده‌های ارفع‌الدوله، در ایران با نام خانم ارفع شناخته می‌شد. او از همان دو سالگی در تربیت محمدرضا نقش داشت و کودکی او را با تربیتی غربی و بی‌بندوبار همراه کرد. 🔷عامل سوم، اعزام محمدرضا در سیزده‌سالگی به سوئیس بود. او گفت محمدرضا در مدرسه‌ای در سوئیس که محل تحصیل فرزندان اشراف بود، چند سال تحصیل کرد و حسین فردوست نیز همراه او فرستاده شد. در همین دوران، فردی سوئیسی به نام ارنست پرون وارد زندگی محمدرضا شد؛ کسی که اسکندری به استناد خاطرات فردوست، او را عامل انگلیس معرفی کرد. 🔷اسکندری در بیان ویژگی‌های پرون گفت فردی دانشمند و باسواد بود و در ادبیات و شعر نیز اطلاعات فراوانی داشت، اما در همان مجموعه خاطرات، از این گفته شده که او در مدرسه به عنوان نظافتچی بخش مقابل اتاق محمدرضا فعالیت می‌کرد. سخنران همچنین درباره گرایش‌های اخلاقی پرون گفت: او دارای انحراف اخلاقی و همجنس‌گرایی بود و چنین فردی بیشترین تأثیر را در زندگی محمدرضا گذاشت؛ به‌گونه‌ای که پس از بازگشت محمدرضا به ایران نیز پرون همراه او آمد. 🔺به گفته اسکندری، رضاشاه وقتی متوجه وضعیت پرون شد، از حضور او در دربار ناراضی بود و چند بار به پسرش گفت او را به کاخ راه ندهد، اما چون نمی‌خواست محمدرضا را ناراحت کند، این رابطه تا پایان عمر پرون ادامه پیدا کرد. سخنران نتیجه گرفت که مجموعه این شرایط در شکل‌گیری شخصیتی ضعیف و بی‌بندوبار در محمدرضا مؤثر بوده است. 💢برای مطالعه قسمت چهارم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶| ۲۳ شهریورماه (۸/۴) 🔰قسمت چهارم 🔶شش ازدواج و تصویر زندگی شخصی شاه در روایت سخنران 🔻اسکندری در ادامه به شش ازدواج محمدرضا پهلوی پرداخت و تلاش کرد از خلال روایت هر یک از این ازدواج‌ها، تصویری از مناسبات مالی و اخلاقی دربار را تکمیل کند. 🔸زن اول، فیروزه بود؛ خواهرزاده ساعد مراغه‌ای که بعدها نخست‌وزیر نیز شد. این ازدواج مربوط به دوره نوجوانی محمدرضا بود و این دختر به دلیل زیبایی برای او انتخاب شد. 🔷اسکندری از قول فردوست نقل کرد که او در آن زمان با درجه ستوانی ماهانه ۵۵ تومان حقوق می‌گرفت، اما هزینه ماهانه زندگی فیروزه ۵۰۰ تومان بود؛ جدا از زیورآلاتی که برای او خریداری شده بود. بعد از طلاق نیز، بنا بر این روایت، ثروت هنگفتی در اختیار او گذاشته شد و به خارج از کشور رفت. 🔸زن دوم، فوزیه، دختر ملک فؤاد پادشاه مصر و خواهر ملک فاروق بود. اسکندری این ازدواج را نیز در چارچوب پیوند میان حکومت‌های وابسته به انگلیس تحلیل کرد و گفت انگلیس در تلاش بود عوامل خود در ایران و مصر را به یکدیگر پیوند بزند. 🔺او یادآور شد که فوزیه عربی صحبت می‌کرد و انگلیسی هم بلد نبود، در حالی که محمدرضا فارسی و انگلیسی می‌دانست و حتی از این جهت نیز ارتباط مستقیم میان آنها ساده نبود. حاصل این ازدواج، شهناز بود که بعدها با اردشیر زاهدی ازدواج کرد. 👌اسکندری سپس به مراسم ورود فوزیه به تهران اشاره کرد. به گفته او، در آن زمان تازه راه‌آهن جنوب به تهران افتتاح شده بود و رضاشاه دستور داده بود روستاهایی که در مسیر راه‌آهن قرار داشتند، دیوارهایشان که به سمت راه‌آهن بود سفیدکاری شود تا منظره‌ای آراسته و شبیه باغ از مسیر قطار دیده شود؛ زیرا فوزیه از جنوب کشور با قطار به تهران آورده می‌شد. بعدها نیز فوزیه پس از طلاق با ثروت هنگفتی از ایران رفت. 🔸زن سوم، پروین غفاری، معروف به «طلا»، بود که اسکندری بخشی از سخنان خود را درباره شخصیت محمدرضا از خاطرات او نقل کرد. او گفت غفاری در خاطراتش نوشته بود یک شب هنگام راه‌رفتن در کوچه، متوجه شد ماشینی او را تعقیب می‌کند و بعد دریافت که راننده خود شاه است.همچنین روایت کرد که محمدرضا یک شب از دیوار خانه او بالا رفت و او را با خود برد. 🔺اسکندری به نقل از خاطرات او گفت این رابطه ابتدا غیرمشروع بود و بعد او را مجبور کردند آن را رسمی کنند. پروین غفاری باردار شد و فرزندش سقط شد و پزشکی به نام برزو اعلم در این ماجرا نقش داشت؛ روایتی که اسکندری گفت در خاطرات منتشرشده پروین نیز آمده است. او سپس از سرنوشت بعدی پروین غفاری و فعالیت‌های هنری او سخن گفت. 🔸زن چهارم، ثریا بختیاری از ایل بختیاری بود. اسکندری گفت این ازدواج نیز سرانجام به جدایی انجامید، زیرا ثریا فرزنددار نشد. سپس از قول اردشیر زاهدی نقل کرد که شاه برای ثریا خانه‌ای در فرانسه خرید، ماهانه ده هزار دلار برای او می‌فرستاد و حتی پس از طلاق نیز این پرداخت ادامه داشت. 🔺زاهدی همچنین، از انتقال سرویس‌های چینی با هواپیما برای ثریا در فرانسه سخن گفته بود. شاه تا پایان عمر، هر بار که به فرانسه می‌رفت، با ثریا نیز ارتباط داشت. 🔸زن پنجم، گیتی خطیر بود. اسکندری گفت این رابطه نیز مدتی ادامه داشت و دختری به نام فومیکا از این رابطه وجود داشت که اکنون صاحب شبکه تلویزیونی پارس‌تی‌وی در آمریکاست. به گفته او، وقتی مادر فومیکا از شاه جدا شد، شاه حاضر نشد این دختر را به دربار بیاورد، اما ثروت هنگفتی در اختیار آنها قرار گرفت و به آمریکا رفتند. 🔺اسکندری سپس گفت در اواخر عمر شاه، هنگامی که او در پاناما بود، فومیکا نزد او رفت و ملاقاتش کرد و شاه یک درصد از اموال خود را به او بخشید؛ یک درصدی که با توجه به حجم ثروتی که سخنران برای شاه ذکر کرد، رقم بسیار بزرگی می‌شد. 🔶در اینجا اسکندری به میزان دارایی شاه نیز اشاره کرد و گفت محمدرضا پهلوی در هنگام خروج از ایران حدود چهل میلیارد دلار پول نقد با خود برده بود. 🔺او همچنین به خاطرات احمدعلی مسعود انصاری استناد کرد و گفت شاه هنگام خروج از ایران ۳۸۵ چمدان همراه خود داشت که چهار صندوق جواهرات نیز در میان آنها بود که قطر هر یک از این صندوق‌ها به اندازه نیم‌تنه انسان و حدود یک متر بود و مملو از جواهرات بودند. این جواهرات هنوز در صندوق امانات یکی از بانک‌های سوئیس دست‌نخورده باقی مانده و جمهوری اسلامی ایران با وجود پیگیری‌ها نتوانسته به آنها دسترسی پیدا کند. 🔸زن ششم، فرح دیبا بود. اسکندری گفت پدر فرح که نظامی بود، بر اثر بیماری سل از دنیا رفته بود و خود فرح در مقطعی گرایش مارکسیستی و کمونیستی داشت و به جریان‌های مارکسیستی پیوسته بود. 🔺سپس به نقش اردشیر زاهدی در معرفی او به شاه اشاره کرد. 💢برای مطالعه قسمت پنجم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۵) 🔰قسمت پنجم 🔻به گفته سخنران، بعد از ورود فرح به دربار، خانواده دیبا به‌شدت گسترش یافت و به تعبیر مادر شاه، بیش از دویست نفر از وابستگان این خانواده وارد دربار شدند و به ثروت و موقعیت رسیدند. 🔸اسکندری در ادامه به مورد دیگری نیز اشاره کرد و گفت در سال‌های اخیر زنی علیه خانواده پهلوی شکایت کرده و مدعی شده که دختر پهلوی است و پدرش محمدرضا بوده و مادرش گوگوش بوده است؛ ادعایی که سخنران آن را نیز در ادامه روابط شخصی شاه مطرح کرد. 🔺اسکندری سپس از این مجموعه نتیجه گرفت که محمدرضا صرفاً به همسران رسمی خود محدود نبوده و با ده‌ها زن در نقاط مختلف جهان ارتباط داشته است. وی مدعی شد افرادی به عنوان واسطه و دلال، هنرپیشه‌ها و مدل‌ها را در کشورهای مختلف شناسایی می‌کردند و برای حضور یک یا دو شب نزد شاه، مبالغ هنگفتی تا میلیون‌ها دلار و مقادیر زیادی جواهرات دریافت می‌کردند؛ هزینه‌هایی که به گفته او از بیت‌المال پرداخت می‌شد. 🔶شیوه حکومتداری پهلوی؛ پس از مرور این بخش، اسکندری به شیوه حکومت محمدرضا پهلوی پرداخت و آن را در دو سطح داخلی و خارجی تشریح کرد که هردو سطح نیز به «باج دادن» ختم می‌شد؛ 🔸در داخل، منطق حکومت این بود که ابتدا «کدخدا» را ببیند و سپس ده را در اختیار بگیرد؛ یعنی به جای مواجهه مستقیم با جامعه، سران ایلات و عشایر را جذب و راضی کند. 🔺برای توضیح این روش، او به کردستان و منطقه سروآباد، در حدود ۳۵ کیلومتری مریوان در مسیر سنندج به مریوان، اشاره کرد که کردها آن را «سوراوا» می‌نامند. در آنجا، شیخ عثمان نقشبندی، رئیس صوفیان نقشبندی کردستان، نفوذ زیادی داشت. 🔷اسکندری توصیف مفصلی از باغ و موقعیت زندگی شیخ عثمان ارائه کرد و گفت: 🔺این منطقه در آن زمان از محروم‌ترین نقاط بود و مردم در فقر و فلاکت زندگی می‌کردند، اما شیخ عثمان باغی داشت که وسعت آن به حدی بود که کسی نمی‌توانست به‌راحتی پیاده دور آن را بپیماید. 🔻او اضافه کرد که در زمان جنگ، این باغ مصادره شده و در اختیار نیروهای بسیج قرار گرفته بود و چون آنها کشاورزی چندانی نمی‌دانستند، محصول باغ را می‌فروختند؛ به طوری که در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ درآمد فروش میوه باغ به حدود یک میلیون تومان در سال می‌رسید. 🔺او سپس از ساختار داخلی این مجموعه گفت: بخش بیرونی دارای سالنی بود که حدود هزار بسیجی در آنجا استراحت می‌کردند و حصاری طویله‌مانند نیز وجود داشت که در آن چند اسب گران‌قیمت و حتی گوزن نگهداری می‌شد. 🔻در بخش اندرونی باغ، استخری بسیار بزرگ وجود داشت که در وسط آن جزیره‌ای قرار گرفته بود و پلی از بیرون به آن می‌رسید؛ محلی که برای استراحت شخص شیخ عثمان استفاده می‌شد. اسکندری گفت شاه و سران رژیم نیز هرگاه به کردستان می‌رفتند و گذرشان به این منطقه می‌افتاد، در «کاخ» شیخ عثمان اقامت و استراحت می‌کردند. 🔺او سپس توضیح داد که یکی از امتیازاتی که حکومت به شیخ عثمان داده بود، سهمیه ورود بدون کنکور به دانشگاه تهران بود؛ دو سهمیه در هر سال که می‌توانست برای هر فردی که او معرفی می‌کرد، مورد استفاده قرار گیرد. اسکندری با این مثال استدلال کرد که حکومت با خریدن رضایت افراد صاحب‌نفوذ، مناطق را به‌صورت غیرمستقیم کنترل می‌کرد. 🔻در ادامه، به ساختار موسوم به «هزار فامیل» اشاره کرد و گفت بسیاری از کسانی که در این شبکه قرار داشتند، از امتیازات و بخشش‌های حکومت بهره‌مند می‌شدند و حتی افرادی خارج از این حلقه نیز ممکن بود بعدها به یکی از چهره‌های ثروتمند و وابسته تبدیل شوند. 🔸در همین چارچوب، او از رحیم‌علی خرم نام برد که ابتدا کارگر آسفالت‌کار بود و به دلیل اندام ورزیده‌اش در محوطه کاخ سعدآباد مشغول کار بود. مادر شاه که از آنجا عبور کرده بود، او را دید و از نگهبانان خواست این کارگر را بیدار کنند و برای استحمام نزد او بیاورند. 🔻اسکندری ادامه ماجرا را با تعابیر تند و عامیانه‌ای از زبان خود بیان کرد و مدعی شد همین فرد بعدها به دوست‌پسر مادر شاه تبدیل شد، صاحب پارک خرم و ثروت فراوان شد و در قاچاق نیز دست داشت. از نگاه سخنران، این نمونه نیز نشان می‌داد که چگونه روابط نزدیک به دربار می‌توانست در کوتاه‌ترین زمان، یک فرد عادی را به یکی از ثروتمندان کشور تبدیل کند. ‼️اما استدلال اسکندری فقط محدود به باج‌دادن داخلی نبود. او گفت تنها درباره بخشش‌ها و امتیازهای شاه می‌توان کتابی دست‌کم ۲۵۰ صفحه‌ای تهیه کرد. 🔸در اینجا، از روایت مادر فرح درباره سفر به آمریکا مثال آورد که شاه هنگام سفر به آمریکا هدایا و اشیای نفیسی مانند جواهرات، قالی و قالیچه برای رئیس‌جمهور آمریکا و همسرش می‌برد، در حالی که رئیس‌جمهور آمریکا در مقابل، تنها یک قطعه کاغذ و نقاشی مربوط به دوران کودکی خود را به عنوان هدیه می‌داد. 💢برای مطالعه قسمت ششم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۶) 🔰قسمت ششم 🔺اسکندری سپس به کتاب «مأموریت در ایران» ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران، اشاره کرد و گفت سالیوان در خاطراتش روایت کرده است که در سال ۱۳۵۷، هنگامی که او، همسرش، سفیر انگلیس آنتونی پارسون و همسر او و نماینده اسرائیل و همسرش در مشهد بودند، عبدالعظیم ولیان که هم استاندار خراسان و هم نایب‌التولیه آستان قدس رضوی بود، آنها را به شام دعوت کرد و سر میز شام، جواهراتی به زنان آنان هدیه شد. 🔺 سالیوان، گفته بود طبق قوانین آمریکا یک سفیر نمی‌تواند چنین هدیه‌ای را مالک شود و اعلام کرده بود نمی‌تواند آن را بگیرد. ولیان نیز در پاسخ گفته بود: «در مقابل ثروت شاه، این یک قطره در مقابل اقیانوس است.» ❇️اسکندری از این روایت نتیجه گرفت که حتی منابع مرتبط با آستان قدس نیز در سازوکار بخشش‌های دربار قرار گرفته بودند و مدعی شد جواهرات منسوب به امام رضا(ع) نیز به بیگانگان و حتی نماینده اسرائیل داده می‌شد. 🔺او در ادامه، حتی به فاضلاب لندن اشاره کرد که هزینه ساخت آن را پرداخته بود و حتی فاضلاب تهران را از الگوی فاضلاب لندن ساخته و این را نیز نمونه‌ای از همان رویکرد وابسته دانست. 🔷نمونه بعدی، خرید هواپیماهای جنگی F-4 بود. اسکندری گفت ایران هواپیماهای F-4 خریداری کرد، اما آمریکا بعدها آنها را برای استفاده در جنگ ویتنام، که حدود بیست سال طول کشید، از ایران گرفت. 🔺به گفته او، بخشی از این هواپیماها در آن جنگ سقوط کرد و بخشی دیگر از کار افتاد؛ و این را نیز نمونه‌ای از مناسباتی دانست که در آن امکانات ایران در اختیار قدرت خارجی قرار می‌گرفت. 🔷او سپس از خاطرات اردشیر زاهدی نقل کرد که زاهدی به شاه پیشنهاد کرده بود اگر می‌خواهند آمریکایی‌ها را همراه خود نگه دارند، باید به آنها پول بدهند، چون آنها «پولکی» هستند. 🔺اسکندری گفت بر اساس این روایت، پرداخت‌ها ابتدا ۱۵ میلیون دلار بود، سپس به ۱۵۰ میلیون دلار در سال و بعد به ۲۰۰ میلیون دلار در سال رسید. زاهدی همچنین گفته بود ایران خاویار خود را برای سران آمریکا می‌فرستاد، به سیاستمدارانی مانند رونالد ریگان که بعدها رئیس‌جمهور آمریکا شد خاویار هدیه می‌داد و حتی قالیچه‌های ابریشمی و فریم عینک طلا نیز تهیه می‌کردند. ⁉️در این بخش، اسکندری سؤال مهمی را مطرح کرد: اگر ایران در فاصله سال‌های حدود ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ به درآمد نفتی سالانه حدود ۱۸ میلیارد دلار رسیده بود، این حجم درآمد می‌توانست چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کند؟ 👆او یادآور شد که آن زمان نرخ دلار حدود هفت تومان بود و با چنین درآمدی، می‌شد ایران را «دسته‌گل» کرد. اما تهران آن زمان، به‌ویژه در جنوب تهران و حتی در محدوده نزدیک میدان آزادی، حلبی‌آباد وجود داشت و مردم در خانه‌های حلبی زندگی می‌کردند. ⁉️از نگاه اسکندری، سؤال اصلی این بود که «این پول‌ها چه می‌شد؟» و پاسخ او این بود: یا در داخل توسط وابستگان حکومت مصرف می‌شد یا به خارج و به قدرت‌های خارجی داده می‌شد. 🔻در ادامه، او به آستان قدس رضوی بازگشت و با اشاره به اینکه عشق مردم ایران به امام رضا(ع) محدود به دوران جمهوری اسلامی نبوده، گفت حتی در دوران طاغوت نیز مردم به زیارت می‌رفتند و داخل ضریح پول می‌ریختند. ‼️اما در آن زمان حرم مطهر امام رضا(ع) بسیار کوچک‌تر از امروز بود و عمدتاً به صحن سقاخانه طلا و صحن مسجد گوهرشاد محدود می‌شد. اسکندری سپس مقایسه‌ای با دوران پس از انقلاب انجام داد و گفت شهر طبس، پس از زلزله، به دست آستان قدس بازسازی شد، هویزه پس از ویرانی جنگ بازسازی شد و حرم امام رضا(ع) نیز توسعه بسیار زیادی پیدا کرد. ⁉️او در همین چارچوب گفت پرسش این است که منابع و درآمدهای آستان قدس در دوران پهلوی چگونه مصرف می‌شد و مدعی شد در همان دوره، قالیچه‌های نفیس امام رضا(ع) دزدیده می‌شد و به افراد و نقاط مختلف داده می‌شد. بنابراین، از نگاه او، «باج دادن» یکی از شیوه‌های اصلی حکومت پهلوی بوده است؛ هم برای خریدن وفاداری در داخل و هم برای جلب حمایت قدرت‌های خارجی. 🔻اسکندری در ادامه این منطق را به یک مناقشه سیاسی معاصر نیز پیوند زد. او به سخنی درباره لزوم بستن قرارداد با «کدخدا» اشاره کرد و گفت این ایده که «باید با کدخدا ببندیم»، در واقع همان منطق شاه است. 💢برای مطالعه قسمت هفتم اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۷) 🔰قسمت هفتم 🔺اسکندری از این موضوع نتیجه گرفت که آنچه امروز روحانی با عنوان «کدخدا» یا اتکا به قدرت‌های خارجی مطرح می‌کند، همان منطقی است که رژیم پهلوی نیز دنبال می‌کرد؛ یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه و قدرت‌های بزرگ را باید دید و با آنها بست و از آنها امتیاز گرفت. 🔶بی‌بندوباری؛ ضلع دوم شیوه حکومت دومین شیوه‌ای که اسکندری برای حکومت پهلوی برشمرد، «ترویج بی‌بندوباری» بود. استدلال او این بود که حکومت به این نتیجه رسیده بود که اگر نسل جوان درگیر مسائل فکری و اجتماعی نشود و به جای آن سرگرم «یللی‌تللی» شود، امکان کنترل آن بیشتر خواهد شد. 🔺برای توضیح این مدعا، او تنها به چند نمونه اشاره کرد و گفت صدها مورد دیگر نیز وجود دارد. یکی از مهم‌ترین مثال‌ها، جشن هنر شیراز بود؛ جشنواره‌ای که از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ در شیراز برگزار شد و در سال ۱۳۵۵ نیز یکی از دوره‌های آن هم‌زمان با ماه رمضان برگزار شد و برنامه‌هایی از موسیقی، تئاتر و هنرهای پیشرو و مدرن در آن ارائه می‌شد؛ برخی اجراهای بحث‌برانگیز نیز با واکنش شدید گروه‌های مذهبی و سنتی روبه‌رو شد. 🔺اسکندری در خصوص این جشنواره گفت در شهریور ۱۳۵۵ و هم‌زمان با ماه رمضان، در کنار خیابان و در معرض دید مردم، نمایشی اجرا شد که در یکی از صحنه‌های آن، مردی لباس یک زن را پاره کرد و در مقابل مردم، عمل منافی عفت انجام داد. 🔺سپس به آنتونی پارسون، سفیر وقت انگلیس، استناد کرد و گفت پارسون در کتاب خود نوشته است که به شاه اعتراض کرده و گفته بود اگر چنین صحنه‌ای در منچستر انگلیس اتفاق می‌افتاد، مردم به آن واکنش شدیدی نشان می‌دادند؛ چگونه شاه در یک کشور شیعه در برابر چنین وقایعی سکوت می‌کند و جلوی آنها را نمی‌گیرد؟ 🔻اسکندری ادامه داد که در همان جشنواره، تصاویر و فیلم‌هایی از اجراهای جنجالی وجود دارد و به نمایشی اشاره کرد که در آن یک بازیگر آفریقایی به صورت برهنه در مقابل مردم ظاهر شده بود و فرح نیز درباره این اجرا با او گفت‌وگو کرده بود. 🔺سخنران، بر اساس این صحنه، گفت در پاسخ به این پرسش که چرا چنین کاری انجام می‌شود، گفته شده بود: «هنر باید باز باشد؛ باید خودش را نشان بدهد.» او این رویکرد را نمونه‌ای از سیاست فرهنگی رژیم پهلوی برای ترویج بی‌بندوباری دانست. 🔸اسکندری در پایان سخنرانی با توجه به گذشت زمان، از ادامه این بحث صرف‌نظر کرد و سخنانش را با تشکر از حاضران و سلام و رحمت خدا بر آنان به پایان رساند. 🔶 بخش پرسش و پاسخ؛ ⁉️مجری پس از پایان سخنرانی، از سخنان محترم تشکر کرد و از او خواست چند کتاب را به عنوان منبع برای مطالعه معرفی کند. 🔺اسکندری گفت یک کتابچه نسبتاً کوچک که خود او در سال گذشته و در پی حوادث و اغتشاشاتی که در آنها شعارهایی به نفع شاه داده شده بود، برای نسل جوان نوشته، می‌تواند منبع دم‌دستی باشد. 🔺نام این کتابچه «خاندان پهلوی» عنوان شد و سخنران حجم آن را حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ صفحه دانست. او سپس توصیه کرد خاطرات سران رژیم پهلوی خوانده شود؛ از حسین فردوست گرفته تا برادر هویدا، مادر فرح، احمدعلی مسعود انصاری و دیگران. 🔺از نگاه او، در خاطرات این افراد مطالب فراوانی درباره ساختار دربار، روابط، ثروت‌ها، شیوه حکومت و اتفاقات آن دوره وجود دارد و برای مطالعه این موضوع، صدها کتاب نوشته شده است. ⁉️سؤال دوم از سخنران خواستار معرفی کانال‌ها، منابع و برنامه‌های سخنرانی مشابه در موکب‌ها شد تا چنین مباحثی به سراسر کشور منتقل شود. 🔺اسکندری در پاسخ گفت خودش چندان اهل فضای مجازی نیست و کانال مشخصی در ذهن ندارد، اما برخی افراد مانند آقای ابوطالبی و آقای مظاهری در این حوزه بیشتر از او مطالعه کرده‌اند که در این موکب هم تشریف آورده اند و می‌توان از مطالب آنها بهتر استفاده کرد. 🔶 جمع‌بندی آنچه در این نود و ششمین جلسه موکب تبیینی بصیرتی دنبال شد، تلاشی برای بازخوانی عملکرد دو دوره حکومت پهلوی از زاویه‌ای بود که سخنران آن را در امتداد یک منطق واحد می‌دید: در داخل، سرکوب مخالفان و خریدن وفاداری صاحبان نفوذ؛ و در خارج، اعطای امتیاز و تکیه بر قدرت‌های خارجی. 🔶روایت از سرکوب قوم لر و خاطراتی که اسکندری درباره خشونت‌های آن دوره نقل کرد آغاز شد، سپس به موضوع واگذاری مناطق مرزی و بحرین رسید و از آنجا وارد دوره محمدرضا پهلوی شد؛ از زندگی شخصی و تربیت او و عواملی که سخنران در شکل‌گیری شخصیتش مؤثر می‌دانست، تا روایت شش ازدواج، ثروت‌های دربار، مناسبات با وابستگان داخلی، امتیازدهی به سران ایلات و عشایر، هدایا و امتیازهای مالی به خارجی‌ها، ماجرای خاویار و جواهرات، و در نهایت سیاست‌های فرهنگی و جشن هنر شیراز. 💢برای مطالعه قسمت پایانی اینجا کلیک کنید
🎞 روایت_تبیینی از موکب_تبیینی_بصیرتی ج ۹۶ | ۲۳ شهریورماه (۸/۸) 🔰قسمت پایانی 🔸در این روایت، همه این نمونه‌ها به هم متصل شدند تا سخنران از آنها تصویری کلی از ساختار قدرت پهلوی ارائه کند؛ ساختاری که از نگاه او بیش از آنکه بر اتکای اجتماعی و توان داخلی استوار باشد، بر کنترل داخلی، امتیازدهی و وابستگی خارجی تکیه داشت. 🔸در عین حال، بخش پایانی جلسه نشان داد که بحث برای مخاطبان صرفاً به بازخوانی تاریخ محدود نمانده و به پرسش درباره نسبت تجربه تاریخی پهلوی با مسائل سیاسی امروز نیز کشیده شده است. 🔸درخواست معرفی منابع و تأکید بر گسترش این نوع جلسات در دیگر نقاط کشور، نشان داد که هدف جلسه از روایت گذشته، رسیدن به فهمی درباره سازوکار قدرت و معیارهای داوری سیاسی در زمان حال نیز بوده است. 🔺از این منظر، سخنرانی اسکندری را می‌توان روایتی دانست که می‌کوشد عملکرد پهلوی اول و دوم را نه با مجموعه‌ای از رویدادهای منفصل، بلکه از خلال پیوند میان «سرکوب»، «واگذاری و امتیازدهی»، «شبکه‌های درباری»، «وابستگی خارجی» و «سیاست فرهنگی» توضیح دهد؛ روایتی که در پایان، شنونده را به مطالعه مستقیم خاطرات و اسناد آن دوره ارجاع می‌دهد تا داوری تاریخی خود را بر پایه منابع گسترده‌تر دنبال کند. ┄┄┅┅❅🇮🇷❅┅┅┄┄ روبیـــکا | بـــله | روبیــنو | ایتـــا | آپــــارات